Ride the High Country

Ride the High Country

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

She-Hulk:Attorney at Law S01E05 WEB-720p/1080p DSNP DDP5 1 H 264-TOMMY
She-Hulk:Attorney at Law S01E05 WEBRip-720p/1080p DSNP DDP5 1 x264-TEPES
She-Hulk:Attorney at Law S01E05 WEBRip-ION10
She-Hulk:Attorney at Law S01E05 WEBRip-NORGP
She-Hulk:Attorney at Law S01E05 WEB-H264-KOGi
She-Hulk:Attorney at Law S01E05 WEB-H264-CMRG
She-Hulk:Attorney at Law S01E05 WEBRip-PHOENiX
She-Hulk:Attorney at Law S01E05 WEBRip-SWTYBLZ
She-Hulk:Attorney at Law S01E05 WEB-2160p WEB h265-KOGi
She-Hulk:Attorney at Law S01E05 WEB-1080p DSNP Atmos H264-EVO
A Commentary by KiarashNg
█⫸ کیارش نعمت گرگانی | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Tags

other
Published on: 2022-09-15
Downloads: 43
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫- شی‌هالک؟ ‫- شی‌هالک. شی‌هالک.

‫هالک‌بانو، هالک‌خانم، شی‌هالک. ‫خواسته‌شون رو اجابت کن.

‫آنچه گذشت...

‫بهتره چنین اسمی روم نمونه.

‫نظرت چیه به اسم شی‌هالک پروفایل بسازی؟

‫خودم به این کارم افتخار نمی‌کنم.

‫چیزی بدتر از قرار گذاشتن ‫بعد از سی سالگی هم هست؟

‫باید اعتراف کنم که طرفدارت بودم.

‫یعنی نبردت با تایتانیا تو دادگاه...

‫خارق‌العاده بود.

‫حامیان جنبش «تایتانیا را آزاد کنید» ‫به خاطر لغو کل اتهاماتش...

‫- جشن گرفتن. ‫- ایشه.

‫شکایتی قضایی از طرف...

‫شرکت مسئولیت محدود ‫«تایتانیا ورلدواید» آوردم.

‫به خاطر اسم «شی‌هالک» ازم شکایت کرده؟

‫ولی این که اسم خودمه.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید: DigiMoviez@

‫قدرت یعنی زیبایی. ‫زیبایی یعنی قدرت.

‫با چی خوشگل می‌شین؟

‫با شی‌هالک محصول تایتانیا.

‫قوی باشین، زیبا باشین. ‫خودتون رو قبول کنین.

‫شی‌هالک محصول تایتانیا.

‫من معنای قدرتم. ‫من معنای زیبایی‌ام.

‫من خودم رو قبول کردم.

‫شی‌هالک محصول تایتانیا...

‫محصولات مراقبت پوستی و سلامتی ‫جدید هستن که تایتانیا...

‫مخصوص خودتون تولید کرده.

‫شی‌هالک محصول تایتانیا.

‫با پادکست «حق گفتار» ‫از «لا 360» همراه هستین.

‫به تبلیغ اسپانسرمون گوش فرا می‌دیم.

‫سلام تایتانیاک‌ها، ‫بی‌صبرانه مشتاق دیدارتونم.

‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی» ‫در تلگرام: realKiarashNg@

‫- چد! ‫- سلام. چه خبر جن؟

‫چیکار می‌کنی؟ ‫نمی‌شه که سرت رو بندازی و بیای تو خونه‌ام!

‫نمی‌دونم می‌خوای چی بهت بگم. ‫من که همین الان اومدم.

‫دارم کلی با فروش این محصولات ‫شی‌هالک پول به جیب می‌زنم.

‫خیلی دوستت دارن. ‫ملت خیلی دوستت دارن.

‫واسه همین می‌خوام امضاشون کنی.

‫نه‌خیر، امضاشون نمی‌کنم.

‫یعنی چی که امضا نمی‌کنی؟

‫دارم از سرمایه‌گذاریت ‫حمایت می‌کنم دیگه.

‫نه، این‌ها مال من نیستن. ‫به من هیچ ربطی ندارن.

‫رو برچسبش که نوشته شی‌هالک. ‫اسم خودت رو نوشته.

‫کار یکی دیگه است.

‫زنی به نام تایتانیا ‫اسمم رو نماد بازرگانی کرده.

‫چه احمقانه. ‫واسه چی گذاشتی چنین کاری بکنه؟

‫من نذاشتم چد.

‫عجب.

‫جن، راستش،

‫قانون نماد بازرگانی از این قراره...

‫که هر کی اول ثبتش کنه، مال خودشه.

‫یعنی اگه خودت اول ثبتش می‌کردی،

‫اون دیگه نمی‌تونست ‫چنین کاری کنه.

