Loot

Loot

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Loot 2022 S03E06 720p WEB-DL x264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2025-11-18
Downloads: 24
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

‫- این خیلی خوبه. ‫- آره.

‫یه شام آروم. فقط خودمون دو تا.

‫این چند ماه اخیر خیلی بی وقفه بوده.

‫واقعاً ممنونم که همراهم اومدی.

‫مخصوصاً با نبودن نیکلاس.

‫آره. راستی، اوضاع چطوره؟

‫میدونی، دارم زنده میمونم.

‫احساس میکنم هر بار که یه جراحی باسن ‫خراب می‌بینم، صدای خنده‌ش رو میشنوم،

‫ولی فقط باده.

‫تصمیمی گرفتید؟

‫اوه، آره.

ما ‫صدف گوشتی بخارپز شده ‫با سس جگر چرب رو میخوایم

‫تارتار گوجه فرنگی، ‫و پیتزای سالمون دودی برای شروع.

‫- بی نظیره. ‫- اوه، چیز دیگه‌ ای هم میخوای اضافه کنی؟

‫- نه، خوبه. آره. ‫- ممنون.

‫گوشه دانستنی‌ ها.

‫میدونی که فردا در واقع شیش ماهگی رابطه ماست؟

‫وای خدای من.

‫عاشق اینم که گوشه دانستنی‌ ها ‫درباره ما باشه نه انواع مختلف ذرت.

‫آره.

‫خب، وای. باید جشن بگیریم. یه جایی بریم.

‫- دقیقاً به همین فکر میکردم. ‫- آره.

‫میدونی که من همیشه چطور بودم، میدونی،

‫همراهِ اضافه توی خیلی از مراسم‌ هات؟

‫خب، چی میشه اگه این دفعه، تو همراهِ ‫اضافه توی یکی از مراسم‌ های من باشی؟

‫خیلی دوست دارم. مراسم چیه؟

‫خیلی خب. چطوره یه آخر هفته‌...

‫- باحال، هیجان‌ انگیز و رمانتیک توی سان... ‫- تورینی؟

‫- نه. سان... ‫- تروپه؟

‫- نه. سان... ‫- املاک شخصی ساندرا بولاک توی...

‫نه. سان بنیتو، کالیفرنیا.

‫تا حالا اسمش رو نشنیده بودم.

‫خب، برای اینه که هیچی اونجا نیست.

‫ولی حداقل یه رستوران یا...

‫نه.

‫ولی فوق العاده قشنگه.

‫و همچنین شکارگاه سهره کاکل قرمزه.

‫وای خدای من.

‫فکر کردم گرفته بودنش. ‫دوباره داره آدم میکشه؟

‫نه، نه، نه. اون... اون یه آدم نیست. ‫نه، اون یه... یه پرنده‌ست.

‫و یکی از نادرترین ها توی کالیفرنیاست.

‫برای همین گروه پرنده نگری من قراره چند روزی ‫برن اونجا تا سعی کنن یه نگاهی بهش بندازن.

‫- اوه، ولی نمیخوام مزاحم بشم. ‫- نه، اصلاً مزاحم نمیشی.

‫من میخوام تو اونجا باشی.

‫خیلی خب پس.

‫بیا بریم این سهره کاکل قرمز رو پیدا کنیم.

‫- آره! ‫- و وقتی پیداش کردیم، چیکار کنیم؟

‫میخوایم توی دفتر خاطراتمون بنویسیمش.

‫آره، ولی بعدش چیکار کنیم؟

‫همینه. فقط همین کار رو میکنیم.

‫فقط تاریخ و زمان رو ثبت میکنیم.

‫منظورم اینه، ‫میدونم یکم خسته‌ کننده به نظر میرسه،

‫- ولی منظورم اینه... ‫- داری شوخی میکنی؟ این خیلی عالی به نظر میرسه.

‫آره!

‫اوه، خدای من، نه! نه.

‫اینجا چیکار میکنی؟

‫من اینجا چیکار میکنم؟

‫این دفتر منه. شماها اینجا چیکار میکنید؟

‫اینجا جاییه که دوست داریم لب بگیریم.

‫- دفتر تو قوی‌ ترین دریچه‌ های کولر رو داره. ‫- آره، آره، آره.

‫- وقتی شروع میکنیم، خیلی گرم میشه. ‫- اوه، نه، نه.

‫- اوه اوه. برو، برو، برو! ‫- نه به همه‌ اینا!

‫لطفاً! چ... این از کی شروع شده؟

‫خب... حدود یه ماه؟

‫میدونی، ما فقط نمیخواستیم بهت بگیم ‫چون میدونستیم تهدید میشی...

