My Daughter Left the Nest and Returned an S-Rank Adventurer

My Daughter Left the Nest and Returned an S-Rank Adventurer

冒険者になりたいと都に出て行った娘がSランクになってた

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

S-Rank Musume - 04 [AioFilm click]
S-Rank Musume Ep04
S-Rank Musume Ep04
S-Rank-Musume-Ep04
A Commentary by AioFilm
🔷 Mahdi آیوفیلم با افتخار تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tags

other
Published on: 2023-10-26
Downloads: 14
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 171 lines.

‫‫‫‫‫برگشت رنک اس از خونه رفت و به عنوان یک ماجراجوی دخترم

‫قسمت 4

‫‫"روزهای بی سر و صدا در تورنرا به همراه گهگاه اختلافات خانوادگی

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

‫‫‫‫‫قسمت بعد

‫‫‫‫"مسیر بوردو"

‫لعنتی

‫این چیزیه که دنبالش بودن

‫بی احتیاطی از من بود

‫باید یه فکر دیگه ای بکنم

‫خیلی خب، همگی صف بکشید

‫یکی یکی به دستتون می‌رسونیم، باشه؟

‫‫باشه!

‫این شراب داغ تو اورفن خیلی محبوبه

‫بهش ادویه و عسل اضافه می‌کنی و داغ می‌نوشیش

‫عجله کنید!

‫ممنونم

‫خواهش می‌کنم! راستی...

‫‫ممنون!

‫خیلی بزرگ شدی

‫عه؟ کجا گذاشتمش؟

‫برچسب سطح اس، أره؟

‫کی فکرشو می‌کرد دخترم به سطح اس برسه ‫‫ وقتی خودم تو سطح ای بازنشست شدم

‫بابا؟

‫چیشده؟

‫هیچی

‫‫حصیر و گیاه آتشین...

‫بوی خوبی میدی، بابا

‫چی داری میگی؟

‫با اینکه انقدر بزرگ شدی، بازم خودتو لوس می‌کنی

‫مهم نیست چقدر بزرگ باشم، من همیشه ‫‫ همون دختر کوچولوی تو می‌مونم

‫خب، بیاید داخل

‫ممنون از دعوتتون!

‫ممنونم که این همه راه آنجه رو همراهی کردید

‫باید از این سفر طولانی خسته شده باشید

‫نه، اصلا. خیلی هم از این سفر خوب و آروم لذت بردیم

‫آنجه رو تا حالا انقدر مهربون ندیده بودم

‫حتما خیلی باباییه، مگه نه؟

‫گوش کنید، پنج سال میشد که ندیده بودمش! ‫‫نه، تقریبا شیش سال!

‫و خیلی منتظر این لحظه بودم! خوش به حالم!

‫خیلی خب، خیلی خب

‫بغل کردن دگه بسه ‫‫برو وسایلتو مرتب کن

‫چشم!

‫آنه، میری، می‌تونید وسایلتونو اینجا بذارید

‫شنیدم آنجه بالاخره برگشته خونه

‫آقای کری! می‌خواستم براتون یه سری کادو بیارم

‫خدای من، چقدر بزرگ شدی!

‫یعنی تو همون آنجه کوچولوی خودمونی؟

‫یعنی تو همون بارنز خودمونی که همیشه شمشیربازی ‫‫رو به من می‌باخت حتی با اینکه بزرگتر بود؟

‫‫حالا لازم نبود پای این قضیه رو وسط بکشی...

‫میگم، کری، اگه پتو اضافه داری، میشه چندتا ازت قرض بگیرم؟

‫حتما. آنجه، برو خونمون پتوها رو بیار

‫باشه

‫بفرمایید، برگ این چای ها رو دیروز کندم

‫شرمنده اینجا یکم بهم ریخته اس

‫نه، ما شرمنده ایم که مزاحمتون شدیم

‫راستش، اینجا از خونه خودمون میز تره ‫‫وضع اونجا رو ندیدید که چه افتضاحیه

‫آنه تو خونه همینجوری لباساشو اینور اونور پرت می‌کنه

‫‫منظورت اینه که خودت این کارو می‌کنی دیگه!

‫به هیچ وجه. من عمرا همچین کاری بکنم

‫خیلی بی انصافی، میری

‫‫ببخشید سر و صدا راه انداختیم...

‫مثل اینکه شما دوتا خیلی باهم صمیمی اید

‫درست همونطور که آنجه گفته بود

‫چی؟

‫آنجه راجع به شما تو نامه هاش نوشته بود

‫نوشته بود که آنه یه دختر جدیه، و میری...

‫یکم بی احتیاط ولی بامزه اس

‫چی؟ این حقیقت نداره

‫آنجه خودش هم بعضی وقتا خیلی بی احتیاط میشه ها

‫.اینو چندان بی راه نمیگی

‫ازتون ممنونم که هوای آنجه رو دارید

‫به نظرم دلیل اصلی که آنجه تو اورفن احساس تنهایی نکرده شمایید

‫واقعا ممنونم

‫خب، تا داغه ازش بنوشید

‫ممنون بابت چای!

‫‫حالا که فکرشو می‌کنم، وقتی داشتیم میومدیم اینجا...

‫اسم من ساشا بوردوئه

‫ممنونم که خواهر کوچیکم، سرن رو نجات دادید

‫تو خواهر سرن هستی؟

‫بله! چند روز پیش پدرتون آقای بلگریو رو ملاقات کردم

‫که اینطور، پس خودشی...