‫«شی‌هالک محصول تایتانیا»

‫ممنون.

‫توییت زده بود میاد اینجا ‫تا طرفدارانش رو ببینه.

‫وایستا ببینم، تو فالوئرشی؟

‫این‌جوری اطلاعات کسب می‌کنم دیگه. ‫کجا می‌ری؟

‫- می‌رم باهاش صحبت کنم. ‫- باشه، می‌ریم.

‫ولی ما که نمی‌ریم ته صف. ‫شوخیت گرفته؟

‫باید با اعتماد به نفس وارد بشیم. ‫این‌جوری جواب می‌ده. ببخشید.

‫این دیگه چیه؟

‫«حجم‌دهنده لب زهر مار.»

‫واقعا داره روغن مار می‌فروشه.

‫«محلول زیبایی.»

‫«روغن زیبایی.»

‫«مکمل زیبایی». آخه مگه می‌شه ‫همه‌شون یکسان نباشن؟

‫شوخیت گرفته؟ ‫زمین تا آسمون فرق می‌کنن.

‫نمونه رایگان می‌خواین؟

‫همه‌شون رو واسه خودم ‫و اون دختره برداشتم.

‫خیلی ممنون، ممنون.

‫ببخشید بچه کوچولو، ‫ولی ته صفمون اون پشته.

‫نمی‌خوام بپرم اول صف.

‫می‌خوام بس کنین ‫و این بند و بساط رو جمع کنین.

‫چه مشکلی پیش اومده؟

‫داری محصولات آشغالت رو ‫به اسم من می‌فروشی.

‫تازه، ازم شکایت هم می‌کنی؟

‫بی‌خیالش شو جنیفر.

‫اسم شی‌هالک مال خودمه.

‫ببخشید.

‫می‌شه ازمون عکس بگیرین؟

‫وای خدایا، ایول. ‫کمی برین عقب‌تر.

‫بذارین یه مقدار راحت باشم.

‫- الان... ‫- داری عکس می‌گیری؟

‫یه عکس بیشتر نمی‌گیریم، ‫همین و بس.

‫باورم نمی‌شه به همین راحتی اسمم رو دزدیده.

‫ولی تو که خودت گفته بودی ‫از اسم شی‌هالک خوشت نمیاد.

‫- خوشم نمیاد. ‫- خیلی‌خب.

‫صرفا ملت تصمیم گرفتن ‫این‌جوری خطابم کنن.

‫خودم که چنین کسی نیستم.

‫من جنیفر والترزم.

‫شی‌هالک صرفا اتفاقیه که برام رخ داده.

‫واقعا دیدگاه خیلی خوبی داری.

‫ولی باید اعتراف کنم ‫از برخی بخش‌هاش خوشم میاد.

‫خیلی‌خب، پس حرفت تموم نشده بود.

‫مثلا موهام خیلی شگفت‌انگیزه، ‫اصلا خماری نمی‌کشم.

‫می‌تونم شبانه هدفون بذارم، ‫پیاده برم خونه و نترسم.

‫آرزوی هر زنی همینه.

‫ولی این‌طور نیست ‫که شخص دیگه‌ای شده باشم...

‫و اسم دیگه‌ای لازم داشته باشم.

‫خیلی‌خب. یعنی بابت اسم شی‌هالک دلخور نیستی؟

‫نه، اصلا برام مهم نیست.

‫خیلی‌خب. یعنی کلا بی‌خیالش شدی؟

‫آره، کاملا بی‌خیالش شدم.

‫داری منگنه‌ات رو خرد می‌کنی‌ها.

‫چی؟

‫واسه چی باید بابت هرچیزی ‫این همه از طرفدارانش پول بگیره؟

‫چون چنین کاری ‫هوشمندانه است نیکی.

‫واسه همین اون ثروتمنده ‫و تو آه در بساطت نداری.

‫چه خبر نیک؟

‫وای، داشتم با خودم حرف می‌زدم.

‫خیلی‌خب، نمی‌تونم وانمود کنم...

‫که اومدم حالت رو بپرسم. ‫باید لطفی در حقم بکنی.

‫آها. خب، خودت که از بهاش خبر داری.

‫- با سودش بهم مدیون می‌شی. ‫- قبوله.

‫- خیلی‌خب. ‫- می‌شه بیای با هم...

‫تو صف عرضه کتونی وایستیم؟

‫قراره کفش «مرد آهنی سه» رو عرضه کنن،

‫ولی به هر مشتری ‫یه جفت بیشتر نمی‌دن.

‫واسه چی می‌خوای دو جفت بخری؟

‫می‌خوام یکی رو بپوشم، ‫یکی رو هم نگه دارم.

‫خیلی‌خب، منظورت اینه ‫کفش جمع می‌کنی...

