The first 200 lines.
گروه اسکرین چنل تقدیم میکند
کانال تلگرامی: @screeningchannel ارائهدهندهی آثار نایاب سینمای جهان
.به کارمون میاد
چی به کارمون میاد؟ - .همون کاغذ نازک -
واسه بستهبندی کفشا؟ - آره، چرا که نه؟ -
.برای بستهبندی یه جفت کفش زنونهی شیک .مشتریها از اینجور حرکتها خوششون میاد
قیمتش چقدر شده؟
لباس فرمم رو میگی؟ - .آره -
.ارزون خریدمش
.قبلاً اونجا کار میکردم
حسابی تو زمینهی پیشخوان و .خدمات مشتری تجربه کسب کردی
میشه بهش دست بزنم؟ - .البته که میتونی -
چرم واقعیه؟ - .نه، ابریشمه -
.پروانههای کوچولو درستش کردن
مامان، تو هم نمیتونی یکی بخری؟ - .لباس فرم نخی به قدرکافی خوب هست -
تو خشکشویی که نمیتونی .لباس فرم ابریشمی بپوشی
چطور میتونم کمکتون کنم؟
.این کفش رو بهم بده، لطفاً
مردونهس؟ - .بله، رنگشون قهوهایه -
اینه؟ - .دقیقاً بالای سرته -
کفشاتون اینه، جناب؟ - .بله -
.لازم نیست بستهبندیشون کنید - .صحیح. میشه 18.500، جناب -
.اینم 20 تا خدمت شما - .ممنون -
دمای هوا چطوره؟ - .در سیلتنس هجده درجهس -
دارید میرید اونجا؟ - .بله، ممنون -
.خدانگهدار - .خداحافظ -
.میخوام این کفش نیمتخت بشه، لطفاً - پاشنه نداشته باشه؟ -
.نه، تخت باشه - .هر جور مایلید -
.بفرمایید - .ممنون، خداحافظ -
بهش گفتی یه کار تابستونیه؟ - .آروم باش، مشتریها میشنون -
،اگه خیال کردی میتونه جای من رو بگیره .به همین خیال باش
.کامیلا، این کفشها رو ببر به پدرسن .باید تا فردا حاضر بشن
.فقط گورت رو گم کن - !به حرفای اون عجوزه گوش بده -
.این رو یادت رفت ببری - .برو جهنم، از دستت خسته شدم -
.پنج ساله که داره عروسک درست میکنه .یه میلیونی عروسک داره
در حالی که دیگران اون بیرون ...دارن زور میزنن برندهی جنگ بشن
!هنوز نفهمیدی که جنگ تموم شده
!بابایی !صبر کن
!صبر کن
میخوای همراهم بیای پیش کفاش؟ - .نه، میخوام پدرم رو ببینم -
تو هم باهام میای؟ - .آره -
قایقی که پدرم ساخته .قراره به آمریکا بره
شاید تو یه سفر کوتاه همراهش بریم .و دوباره برگردیم
.بابایی
میشه بیام پیشت؟ - .نه، همینالان برو خونه -
.اینجا خطرناکه - .میخوام پیشت باشم -
.بیا این سکه رو بگیر .همینالان برو خونه پیش مادرت
!بعداً با هم حرف میزنیم. راه بیفت .اینجا خطرناکه
کفشای خوشگلیه؟
.برازندهته
.سلام، خانم کُنرادسن - .سلام -
اون حرومزادهها، همینطوری من رو .ورشکسته کردند
آخه انتقال سهمیههای کلان از مردم فقیر به آدمای کلهگنده منصفانهس؟
اون تولیدکنندههای بزرگ از نازیها ثروت هنگفتی به جیب نزدن؟
سرمایهدارانی بودن که بعد از جنگ .حسابی پولدار شدن
!هر احمقی دیگه ازش خبر داره
.یه نگاه به این بنداز
.این قایق قبلاً واسه من بود
.سرمایهی من بود .قرار بود بهم کمک کنه دوباره شروع کنم
.نمیخواستم درگیر فروشش بشم
سعی کردن جوری جلوهش بدن .که انگار من قایق رو به نازیها فروختم
.دزدیدنش .من هیچ دخلی به فروشش نداشتم
ولی تقصیرا میفته گردن کسی که با رشوهی چهل هزار کرونی دهنش رو بسته؟
