The first 197 lines.
["The Sweet Escape" اثر جیوان استفانی و ایکان]
- خیلی خب - مرسي از دعوتتون دبی
خدافظ
- خیلی پوکرت بده - آره.
اما چیزای دیگهم خوبه
عه؟
وایسا. آهان فهمیدم
باورم نمیشه. خیلی باحاله تو خونه داری
آره
خب میدونی؟ یه چند وقتی میشه که واسه پیش پرداخت یه خورده پسانداز کردم
با محاسبات دقیق پول رو کنار گذاشتم
خوبه ایول
وقتی زندگیمو داغون کردم میتونم بیام پیش تو زندگی کنم؟
- بیا - عالی شد
- وای این کتابارو نگاه! - آره من عاشق كتاب خوندنم
جدی میگی؟ عالیه که منم یه روز یه نویسنده بزرگ میشم
- چی؟ - میخوام که بشم.
باشه. شرط میبندم که همینطورم میشه
چطوری میتونی انقد خفن باشي؟
میدونی که لازم نیست اینارو بگی؟
- چون در هرصورت باهات میخوابم - باورنکردنیه!
فردا صبح داستان کوتاهامو برات میفرستم.
عاليه
فک کنم ازشون خوش بیاد
- باشه - خب. من دیگه حرف نمی...
- ساکت باش. باشه - ببخشید
آره
- راستش من ۲۳ تا داستان کوتاه نوشتم - خدایا. بسه
صب بخير
صب بخير
تولدت مبارک آدم خیلی جوون تر از من
چی؟ ما هم سنیم
سال خانم ها فرق داره
به سال خانم ها من یه پیرزنم
اونجوری وقتی هنوز مثلن ۷۰ سالت هم که باشه سکسی حساب میشی
هرچقدر هم چین و چروک داشته باشی یا موهای سرت ریخته باشه
- آره. - پس تبریک میگم
میپذیرم. قانون خوبیه
برات بزرگ ترین کادوی تولد دنیا رو گرفتم.
برام پورشه خریدی؟ یه ۳۶۵؟
نه یه ۹۱۱ بنفش. آره؟
قهوه میخوری؟
آره مرسي
ببين. بهت زنگ میزنم
گفته بودي نمیخوای که چیزی برات بیارم نیویورک
ولی ببینم؟ گلدون سبزی داری؟
چی؟
گلدون سبزی دیگه؟ بیخیال. یه دونه میگیرم
میذاریش کنار پنجره بعد همیشه ریحون یا نعنای تازه داری
هروقت که بخوای باهاش چیزی درست کنی یا بخوری یا بوش کنی
خیلی خب دبی. لطفن خاک نیار تو آپارتمان من. تورو به ابوالفضل
جا خوردم. تو صبح ها آهنگ کارز گوش کن
- صبح و ظهر و شب - اوه داشت یادم ميرفت بگم
وقتی خونتم اگر خواستی کسی رو بیاری
و خواستی که من نباشم میتونم برم بیرون تا تو بتونی...
خیلی خب. دارم معذب میشم
بیخیال. من لختتو دیدم
- این از عجيب بودنش کم نمیکنه - که خیلی عجیبه
مرسی فک کنم بتونم یه هفته جلوی خودمو بگیرم
تو... تو که نمیدونی. شاید وقتی اینجایی یکی رو ببینی و
یه سکس پارتی بزرگ همینجا برگزار کنیم
- اوقم گرفت - آره ببخشید. چندش آور بود
به هرحال آدم جديدی در کار نخواهد بود
همونطور که مستحضر هستید قلب من یک سنگ سرد و سخت است
خوشحالم که دراماتیکش نمیکنی
راستی... بهت افتخار میکنم
برای اینکه واست مهم نیست که یه هفته کامله که از جک جدا شدی
واسم مهمه پنیک اتک گرفتم
اون بچهی منه هیچوقت اینهمه مدت ازش جدا نمیشدم
- سلام - جانور بیدار میشود
- صب بخير - صب بخير
- میتونم اینو بخورم؟ - آره گلوتن نداره
- به پیتر هم سلام کن - چطوری پیتر؟
سلام. چطوری جکی مکی؟
- چی? - اوه. دارم روی اسامی مستعار کار میکنم. نه؟
نه. اون خوشش نمیاد.
- بیخیال این یکی شو. - نگاش کن. اون هیچم بچه نیست
خیلی خب. چیزیش نمیشه
حالا با یه ظرف غذا و اسباب بازی ولش نکردی به حال خودش که
جدی؟ اسکارلت داره میره اونجا میخوای... میخوای نظر منو بدونی؟
اینجوری که داری میگی میدونم نظرت چیه
ببین. جک بچه ی من نیست ولی فکر میکنم که میتونه از این فضا استفاده کنه
خیلی خب. نکات آموزشی برای والدین
از جانب مردی که تنها حیوون خانگیش یه ماهي قرمز بود که تو آتیشسوزی مرد
باشه. ببین میخوام بگم که ما یه نوع تربیت هلکوپتری داریم
یه نوع تربیت برفپاککنی داریم
کاری که تو میکنی چیه؟
به این میگن تربیت بقچهای.
انقد این بچه رو بقچهپیچ میکنی که خفه شه
خودم میتونم استعارهها رو بفهمم. ممنون
خب. چقدر خوشحالی از اینکه
من و تو قراره که یه هفته کامل توی یه شهر باشيم؟
آخرین باری که اینهمه باهم بودیم کی بود؟
نمیدونم. سال ۲۰۰۸ وقتی که از ترس زلزله از لس آنجلس زدی بیرون؟
خیلی خب
زلزلهی چینو شوخی بردار نبود
به هرحال میدونم که باید بری سر کار و میخوام که هدیهتو
قبل از اینکه بری بهت بدم. داشتم دراور رو مرتب میکردم
تو جایی رو مرتب هم میکنی؟
بعضی وقتا این کارو میکنم.