‫که صرفا نگاهشون کنی ‫و اصلا پات نکنی؟

‫چنین کاری برام قابل احترامه.

‫نمی‌خوام جلوت خودنمایی کنم،

‫ولی یه سری کفش نادر دارم...

‫که از کارگزار سرمایه‌گذاری مجددم خریدم.

‫از طریق... جانم؟ طرف کیه؟

‫آره، آشنایی به نام آلونزو دارم ‫که کارگزار سرمایه‌گذاری مجدده.

‫هر نوع لباسی که بخوای پیدا می‌کنه.

‫این کارگزار سرمایه‌گذاری مجددت...

‫می‌تونی کسی رو ‫پیدا کنه واسه فردی...

‫با جثه فوق‌بشری لباس مخصوص تهیه کنه؟

‫شک نکن.

‫خیلی‌خب. باید همین الان بهت بگم ‫که در ازاش چیکار کنی.

‫تو که هنوز در حقم لطف نکردی.

‫ولی این‌جوری دیگه ‫سودش رو ازت نمی‌گیرم.

‫درست می‌گی.

‫درست می‌گی. ای نیک زرنگ. ای نیک زرنگ.

‫صرفا می‌خواستم ‫از کل تایتانیاک‌های عزیزم تشکر کنم...

‫که کمکم کردن ‫به چنین جایگاهی...

‫بی‌خیالش شدم. جدی می‌گم.

‫اینجا که از شعبات کافه بوباست.

‫آلونزو می‌گه در ‫واقع کسب و کار...

‫لباس ابرقهرمانان رو ‫توش اداره می‌کنن.

‫خیلی‌خب.

‫سلام، سفارشی مد نظرتون هست؟

‫سلام، حالت چطوره پسر؟

‫رفیقم، آلونزو، آدرس اینجا رو بهم داده.

‫آلونزو. خیلی‌خب، سفارشتون رو می‌گین؟

‫نه، نه. رفیقم، آلونزو،

‫کارگزار سرمایه‌گذاری مجدد رو می‌گم.

‫اون آدرس اینجا رو بهم داده.

‫اومدیم وسایل ابرقهرمانی بخریم.

‫اینجا از شعبات کافه بوباست.

‫ما پلیس نیستیم.

‫به چه زبونی بود؟ چینی بود؟ ‫من که چینی نیستم.

‫خب، گفتم ما پلیس نیستیم.

‫ولی به چینی گفتم.

‫خیلی خجالت کشیدم.

‫دلخور شده. ‫بهش توهین کردم. اِم...

‫خیلی‌خب.

‫بیاین این پشت.

‫- ایول. ‫- پس باید بریم اتاق پشتی ترسناک.

‫- این شکلی کلاه‌برداری می‌کنین. ‫- خیلی‌خب.

‫چی می‌خواین؟ من همه‌چی دارم.

‫سپر کاپیتان آمریکا دارم، ‫پتک ثور دارم.

‫تی‌شرت «انتقام‌جویان» دارم.

‫اینجا که نوشته «افتخارجوبان».

‫«افتخارجوبان» دوست ندارین؟ ‫«استخدام‌جویان» هم دارم.

‫آها، پس دنبال استخدامن.

‫این یکی بدک نیست.

‫خیلی‌خب، نه‌خیر، ‫ما اجناس قلابی نمی‌خوایم، خب؟

‫می‌خوام واسه ابرقهرمانی ‫لباس مخصوص تهیه کنم.

‫سوالی دارم: ‫اگه خودت این‌کاره نیستی،

‫می‌دونی کی این‌کاره است؟

‫بهتون وقت نمی‌ده. ‫کارش خیلی خاصه.

‫خیلی‌خب. پس طرف رو می‌شناسی.

‫خیلی‌خب، قبوله.

‫یکی از تی‌شرت‌های ‫«افتخارجویان»ـت رو می‌خرم.

‫- کلاه ستش رو هم بخر. ‫- آره، معلومه، می‌خوام کامل ست کنم.

‫خیلی‌خب.

‫نه‌خیر.

‫سلام.

‫می‌خواستم راجع به تهیه لباس ‫واسه موکلم باهاتون صحبت کنم...

‫کسی معرفیتون کرده؟

‫تایتانیا معرفیم کرده.

‫خودم دیدم شونه بالا انداختی. ‫قبول نیست.

‫راستش، موکلم عضو انتقام‌جویانه.

‫- از برترین اعضاشونه جناب. ‫- درسته.

‫یه وقت مشاوره ‫پونزده دقیقه‌ای بهتون می‌دم.

‫دستیارم وقتش رو ‫بهتون اعلام می‌کنه.

‫هنوز هم می‌بینمتون‌ها.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left