‫توسط خواهرت و شوهر کاریت ‫که با هم رابطه برقرار کردن.

‫تو شوهر کاری من نیستی.

‫دوباره شروع کرد. غرغر، غرغر، غرغر.

‫بچه ها، اینجا محل کسب و کاره. ‫نمیتونید یه رابطه بی سر و ته داشته باشید.

‫این یه رابطه بی سر و ته نیست، سوفیا. ‫هاوارد دوست پسرمه.

‫- واقعاً؟ ‫- آره، البته که هستی، عزیزم.

‫عزیزم، فقط اینکه ما هنوز اون صحبت ‫"دوست داشتنی و بامزه" رو نداشتیم.

‫"وضعیت ما چیه؟"

‫خب، من فکر میکنم "ناز و خجالتی" باشه.

‫"این چیزیه که وضعیت ما رو مشخص میکنه."

‫سوفیا، بهتره از اینجا بری. ‫داره دعوا میشه.

‫من هیچ جایی نمیرم. اینجا محلِ…

‫نوک سینه!

‫هی. یه لحظه میخوام در مورد ‫یه چیزی باهات حرف بزنم.

‫قبل از اینکه بپرسی، آره، من و دستینی ‫پیشگیری میکنیم. من قرص میخورم.

‫من... باشه.

‫گوش کن، فکر نمیکنم این قضیهٔ دِستینی درست بشه.

‫چرا؟ فکر میکنی من به اندازه ‫کافی برای اون خوب نیستم؟

‫چون منم موافقم. ‫و دارم وحشت میکنم.

‫نه، تو عالی ای. تو یکی از مهربون‌ ترین ‫آدم‌ هایی هستی که میشناسم.

‫و به همین خاطره که نمیخوام ‫خواهرم قلبت رو بشکنه.

‫بیخیال، اون قلب من رو نمیشکنه.

‫ببین، دِستینی نمیتونه جلوی خودش رو بگیره.

‫خسته میشه، بعدش ول میکنه میره.

‫نه، این فرق داره.

‫من و دِستینی واقعاً به هم اهمیت میدیم.

‫اون حتی بلافاصله بعد از اینکه همدیگه رو دیدیم، ‫با دوست پسر قبلیش به هم زد.

‫دقیقاً. این خیلی آشفته‌ست.

‫بذار بهت ثابت کنیم.

‫مالی شهر نیست پس چرا برای صبحونه نمیای اینجا؟

‫اوه، نه. من از صبحونه متنفرم.

‫این همه غذاهای تخم مرغی ‫و بعدش یه گزینه برگر؟

‫انگار یه طرف رو انتخاب کن.

‫سوفیا، من یه شوهر کاری ‫خیلی وفادار برای تو بودم.

‫عهد و پیمانت رو به یاد بیار.

‫باشه.

‫- چیزی بیارم؟ ‫- نه، فقط یه ذهن باز.

‫و یکی از اون چرخ های پنیر غول پیکر.

‫وای.

‫قشنگه، مگه نه؟

‫وای خدای من. ‫دلم میخواد هوای اینجا رو توی شیشه بکنم.

‫یه نکته کوچیک، یه قارچی توی این گرد و خاک هست ‫که باعث تب دره میشه. آره.

‫پس فقط نفس‌ های کوتاه و سطحی بکش

‫آره.

‫آره.

‫با این هتل مشکلی نداری؟ ‫میدونم خیلی مجلل نیست.

‫وای خدای من. داری شوخی میکنی؟

‫عاشقشم.

‫خیلی روستاییه.

‫میتونم یه راز کوچولو بهت بگم؟

‫فکر کنم باید بعداً چند تا آبجوی شیشه ای بگیریم.

‫من خیلی شیطونم.

‫خب، من یکم شامپاین آوردم.

‫و برای یه اتاق با بالکن ولخرجی کردم،

‫پش امشب یه منظره قشنگ از ستاره ها داریم.

‫آرتور، لازم نبود پول بدی.

‫آره، خب، مسئله این نیست که ‫مجبور باشم پول بدم. میخواستم پول بدم.

‫چرا؟

‫چون تو همیشه پول میدی، میدونی؟ ‫و این فقط... نمیدونم.

‫بعضی وقتا حس خوبی نداره.

!ایناهاشن

‫- پائولا! کای! چه خبر؟ ‫- چه خبر؟

‫جیک! پت و می!

‫شماها فوق العاده به نظر میرسید. ‫قسم میخورم.

‫- این تازه کاره کیه؟ ‫- اوه، سلام.