.پس من موندم و چهل هزار وجه غیرمجاز
فکر میکنی با اون چهل هزار کرون تونستم یه زندگی جدیدی رو شروع کنم؟
.نه، اون پول هیچ عاقبتی واسم نداشت
!خجالت بکش
در مورد چی حرف میزدن؟ - .هیچی -
.فقط میخواستم ابریشم رو ببینم
اونایی که علامت زدم .باید تا جمعه حاضر بشن
خانم پیترسون، میتونی یه کم تو خشکشویی بهم کمک کنی؟
.کُنرادسن میخواد تو پیشخوان بمونم .من تو خشکشویی تجربهای ندارم
.ببین، مامانی .آب رفتن
.وای خدا
یعنی چی؟
لیسا؟ نمیدونی چطوری باید جورابها رو بشوری؟
سِواین؟
.سلام، لیسا
،امروز یه کم دندونش درد میکنه .ولی حالش روبراه میشه
.اینم روزنامه .مرسی که بهم پول قرض دادی
سنجاق داری؟
.امروز هم نمیاد
الان مامانم داره هم صبح و هم عصر .روزنامهها رو پخش میکنه
.امروز خوب بود
.فعلاً - .عصر بخیر -
.شاید برم شاگرد نونوایی بشم و کار کنم
.از ظرفشوییتون داره تو ماهیتابهم آب میچکه - !به من چه -
مامانت خونهس؟ - .نه -
.شامم خراب شد ...شامی و کلم شکمپُر
!از اینجا برو بیرون
!خرابش نکن
.دیگه زیادی پُر شده
واسه همه چی وقت داره .جز اینکه مراقب بچههاش باشه
!آمریکاییها دارن میان
.من یه مردِ متشخصم
میتونی بگی؟ - .من یه مردِ متشخصم -
.من یه مردِ متشخصم و تو یه خانمی
بابایی، میتونم بگم من یه خانمم؟ - .آره، البته که میتونی -
مامانی، میدونی چهجوری باید بگی خانم؟
.بهتره بری سراغ کارت .باید ظرفا رو بشورم
.مامانی، ببین چیو میتونی قرض بگیری
.اگه اینو بپوشی بابایی خوشش میاد
تو اینو آوردی اینجا؟ - .فقط قرضش گرفتم -
چرا این رو آوردی بالا؟
پیشبند ابریشمی اینجا چیکار میکنه؟ - .ببرش مغازه -
.نمیخوام اینجا ببینمش
چرا مامان دیگه ازش خوشش نمیاد؟
.همینه .این رو یه کوچولو بچرخون
من دخترم؟ - .آره، تو دختری -
.باید برم دستشویی
!من با مشتریها در ارتباطم .اونا به من اعتماد دارن
.دختره رو تو خشکشویی بذار سرکار
.نمیتونه که یهویی همه چی رو یاد بگیره
!مامانی
بله عزیزم؟ چی شده؟
.دستم رو بگیر
.از پسش برنمیام .چه آهنگ قشنگی
.خدایا، خواهش میکنم .سوراخ رو بزرگتر کن
!کامیلا
!کامیلا، بیا اینجا
.نه، خودش تنهایی باید انجامش بده
مادرت کجاست؟ - .رفته فین رو بیاره -
.راه پلهها رو نشسته !ببین به چه روزی افتادن
.فاضلاب همه جا رو گرفته
.در هر حال نمیتونید از پلهها استفاده کنید .فرو میریزن
.و بچهها باید همچین جایی بزرگ بشن .تو عمرم همچین چیزی ندیده بودم
.وای، بچهی بیچاره
!دیگه وقتش بود سر و کلهت پیدا بشه .آشپزخونهم رو آب گرفته
.و این بچهها دارن تو کثافت وول میخورن .قبلاً هم بهت گفته بودم
و دو سه تا مورد دیگه رو هم .دلم میخواد بهت گوشزد کنم
.اینجا به هیچی رسیدگی نمیشه
.خودم به همهچی رسیدگی میکنم
قشنگ مشخصه که صبح به بچهها .رسیدگی میشه یا نه
!پای بچهها رو نیار وسط
با این خونهداریت معلوم بود .که شوهرت ولت میکنه و میره
!پای شوهرم رو هم وسط نکش .حالا برو دیگه
!برو بیرون .کارت رو کردی دیگه
