The first 200 lines.
زمان بخشیدن من فرا رسیده
من یه آدمو میکشم
میخوام آدمی بشم که تو بیای دستگیرم کنی کاپیتان چوی یونگ جین
من همه چیو واست برملا میکنم
من پلیسم
چه ارتباطی با پارک دونگ ایل داری؟
با آرامش بمیر
تو گفتی ازم عذرخواهی میکنی
من حرفی برای گفتن ندارم
حتی اگه چیزیم باشه نمیتونم بگم پس برو
اگه پارک دونگ ایل بابام رو نکشته پس کی کشته؟
واقعا که، خنده داره که اینجا همو دیدیم
رفتم پارک دونگ ایلو واسه آخرین بار ببینم
اونم دنبالم اومد
فکر کردم شما رئیس کانگو نمیشناسید
مگه نگفتی پارک دونگ ایلو نمیشناسی
این چیزیه که از حرفای شما برمیاد اینطور نیست؟
من نباید از این چیزا اطلاعی داشته باشم چون منو دزدیده بودن
حرفای آدم ممکنه عوض شن. مگه نه؟
آروم باش بهم بگو
تو همه چیو میدونی
میدونی چرا پارک دونگ ایل تو رو گروگان گرفت و میخواست بکشتت
پس همین الان بهم بگو
مجرم مرده و پرونده هم بسته شده، تمومه
اگه بفهمی چی گیرت میاد؟
باهام موافق نیستی کاپیتان چوی؟
پارک دونگ ایل بابای منو نکشته
پس فکر میکنی کی کشته؟
بهم گفت اول تو رو میکشه بعد همه چیو برام اعتراف میکنه
فکر کنم همه با این نظر موافق باشن که انگار تو بابامو کشتی
بزار مستقیم برم سر اصل مطلب و فقط یه چیزو ازت بپرسم
...تو
چوی سانگ ایک رو میشناسی یا نه؟
آهان...همون کارآگاه لجبازیو که سخت میشد باهاش کنار اومد؟
یادم اومد
خودتی
تو کشتیش مگه نه؟
بیست سال گذشته
الان دیگه مدت زمان رسیدگی به پرونده تموم شده
حتی اگه قانونم بگه
از اون موقع مدتها گذشته فقط فراموشش کن و کنار بکش
اصلا واسه چی اومدی و حرف گذشته رو پیش میکشی؟
تو بابامو کشتی
مگه نه؟
کنجکاوی؟
همین الان بهم بگو
بزارش کنار وگرنه صدمه میبینی
اگه دوباره جلومو بگیری اول تورو میکشم
کنار وایسا
دیگه تا الان باید فهمیده باشی که اگه چیزی رو که نمیتونی کنترل کنی، شروع کنی چه اتفاقی میوفته
از چیزی که به نظر میاد احمق تری
مطمئن باش کاری میکنم که بری پیش پسرت
قبل از اون، تو میری پیش بابات
تو داری یه پلیسو تهدید میکنی
زانو بزن و دستاتو بزار پشت سرت
وگرنه شلیک میکنم
فکر میکنی داری چیکار میکنی؟
بهت گفتم که جلومو نگیر
زانو بزن و دستاتو بزار پشت سرت
دستبند بزن
زانو بزن
تو کل زندگیم هیچوقت زانو نزدم
پس بهم شلیک کن
!شلیک کن
شلیک کن
یعنی احتمالش هست که مواد تو نتیجه آزمایش نشون داده نشه؟
درسته و قبل از تدفین آزمایشی در کار نبوده
پس حالا که مُرده پرونده بسته میشه
چیزی نیست که بخواین نگرانش باشین
شانگهای چی شد؟
یه معامله بیست بیلیون وونی انجام دادیم
هیچ مشکلی پیش نمیاد
پرونده ما دست دادستان گو هستش
چون زیر نظریم پس یه تحقیق مالیاتی انجام میشه
پس پرونده رو آماده کن
من دستورات لازم رو به بخش مربوطه دادم
اونا خودشون همه چیو آماده میکنن
و همینطور یه جانشین واسه رئیس کیم پیدا کردم
به زودی باهاش ملاقات میکنم
مراقب اوضاع باش، منشی یون
!بابا
شنیدم اینجا تازه سازه، همچینم بد نیست
چطوریه؟ خوبه؟
خُب، فکر کنم بتونم تحملش کنم
نا امید نباش و تحمل کن و یه ذره بیشتر صبر کن
فعلا که اینجایی بعدشم برای درمان میای
وکیل کیم دنبال هر راه حلی که بشه هست
تمرکزت رو از دست نده و آروم همینجا بمون
باشه، بابا
هرچیزی خواستی به پرستارت بگو
اون واست همه چیو محیا میکنه
واقعا؟
پس.....الکلم میشه؟
خودم حلش میکنم
چرا اینقدر پا پِی رئیس کانگی؟
برای اینکه بوی فساد میده
مگه ما دادستانیم؟
چرا باید تو کار شرکتای تجاری سرک بکشیم؟
رئیس کانگ به پرونده های دایره ما ربطی داره؟
داریم سعی میکنیم که بفهمیم ربط داره یا نه
بخش پر شده از پرونده هایی که ما نمیتونیم حل کنیم
