The first 200 lines.
"سريناگار، کشمير"
زود باشين فرار کنيد عجله کنيد-
!زود باشين فرار کنيد !فرار کنيد
!همگي از اينجا فرار کنيد
من حواسشون رو پرت ميکنم شماها فرار کنيد
"وسيم خان رهبر مبارز کشمير دستگير شد"
"کاپيلشواپورام منطقهاي در کريشنا"
"آرزو و روياهاي کوچيک"
"مرواريدي که درون صدف مخفي شده"
"آرزوي بوسيدن ماه"
"يا چرخش سيارهها به دور من"
"آرزو و روياهاي کوچيک"
"مرواريدي که درون صدف مخفي شده"
"آرزوي بوسيدن ماه"
"يا چرخش سيارهها به دور من"
"آرزو و روياهاي کوچيک"
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: فاطمه
"آرزوي اينکه يه گل ياس باشم"
"...يا يه نسيم شاداب"
"که ابرها رو لمس ميکنه"
"آرزوي اينکه هيچ غمي نباشه"
"آرزوي دارم دنيا رو با موهام گره بزنم"
"آرزو و روياهاي کوچيک"
"مرواريدي که درون صدف مخفي شده"
"آرزوي بوسيدن ماه"
"يا چرخش سيارهها به دور من"
"آرزو و روياهاي کوچيک"
"مرواريدي که درون صدف مخفي شده"
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
"آرزوي کاشتن و برداشتن محصولات از دل خاک"
"وقتي از رودخونه برميگردم ماهي گرفته باشم"
"کاش ميشد رنگين کمون رو بپوشم"
"يا داخل يه قطره شبنم زندگي کنم"
"يا ساري از جنس نور مهتاب بپوشم"
"آرزو و روياهاي کوچيک"
"مرواريدي که درون صدف مخفي شده"
"آرزوي بوسيدن ماه"
"يا چرخش سيارهها به دور من"
"آرزو و روياهاي کوچيک"
"مرواريدي که درون صدف مخفي شده"
اول صبح دنبال چي ميگردي؟
...گوسفندهام گُم شدن
!بعضيها صداشون رو توي جاده شنيدن
يکم سر و صدا نکنيد
هي مانگاما ماشين داره مياد؟
هي دنبال چي داري ميگردي؟
گوسفندهام گُم شدن
...زنت که هميشه ميخواست گوسفندهات
گُم و گور بشن، براي چي ميگردي؟
وايسادين اينجا چي رو نگاه ميکنيد؟ برين بگردين
هي ديوونه شدي؟ بچهها رو چيکار داري؟
الان توي خونه آمبي در حال پخته گوسفندهاست
برو اونجا رو ببين
!ساکت باشين! هيس
هي وايسا، تکون نخوريد روجا يه ماشين داره مياد-
هي تکون بخور مانگاما بيا پايين
زود باشين تکون بخوريد
اون داماده!؟ هيس-
سيگاره!؟ آره-
اگه اين روستا رو خيلي دوست داري ميتونم اينجا جات بذارم
من که مشکلي ندارم
قايم شو
!زود باش فرار کن
داداش گوپي؟ بله-
گوسفندات همينجوري ول شدن تو اينجا داري خوش ميگذروني
اصلاً احساس مسئوليت نميکني؟
گوسفندات جلوي ماشين شوهر خواهر آيندهم رو گرفتن
!برو راه رو باز کن
عمو مراقب باش اونها انگليسي حرف ميزنن
اگه نفهميدي از من بپرس
انگليسي؟ زود باشين پسرا برين ببينيد چه خبره؟
داماد اومد اون رو ديدم
شوهر خواهر اومد ديدمش
عجله کنيد داماد آينده و خانوادهش اومدن
زود باشين، با ماشين اومدن خدايا، چيکار ميکني؟-
زود باش اينجا چه خبره؟ چي شده؟-
!زود باش بيا
کالما، آبجي کالما؟
بهت گفتم که گلها رو آماده کني
ولي اصلاً گوش نميدي مامان آبجي کجاست؟-
...اگه بابات بفهمه که چي شده آبجي-
آبجي ديدمش، ديدمش
کي رو ديدي؟ تو گوشهات رو بگير-
اون خيلي خوشتيپ و قد بلنده
با مامانش انگليسي حرف ميزد فکر کنم خيلي تحصيل کردهست
سيگار ميکشه ولي به نظر پسر خوبي مياد
من که خيلي ازش خوشم اومد به نظرم لياقت خواهرم رو داره
چرا انقدر ذوق کردي؟
نکنه دلت ميخواد تو هم مثل خواهرت ازدواج کني؟
مامان بزرگ من ميخوام درسم رو بخونم
نميخوام ازدواج کنم فعلاً خواهرم داره عروس ميشه
نذر کردم که 50 تا گلدون گل به مهبد الهه موتالمان ببرم
آبجي همينجوري ثابت بمون تکون نخور
آرزو کن ميخواي من برات آرزو کنم؟
اون بهترين مرد دنيا باشه
همون لحظه که ديدت عاشقت بشه
در عرض 4 روز مراسم ازدواجتون برگزار بشه
و تو همراهش به شهر بري
قبل از رفتنت بغلت کنم و گريه کنم
ما فقط اومديم يه دختر رو ببينيم
ولي اينها افتادن دنبالمون