‫خانوم آنجلین، من کاری کردم که باعث ناراحتی شما بشه؟

‫خودتو به اون راه نزن

‫می‌دونم که می‌خواستی پدر من رو به زور ببری بوردو

‫نه. اون من نبودم. ‫‫اون خواهر بزرگترم بود

‫چی؟

‫خیلی خب، توضیح بده

‫ببینید، خواهر بزرگتر من، هلوتیکا بود ‫‫ که برای آقای بلگریو دردسر درست کرد

‫نگران نباش ‫‫این خل و چل ما هم شما رو اذیت کرد

‫چی باید بگی، آنجه؟

‫‫معذرت می‌خوام...

‫اشکال نداره ‫‫خوشحالم که سوتفاهم ها برطرف شد

‫فکر نمی‌کردم تو شمشیرزنی رو زیر نطر بابای آنجه یاد گرفته باشی

‫بله، پدر خانوم آنجلین ‫‫استاد بلگریو غول سرخ

‫یه شمشیرزن بسیار ماهره

‫ایشون همچنین متخصص فنون جنگی—

‫ببخشید که فکر اشتباهی در موردت کردم

‫حالا می‌بینم که تو هم مثل منی

‫واقعا میگی؟

‫بنده، ساشا بوردو، واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم!

‫که اینطور. پس قضیه از این قرار بوده...

‫البته فکر نمی‌کنم آموزش های من ‫‫ به درد یه ماجراجوی سطح دبل ای بخوره

‫شما هم ماجراجو بودید، درسته؟

‫بله، ولی وقتی جوون بودم همچین اتفاقی برام افتاد

‫من فقط سه سال تو این کار بودم

‫من توی سطح ای موندم که این یعنی شما کارتون از من بهتره

‫بهرحال، شما واقعا آدم خوبی هستید

‫از اونجایی که شما رو غول سرخ صدا میزنند ‫‫ فکر می‌کردم آدم خشن تری باشید

‫کی گفته مردم منو با اون اسم صدا میزنند؟

‫هان؟ خب، آنجه گفته

‫چی؟

‫آهای، تا قبل از اینکه اجازشو از من نگرفتید ‫‫ با بابای من اینجوری گرم نگیرید

‫‫آنجه...

‫چیشده، بابا؟

‫خب...

‫این قضیه غول سرخ چیه؟

‫خودم برات درستش کردم! لقبته!

‫باحاله، مگه نه؟

‫‫چی؟ عه...

‫یعنی تو این اسمو اینور اونور پخش کردی؟

‫آنجه به همه راجع به این اسم گفته

‫شما خبر نداشتید؟

‫کسی نو انجمن اورفن نیست که از این اسم خبر نداشته باشه

‫پدر والکری مو مشکی

‫ماجراجوی سابق قدرتمند ‫‫بلگریو غول سرخ!

‫حتی ماجراجوهای سطح اس که بازنشسته شدند

‫و استاد انجمن هم این اسمو می‌شناسه

‫‫آنجه...

‫چیکار کنم از دست تو؟

‫چیه، بابا؟ ‫‫کار اشتباهی کردم؟

‫نه. متوجهم که من برات مهمم

‫ولی من کار خاصی نکردم که لایق داشتن ‫‫ همچین لقب پرافتخاری باشم

‫منظورتون اینه که اونقدری که آنجه میگه استثنایی نیستید؟

‫اشتباه برداشت نکنید!

‫بابا خیلی خفنه

‫مگه بهتون نگفتم؟ ‫‫تا حالا نتونستم بهش ضربه بزنم

‫‫شاید، ولی الان پنج سالی گذشته...

‫مهم نیست که پنج سال گذشته باشه یا ده سال

‫اگه باورتون نمیشه، پس بهتون ثابت می‌کنم. بابا!

‫بله؟

‫با من دوئل کن

‫ولی تازه رسیدی خونه

‫مهم نیست

‫بالاخره می‌تونیم مهارتی که این همه ازش شنیدیم رو ببینیم

‫هم آنجه و هم خانوم ساشا خیلی از شما تعریف کردند

‫چه اتفاقی داره اینجا میفته که من ازش سردرنمیارم؟

‫بابا، بهم آسون نگیر

‫مطمئن نیستم چجوری با یه ماجراجوی سطح اس فعال روبرو بشم، ‫‫ ولی...

‫اصلا رو اون عادت های بدی که بهت گفتم برطرفش کنی کار نکردی

‫‫و...

‫تو منو زدی

‫هان؟

‫‫تو جدی منو زدی، بابا!

‫ولی... خودت گفتی که بهت آسون نگیرم

‫بلندم کن

‫بیخیال. هفده سالته ها

‫بلندم کن!

‫تو واقعا قوی ترینی، بابا

‫‫باشه حالا تو هم...

‫قرار نبود اینجوری پیش بره

‫مثل آب خوردن آنجه رو شکست داد

‫باورم نمیشه، آخه، آنجه...

‫میدونی؟

‫آره، آره

‫خب، آنه؟ دیدی بابام چقدر قویه؟

‫آره، فوق العاده اس. باورم نمیشه

‫دیدی؟ می‌دونستم از پسش برمیای، بابا

‫تو واقعا غول سرخی

‫آنجه...

‫چیه، بابا؟

My Daughter Left the Nest and Returned an S-Rank Adventurer subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for My Daughter Left the Nest and Returned an S-Rank Adventurer

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left