The first 180 lines.
من یه لباسشویی به اسم جنگل بامبو .با کمک اسلایمهام راه انداختم
،به لطف حمایتها .از همون روز اول موفقیت آمیز بود
...و همینطور توی روز دوم
خوشبختانه از اول صبح .کلی مشتری برامون اومد
.بفرما، خدمت شما
لطفاً بررسی کنید .که لباسهاتون کاملاً تمیز شدن یا خیر
!وای! این فوقالعاده است !واقعاً تمیز شدن
اوه! حتی لکهای که !فکر میکردم پاک نمیشه هم پاک شده
.و تازه خیلی هم خوب به نظر میاد
.خیلی ممنونم، بازم میام پیشـتون
.البته، قدمتون روی چشم
.به نظر میاد حسابی راضی شده، خدا رو شکر
،کارلا سان، کالوم سان .من یه سر میرم تا انجمن بازرگانی
.به سلامت، رئیس
.مترجم: "تنچو" یعنی "مدیر فروشگاه" ولی برای بهتر خونده شدن متن زیرنویس رئیس ترجمه میکنم
قسمت 9
کارمندان جدید با اسلایم
چند نفر که میتونن .حساب و کتاب کنن، پیدا کردم
هر کدوم رو انتخاب کردی .میتونه از همین امروز کارش رو شروع کنه
.ممنون که اینقدر زود برام نیرو پیدا کردی
.از قدیم گفتن، هر کسی را بهر کاری ساختن
.بهتر کار اینه که کار رو بسپاری دست کاردان
...کارای ماجراجویانه رو به انجمن ماجراجوها
.و کارای تجاری رو به انجمن بازرگانی
لباسشویی هم به خدمات لباسشویی، مگه نه؟
.درسته
اون بچه دیگه کیه؟
همراه رئیس انجمن اومده، نکنه نوه ـشه؟
!نشنیده بودم همچین نوهای داشته باشه
.از دیدار با شما خوشحالم
...من مدیر خدمات لباسشویی جنگل بامبو
.ریوما تاکهبایاشی
مدیر فروشگاه؟
جدی میگه؟
ممنون که با وجود .تمام گرفتاریهاتون به اینجا اومدید
یه بچه داره یه کسب و کار رو اداره میکنه؟ مشکلی براش پیش نمیاد؟
.خب، حق دارن که اینجوری فکر کنن
من دنبال کارمندی هستم که بتونه .با مشتری صحبت کنه و همینطور اقلام رو حمل کنه
البته وسایلی که باید حمل بشن .لباس هستن و زیادم سنگین نیستن
.پس برای خانمها هم کار سختی نیست
،هرچند، چون من یه رامکننده هستم .توی فروشگاه تعدادی اسلایم وجود داره
...اسلایمها هم اونجا کار میکنن
پس از شما میخوام که .به عنوان همکار به اونا نگاه کنید
همکار؟
با اسلایم؟
،پس برای اونایی که از اسلایم میترسن یا بدشون میاد .این کار آزاردهنده خواهد بود
این افراد میتونن .از درخواست کار انصراف بدن
درضمن، افرادی هم که دوست ندارن .زیردست بچه مثل من کار کنن، آزادن که انصراف بدن
...اسلایم جزو هیولاهاست
.من نمیتونم از یه بچه دستور بگیرم
.شرمنده، رئیس انجمن
.لطفاً اگه کار دیگهای برام پیدا کردی خبرم کن
میتونم فرض کنم که شما با کار کردن توی فروشگاه من مشکلی ندارید؟
...اون عصا و گیرۀ مو
پس میشه اسمتون رو به من بگید؟
و اگه خودتونم .شرایط خاصی دارید، بهم بگید
من "فی" هستم .و اینم دخترم "لی لینگ" ـه
اگه بتونید من و دخترم رو استخدام کنید .باعث خوشحالیمون میشه
پس پدر و دختر هستید، ها؟
خب دخترم به مادرش رفته و هیچ شباهتی به من نداره
.درضمن، یه موردی هست که حتماً باید بدونید
و اون چیه؟
با این پا، بازم میتونم براتون کار کنم؟
.پاش شکسته
شکسته، ها؟ .با اسلایم درمانگر میتونم درمانش کنم
.البته، مشکلی نیست
واقعاً؟
.بله، جدی گفتم هیچ شرطی بابت دستمزد ندارید؟
نداریم، همین که بتونیم .به اندازۀ زندگی روزمره در بیاریم کافیه
...متوجه شدم، پس
لی لینگ سان، درسته؟ شما خواستهای ندارید؟
اگه بتونیم در محل کار اقامت کنیم .یا بهمون یه مسافرخونۀ ارزون معرفی کنی، خیلی خوب میشه
...راستشو بخوای پول چندانی نداریم
اگه جای ارزونی سراغ داری .هر چی هم باشه بدون هیچ شکایتی قبول میکنیم
.پس در این صورت، مشکلی نیست .اونجا برای کارمندا خوابگاه داریم
!واقعاً!؟ پس با خوشحالی قبول میکنیم
مگه نه؟
.درسته
...و اینکه، یه سؤال دیگه ازتون داشتم
.هر سؤالی دارید، بفرمایید
بله، به نظر میاد هر دوی شما ...خیلی قوی هستید
میشه بگید اون سلاحها رو برای چی حمل میکنید؟
رئیس، شما کی هستید؟
،همونطور که حدس زدی .ما قبلاً آدمکش بودیم
...آدمکش
!قبلاً... دیگه نیستیم
!دیگه از این کارا نمیکنیم
.که اینطور
گریسلا سان، بهتر از هرکسی میتونه ...درون آدما رو ببینه
این موضوع رو میدونستید، درسته؟
.البته که میدونستم
