Season 1

Release info

Pablo Escobar S01E11 Netflix WEB-AJP69
Pablo Escobar S01E12 Netflix WEB-AJP69
Pablo Escobar S01E13 Netflix WEB-AJP69
Pablo Escobar S01E14 Netflix WEB-AJP69
Pablo Escobar S01E15 Netflix WEB-AJP69
Pablo Escobar S01E16 Netflix WEB-AJP69
Pablo Escobar S01E17 Netflix WEB-AJP69
Pablo Escobar S01E18 Netflix WEB-AJP69
Pablo Escobar S01E19 Netflix WEB-AJP69
Pablo Escobar S01E20 Netflix WEB-AJP69
A Commentary by 9B0DY
مخصوص ورژن 74 قسمتی پخش بین‌المللی از شبکه‌ی نتفلیکس [ قسمت 11 تا 20 ]

Tags

web
Published on: 2023-06-29
Downloads: 11
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫"کسی که از تاریخ چیزی نمیداند، ‫محکوم به تکرار آن است"

‫"پابلو اسکوبار، ‫ارباب شرارت"

‫ما همچنان منتظر وزیر لارا هستیم. ‫داره میاد.

‫بفرما اومد.

‫آقای وزیر، چه طور از خودتون دفاع میکنید؟

‫من درباره دفاعم جلوی میکروفن رسانه ها صحبتی نمیکنم، ‫عذرمیخوام.

‫وزیر، حقیقت داره که شما با قاچاقچیان ‫مواد مخدر دوست هستید؟

‫خانم، لطفا....

‫به این رسانه، ‫چندین و چندبار ذکر کردم

‫که قاچاق مواد مخدر در حال نفوذ به سیاست هست.

‫واقعا این امکان هست که ‫من سیاست‌مدار فاسد باشم؟

‫من فقط یک سوال پرسیدم.

‫منم با سوال جواب دادم.

‫نمیتونید صداقت من رو اینطور زیر سوال ببرید،

‫چونکه چندین سال یک موضع داشتم، ‫اینکه در مقابل

‫قاچاق مواد به‌ایستیم.

‫این چیزی است که همه شما،

‫از جمله آقای خاویر اورتیز

‫و رئیسش، آقای سانتورینی، ‫باید ازش آگاه باشن.

‫ببخشید، ببخشید.

‫آقای گالان، با کمیته اخلاق تماس میگیرید.

‫بله، اینکارو انجام میدیم ‫و بهتون اطمینان میدم کار درست رو انجام می‌‌دهیم.

‫لیبرالیزم جدید، ‫از جمله آقای لارا،

‫تنها جنبشی است که نفوذ

‫پول کثیف در موسسات ملی را گزارش داده است... ‫ببخشید ...

‫ببخشید. ‫آقای گالان.

‫عزیزم، باورت نمیشه چه قدر دعا کردم ...

‫حالت چه طوره؟

‫بد ... متوجه نمیشم چه طور برام ‫پاپوش درست کردن.....

‫اون داستان چک رو از کجا اوردن؟

‫روحم خبر نداره، از خودشون در اوردن، ‫نمیدونم.

‫تنها چیزی که ازش مطمئنم

‫تا به حال پولی از اون یارو نگرفتم، ‫کریسانتو پرز ...

‫اما اونو میشناسی، عزیزم؟ ‫نه، فرکلز، نمیشناسم....

‫گوش کن، تو اینکار ورود نکن، باشه؟ ‫نگران نباش.

‫این فقط یک حمله از جناح مخالفه....

‫اما کدوم مخالفان؟ ‫تا جایی که میدونم،

‫اون یارو اورتیز رو نمیشناسی، ‫و اصلا با سناتور سانتورینی صحبتم نکردی ...

‫فرکلز، این قضیه به پابلو اسکوبار ربط داره...

‫کی؟ ‫نگران نباش.

‫از پسش برمیام ... آروم باش، باشه؟

‫معلومه نگرانم رودریگو.