دورمون پُر پيرزنـه اين مراسم مخصوص پيرهاست؟
خودت گفتي دختر شهري نميخواي و ميخواي با يه دختر روستايي ازدواج کني
حالا خوش بگذرون
دارن انگليسي با هم پچ پچ ميکنن
چون از شهر اومدن
پسرم کارت چيه؟ رمزگشايي-
رمزگشايي يعني چي؟ نميفهمم
نميدوني يعني چي؟ همون عکاسي ميشه
آهان
خيلي خوبه ولي حقوقت چقدره؟ بد نيست-
يعني چقدر 1000،2000،5000؟
پريسامي چرا داماد درست و واضح جواب نميده؟
!يعني چي
کجا ميري؟ هي وايسا،وايسا،وايسا-
تا حالا جرمي کردي؟ اخلاق بدي داري؟
دختراي شهر رو ول کردي اومدي توي روستا
هي پولاما تو هيچي نگو
اين باعث افتخار ماست که ميخوان از روستاي ما زن بگيرن
پسرم اشتباه برداشت نکني آره پسرم-
چه اشکالي داره بپرسيم؟ داريم دخترمون رو بهش ميديم
نبايد بدونيم که يه مرده يا ميمون!؟
فقط درس خوندي يا بنيه هم داري؟
ميخواي قدرت دستهام رو ببيني؟ نه پسرم-
تا خونه شما رو بغل کنم؟
نه،نه پسرم مشکلي نيست -
مشکلي نيست بياين نه-
نه پسرم بياين-
بياين
!خدايا،پسرم
آبجي قوي باش
اگه انگليسي حرف زد تو هم انگليسي جواب بده
اصلاً نگران نباش من به درگاه همه خداها دعا کردم
روجا تو همينجا بمون چرا مامان؟-
!مامان
اداي احترام کن
بشين
وقتي ما همگي دورشون رو گرفتيم حتي نميتونن بهم نگاه کنن
چه برسه به اينکه حرف بزنن
بايد تنهاشون بذاريم که بتونن حرف بزنن و تصميم بگيرن
چطور ميشه خانوم؟
چطور ممکنه قبل از ازدواج بذاريم تنهايي با همديگه حرف بزنن؟
شوخي نکنيد خانوم
چون از شهر اومدين دخترمون رو آورديم
وگرنه پسراي روستا بعد از نامزدي ميتونن عروس رو ببينن
توي روستا اين مسائل امکان پذير نيست
فقط داشت شوخي ميکرد
صبر کنيد اين قضيه هيچ مشکلي نداره
بالاخره اونها ميخوان بعد از ازدواج با همديگه زندگي کنن
چه اشکالي داره قبلش با همديگه حرف بزنن
خدايا روجا شنيدي؟
ميخوان با هديگه تنهايي حرف بزنن
خدايا الان 5 سال شده که مرتب اينجا عود روشن ميکنم
که يک نفر با ازدواج با خواهرم موافقت کنه
به ده نفر غذا ميدم و شمع روشن ميکنم
فقط کاري کن که اون موافقت کنه
قوي باش
...ميخواي تو بري توي باغ براي خودت
و من با داماد حرف بزنم؟
تو کي ميذاري کسي حرف بزنه؟
...مثل سري قبل بيچاره رو ميندازي توي اتاق
و فرداش آزادش ميکني
فکر کردي ما خبر نداريم؟
انگاري مامانبزرگها جلسه گرفتن
من توي شهر به دنيا اومدم و بزرگ شدم
تا حالا هيچوقت توي روستا نبودم
ولي آرزو دارم که با يه دختر روستايي ازدواج کنم
من اينجا رو دوست دارم ..مزارع برنج و درههاش
...خاک و عطرش
اين پيرزنها رو همه رو دوست دارم
چي دارن ميگن؟ انگاري دارن راميان ميخونن
ميخوان کاري رو بکنن که تو توي جووني نکردي
تو بعد دو سال شوهرت رو يه بازيکن خفن کردي،درسته؟
يه چيزي بگو صدات رو بشنوم
ميخواي حداقل يه سري دوي يا سريسالامي چيزي بگو
فقط يه چيزي بگو
من..من اين ازدواج رو نميخوام
چي؟ دوباره بگو
آروم صحبت کنيد
بگين که شما با اين ازدواج موافق نيستين
به پدرم بگين که از من خوشتون نيومده
کالما مثل يه بُت اونجا نمون
يکم قهوه براش بريز
دختر بيچاره خجالت ميکشه
...من و پسر عموم کريشنا مورتي
از خيلي وقت پيش بهم علاقه داريم
ولي چون پدرهامون با همديگه اختلاف دارن
اونها ميخوان من رو به ازدواج يه غريبه در بيارن
اگه با اون ازدواج نکنم زنده نميمونم
خواهش ميکنم با اين ازدواج مخالفت کنيد
!وايسا
پس چرا عکست رو براي من فرستادي؟
مجبورم کردي که 500 مايل سفر کنم
ميتونستي زودتر اين رو به پدرت بگي
شوهر منم مثل اين مردهاي شهري جلوي حرف زدنم رو نميگيره
باشه پدرت رو صدا کن من بهش ميگم
اگه اون همه چي رو بفهمه من رو ميکُشه
پس ميخواي چيکار کني؟
وقتي توي صورتش نگاه کني و حرف بزني معلومه که همچين اتفاقي مياُفته
جمعش کن
No comments yet. Be the first to leave one.