The first 200 lines.
Niki
آیوفیلم تقدیم میکند
Niki
آیوفیلم تقدیم میکند
،با برگشت ابرنواختر خونین مانامی
.میدالین قصد کرد به کافهی خوکدونی حمله کنه
با این حال، پای پلیس ،به این موضوع باز شد
مانامی با تمام عصبانیت .به خائن حمله کرد
،که کسی نبود جز نرولا
که با خدمتکاری از خوکدونی .پیوند خواهرانه بسته بود
،مانامی نرولا رو به سزای اعمالش رسوند .و توی آغوش خواهرش مرد
،یک هفته پس از این کشتار در آکیبا
خدمتکاری که ادعا کرد قتل رو انجام داده .خودش رو به پلیس آکیهابارا تسلیم کرد
،مظنون، مدیر کافهایه که مقتول اونجا کار میکرد
،و به گفتهی پلیس آکیهابارا
و شروع به تکرار یه حرف کرده «کهکشان از قربانی ناپدید شد»
و پلیس به تحقیقات و ارزشیابی .روانی خودش ادامه میده
یه هفته شد، ها؟
وقتی رانکو ناگومی رو برگردوند ،توی خون غرق بود
شوک بزرگی بود، نه؟
عجیبه که چرا افراد میدالین .اینقدر زود عقبنشینی کردن
چرا؟
.نمیدونم
با این حال، به نظر میرسه که دارن .نقشهی یه حمله رو میکشن
.امروز هم حواسمون باید جمع باشه
فکر میکنی ناگومی برنمیگرده؟
.امیدوارم حالش خوب باشه
،همگی، اگه دوباره امروز کسی پرسید بگید ناگومی مریضه، فهمیدید؟
رانکو، حالت خوبه؟
.تمام تمرکزم روی وظایفمه
،حالا که شما برگشتید، خانم مانامی
.قسم میخوریم که تا آخرش با شماییم
!درسته
!تا انتهای دنیا
،تعداد ما الآن کمه .ولی خب آمادهی رفتنیم
وقتی اون خوکدونی رو خراب کنیم .اونا هم میآن
اینو دیگه نمیدونم
!داغه
!اوگاکی
تو کسی هستی که باعث شد افراد میدالین لطیف بشن، یادته؟
!من فقط کاری رو کردم که رئیس قبلی بهم گفته بود
.رئیس قبلی بعد از این که تو رفتی عوض شد
فهمید که پول مهمتر از قدرت .بیرحمانهست
!به من دروغ نگو
رئیسی که من میشناختم هیچوقت !اجازه نمیداد مهتاب نابود بشه
!داغه
!جدی دارم میگم
.حقیقت من با مال شما فرق داره
.لطفاً ببخشید
.اوه، مشکلی نیست
یه زمان رمانتیک میخواید؟
.به کافه خوکدونی بیاید
یه زمان رمانتیک میخواید؟
.به کافه خوکدونی بیاید
.هی، من یه نینجام
.آقایون، یه کوپن تخفیف بگیرید
...ناگومی
...اسم من
.ناگومی نیست
!یه فنجان چای محقر، بانوی من! نین نین
.یه خدمتکار به اسم ناگومی میشناسم
.گم شده و ما خیلی نگرانیم
.مطمئنم یه جایی در خوشی داره زندگی میکنه
مطمئنم ناگومی که ازش حرف میزنید .برای خدمتکار بودن ساخته نشده بود
عجیبه که چرا ناگومی اولش میخواست یه خدمتکار بشه؟
خــ خب، شاید چون خدمتکارا خیلی نازن؟
پس فکر میکنی اون ناامید شده؟
!نه، این نیست
.فقط میدونم اون خودش رو ناامید کرد
کار نینجاها چیه؟
.خب، کونای، ستارههای نینجا و بمبهای دودی پرتاب میکنیم
.اوه، و اونا رو پرتاب میکنن
و این باحاله؟
!آره! نینجاها بهترینن
تا وقتی تمرینات نینجوتسوت رو انجام ،بدی و مخفی بمونی، امنی
...برخلاف خدمتکارایی که با سلاح تیراندازی میکنن
....واقعاً نینجا بودن خیلی باحاله
...خیلی باحاله
!البته که باحال نیست
!من... نینجا اون چیزی نیست که من بخوام باشم
.ولی دیگه فایده نداره
حتی توی مهمترین لحظات تنها کارم ،تکیه کردن به یکی دیگه بود
.و نتونستم کاری انجام بدم
...برای همین نرولا
دلم نمیخواد مرگ یکی دیگه رو هم .بهخاطر بیمصرفیم ببینم
!و برای همین دیگه نمیتونم خدمتکار بمونم
دقیقاً برای همینه که میخوام .خدمتکار بمونی، ناگومی
