The first 23 lines.
ميتونم بگم که تو يه آدم گناهکاري
پشت اون چشم هاي مظلومت
چه زيبا فريب ميدي
هر چقدر ميخواي تلاش کن چون من فريبت رو نميخورم
انگشتات روي ماشه ي رهايي منه
داري باهاش مثل يه آدم برنده بازي ميکني
تو منو به سمت درست ميبري
بيا ديگه حرف زدن دربارش رو بس کنم
ديگه نميخواد دربارش فکر کنيم
بيا يکم ديوونه بازي دربياريم
حالا ديگه تو رو دارم
ميخوام امشب تو رو تا مرزِ تحريک ببرم
من بهت نشون ميدم که چطور
پس امشب تو با من مياي , اوه اوه اوه
امشبو با من بيا, اوه اوه اوه
امشبو با من بيا
ديگه هيچ محدوديتي نيست
همونطور که هيچ سقفي تو آسمون نيست
ما با هم به نقطه ي پايان ضربه ميزنيم
راهي که اونطرفِ روشنايي صبحه
انگشتات روي ماشه ي رهايي منه
داري باهاش مثل يه آدم برنده بازي ميکني
تو منو به سمت درست ميبري
No comments yet. Be the first to leave one.