The first 200 lines.
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـيکـنـد »
چیزی پیدا نشد؟
- هیچی. - دوربین های راهرو چی؟
تقلبیان، واسه دکور گذاشتن.
متخصصانِ صحنه زمانِ مرگِ کریور رو سردستی 36 ساعت پیش تخمین میزنن.
یک روز و نیم.
یک روز و نیم پیش، ویلن استراوت بازداشتگاه بود
برادرش هم تو یه کیسهی جسد.
قبل از اینکه خودشو بکنه تو اون کیسه،
تراویس استراوت از یه جایی برگشته بود، شاید از اینجا.
از اینجا تا محلهی "نورتریج"؟
جوخه 308 به نظرشون کریور خبرچینی کرده
درنتیجه تراویس استراوت میکُشتش.
که توضیح میده چرا وقتی توی خونه دیدیمش، مثل قورباغه سعی کرد فرار کنه.
از لحاظ زمانی درسته.
هدر استراوت وکیل خبر کرده.
یا باید متهماش کنیم و یا ولش کنیم.
- ولش کنید. - سزیم هنوز اون بیرونه.
شاید اون بدونه سزیم دستِ کیه و باهاش ارتباط برقرار کنه.
میتونیم به ماشیناش ردیاب بزنیم،
و شش تا واحد رو برای تعقیباش مستقر کنیم.
ترتیبِ گرفتن حکم رو میدیم.
همه جا رو پوشش میدیم. (به یه تاکتیک دفاعی توی بسکتبال اشاره کرد)
به آقای اندرسون بگید که داستانشون یه حدس و خیالِ خام و عجولانه است.
از روزنامهی تایمز بود؟
لارا کوک.
دستبردار نیست.
فکر میکنی تا کِی میتونی این قضیه رو مخفی نگه داری؟
اگه خوششانس باشیم تا یکی دو روز دیگه.
کاش توی "اوکلند" میموندی.
به نظرم درست نمییومد، من اونجا باشم و تو اینجا.
خب...
وقتی این ماجرا تموم بشه...
باشه. بهت که گفتم.
حتماً؟
آره. عالیه.
به محض اینکه شهر ات امن بشه.
شهر ام؟
آره "ایرو" شهر ات.
قسمت 3 از فصل 6 باش "سه بیوه"
ســـامــــان تــرجــمــه از StarTak
هر ساعت که میگذره،
احتمال منفجر شدن یه بمب کثیف(هسته ای یا رادیواکتیوی)
توی ابرشهر لسآنجلس بیشتر میشه.
"هشدار تاکتیکی" به کل کشور دادیم. (یعنی از مأموران و افسران خواسته میشه به شکل واحد با یک مشکل برخورد کنن)
همهی تیم ها شیفتشون 12 ساعته میشه.
پلیس لسآنجلس با
کلانتری ها و افبیآی در رابطه با پیدا کردن بسته ها یا اشیاء مشکوک، هماهنگی برقرار میکنه.
کارآگاههات نباید اینجا باشن؟
درگیر یه پروندهان.
فکر میکردم قاتل کنت رو گرفتیم.
اون شهروند مستقلِ
- خلوچل. - دیشب جسد تازهای پیدا شده.
- به پرونده مربوط میشه؟ - برای گفتناش زوده.
اولین موجِ جستجوی سراسری
حدود 80 درصد لسآنجلس رو پوشش داده.
همیشه اون 20 درصده که تو رو به کشتن میده.
چیه مگه جیمز باندی؟
یه دستگاه برای محافظت از خوده.
اینو آنلاین سفارش دادم.
جنساش درجه یکه.
بهمون این حلقههای پلاستیکی جذاب رو دادن.
فکر کردی من قراره به این حسگر های آدامسی آشغال اعتماد کنم؟
تو هم باید یکی بخری.
نمیخواد، نزدیکات میمونم.
اگه شروع کرد به بوق زدن، فرار کن.
نقطه های قرمز بیانگر اهداف مشخص شده در نقشهی واقع در خانهی مظنونــه.
نقطه های آبی ساختمان های فدرال(دولتی) هستن،
و زرد ها هم نقطههایتوریستی قابلتوجه.
لعنت برخودم باد.
یه کوله گوه از اهدافه.
بله عالیجناب همینطوره.
واقعاً نمیخوام تو میراثِ کاری ـه من یه "11 سپتامبر" دیگه پیش بیاد. (حادثه تروریستی 11 سپتامبر 2001 در آمریکا)
اومدش.
جایی برای موندن داری؟
میشه برم خونه و چند تا لباس بردارم؟
یه لیست بنویس، یه نفر واست میارتشون.
نمیخوام یه غریبه بره وسایلم رو وارسی کنه.
دیگه براش دیر شده. اینجا رو امضاء کن.
میخوام تراویس رو ببینم.
متأسفم امکانش نیست.
به پزشکیقانونی گفتیم که جسد رو ببره جایی که خواستی.
چطور میتونید اینقدر ظالم باشید؟
ماشینات رو رسماً ثبت کن(پلاک بزن)،
وگرنه پلیس توقیفاش میکنه.
یه امضای واقعی لازمه.
زیادهروی بود ولی اشکال نداره.
برو دَرتو بذار.
بریم.