.اصلاً متوجه نمیشم چی میگی، رانکو
...درسته
به هر حال، از اونجایی که الآن یه .نینجام، مثل یه دود محو میشم
...نین نین نین نین نین نین نین
.ناگومی رو پیدا کردم
چی؟! کجا؟
.هنوز تو شهره، ولی نینجا شده
!نینجا؟ خیلی باحاله
!هنوز توی آکیبائه؟
!پیداش کنن میکشنش
چرا برش نگردوندی؟
.چون یه نینجائه، نه خدمتکار
چی کار کنیم، رئیس؟
هنوز کارکن اینجاست، درسته؟
ممکنه برگرده، نه؟
!منظورم اینه که، اون نینجائه
این یعنی چی؟
!از کجا باید بدونم؟
...ناگومی
...خدمتکاری که الآن هستی بمون
.پس غذای امروز نینجا رو میخوام
!ناگونین
!چندتا مشتری تو رو خواستن
.آقا! ممنون برای انتخاب من
!من نینجا ناگونین هستم
واقعاً تویی، ناگومی؟
...ام
توی خوکدونی بودی؟
...اشتباه میکنید
!ما طرفدار نرولا بودیم
یه خدمتکار به اسم رانکو از خوکدونی !به من گفت کجایی
.که اینجا مخفی شدی
نه واقعاً من ــ
!یه چیزی هست که میخواستیم بهت بدیمش
.بیا
...نرولا
!اوه، نمیخواستیم به گریه بندازیت
.ببخشید، خیلی متاسفیم
.پس واقعاً خودتی، ناگومی
چرا تو داری گریه میکنی؟
.خب، تا حالا خدمتکار مورد علاقهم نمرده بود
.هی، برای منم همینه
.فکر کنم این یعنی یه مرگ مورد علاقه
نرولا خدمتکار خوبی بود، مگه نه؟
.تمام استانداردهای خوبو داشت
یادته چی میگفت؟ «رویای بزرگ بچین و»
.رویای بزرگ بچین و برو
رویای بزرگ بچین و
.برو...
!رویای بزرگ بچین و برو، باشه؟
...نرولا بهخاطر من مرد
!خیلی متاسفم
...متاسفم. متاسفم
!لطفاً اینو نگو
.ما نیومدیم شما رو متهم یا چیزی کنیم
.نرولا همیشه از تو حرف میزد، ناگومی
.گفته بود تو خدمتکار خوبی میشی
ناگومی معنای خدمتکار بودن رو .توی آکیبا عوض میکنه
ازش مطمئنم
اون اینو گفت؟
.بیا، این باید دست تو باشه
!تو
به کافه برنمیگردی؟
.حتی اگه برگردم، فقط بقیه رو توی دردسر انداختم
.اون بچه، چه شرمی
بهنظرت برای جبران کار نرولا چی کار میتونم بکنم؟
،من سالها اون رستوران رو اداره کردم
و مشتریا همیشه اون طعم عوضنشدنی .رو دوست داشتن
.اما من طعم رامنم رو خیلی تغییر دادم
باید یه چیزایی رو تغییر بدی تا .بتونی ثابت بمونی
.راستش نمیفهمم
وایسا، این دستور کسی نبود؟
.ممنون، بازم بیاید
...باید تغییر کنی تا ثابت بمونی
...دو، چهار، شش
.خیلی زیادن
.در کل هفده نفر
.بیا به بقیه خبر بدیم
پس به سمت ما میآن؟
.بیش از دو برابر مائن
.کار ما تمومه
واقعاً قراره بمیریم؟ ولی من تازه ناخنامو درست کردم
!منم یه چوب ماهیگیری دارم که هنوز ازش استفاده نکردم
!خب، وقت شکار خوکه
!آره
خوب نیست، ها؟
.خدمتکارا داشتن از پنجره نگاه میکردن
.خوکا جایی برای فرار ندارن
.آه، پس این تنها ورودیه
!بگیرش
!با ما درنیفت
!جایی نمیرید
!برگرد اینجا، احمق
!رئیس
!میتونیم حرف بزنیم تفنگا رو پایین بذاریم و حرف بزنیم
!هی! ما اینجا گروگان داریم
واقعاً فکر کردی یه گروگان لعنتی مهمه؟
!برید بالا! برید طبقات اول
!بله
هر گلوله که میندازیم صدتا !در ازاش پس میدن
.منظورت دهتائه
!مگه مهمه؟ !قراره بمیریم
!از بیرونه
.احتمالاً پشتیبانای سرزمین خالقن
!برید یه نگاه بندازید
!بله
.کسی اینجا نیست
.ولی اگه باشن ما این کناریم
!مراقب باشید
!بله
!همهی حقههاتون همین بود؟
!برید بیرون
!البته نمیذارم راحت بمیرید
No comments yet. Be the first to leave one.