The first 200 lines.
این کارتو فراموش نمیکنم نمیتونم فراموش کنم
ولم کن. همین الان ولم کن
این کار یعنی چی؟
چرا زندانی هارو کشتی؟
در رابطه با اوناست؟
گروهبان وو، باورت میشه؟
من دارم به خاطر کشتن دشمن توسط همکارم سرزنش میشم
اونا بی سلاح بودن
چه فرقی داره؟
تو دستور داستی همه ی زندانی هارو بفرستی پایگاه شمالی تا
با یه اسیر معاوضه بشن
نه. من اصلا همچین کاری نمیکردم
چی؟
داری میگی باید به خاطر یه دختر معمولی
جورچی هارو زنده بر میگردوندم؟
هدف چیه؟ افسر وون؟ چرا ما از 6 پایگاه محافظت میکنیم؟
یه دختر معمولی؟
دخترا، پسرا، پیرمردای بیچاره، اونا مردم چوسانن
اگه نتونیم از جونشون محافظت کنیم فایده ی جنگیدن چیه؟
تو به درد این کار نمیخوری
زندانی؟ ممکنه اسمشون زندانی باشه ولی در اصل سربازای بی رحمن
وقتی آزادشون کنی با اسلحه بر میگردن
...میدونم. ولی اگه اونارو طبق توافق زنده تحویل میدادیم
میتونستیم اون سربازامونو برگردونیم
ولی با کشتنشون تو اونارو تحریک کردی و کاری کردی به قولشون وفا نکنن
اونا وقتی در کنار هم نباشن یه مشت صحرا نشینن ولی وقتی متحد میشن یه ارتش قوی هستن
تو اینقدر از جنگیدن میترسی؟
من هیچ وقت نگفتم ترسیدم. هیچ وقت از جنگیدن نمیترسم
ولی اگه راهی باشه که بشه دشمن رو
بدون جنگ متوقف کرد، همیشه اون راهو انتخاب میکنم
شمشیر همیشه باید آخرین انتخاب تو باشه
کاری از تیم ترجمه ی امپراطور فیلم o— مترجم: مرضیه —o @emperor3film
همینجا بمون
...اما
کاری که گفتم بکن
نمیدونم چی باید بگم
متاسفم
من شمارو میکشم
چطور جرات میکنین بگین متاسفین
اگه بگین میکشمتون
به جاش بگین که اونارو نابود میکنیم
فرمانده اقدامات لازم رو انجام میده
اون هیچ وقت به خاطر تصمیماتش متاسف نیست و معذرت خواهی نمیکنه
و سربازا طبق تصمیمای اون می جنگن و میمیرن
به این میگن ارتش
بهم دستور بدین دستور پیروزی بدین
فقط اینو میخوام ازتون بشنوم
واقعا باید اینکارو بکنیم؟
اگه نمیخوای عقب بمون و ساکت باش
مربی؟
اینجا چه خبره؟
کی از اینجا میریم؟ ما آماده ایم قربان
فراموشش کن
قربان
قربان
قربان
تو به خودت میگی مربی؟ مطمئنی لیدرشونی؟
...کی دستور حمله داد؟ چطور جرات میکنین
بدون دستور بجنگین؟ شما چی هستین؟ یه مشت نفهم؟
این یعنی چی؟ چرا؟ شما چتون شده؟
اسلحه هارو بذارین و برین استراحت کنین
نه
شما ازم میخواین وانمود کنم هیچی نشده اونم بعد از کاری که با گوبدان کردن؟
نه. بیاین بریم. بیاین بریم و اونارو نابود کنیم
حرفمو دوبار تکرار نمیکنم. برگردین به استراحتگاهتون
نه. من نمیرم
میرم همشونو تنهایی میکشم. اگه کسی میخواد، با من بیاد
ای احمق
این یه دستوره. همین الان سلاح هاتونو بذارین زمین
میدونین اگه از دستور سرپیچی کنین چی میشه؟
مجازاتتون مرگه. سرتونو از تنتون جدا میکنم
پس باید تسلیم بشیم و بذاریم مارو نابود کنن؟
اگه الان برین هیچ کدومتون زنده بر نمیگردین. میفهمین؟
فقط فرمانده اینو میدونه؟ شما هم میدونین
میخوای به خاطر عصبانیت خودتو به کشتن بدی؟
سربازا اینجورین؟
فرمانده
من هیچ وقت نگفتم بهشون اجازه میدم بهمون حمله کنن
ما به اونا پیروز میشیم، ما همشونو نابود میکنیم
از رو زمین محوشون میکنیم
پس دست از دیوونگی بردارین و برین استراحتگاهتون
احمق ها
گوبدان
جی گوا (متوقف کردن شمشیر)
اگهراهی باشه که بشه دشمنو بدون شمشیر کشی
متوقف کرد، من اون راهو انتخاب میکنم. هنوزم باور دارم که تصمیمم اشتباه نبود
...ولی اگه تنها راه متوقف کردن شمشیر، شمشیرکشی باشه
صبر نمیکنم
حتی قوی ترین دشمن هم به ضعیف ترین خط دشمن حمله میکنه
ما، قبایل جورچی، دیگه نباید حقارت بکشیم
ما یه موقعیت مناسب گیر میاریم و
مرکز فرماندهیمونو تاسیس میکنیم
جورچی ها همیشه بعد از برداشت محصول ضعیف میشن
دانش اونا از کشاورزی بسیار کمه. بنابراین غذا برای اونا معضله
...به عبارت دیگه برای متحد کردن قبایل و افزایش قدرتشون اونا
