The Old Way

The Old Way

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Old Way 2023 1080p BluRay REMUX AVC DTS-HD MA 5 1-FGT
The Old Way 2023 1080p BluRay AVC DTS-HD MA 5 1-MT
The Old Way 2023 1080p BluRay x265-RARBG
The Old Way 2023 1080p BluRay H264 AAC-RARBG
The Old Way 2023 720p BluRay H264 AAC-RARBG
The Old Way 2023 BRRip x264-ION10
The Old Way 2023 1080p BluRay x264 DTS-MT
The Old Way 2023 1080p BluRay x264 DTS-HD MA 5 1-MT
The Old Way 2023 720p BluRay x264 DTS-MT
The Old Way 2023 720p BluRay HEVC x265-RMTeam
A Commentary by KiarashNg
█⫸ کیارش نعمت گرگانی | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Tags

BluRay
1080
TS
HD
REMUX
x265
720p
720
brrip
x264
HEVC
Published on: 2023-02-26
Downloads: 42
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫وقتی سرخود تصمیم می‌گیریم...

‫برخلاف صلاح خودمون...

‫و صلاح جامعه‌مون عمل کنیم،

‫باید درک کنیم...

‫اعمالمون عواقبی دارن.

‫ضمنا، باید به سلسله مراتب ‫قدرتی که خداوند...

‫در اختیارمون قرار داده، احترام بذاریم.

‫من نخواسته بودم چنین مسئولیتی بهم محول کنن.

‫به خواست خودم به قدرت رسیدم،

‫ولی انگیزه چنین کاری رو...

‫قدرت برتری در اختیارم قرار داده بود.

‫جیمی.

‫خواست خداست...

‫که من امروز چنین جایگاهی دارم.

‫نگاهی درست و حسابی ‫به زندگیتون بندازین ملت.

‫به نظرتون اتفاقی هست...

‫که بدون خواست خدا رخ بده؟

‫اگه خواست خدا باشه...

‫که یکیتون رئیس باشین...

‫ببین بریگز.

‫برادرش رو چهارچشمی بپا.

‫رئیس خیال می‌کنه ممکنه کاری کنه.

‫این‌طور نیست.

‫خداوند ابزار و شهامت ذهنی مورد نیاز...

‫گسترش منافعم تو این جامعه رو ‫بهم عطا کرده.

‫نه تنها تونستم مرکز ‫خرید و فروش کلارک رو تأسیس کنم،

‫بلکه تونستم خط‌آهن رو ‫هم به اینجا بکشونم.

‫البته خودم می‌دونم اکثرتون...

‫با روش‌های کاریم موافق نیستین.

‫بذارین بهتون اطمینان خاطر بدم ‫که این جناب مک‌کالیستر...

‫فرصت‌های متعددی واسه...

‫خدمت به این جامعه داشت، ‫ولی کلا سرباز زد.

‫جیمی، دیگه برو خونه.

‫اینجا نمون و تماشا نکن.

‫شنیدی چی گفتم پسرم؟

‫برو خونه دیگه!

‫برو!

‫اسمت جیمزه، درسته؟

‫می‌فهمی الان داره چه اتفاقی رخ می‌ده؟

‫خب، پدرت داره درس ارزشمندی بهت می‌ده.

‫برو خونه. برو!

‫جایگاهت رو بلد باش.

‫ازم دزدی کرده بود.

‫آره، دزدی کرده بود. ‫آره، دزدی کرده بود!

‫از کل این مردم خوش‌قلب دزدی کرده بود.

‫واسه همین گناهکاره.

‫می‌دونی گناهکاران کجا می‌رن؟

‫می‌تونم بهت بگم کجا می‌رن.

‫قطعا نمی‌رن وایومینگ.

‫دارش بزنین.

‫به درشکه‌چی شلیک کنین.

‫بابا!

‫به خدمتش برس بریگز!

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید: DigiMoviez@

‫خواهش می‌کنم کمکم کنین!

‫بابا، حالت خوبه؟

‫کمکم... کمکم کنین.

‫برو دکتر رو بیار.

‫بیشتر از این‌ها بهم بدهکاری.

‫- حالت خوبه؟ ‫- آره.

‫بابی.

‫وای خدا، نه.

‫حسابمون صاف شد.

‫تو برادرم رو کشتی حرومـ...!

‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی» ‫در تلگرام: realKiarashNg@

‫«مثل قدیم»

‫این‌ها رو زود پهن می‌کنم...

‫که تا باد نوزیده، خشک بشن.

‫می‌خوای کمکم کنی ‫یا همین‌جوری تماشا کنی؟

‫از تماشا کردنت خوشم میاد.

‫واقعا؟ از تماشا کردن ‫لباس پهن کردنم خوشت میاد؟

‫از تماشا کردن اکثر کارهات خوشم میاد.

‫من اکثر کارهام رو به خاطر تو می‌کنم.

‫درسته.

‫لابد واسه همین از تماشا کردنم خوشت میاد؟

‫گمون کنم از تماشا کردن ‫کارهای دیگه‌ات هم خوشم بیاد.

‫نمی‌خوام صرفا به خاطر من کار کنی.

‫مثلا وقتی واسه دخترمون کاری می‌کنم؟

‫آره. ‫مادر خوبی هستی.

‫کاملا مشخصه.

‫ممنون.

‫خب، ازت می‌خوام امروز پدر خوبی باشی...

‫و دخترمون رو برسونی مدرسه.

‫نه بابا. سنش به حدی رسیده ‫که تنهایی بره.

‫بهت نیاز داره.

‫من هم بهت نیاز دارم.

‫ولی امروز نمی‌تونم برسونمش،

‫آخه قراره باد بوزه...