اگه اینجوری بهم حملهور نمیشدی .ازت تشکر میکردم
!اسم خودت رو هم گذاشتی فرشتهی نجات
.میرم ولی دارم برات
.خداحافظ .به قدرکافی بدبختی دارم
.دارم برات - !منم دارم برات -
!گریه نکن، مامانی
آخه خودم کم بدبختی دارم .اونوقت باید با اون خوک دریایی هم سروکله بزنم
.محلش نذار .سینک الان درست شد
الان بابای جدیدت نونواست؟ - .من یه بابای جدید نمیخوام -
.سلام، بچهها .روزنامه رو باید اینجا تحویل بدید
!دیر کردی، پسر .حالا برو دیگه
.سلام، سِواین - .سلام، فین -
مادرت به زودی میرسه؟ - .نمیدونم -
.به پسره یه نون گرد بده - نون گرد دوست داری؟ -
بابام کجاست؟ - .بابات رفته خونه ناهار بخوره -
!رفته خونه
.برای بچهها پول لازم دارم - .که واسه بچهها لازم داری، جون خودت -
.واسه عروسکها و حماقتت پول لازمی
...فقط برو به اون جای کوفتیت
اونوقت پولت رو داری خرج چی میکنی؟ .بو میدی
بوی چه کوفتی میدم؟ - .بوی آبجو میدی -
خودت مشغول چه کاری هستی؟ .برو از اون شیرینیپزه پول بگیر
!پای اون رو وسط نکش - .خیلی هم وسط میکشم -
.فین فقط اومده بود به من کمک کنه - .من حواسم به همهجا هست -
!ولم کن
نمیفهمی که من اجازهش رو نمیدم؟
.تو هیچ حقی نداری از من پول بخوای
...ولی من مراقب بچهها هستـ - لعنتی! فهمیدی؟ -
!برو همون عروسکهای کوفتیت رو درست کن
!سِواین، صبر کن
.مادرت خیلیوقت پیش باید میرسید
داری گریه میکنی؟
کمکت کنم؟
.خیلیوقته که آرزوش رو دارم - ...فکر کن همه چیز رو فراموش کنی -
.تا مثلاً بری کانادا و چوببُر بشی .تا آزاد بشی
.ولی باید زبونشون رو بلد بشم - .من میتونم بهت یاد بدم -
فقط تجارتی که میتونی .تو کانادا راه بندازی رو تصور کن
.با اون همه ایدهای که تو سرت داری
میتونی تصورش کنی؟ - سفر رفتن رو؟ -
.رفتن به کانادا همیشه آرزوی من بوده .خیلی این دور و بر نمیمونم
.میتونیم با همدیگه یه شروع دوباره داشته باشیم
منم میام؟
کامیلا؟ بیا اینجا تا بهت یه چیز .جالب نشون بدم
سلام. ببین، واسه تعطیلات .قراره بریم اینجا
الوار کجاست؟ - چه الواری؟ -
منظورت جنگله؟
.ببین، اونجا گاو و اسب و گوسفند داره
چرا سیری هم باهامون میاد؟ - .سیری؟ اون نمیاد -
.از مغازه مراقبت میکنه
ولی بابا گفت میخواد چوببُر بشه .و انگلیسی صحبت کنه
انگلیسی؟ در مورد چی حرف میزنی؟
بابایی، راسته که میخوایم بریم تعطیلات؟
داری چیکار میکنی؟
!بیا اینجا !یه کتک آبدار بهت میزنم
!بس کن! برو کنار چرا بچه رو کتک میزنی؟
داری عصبانیتت رو سر بچه خالی میکنی؟ - مگه نمیبینی چیکار کرده؟ -
داری به خاطر یه لباس عصبانیتت رو سر بچه خالی میکنی؟
!خرابش کرد - !لباس هیچ ربطی به این قضیه نداره -
لباس ابریشمیت رو بگیر و همینالان .گورت رو از اینجا گم کن
.از حالا به بعد مسئول این مغازه منم
.اون هیچ ربطی به این قضیه نداره - .خیلی هم ربط داره -
!اومد اینجا و خانوادهمون رو از هم جدا کرد
یه چندتا لباس زیر دارم .که ممکنه بپسندید
No comments yet. Be the first to leave one.