The first 200 lines.
- شیهالک؟ - شیهالک. شیهالک.
هالکبانو، هالکخانم، شیهالک. خواستهشون رو اجابت کن.
آنچه گذشت...
بهتره چنین اسمی روم نمونه.
نظرت چیه به اسم شیهالک پروفایل بسازی؟
خودم به این کارم افتخار نمیکنم.
چیزی بدتر از قرار گذاشتن بعد از سی سالگی هم هست؟
باید اعتراف کنم که طرفدارت بودم.
یعنی نبردت با تایتانیا تو دادگاه...
خارقالعاده بود.
حامیان جنبش «تایتانیا را آزاد کنید» به خاطر لغو کل اتهاماتش...
- جشن گرفتن. - ایشه.
شکایتی قضایی از طرف...
شرکت مسئولیت محدود «تایتانیا ورلدواید» آوردم.
به خاطر اسم «شیهالک» ازم شکایت کرده؟
ولی این که اسم خودمه.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید: DigiMoviez@
قدرت یعنی زیبایی. زیبایی یعنی قدرت.
با چی خوشگل میشین؟
با شیهالک محصول تایتانیا.
قوی باشین، زیبا باشین. خودتون رو قبول کنین.
شیهالک محصول تایتانیا.
من معنای قدرتم. من معنای زیباییام.
من خودم رو قبول کردم.
شیهالک محصول تایتانیا...
محصولات مراقبت پوستی و سلامتی جدید هستن که تایتانیا...
مخصوص خودتون تولید کرده.
شیهالک محصول تایتانیا.
با پادکست «حق گفتار» از «لا 360» همراه هستین.
به تبلیغ اسپانسرمون گوش فرا میدیم.
سلام تایتانیاکها، بیصبرانه مشتاق دیدارتونم.
مترجم: «کیارش نعمت گرگانی» در تلگرام: realKiarashNg@
- چد! - سلام. چه خبر جن؟
چیکار میکنی؟ نمیشه که سرت رو بندازی و بیای تو خونهام!
نمیدونم میخوای چی بهت بگم. من که همین الان اومدم.
دارم کلی با فروش این محصولات شیهالک پول به جیب میزنم.
خیلی دوستت دارن. ملت خیلی دوستت دارن.
واسه همین میخوام امضاشون کنی.
نهخیر، امضاشون نمیکنم.
یعنی چی که امضا نمیکنی؟
دارم از سرمایهگذاریت حمایت میکنم دیگه.
نه، اینها مال من نیستن. به من هیچ ربطی ندارن.
رو برچسبش که نوشته شیهالک. اسم خودت رو نوشته.
کار یکی دیگه است.
زنی به نام تایتانیا اسمم رو نماد بازرگانی کرده.
چه احمقانه. واسه چی گذاشتی چنین کاری بکنه؟
من نذاشتم چد.
عجب.
جن، راستش،
قانون نماد بازرگانی از این قراره...
که هر کی اول ثبتش کنه، مال خودشه.
یعنی اگه خودت اول ثبتش میکردی،
اون دیگه نمیتونست چنین کاری کنه.
«شیهالک محصول تایتانیا»
ممنون.
توییت زده بود میاد اینجا تا طرفدارانش رو ببینه.
وایستا ببینم، تو فالوئرشی؟
اینجوری اطلاعات کسب میکنم دیگه. کجا میری؟
- میرم باهاش صحبت کنم. - باشه، میریم.
ولی ما که نمیریم ته صف. شوخیت گرفته؟
باید با اعتماد به نفس وارد بشیم. اینجوری جواب میده. ببخشید.
این دیگه چیه؟
«حجمدهنده لب زهر مار.»
واقعا داره روغن مار میفروشه.
«محلول زیبایی.»
«روغن زیبایی.»
«مکمل زیبایی». آخه مگه میشه همهشون یکسان نباشن؟
شوخیت گرفته؟ زمین تا آسمون فرق میکنن.
نمونه رایگان میخواین؟
همهشون رو واسه خودم و اون دختره برداشتم.
خیلی ممنون، ممنون.
ببخشید بچه کوچولو، ولی ته صفمون اون پشته.
نمیخوام بپرم اول صف.
میخوام بس کنین و این بند و بساط رو جمع کنین.
چه مشکلی پیش اومده؟
داری محصولات آشغالت رو به اسم من میفروشی.
تازه، ازم شکایت هم میکنی؟
بیخیالش شو جنیفر.
اسم شیهالک مال خودمه.
ببخشید.
میشه ازمون عکس بگیرین؟
وای خدایا، ایول. کمی برین عقبتر.
بذارین یه مقدار راحت باشم.
- الان... - داری عکس میگیری؟
یه عکس بیشتر نمیگیریم، همین و بس.
باورم نمیشه به همین راحتی اسمم رو دزدیده.
ولی تو که خودت گفته بودی از اسم شیهالک خوشت نمیاد.
- خوشم نمیاد. - خیلیخب.
صرفا ملت تصمیم گرفتن اینجوری خطابم کنن.
خودم که چنین کسی نیستم.
من جنیفر والترزم.
شیهالک صرفا اتفاقیه که برام رخ داده.
واقعا دیدگاه خیلی خوبی داری.
ولی باید اعتراف کنم از برخی بخشهاش خوشم میاد.
خیلیخب، پس حرفت تموم نشده بود.
مثلا موهام خیلی شگفتانگیزه، اصلا خماری نمیکشم.