‫و باید لباس‌ها رو پهن کنم.

‫باید مغازه‌مون رو باز کنم.

‫پس بهتره زودتر راه بیفتین...

‫که دیرت نشه.

‫بروک!

‫باید بجنبی!

‫امروز پدرت می‌رسوندت مدرسه.

‫چرا خودت نمی‌تونی برسونیم؟

‫بروک.

‫بله جناب؟

‫به حرف مادرت گوش بده.

‫ممنون.

‫بروک، امروز صبح خیلی کار دارم.

‫پس بحث نباشه.

‫کتاب‌های مدرسه‌ات رو بردار ‫تا دیرتون نشده، راه بیفت.

‫گمون کنم کلا بد نباشه...

‫کمی با پدرت قدم بزنی.

‫برو دیگه.

‫بهتر بود با اسب می‌اومدیم.

‫نه.

‫وقت نمی‌شد هم اسب رو زین کنم،

‫من تو رو برسونم مدرسه، ‫هم مغازه‌مون رو...

‫سر وقت باز کنم.

‫مگه با اسب سریع‌تر نمی‌رسیم؟

‫بدون شک.

‫پس سریع‌تر رسوندمون...

‫زمانی رو که صرف زین کردن اسب می‌شد...

‫جبران نمی‌کرد؟

‫نه.

‫«به خاطر بیماری خانم والری، ‫امروز کلاس برگزار نمی‌شود.»

‫به نظرت چه بیماری‌ای گرفته؟

‫آبله گرفته؟

‫احتمالا آبله گرفته.

‫دیگه باید بری خونه. ‫باید مغازه‌مون رو باز کنم.

‫مامان می‌گه حق ندارم تنها برم خونه.

‫چه حرف چرتی.

‫خودت می‌گی باید به حرف مادر گوش بدم.

‫این دفعه فرق می‌کنه.

‫اگه مجبورم کنی تنهایی برم خونه، ‫مامان خوشش نمیاد.

‫اونجا بشین و درست رو بخون.

‫درسم رو خوندم.

‫معلممون باید درس جدید بده.

‫پس اونجا بشین و کتاب بخون.

‫صبح به خیر آقای جفریز.

‫صبح به خیر آقای بریگز.

‫حالت چطوره؟

‫خوبِ خوبم. ‫چه کاری از دستم برمیاد؟

‫خب، الان بهت می‌گم آقای بریگز.

‫دیروز به سر مادرم زد...

‫که می‌خواد واسه تهیه غذای اشتراکی...

‫کلیسا که آخر هفته است، کیک درست کنه.

‫پارسال پای درست کرده بود،

‫ولی سیب‌هایی رو که توش ریخته بود، ‫از درخت آقای جانسون چیده بود،

‫همون درخت پشتی کنار مستراح رو می‌گم.

‫ولی متأسفانه...

‫سیب‌هاش خیلی بدمزه بودن...

‫و حال همه به هم خورده بود.

‫از من بشنو، گمون کنم گه‌های مستراحه...

‫به ریشه درخته نفوذ کرده...

‫و مزه عادی سیب رو تغییر داده.

‫ولی آقای جانسون می‌گه چرت می‌گم...

‫و واسه همین...

‫دیگه نمی‌ذارم مامانم ‫واسه پای سیبش سیب بچینه،

‫البته اگه از من بپرسی،

‫خودم و مامانم مشکلی نداریم، ‫آخه همون‌طور که گفتم...

‫سیب‌هاش خیلی بدمزه‌ان.

‫خب، واسه همین مامانم ‫سر دوراهی مونده.

‫قرار نیست واسه تهیه غذای اشتراکی ‫این هفته پای درست کنه.

‫پس چی می‌خواد درست کنه؟

‫کیک درست می‌کنه.

‫احسنت. مامانم باید کیک درست کنه.

‫بعد از مراسم کلیسای یکشنبه ‫به خوراک اشتراکی کلیسا تحویلش می‌ده.

‫می‌خوای از مغازه...

‫چیزی بخری آقای جفریز؟

‫من رو باش، کلی از مامانم گفتم.

‫کلا یادم رفت که نگفتم واسه چی اومدم.

‫مامانم آرد می‌خواد.

‫آرد خودش پر از سوسکچه شده...

‫و گمون نمی‌کنه این دفعه ‫بتونه همه‌شون رو جدا کنه.

‫چند کیلو می‌خوای؟

‫یه بسته نه کیلویی کافیه.

‫ندیده بودم اونجا نشستی.

‫واقعا نمی‌خواستم بدزدمشون.

‫با بابات شوخی دارم.

‫نه کیلو آرد.

‫یه دلار و پنج سنت می‌شه.

‫آها، می‌شه به حساب مادرم بزنی؟

‫معلومه.

‫ممنون آقای بریگز.

‫امیدوارم یکشنبه ‫سر صرف خوراک اشتراکی ببینمت.

‫با اجازه خانم.

‫کتابت رو...

‫تا ته خوندی؟

‫سعی کرده بود آب‌نبات ژله‌ای بدزده.

‫چی؟

‫اون آقائه رو می‌گم.

‫آقای جفریز رو می‌گم.

‫موقع دزدیدن آب‌نبات ژله‌ای ‫مچش رو گرفتم...

‫گذاشتشون سر جاشون.

‫گذاشتشون سر جاشون؟

‫آره.

‫دفعه بعد که اون مغازه‌ام، ‫باهاش صحبت می‌کنم.

‫می‌خوای بخوری؟

‫نه.

‫پس چی می‌خوای؟

‫دستش کثیف بود.

More Farsi Persian subtitles for The Old Way

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left