من هرکسی رو برای کار معرفی میکنم !قبلش حسابی تهتوی طرف رو درمیارم
.درسته، درمورد منم همینطور بود
آره آره، درمورد افرادی که .از کشورهای دیگه میان، سختگیرترم میشم
کشورهای دیگه؟
،اربابی که بهش خدمت میکردیم ...وارد جنگ شد و شکست خورد
و ما هم محل زندگی و کارمون .حتی دلیل آدمکش بودنمون رو هم از دست دادیم
.بعدش به این کشور اومدیم
و برای بدست آوردن هزینۀ زندگی .مشغول کار توی معدن شدیم
.ولی گرفتار ریزش معدن شدم و پام شکست
،ولی خودمونیم !خوب تونستی متوجه بشی
فکر میکردم خیلی خوب تونستیم .خودمون رو مثل شهروندای عادی نشون بدیم
تا حالا فقط رئیس انجمن .و تو بودی که متوجه این موضوع شدید
افرادی که راز ما رو متوجه میشن .افراد عادیای نیستن
...تو هم یکی از اونایی که مثل ما
.نه نیستی، هالهای که داری فرق میکنه
،اونم شبیه ماست ولی فرق داره .یه حس عجیبی به آدم میده
نمیتونم بهشون توضیح بدم که چطور ...از زمین به اینجا منتقل شدم
پس از کی میتونید مشغول به کار بشید؟
...با اینکه میدونید ما قبلاً آدمکش بودیم
بازم ما رو استخدام میکنی؟
بله، افرادی که رئیس انجمن معرفی میکنه .قابل اعتماد هستن
،واقعاً؟ فکر میکردیم اگه لو بریم .دیگه استخدامـمون نمیکنی
تازه خودمون رو .برای فرار اضطراری هم آماده کرده بودیم
!نه! نه! فرار کنید من تو دردسر میوفتم
.آخه کارمند کافی ندارم
.لطفاً برای من کار کنید
!حسابی برات کار میکنم !از همین الانم میتونم کارم رو شروع کنم
راستی، برای مواقعی که ممکنه اتفاقی بیوفته میتونید به عنوان محافظ کار کنید؟
.محافظتم بسپارید به من
!این که کاری نداره
،پس، فی سان، لی لینگ سان .شما رو رسماً استخدام میکنم
.از حالا به بعد روی کمکتون حساب میکنم
.منم همینطور، رئیس
.ما درخدمتیم، رئیس
!خوب کار کنید، ها .آخه این کار آیندۀ درخشانی در پیش داره
!به روی چشم
درضمن، نبینم دفعۀ دیگه !با خودتون اسلحه بیارید، ها
اگه همراهمون نباشن .احساس آرامش نمیکنیم
.آخه جزئی از بدنمون شدن
تا کی میخواید مثل آدمکشها باقی بمونید!؟
،درسته اینجورین ولی آدمای بدی نیستن .لطفاً هواشون رو داشته باش
.چشم
.ولی ای کاش از همون اول بهم میگفتی
میخواستم ببینم تا چه حد .آدم شناسی خوبی هستی
به پای من که نمیرسی .ولی بازم بدک نبودی
اینجا فروشگاه شماست؟
.بله
!چه فروشگاه خوشکلی !تازه خیلی هم مشتری داره
همین دیروز اینجا رو افتتاح کردید ولی این همه مشتری دارید؟
!همین الان میتونم مشغول بشم
میتونم لباس بشورم !و اونا رو حمل کنم
!منم کار میکنم
کمک بزرگی میکنید ...ولی به خودتون فشار نیارید
.فعلاً درحد توان کمک کنید
.بله، رسید درسته .اینم خدمت شما
.کارلا سان، کالوم سان، منم کمک میکنم
!رئیس، خوش اومدی
این دو نفر ...قراره از امروز اینجا کار کنن
.من فی هستم، مشتاق کار با شما هستم
.منم لی لینگ هستم، مشتاق کار با شما
.من کالوم نوراد هستم
.منم کارلا نوراد هستم
.ما هم مشتاق کار کردن با شما هستیم
فی سان، شما لطفاً .تو کارای پذیرش کمک کنید
لی لینگ سان، شما هم .کیسههای لباس رو جابجا کنید
.بسیار خب
.باشه
!مشتری بعدی، لطفاً بیاد اینجا
!وای! واقعاً اسلایمها دارن اینجا کار میکنن
!چه با حال
،پس... بچهها! من لی لینگ هستم !و قراره از امروز اینجا کار کنم
!سنپایها، از آشنایی با شما خوشحالم
.خیلی خب، پس بذارید منم کمکتون کنم
لباسای شسته شده اینجان، ها؟ .من حملشون میکنم
با کمک فی سان و لی لینگ سان
.موفق شدیم مشتریهای عصر رو هم رد کنیم
لی لینگ، تو آواز خوندنت خوب بود، مگه نه؟
!هی! هی
.بچهها، خسته نباشی
.شما هم خسته نباشید
وقتی دیدم امروزم این همه مشتری برامون اومد .دیگه خیالم راحت شد
بله، از بعد از ظهر، افرادی که تعریف .مشتریهای قبلی رو شنیده بودن، اومدن به اینجا
من حدس میزنم این شرایط .چند روزی ادامه داشته باشه
خیلی هم خوب، بیاید تلاشمون رو بکنیم .که این وضعیت دائمی بشه
!چشم
،کارلا سان، کالوم سان، .لطفاً درآمد امروز رو محاسبه کنید
.به روی چشم
،فی سان، لی لینگ سان .شما همراه من بیاید
میخوای چیکار کنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.