ببين چی پیدا کردم
میدونم از یادگاری متنفری
آره. نه من از یادگاریها بيشتر از بقیهی گاریها بدم میاد
خیلی خب. صبر کن. اینم از کادوت. ببین
شبی که اینجا بودی اینو گذاشتم اون سر میز
واسه اینکه چه میدونم فک میکردم که میتونم شب عروسیت
یا هرچی اینو بهت یادگاری بدم وقتی که بیست سالم بود همینقدر گاگول بودم
- گاگول نبودی - یه خورده که بودم
به هرحال بهترین قسمت کل اون شب وقتی بود که پولاتو برداشتم
این بهترین بخشش بود؟
منظورم این بود که این بخش سکس رو پوشوند واسه اینکه روز بعدش برگشتی
- وایسا. من بعدش باهات تماس گرفتم - آره. بعدش بهم زنگ زدی
و گفتی نمیتونستی که با من یا با هیچ کس دیگه باشی
برای اینکه یه یک تکه گه ناشناخته بودی؟
نویسندهی درونم فعال شده بود
اصطلاح جالبیه
اونوقت به من میگی دراماتیک
به هرحال. بیست سال رفاقت. بیست سال باورت میشه؟
تو بهترین بهترین دوستان رو در کل دنیا داشتي
خواهش میکنم
تولدت مبارک پیتر
مبارکه. تو بینظیری
خیلی خب. چند روز دیگه میبینمت
سلام
پشمام. فک کرده بودم تو و دبی قراره تا ابد فک بزنید
- آره. عذرخواهی میکنم - خب. چی داشتید میگفتید؟
- خب. هیچی... - هیچی
خب. بهترین دوستت که خانومیه که من تاحالا هم ندیدمش
همینجوری روز تولدت بهت زنگ میزنه و یه قرن همینجوری حرف میزنید؟
باشه. اون یه خانم نیست. اون دبیه!
خب. مشخصه که من حسودیم نشده منو نگاه کن. ولی عجیبه
بکا؟
میگم اگه انقد همدیگه رو دوست دارید چرا باهم نیستید؟
من و دبی؟ آهان. واسه اینکه...
- واسه اینکه... - اون...
اونه
و من منم
آهان
اوه. اینو ببين باید بریم سر کار؟ اوبر (همون اسنپ خودمون) رسیده
- چه خوشگل شدی امشب - آره
- خب امشب... - خب
توی کلوب براون استون به کسی نگو که تولد منه
زیادی گندهش میکنن ولی من میخوام فقط خودمون دوتایی باشیم
پیتر
بله؟
بعدش چی میشه؟
بعد از؟ بعد از شام؟ خب بعدش یه دسر میوهای میزنیم
نه منظورم خودمونه
منظورم اینه که شیش ماهه ما باهمیم و
حس میکنم که بههم نزدیک نشدیم
- میخوام بگم چیز زیادی درموردت نمیدونم - چرا میدونی
من... ببين من همه چیزو بهت میگم
من آدم صاف و صادقی هستم
ببین. اگه داریم وقتمونو تلف میکنیم بهم بگو. باشه؟
منظورت از تلف کردن چیه؟
همینکاری که کردی
وای
تولدت مبارک
نه. بیخیال. بیخیال
- تموم شد پیتر. - خب... خب
ماشين رو هم برد
- خب. آنتی هیستامینت رو برداشتی؟ - آره
- اسپری بینی؟ - آره
خب. آماده رفتنیم
- سلام بچه ها. سلام - اوه
کفشدوزکها دارن توی باغ کون همو پاره میکنن
شماها هم همینکارو کنید. خوش بگذره
- بشین سرجات زن - همینجا هستم
یا شایدم اونجا
ببين من با مامان الكساندر درمورد یه دسر جایگزین واسه جشن تولد
صحبت کردم به خاطر آلرژیهای تو
باشه یادت نره
مارو گرفتی مامان؟ اینجوری آبروی من میره
هنوزم با وید ارتباط داری؟ سلام وید
- مامان. نه! - چیه؟
- چیه؟ اون یکی از شاگردامه - یا خدا. تو معلم نیستی
من اینجا کار میکنم بذار ناهارتو بدم
شماها همیشه باهم بودید
میومد شب خونمون میموند
بیا. بذار اینو بذارم تو کیفت اون یه بار روی مبلمون جیش نکرده بود؟
مامان!
چیه؟ کرده بود دیگه
- سلام دخی. سلام - یا خدا. سلام
دوس داری یکی از بدترین قهوههای دفترو بخوری؟
- این هست - اوه. باشه
- ولی خب البته - خب پس بریم
- همه چی رو جمع کردی؟ - آره جمع کردم
باید بگم که خیلی خوشحالم که داری بالاخره میری تعطیلات
چی؟ نه. تعطیلات نمیرم بهت توضیح داده بودم که
باید قبل از پایان سال یه پروژه رو تموم کنم
تا بتونم برای پست حسابداری ارشد تو مدرسه منطقهای
درخواست بدم
وای عاشق وقتاییم که اینهمه کلمه سکسی رو پشت هم میگی
آره. من فقط... پول لازم دارم
دارون اگزمای جک فقط تا شیش ماه دیگه شامل
بیمهی من میشه و بعدش
- هزار دلار - آره
No comments yet. Be the first to leave one.