‫من همسرت هستم. ‫چرا با من حرف نمیزنی؟

‫با لویس کارلوس در میان گذاشتی؟

‫مزاحم که نیستم؟

‫اینجا هستم تا درباره توضیح تو

‫از قضیه چک بشنوم، ‫با اون ضبط

‫نمیدونم.

‫گمونم یه نقشه‌ای علیه من هست

‫زیر سر اورتیز و سانتورینی ‫با رهبری اسکوبار ...

‫پابلو اسکوبار؟

‫رودریگو، موضوع یه چک وسطه

‫که فرض میکنم موضوع بدی نیست

‫و یک گفت و گوی ضبط شده ‫با قاچاقچی مواد.

‫خیلی جدیه! ‫به شدت جدی بود اگر حقیقت داشت!

‫اما حقیقت نداره، من هیچوقت از اون ‫کلاه‌بردار چکی دریافت نکردم.

‫خودت میدونی توی جنبش لیبرالیزم جدید، ‫یکی از دغدغه های اصلی من بوده، نه؟

‫معلومه میدونم، به همین دلیل اتفاقی که ‫اینجا افتاده برای جای سوال داره.

‫به همین خاطر اومدم ازت شخصا ‫بپرسم چه اتفاقی افتاده؟

‫باید متوجه باشی، الان نمیتونیم ‫خودمون رو ببریم زیر سوال....

‫بله، کاملا متوجه هستم. ‫اما نمیدونم....

‫میتونی مطمئن باشی، ته توی قضیه رو در میارم... ‫دست روی دست نمیزارم و کاری انجام ندم....

‫مدرکی که توسط اورتیز ارائه شد و ‫و گفت و گو با کریسانتو پرز حقیقت داره؟

‫واقعا این اتفاق افتاده یا نه؟

‫همون طوری که خودت میدونی، ‫قصد دارم در انتخابات کنگره شرکت کنم....

‫معلومه، آقای لارا، باعث افتخار ‫این سرزمین خواهد بود،

‫شخص باهوشی مثل شما نماینده ‫آنها در پایتخت خواهد بود...

‫خیلی ممنون، امیدوار باشیم ‫نتایج خوبی بدست بیاد.

‫بهم گفتن شما شخص تاجر ‫تاثیرگذاری در کاکوتا هستید....

‫البته، آقا. ‫مزارع بسیاری دارم.

‫مزارع بسیار؟ ‫میتونم بپرسم چی کشت میکنید؟

‫همه چیز، آقا. ‫زراعت خوب مایه ای توش هست.

‫خیلی هم خوب.

‫ملاقات با شما باعث افتخاره.

‫آقای لارا، لطفا بنشینید.

‫بهتون نگفتم چرا درخواست دیدار ‫با شما رو داشتم.

‫بله متوجه ام قصد دیدنم رو داشتید.

‫باعث افتخارـه. ‫اوه بله، باعث افتخار منم هست.

‫قصد پیشنهاد همکاری در کمپین تبلیغاتی شما داشتم.

‫واقعا از پیشنهادت ممنونم، ‫اما الان نیاز نیست.... ممنون.

‫به من نگید که الان به پول نیاز ندارید.

‫تو چنین کشوری باورم نمیشه ‫حقیقت داشته باشه....

‫امیدوارم وارد کنگره جمهوری بشید ....

‫گوش کن، نظرت چیه بیشتر درباره خودت بگی؟

‫خب، آقا ...

‫من در منطقه آمازون و کاکوتا زیاد ‫رفت و آمد میکنم ....

‫به عنوان یک سیاست‎مدار....

‫به عنوان سیاست‌مدار یا هرچیز ‫دیگه‎ای که نیاز باشه، اقا.

‫مثل شما هستم، اگر مردم به کمک نیاز داشته باشن، ‫حی و حاضر میشید.

‫به همین خاطر میخوام پیشنهاد منو بپذیرید.

‫این بود.

‫ازش تشکر کردم، گفتم نه، ‫ختم کلام همین بود.

‫پس هیچوقت پولی ازش قبول نکردی....