میدونی مردم اون بیرون چه فکری میکنن؟
اونا فکر میکنن ما داریم درباره شرکتای تجاری تحقیق میکنیم تا ازشون پول بگیریم
میدونید که این درست نیست
چه فایده ای داره وقتی فقط من اینو میدونم
وقتی دور و بر آدمای پولدار بگردی اونوقت بهت میگن حشره
در هر صورت تا همین جا کافیه از این به بعد رو پرونده های بخش خودمون کار کن
فردا بهم گزارششو بده
میتونید برید
چیه؟ میخوای حرفی بهم بزنی؟
رئیس کانگ ته یو....بابای منو کشته
چی؟
این همون چیزی بود که پارک دونگ ایل میخواست بهم بگه
پارک دونگ ایل بابای منو نکشت ولی با جرمی که گردن گرفت زندگی کرد
اون مجازات رو قبول کرد و در عوضش یه چیزی از رئیس کانگ میخواست
ولی رئیس کانگ بهش خیانت کرد
احتمالا به قولش وفا نکرد
واسه همین پارک دونگ ایل سعی کرد انتقام بگیره
واسه اینکه با دستای خودش انتقام بگیره همه این مدت منو سر کار گذاشته بود
واسه همین بهم گفت متاسفه
واسه همین بهم گفت یه روز واسه بخشش بهم التماس میکنه
واسه همین میخواست که من کسی باشم که دستگیرش میکنه
...ولی بازم
از مدت زمان رسیدگی به این پرونده گذشته
الان هیچ کاری نمیشه کرد
اون عوضی
واسه همینم با اینکه خودش قربانی بود چیزی نگفت
ولی...تو چطور فهمیدی؟
من رئیس کانگ رو دیدم
تو دیدیش؟ اونم تایید کرد؟
نه، ولی من میدونم که خودش بوده
چوی یونگ جین
همه چیزایی که گفتی به نظر درست میاد
اما الان همه چی تموم شده
...من صدها بار، نه، هزاران بار درکت میکنم
ولی یادت باشه که تو یه پلیسی
نباید عجولانه رفتار کنی
میدونم
قربان من حرفاتونو دقیق و واضح شنیدم
وقتی بخوام مبارزه کنم احساساتی نمیشم
خب، خیالم راحت شد
کار اشتباهی کردی؟
چرا تو چشام نگاه نمیکنی؟
میخوای یه چیز بامزه برات تعریف کنم؟
اگه بامزه نبود باید ناهار بخری
اینطوری که خیلی سلیقه ای میشه
حتی اگه بامزه ام باشه تو میتونی بگی که بامزه نبود
پس ولش کن
بیا یه تست انجام بدیم، این منصفانه است
اگه تو درست گفتی من میخرم اگرم اشتباه کردی تو بخر
چطوره؟
باشه...چی هست حالا؟
دوتا مجرم داریم ولی تو یه دستبند داری
چیکار میکنی؟ داری باهام شوخی میکنی؟
دستاشونو با هم دیگه دستبند میزنم
این بود تستت؟
خب اگه سه تا باشن چی؟
دوتاشونو همونطوری که گفتم دستبند میزنم اون یکیم دستشو با کمربندم پشت سرش میبندم
اگه 4تا باشن چی؟
این کفشا رو در حال پرتاب دیدی، نه؟
اگه بنداشو در بیاری، دو تا بند گیرت میاد
با استفاده از همچین تکنیکی میشه 5 تا آدمو دستگیر کرد
چطوری فهمیدی؟
جواب تستت رو درست دادم
میخوای چی بخوری؟
از اونجایی که شرط بستیم میخوام یه چیز گرون بخورم
وای چقدر خوشمزه به نظر میاد
هان جین وو، بابت غذا ممنون
من خوب میخورم
چون دو یونگ شرطو برده باید ازش ممنون باشیم
ممنون
ممنون دویونگ
آره، هرچقدر میخوای بخور
و اگرم بیشتر خواستی بازم سفارش بده
باشه
تو نمیخوای بخوری؟
میخورم
حالا چه شرطیو بردی؟
تستِ دستگیریه 4 مجرم
همون که راجع به بند کفشه؟
اوه، چطور میدونستی؟
اونا واسه اذیت کردن تازه کارا ازش استفاده میکنن
باید وانمود میکردی که نمیدونی حتی اگرم میدونستی
درست جواب دادی؟
واقعا؟
واقعا که حس شیشم نداری
چرا نگفتی قضیه اینه؟
من فکر میکردم تو نمیدونی
تو میخواستی اونو اذیت کنی اونوقت اون تو رو اذیت کرد
در هر صورت ما خیلی خوب میخوریم
استیکش عالیه
وقتی یکی دیگه قراره حساب کنه خوشمزه تر میشه
درسته مخصوصا که جین وو میخواد حساب کنه
خوشمزه است
سونبه هان
چون احساس بدی داشتم واستون قهوه آوردم
ممنون
سونبه "جو" بهم گفت که شما میخواین یه چیزی بهم بدین
آره
بیا
No comments yet. Be the first to leave one.