میتونم شبانه هدفون بذارم، پیاده برم خونه و نترسم.
آرزوی هر زنی همینه.
ولی اینطور نیست که شخص دیگهای شده باشم...
و اسم دیگهای لازم داشته باشم.
خیلیخب. یعنی بابت اسم شیهالک دلخور نیستی؟
نه، اصلا برام مهم نیست.
خیلیخب. یعنی کلا بیخیالش شدی؟
آره، کاملا بیخیالش شدم.
داری منگنهات رو خرد میکنیها.
چی؟
واسه چی باید بابت هرچیزی این همه از طرفدارانش پول بگیره؟
چون چنین کاری هوشمندانه است نیکی.
واسه همین اون ثروتمنده و تو آه در بساطت نداری.
چه خبر نیک؟
وای، داشتم با خودم حرف میزدم.
خیلیخب، نمیتونم وانمود کنم...
که اومدم حالت رو بپرسم. باید لطفی در حقم بکنی.
آها. خب، خودت که از بهاش خبر داری.
- با سودش بهم مدیون میشی. - قبوله.
- خیلیخب. - میشه بیای با هم...
تو صف عرضه کتونی وایستیم؟
قراره کفش «مرد آهنی سه» رو عرضه کنن،
ولی به هر مشتری یه جفت بیشتر نمیدن.
واسه چی میخوای دو جفت بخری؟
میخوام یکی رو بپوشم، یکی رو هم نگه دارم.
خیلیخب، منظورت اینه کفش جمع میکنی...
که صرفا نگاهشون کنی و اصلا پات نکنی؟
چنین کاری برام قابل احترامه.
نمیخوام جلوت خودنمایی کنم،
ولی یه سری کفش نادر دارم...
که از کارگزار سرمایهگذاری مجددم خریدم.
از طریق... جانم؟ طرف کیه؟
آره، آشنایی به نام آلونزو دارم که کارگزار سرمایهگذاری مجدده.
هر نوع لباسی که بخوای پیدا میکنه.
این کارگزار سرمایهگذاری مجددت...
میتونی کسی رو پیدا کنه واسه فردی...
با جثه فوقبشری لباس مخصوص تهیه کنه؟
شک نکن.
خیلیخب. باید همین الان بهت بگم که در ازاش چیکار کنی.
تو که هنوز در حقم لطف نکردی.
ولی اینجوری دیگه سودش رو ازت نمیگیرم.
درست میگی.
درست میگی. ای نیک زرنگ. ای نیک زرنگ.
صرفا میخواستم از کل تایتانیاکهای عزیزم تشکر کنم...
که کمکم کردن به چنین جایگاهی...
بیخیالش شدم. جدی میگم.
اینجا که از شعبات کافه بوباست.
آلونزو میگه در واقع کسب و کار...
لباس ابرقهرمانان رو توش اداره میکنن.
خیلیخب.
سلام، سفارشی مد نظرتون هست؟
سلام، حالت چطوره پسر؟
رفیقم، آلونزو، آدرس اینجا رو بهم داده.
آلونزو. خیلیخب، سفارشتون رو میگین؟
نه، نه. رفیقم، آلونزو،
کارگزار سرمایهگذاری مجدد رو میگم.
اون آدرس اینجا رو بهم داده.
اومدیم وسایل ابرقهرمانی بخریم.
اینجا از شعبات کافه بوباست.
ما پلیس نیستیم.
به چه زبونی بود؟ چینی بود؟ من که چینی نیستم.
خب، گفتم ما پلیس نیستیم.
ولی به چینی گفتم.
خیلی خجالت کشیدم.
دلخور شده. بهش توهین کردم. اِم...
خیلیخب.
بیاین این پشت.
- ایول. - پس باید بریم اتاق پشتی ترسناک.
- این شکلی کلاهبرداری میکنین. - خیلیخب.
چی میخواین؟ من همهچی دارم.
سپر کاپیتان آمریکا دارم، پتک ثور دارم.
تیشرت «انتقامجویان» دارم.
اینجا که نوشته «افتخارجوبان».
«افتخارجوبان» دوست ندارین؟ «استخدامجویان» هم دارم.
آها، پس دنبال استخدامن.
این یکی بدک نیست.
خیلیخب، نهخیر، ما اجناس قلابی نمیخوایم، خب؟
میخوام واسه ابرقهرمانی لباس مخصوص تهیه کنم.
سوالی دارم: اگه خودت اینکاره نیستی،
میدونی کی اینکاره است؟
بهتون وقت نمیده. کارش خیلی خاصه.
خیلیخب. پس طرف رو میشناسی.
خیلیخب، قبوله.
یکی از تیشرتهای «افتخارجویان»ـت رو میخرم.
- کلاه ستش رو هم بخر. - آره، معلومه، میخوام کامل ست کنم.
خیلیخب.
نهخیر.
سلام.
میخواستم راجع به تهیه لباس واسه موکلم باهاتون صحبت کنم...
کسی معرفیتون کرده؟
تایتانیا معرفیم کرده.
خودم دیدم شونه بالا انداختی. قبول نیست.
راستش، موکلم عضو انتقامجویانه.
- از برترین اعضاشونه جناب. - درسته.
یه وقت مشاوره پونزده دقیقهای بهتون میدم.
دستیارم وقتش رو بهتون اعلام میکنه.
هنوز هم میبینمتونها.
No comments yet. Be the first to leave one.