‫نه، نه حتی یک سنت.

‫هیچ پولی ازش نگرفتم،

‫نه به خاطر اینکه کلاه‎بردار بود، ‫خبر نداشتم، هیچکس خبرنداشت....

‫فقط احساسی بدی نسبت بهش داشتم. ‫اما ته توی قضیه رو در میارم.

‫میرم حساب های تبلیغاتی رو چک میکنم، اما،

‫مطمئنم هیچوقت از مجرمی پولی نگرفتم... ‫اون یا هرکسی دیگه‌ای.

‫باید دست بجنبی. ‫اون افراد نه تنها سعی دارن اعتبارت رو ببرن زیر سوال،

‫بلکه اعتبار حزب رو هم خراب میکنن.

‫من تا وقتی که موضوع رو برای همه روشن نکردن، ‫آروم نمیگیرم

‫اینکه من از مجرمین و قاچاقچیان مواد پولی نمیگیرم.

‫شک ندارم و باهات موافقم.

‫لویس کارلوس،

‫درباره بی‎گناهی من شک که نداری؟

‫رودریگو، منکر نمیشم که ‫حزمش برام سخت بود ....

‫اما چیزی که الان اهمیت داره، ‫اینه که به جامعه حقیقت رو نشون بدیم.

‫فقط این اهمیت داره ...

‫خانم، میتونید هر آزمایشی روی ‫اون چک انجام بدین.

‫دوست من،

‫باید تحقیقات کاملی انجام میدادم، ‫باور کنید.

‫فراموش نکنید، دارم وزیر دادگستری ‫رو متهم میکنم.

‫و میشه بگید از کجا گیرش اوردین؟ ‫میتونم بهتون بگیم معتبرـه.

‫اما شخصی اونو بهتون داده؟ ‫شخصی اونو براتون فرستاده؟

‫شاید یک قاچاقچی مواد، ‫از جمله کریسانتو پرز؟

‫مدرک مدرکهِ، نیکی.

‫میتونم نیکی صدات کنم، درسته؟

‫بله، سناتور.

‫میتونم بهتون اطمینان بدم، ‫از راه غیرقانونی گیرش نیوردیم.....

‫اما باید امنیت اعانه دهندگان رو حفظ کنیم....

‫اعانه دهندگان ...

‫این امکان وجود نداره، چک توسط دومین شخص ‫لیستتون فرستاده نشده باشه،

‫پابلو امیلیو اسکوبار گاویریا، ‫که توی مدئین همه به قاچاقچی مواد بودنش اعتراف میکنن؟

‫اگر کسی ...

‫مدرکی علیه آقای اسکوبار داره، ‫چه مرد باشه چه زن باید ارائه بده،

‫شما به عنوان خبرنگار مدرکی در دست دارید؟

‫گمونم رئیس شما، ‫آقای گیلرمو کانو،

‫بهتون آموزش داده که نمیتونید کسی رو متهم کنید

‫اونم تنها بر مبنای با یک سری شایعات، درسته؟

‫این یعنی پابلو اسکوبار هیچ ارتباطی با

‫تامین مالی با پول قاچاق

‫کمپین تبلیغاتی آقای وزیر لارا، نداره؟

‫اصلا.

‫اینطور که متوجه شدم، ‫شما دو نفر به خاطر اسکوبار

‫جلوی گلوله می ایستید. ‫فکر میکنید شهرونی نمونه است.

‫درست مثل تک تک اعضای جنبش لیبرال متناوب.

‫چیزی ک درباره وزیر لارا و لوئیس کارلوس گالان ‫صدق نمیکنه

‫کسانی که پرچم عدالت دست میگیرن

‫و ماهیت اصلی حزبشون رو پنهان میکنند.

‫مورد دیگه‌ای هم هست، نیکی؟

‫خیلی ممنون، خانم.

‫چیه؟

‫باید اقرار کنم اون قضیه چک کریستانو

‫که توسط وزیر دریافت شده بود، ‫تو کَفم گذاشته بود.

‫بفرما، با اون ترور شخصیتت.