‫من مالی ام. دوست دختر آرتورم.

‫آره، مالی، این پائولاست. ‫پائولا در واقع رئیس اتحادیه‌ست.

‫اتحادیه پرنده نگران کالیفرنیای جنوبی.

‫اون یه افسانه‌ست. ‫اون یه لیست زندگی پرنده ای با ۶۹۲ گونه داره.

‫اوه، عجب. خیلی زیاده؟

‫نمیدونم. فقط... حس میکنم ‫روزی خیلی پرنده می‌بینم.

‫مثلاً حداقل ۷۰ تا.

‫یا شاید فقط صداشون رو میشنوم.

‫یا شاید احتمالاً کمتر از اون.

‫شاید بیشترشون پرنده های کارتونی باشن.

‫نمیدونستم اینجا دوست دخترها هم هستن.

‫فقط... یه سورپرایز.

‫من یادداشت رو از دست دادم.

‫مال من پیش بچه‌ ها خونه‌ست.

‫ما بزغاله بزرگ میکنیم.

‫باشه. عالیه.

‫آره.

‫فقط میخواستم بگم که میدونم ‫که خیلی توی این کار تازه‌ کارم.

‫و من جلوی هیچکدوم ‫از پرنده‌ نگری‌ هاتون رو نمیگیرم.

‫خوبه. چون باید حواسمون جمع باشه،

‫تا حتی یه ذره شانس دیدن ‫اون پرنده رو امروز داشته باشیم.

‫باشه؟ بزنید بریم، بچه‌ ها.

‫بیا دیگه بابا.

‫امیدوارم گرسنه باشی.

‫وای، هاوارد. این... این واقعاً عالیه.

‫مگه نه؟

‫فکر کردم بزرگ ترش رو خواستم.

‫میدونی چیه؟ مهم نیته

‫دستینی کجاست؟

‫الان برمیگرده.

‫فقط یه سر رفت بیرون ‫چند تا گل برای تزیین میز بگیره.

‫ولی الان دیگه برمیگرده.

‫آهان. بذار حدس بزنم. ‫همه این کارها رو خودت کردی،

‫و اون یه کار کوچیک داشت که انجام نشده،

‫و تو چند ساعته ازش خبری نداری.

چرا توی خونه راحت نمیشی؟

‫باید یه دوری بزنم.

‫من تنها کسی ام که اینجام.

‫وای.

‫بیاید بگیرید. ‫کیسه آجیل معروف پائولا وویارسکی.

‫- اوه، آره. ‫- ممنون.

‫یه خبر بدم. من از کوآپم اخراج شدم،

‫پس پسته نداریم.

‫پائولا بهترین تنقلات رو درست میکنه.

‫بچه ها، وقتی که توش گوجی بری ریخت رو یادتونه؟

‫- اوه، آره. خیلی خوب بود. ‫- وحشی.

‫راستش، یه چیز کوچیکی هم برای همه آوردم.

‫دادم کریستالوگرافرِ خودم برام سفارشی ساختشون.

‫مالی، این خیلی زیاده.

‫فقط میخواستم یه تشکر کوچیکی بکنم ‫که اجازه دادید باهاتون باشم.

‫اینا خیلی باحالن.

‫آره، اینا خیلی باحالن.

‫منظورم اینه، واقعاً چی باحال‌ تر ‫از اینه که یه پرنده رو کور کنی؟

‫چی؟

‫فکر میکنی وقتی آفتاب به اون ‫کریستال‌ های جلف بخوره چی میشه؟

‫مستقیم می‌تابن توی چشم پرنده، ‫و بعد پرنده دیگه نمیتونه ببینه.

‫پس حدس بزن چی میشه. ‫برخورد با درخت!

‫پاها بالا! مرده.

‫خیلی متاسفم. ‫فقط میخواستم کمک کنم.

‫- اوه، میخواستی کمک کنی؟ ‫- اوهوم.

‫خب، به من نگو. ‫به بستگان اون پرنده بگو.

‫من... من بابت پائولا متاسفم. ‫اون میتونه یکم قلمرو طلب باشه.

‫خیلی شبیه یه پرنده، از قضا.

‫فکر میکنی به خاطر همینه ‫که از تعاونی بیرونش کردن؟

‫آره، چون یه شیفت رو از دست دادم ‫تا برم کنسرت بانی رایت.

‫و بازم با دل و جون این کار رو میکردم.

‫آره، پرنده نگرها شنوایی عالی ای دارن.

‫خب...

‫سوفیا، همیشه میخواستم بدونم، ‫باورهای مذهبی تو چیه؟

More Farsi Persian subtitles for Loot

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left