راست میگی، باید توی خلاصه باشه ولی نیست.
بابام بهم اجازه میده خلاصهی پروندههاش رو بخونم.
همیشه بهم میگه "دنبال چیزی بگرد که نیست."
بابات آدم عاقلیه.
آفرین مَدی، نکتهی خوبی رو پیدا کردی.
ممنونم.
چرا اینو به "میلر" نگفتی؟
گفتم.
هدر هنوز توی ماشینه؟
آره.
مأمور واقع دراونجا میگه که کلی مشتری داخل هست،
که هیچکدوم رو نمیشناسیم.
دریافت شد. گوشبهزنگایم.
خبر جدیدی از پلیس های فاسد ات نشد؟
چارلی هوان باهام تماس گرفت.
دنبالِ چند تا مواد فروش جامائیکایی بوده
که برای چند سال، به چند تا کارآگاه پول میدادن.
مارکوس و آریاس؟ از کجا میدونه؟
- یکی از "جیک" ها خبرچیناش ــه. - نه بابا.
یه نفر اومده سراغ زنه.
لعنتی.
واحد چهار، یه شاسیبلند قرمز-قهوهای
داره میاد سمتتون.
"چارلی دکس" ـه.
به سمت شرق، آخر کوچه رفت.
چارلی دکس.
آخرین باری که اینجا بودم، دیدمش.
باش، شاسیبلندِ قرمز-قهوهای.
حواسمون بهش هست. پُشتِ ساختمون پارک کرده.
هویت احتمالی راننده، چارلی دکس ـه.
دریافت شد.
هدر استراوت رفت داخل.
اومد بیرون.
لعنتی. تفنگ بهش داد؟
بخاطر تراویس متأسفم.
اون مقاومتاش رو کرد.
اون یه قهرمانه.
خداوند از ما میخواهد از چیزی دل بِکَنیم
تا فضای بیشتری پیدا کنیم.
بخاطر روز های بهتر.
- و ما آماده میشویم. - و ما آماده میشویم.
اون برگشت داخل.
شاسیبلند رو تعقیب میکنیم.
دریافت شد.
ما حواسمون به هتر ـه. واحد چهار برو به موقعیت شماره دو.
به سمت شمال میریم.
ریس، به گوشی؟
بگو. کجا هستید؟
چشمانداز "انجلسیتی" در "ترا بلا".
به سوژه نزدیک نشید.
همونجا بمونید.
هدر استراوت کجاست؟
هنوز توی بار ـه.
تا 10 دقیقه دیگه پشتیبانی میرسه.
گفت که منتظر پشتیبانی بمونیم.
نگفت کجا.
ماسک اکسیژن روی سزیم جواب میده؟
دستورالعمل ها رو میخونی؟
آره یه گذری روشون کردم.
ماسک روش جواب نمیده، نه.
خیلیخوب. تو میری یا من؟
چارلی دکس؟
لعنتی.
داره به سمت جنوبغرب میره.
بایست! بذار دستهات رو ببینم!
شلیک نکن.
پلیس لسآنجلس!
زانو بزن.
بشین.
این مزخرفه.
شما هیچ قدرتی(نفوذی) روی من ندارید. هیچ!
شما هیچ قدرتی روی من ندارید.
ولی با این وجود بهت دستبند زده شده.
به همین خیال باش برادر.
من برادرت نیستم.
این یه دستگیریـه غیرقانونی و غیرمشروعه.
تو یه شهروند آزادی.
یه لحظه اجازه میدی؟
پس بیا آزادانه حرف بزنیم.
- آزادانه. - آره آزادانه.
لعنتی چرا فرار کردی؟
اونم وقتی شما تراویس رو کشتید؟
وقتی فهمیدم، پیش خودم گفتم "گوه توش، بعدش منم."
تو به خواهر زنات یه تفنگ دادی.
کی؟
هدر استراوت.
گوه توش.
آره.
ما خیلی چیزا راجع بهتون میدونیم.
شما کله گنده ها شوهرش رو کشتید.
کاری کردید به پایِ فدرال ها بیوفته.
آقای دکس مجوز اسلحهفروشی داره.
نیاز نبود، مملکتِ آزادی داشتیم.
سابقهی جنایی نداره.
- زدی تو خال. - البته تا به الآن.
واگذاری غیرقانونی یک سلاح.
مقاومت دربرابر دستگیری، حمله به یک مأمور فدرال.
- چرت و پرته. - و COINTEL باهاش
یه سری کار داره.
تو یه شاهدی.
نذار منو ببرن.
این یه دستگیری غیرقانونیه!
یه rendition ـه کوفتیه! (فرستادن پنهانی تروریستها یا جنایتکاران خارجی برای بازجویی به کشورهایی که قانون آنها برای این کار کمتر دست و پاگیر است)
کجاست ها؟ سزیم کجاست؟
- ها؟ - نذار اینکارو بکنن مرد.
بکش کنار کلیف.
چیزی ازش به دست نمیارید.
- بذار باهاش حرف بزنم. - متأسفم، شدنی نیست.
- پروتکلـه. - تو خونه میبینمت.
- فعلاً. - خب، کجا بریم؟
چجوری اینقدر خوششانس شدم؟ (که باش همراهم شده)
No comments yet. Be the first to leave one.