The first 200 lines.
. الان دفتر معاونت منطقه ی من تو 51 هست
. این خبر عالی ایه
میخواستم شماها اولین کسانی باشین که . این مرد کوچیکو میبینه
. قراره اوتیس صداش کنیم
متوجه یه گربه مرده تو کلیسا شدی ؟
. عجیب بود
.گربه ها معمولا خودشونو از آتیش میکشن بیرون
. آغشته به بنزین شده بود . اون نطقه شروع آتیش بوده
، وقتی برگشتی باید یه سری از
. وسایلاتو بیاری اینجا
. برای مراقبت از اون پسرا باید برم اورگان
. ازت میخوام باهام بیای
. تو این ایستگاه رو یه جای خاص کردی
. عاشقتم، مرد
، من به اورگان نمیام
. اما میخوام من و تو بمونیم
. چیزی قرار نیست عوض بشه
یه گربه رو آغشته به بنزین کردن ؟
وحشتناکه، درسته ؟ - . این حداقلشه -
خیلی روش کارامدی برای راه اندازی . یه اتیش سوزی بنظر نمیاد
هست، اگه شتاب دهنده ی آتیش رو
، همه جا پخش کنی . گربه رو آتیش بزنی
. میذاری گربه خودش بقیه ی کارارو بکنه
اداره تحقیقات آتش نشانی هیچ مظنونی داره ؟
. نه شاهدی،نه سرنخی
ون میتر بعدا یه سر میاد که
. گزارش حادثمون رو بخونه
شاید یکی از بچه های ما یه چیزی دیده . باشه که ممکنه کمک کنه
یه حسی بهم میگه که تنها دلیلی که قراره
. بیا اینجا، فقط این نیست
منظورت چیه ؟ - . هوم -
خب از کدوم ایستگاه اومدی ؟
. اون طرف دیمین و ادیسون
. ارمیتاژ . 31توی باک تاونه
دیگه از دستم در رفته . بقیه ی ایستگاها کجان
. واو، کروز
. هی، تو...قهوه رو ریختی رو لباست
. و لباست برعکسه
. بیا ترمز کافئین رو بکشیم، جو
باید ازش تاکتیکی استفاده کنی . نه این که جایگزین غذا بکنیش
. این نکته رو از راه سختی یادگرفتم
اگه فقط میتونستم سه . ساعت بدون وقفه بخوابم
اره، حالا بهم اعتماد کن . بدنت تنظیم میشه
میدونی، وقتی لی هنری رو برای ...اولین بار اوردیم خونه، اون بچه
، موچ میخوای گوشیتو جواب بدی ؟
، پسرعموی ترودیه . اونی که خیلی پرحرفه
فقط تماسو سایلنت کن
. که بقیمون مجبور نباشیم صدای زنگشو بشنویم
هان، از کی تا حالا اون دکمه اون کارو میکنه ؟
. اه، از وقتی که تلفن ها ساخته شدن
، بیخیال . این درس شماره یک گوشیه
...کامیون 81
، نه، متاسفم، اه ...موتور 51
امبولانس 61، فرد اسیب دیده در . خیابان هادسون شماره 1056
. ادم واقعی بود
. خیلی وقت بود این صدارو نشنیده بودم
داری چیکار میکنی هرمن ؟ داری سعی میکنی بندازیمون اون طرف ؟
مثل سگ، اکوستا. مرکز اعزام . مارو فرستاده اینجا
پس مورد اورژانسی کجاست ؟
ادرسو درست اومدیم ؟ - ...اه، 51 -
! این پایین
. ما بیشتر از 20 دقیقه س که منتظریتونیم
. من دو بار زنگ زدم - باشه، چی شده ؟ -
. داشتیم توپ میزدیم
ال یه اسلم دانک خفن زن و بعد بک دفعه
. همه چی خراب شد رو سرش
. باشه - . ما تکونش ندادیم -
. مامان من پرستاره . اون اینو بهم یاد داده
. خیلی خب، کارت درست بود . بیا
. هی، بچه ها، یکم بهمون فضا بدین
. برید عقب، عقب
. کمکم کن، لطفا
مترجم: SARVIN بروز ترین سریال های جهان Instagram: @serialbox_
، موتور 51 به مرکز . یه قربانی داریم که به زمین میخ شده
نیاز داریم یه کامیون بفرستین که . میله اهنی رو از روش ببره
. یه کامیون برای همکاری فرستادیم
. نه، یه موتور فرستادین . دو تا درواقع
. هرمن، اون خیلی خون از دست داده
باید ببریمش بیمارستان
. قبل از این که اسیب عصبیه دائمی ببینه
هی، اکوستا، میتونی با گروهت بری در خونه ها رو بزنی
ببینی میتونی چیزی پیدا کنی که . بتونیم این حلقه اهنی رو باهاش ببریم
. هی، هی، هی، هی هی، اسمت چیه رفیق ؟
. الیستر . دوستام ال صدام میکنن
. عاهان، اره تو ال کوچیکه ای ؟
چون من یه ال میشناختم که دوست داشت . تو زمین بازی خودنمایی کنه
. هی، طاقت بیار
ما اینو از روت برمیداریم، خیلی خب ؟
. ببین، اونا یه گروه کامیون فرستادن
، هی، کرامول . اهن برت رو لازم دارم
، سمپسون . اون اهن بر رو بیار
! اطاعت
، به محض این که آزاد بشه
یه بانداژ دورش میپیچم که . لبه ی تور بسکتبالو تو جاش نگه داره
. بیا یه کرلیکس بیاریم
شماها اینجا چیکار میکنید ؟