‫شاید حالا متوجه بشی که سیاستمدارها ‫شاید کسل کننده باشن اما ....

‫یهو هوشیارتر از آدم بدها عمل میکنند. ‫اره، عجب ...

‫گونزالو، اعداد و ارقام چه طور پیش میره؟

‫اوه، خوبه. ‫بهتر از این نمیشه.

‫اره؟ ‫معلومه، همه چیز روان پیش میره.

‫و گراسیلا هرچیزی براش بفرستم، قبول میکنه.

‫میدونی چه قدر پول داره میاد؟

‫پس تو چیکارـه هستی. ‫کارشناس مالی من.

‫هی پابلو، قضیه دختر با کلاست چی شد؟

‫زنه جالبی هست. ‫خردمند، بسیار زیبا.

‫کنارهم خوشحالیم.

‫او اره؟ و پتی؟

‫منظورت چیه؟

‫حالا اون دیگه ارزشی نداره ..... ‫برادر، یه کم احترام بزار!

‫بی احترامی نمیکنم. ‫پتی پتیه. همسرمه،

‫تنها کسی‌که صلاحیت به دنیا اوردن ‫بچه‌هام رو داره.

‫به علاوه، اون همه این ثروت رو به ارث میبره. ‫پس گیج بازی در نیار.

‫ببخشید! از سر نوبتم صحبت کردم.

‫حالت چه طور، عزیزم؟

‫خوبم.

‫منظورت چی، خوبم؟

‫به نظر که خوب نمیای.

‫میشناسمت ... ‫فراموش نکنی، همسرت هستم.

‫داشتم فکر میکردم و متوجه نمیشم ‫چه طور وسط این هچل افتادم ....

‫خیلی خوب میدونی.

‫همه این قضایا از وقتی که تو و لوئیس کارلوس ‫اسکوبار رو از حزب بیرون انداختین شروع شد.

‫اره، اون مجرمی بود که توسط ‫سانتورینی بال و پر داده شده بود.....

‫به محض اینکه نامزد شدی، حمله کردی. ‫فکر کردی کاری انجام نمیده؟

‫نمیدونم آیا اسکوبار پشت همه این قضایا هست. ‫اما هرکی که هست،

‫میخواد منو نابود کنه، ‫مجبور به استعفای من از وزارت

‫و همزمان به آوازـه لیبرالیزم جدید آسیب بزنه!

‫به چی فکر میکنی؟

‫استعفا میدی؟ ‫نه.

‫عمرا.

‫اگر کار اسکوبارـه و میخواد مبارزه کنیم، ‫مبارزه می کنیم.

‫میری بیرون؟

‫اره، فرکلز، باید با سرهنگ خیمنت صحبت کنم. ‫از اینجا نمیتونم.

‫این موقع؟

‫گوش کن، عزیزم، زیاد طولش نمیدم. ‫نمیتونم اینجا بمونم

‫زانوی غم بغل بگیرم. ‫باید کاری انجام بدم.

‫مراقب خودت باش، عزیزم....

‫باورم نمیشه!

‫منم همینطور، سناتور. ‫اما خبر امروز اینه.

‫و نمیتونیم پنهانش کنیم... ‫باید الان زده بشه،

‫همون موقع که دوران کاری رودریگو ‫درحال بالارفتن هست.....

‫باید توضیحی برای اون چک ارائه بده.

‫باهات موافق هستم، ‫بعد از مناظره منم دقیقا همین رو بهش گفتم.

‫وزیر مردی محترم و صادق هست.

‫اونو میشناسم.

‫اما این بهایی است که اون و سیاستمداران متحدش

‫باید برای اتهام قاچاق مواد، پس بدن. ‫من بهش باور دارم.

‫همینطور ال اسپکتادور، ‫از سناتور پشتیبانی میکنیم.

‫نمیتونیم تو این موقعیت بحرانی ‫پشتش رو خالی کنیم.

‫باید الان بری چونکه میدونم ‫امشب سرت شلوغ خواهد بود.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left