حتی بیش از پیش به غذا نیاز دارن
یه جزیره در چوسان هست
که بهش میگن سیلوی پایگاه شمالی
اکثر مواد احتیاجات سربازها از اونجا تامین میشه
کدوم جزیره؟
جزیره ی نوک دون
اهمیت نوک دون فقط به دلیل وجود مزرعه های اون نیست
اگه دشمن نوک دون رو بگیره چی؟
...اونا نمیتونن
ارتش چوسان نمیتونه نیروهاشو در ساحل بذاره not
...مستقیما نزدیک به اونا اگه اونا موفق بشن نوک دون رو بگیرن
نمیتونم مانعشون بشیم که ساحل رو به تصرف در بیارن
پس نوک دون یه جای استراتژیکی مهمه
نوک دون اولین هدف ماست
ما سر دم دارامونو توی نوک دون قرار میدیم و
قدرتمونو تا چوسان افزایش میدیم
استحکامات رو توی نوک دون بسازید
سنگرهایی بسازید که 6 پا بلند باشن ، دشمن سواره نظام داره
پس باید بلندتر از ارتفاع پرش اسب باشه
سرعت و پویایی بزرگترین قدرت واست بنابراین ما
ولی فاصله پرتاب کمی داریم
سرباز هارو با تیر و کمان مسلح کنید و پیروزی از آن ماست
آتش
برید جلو
دشمن نیروهاشو توی نوک دون بیشتر کرده؟
بله قربان
اسمش لی سون شین بود؟
ما قبلا همدیگه رو دیدیم
ولی اگه پیروزی آسون بود دیگه چه جذابیتی داشت؟
تیر و کمان باید از چوسان باشه؟
چه فرقی میکنه از کجا باشه؟
اگه اونارو از چوسان بگیرین من سه برابر بهتون میدم
ســ..ســه برابر؟
قلعه چوشان یکی از اهداف اولیه ماست
ما باید نقششونو بر ملا کنیم.باید از خودشون و سلاح هاشون شناخت داشته باشیم
اگه سلاح هاشونو بدزدیم ضربه ی بزرگی به اونا میزنیم
نظرتون چیه؟ این کارو میکنین؟
بله. این کارو میکنیم
ولی باید خیلی مواظب باشین
...فرمانده دشمن لی سون شین بر خلاف بقیه
خیلی آدم دقیقیه
یه بار دیگه بگو، اسم فرمانده دشمن چیه؟
لی سون شین
وای نه، چونسو شنیدی؟ حالا چیکار کنیم؟
ما نمیتونیم این کارو بکنیم حتی اگه ده برابر بهمون پول بده
ما خیلی براش دردسر درست کردیم
ساکت باش
چرا اینقدر داد میزنی
دارم سعی میکنم فکر کنم
یه دقیقه؟ نه نیم دقیقه؟ نه 15 ثانیه؟
چی؟ با خودت چی میگی؟
دارم میشمرم چقدر طول میکشه چونسو در باره ی کاری که بهش گفتی نکن
تصمیم بگیره
چی؟
نگاش کن
دندوناشو رو هم فشار میده، سرشو کج کرده و داره با سیبیلاش ور میره
یعنی میخواد همون کاری رو بکنه که تو بهش گفتی نکن
اره
یا خدا، نمیشه
تو چته؟
بسه
این فکرو از سرت بیرون کن
هرچی الان به ذهنت میرسه اشتباهه
بریم - کجا بریم؟ -
کجا جز چوسان میتونیم بریم؟
چی؟
دیدی؟ چی بهت گفتم؟
نه چونسو، این اشتباهه
من این کارو میکنم، اونا سه برابر بهمون پول میدن
اگه این کارو بکنیم زندگیمون میسازیم
این کار اشتباهه. یادت نیست توی گونیانگ چیکار کردی؟
اگه بفهمه و بخواد پدرتو در بیاره چی؟
من چند بار تاحالا با مرگ دست و پنج نرم کردم. بفهمه چیکار میکنه؟
فوثش میکشتمون
این دیوونگیه
تو چت شده؟ کاملا عقلتو از دست دادی
خبر خوبی هست؟
خیلی وقت بود همچین لبخندی نزده بودم
خونه مربی خیلی خوب بود
نه اینجوریم نیست. اینو نگین
...ولی بالاخره یه دختر اوردی که بر خلاف
همه دخترا شبیه توعه
همسرت پسر به دنیا اورده؟
فرمانده اون یه درخواست مخصوص داره
درخواست؟
اون میخواد برا بچش اسم انتخاب کنه و خیلی دوست داره شما این اسمو انتخاب کنین
بسیار خب. فکرامو میکنم و یه اسم خول انتخاب میکنم
ممنونم قربان
چی...چی شده؟
وای خدا ترسوندیم
ببخشید برو بخواب
...سرما خوردی؟ صدات چرا
گریه میکردی؟
چی میگی؟ من گریه نمیکردم
ولش کن. دلش برای همسرش و بچه به دنیا اومدش تنگ شده
احتمالا همسر داشتن خیلی خوبه
نمیتونم برای پیدا کردن یه زن خوب صبر کنم
ساکت باش، نمیخوای بخوابی؟
نمیفهمی چی داری میگی؟
چطور جرات داری جلوی ایلسو از زن حرف بزنی احمق؟
آسون نیست
چند ساله اسم بچه هامو انتخاب کردم
ده سال پیش اسم آخرین بچمو گذاشتم میون
نمیدونم تو آهسان حالشون خوبه یا نه
مادر همیشه از درد کمرش ناله میکرد
No comments yet. Be the first to leave one.