مرکز اعزام نصف سازمان اتش نشانی . رو به یه دلیلی فرستاده اینجا
. میدونم . سیماشون قاطی شده
، باشه، کرامول
شماها این تخته رو بگیرید و . ثابت نگهش دارید، خیلی خب
ریتر، این نگه دارنده های رو درست بالای
جایی که فرو رفته گیره بزن، خیلی خب ؟
. وقتی دارم میبرمش ثابت نگهش دار
هی، ال، ال، ال، ازت میخوام . کامل بی حرکت بمونی
! هی، شماها دارین اذیتش میکنید
هی، باید از حلقه آزادش کنیم
. تا به بیمارستان انتقالش بدیم، باشه؟ زود باش
. خیلی خب، خوبیم . بلندش کنید
. یک، دو، سه
. بیارش سمت من
. مرسی
. کمکم کن، هرمن
. اره، همینجا
. به نفس کشیدن ادامه بده. بیا . بخش سختش تموم شد
. خیلی خب، بیاین بذاریمش رو برانکارد
. اره
. یک، دو، سه
خوشحالم که برای یک بار هم که شده . کلی کمک اینجا بود
. باشه، بریم
گزارش حادثه رو میتونی با خودت ببری
و میتونم یه کپی از دفتر ثبت روزانه رو . هم بهت بدم اگه لازمش داری
عالیه، گرچه اینجا هیچ چیزی نمیبینم
. که خودمون از قبل ندونیم
هیچکدوم از بچه هاتون هیچ چیز مشکوکی
اطراف کلیسا ندیدن ؟
نه، تنها چیزی که احساس کردیم . عجیبه همون گربه بود
. هی، سیگر - . هی سوراید -
به نظر تندترین تیم تحقیقات آتش سوزی
در غرب میانه دوباره دور هم جمع شدن، هان ؟
جدی ؟
. هنوز این موضوع رو نگفتم
...ون میتر
دوباره داری سعی میکنی ستوان منو مصادره کنی ؟
. اون بیرون یه اتش افروز خیلی پیچیده داریم
. اولین چیز رو درباره اون یارو نمیدونیم
. یا اون زن
که یعنی هیچی درباره ی انگیزشون
. یا قصدشون نمیدونیم اونا برنامه دارن حمله های بیشتری بکنن ؟
. گرفتم . خودتو خسته نکن
میخوای توی این تحقیقات باشی ؟
. اره، میخوام این روانیو پیدا کنم
. باشه، کروز رو میذارم مسئول تیم نجات
. سعی میکنم یه شناور پیدا کنم
. اون کامل مال توئه ون میتر
. مرسی، رئیس - . برو، از اینجا برو بیرون -
اولین حرکتمون چیه ؟
باید به کشیش بگیم اتفاقی که برای
. کلیساش افتاده حادثه نبوده
پدر انتونی ؟ . توی صحنه دیدمش
خوبه. بریم ببینیم اون هیچ ایده ای داره
. که کی ممکنه بخوای چنین کاری بکنه
. قراره باحال باشه، سوراید
تو تنها کسی هستی که میشناسم
. که فکر میکنه تحقیقات اتش افروزی باحاله
تنها ادم ؟ - . اره -
خودم الان دیدم چقدر . سریع واسه این کار پریدی
شنیدی امدادگرا داشتن بیرون بیمارستان بحث میکردن ؟
معلوم شد همشون باهم به یه ماموریت اوردوز
. توی خیابون 123ام فرستاده شدن
. اره، مرکز اعزام امروز یه جور مشکل بزرگ داره
من به هانا توی مرکز تماس زنگ میزنم
. و ببینم چی شده - . اره -
چی شده ؟
. گوشیم، اینجا نیست
هی، بهم زنگ میزنی ؟ - . اره -
. امروز صبح دیدم دستته
. اره، داشتم برای کیسی پیغام میذاشتم
. اولین شیفتشه
. منتظرشم که جوابمو بده
برنامه پیدا کردن گوشی رو داری ؟
. اره، فقط رو گوشی خودم
، باشه، ام . شاید تو بیمارستان جا گذاشتیش
میتونیم تو ماموریت بعدی . یه سر بریم بپرسیم
چطور گوشیمو گم کردم ؟
. امروز مغزم درست کار نمیکنه
.اممم
با عشق و حمایت این محله
و این شهر عالی، میدونم که خیلی برامون طول نمیکشه
. تا دوباره کلیسامون رو از نو بسازیم
تا اون زمان، به یاد داشته باشید ، که خدا به جاشوا چی گفت
. قوی و استوار باشید
نترسید و ناامید نشوید و بدانید که خدا، خدای شما
. هرجا که برید با شماست - . آمین -
. متشکرم
. خیلی برای حمایتتون ممنونم
. مرسی که اومدین . مرسی
. هی، پدر منو یادت میاد ؟
من یکی از اتش نشان هایی . هستم که اون روز اومده بود
. اوه، بله، آفرین بر شما . شما ادمای فوق العاده ای هستین
. این ستوان سیگره
. اون از طرف دفتر تحقیقات اتش نشانیه
سلام، پدر، میتونیم کمی از وقتتون رو بگیریم ؟
البته، چطور میتونم کمک کنم ؟
ما داریم روی علت اتش سوزی تحقیق میکنیم
و متاسفانه ما دلیلی داریم که معتقدیم
. یکی این کارو از قصد کرده
. متوجهم
در حقیقت، فکر میکنیم یه نفر درواقع از
گربه ی کلیسا استفاده کرده . تا آتش رو پخش کنه
. اون موجود بیچاره
No comments yet. Be the first to leave one.