Loot

Loot

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Loot S01E10 1080p x264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2025-11-07
Downloads: 20
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

‫- کدوم ترمینال؟ ‫- چهار.

‫بین المللی. چه عالی. کجا میرید؟

‫کورسیکا.

‫یه جزیره توی مدیترانه‌ست.

‫وای، چه باحال به نظر میاد. تا حالا رفتی؟

‫نه. مدتیه سفر نرفتم.

‫آخرین تعطیلات من توی فرسنو بود.

‫من اونجا به یه اعتراض خشونت پلیس رفتم.

‫و یه جشنواره سیر.

‫وای. به نظر یه سفر حسابی میاد.

‫اه. این چادرهای بی‌ خانمان‌ ها دیگه همه‌ جا هستن.

‫آره. ما میتونیم برای جمعیت ‫بی‌ خانمان‌مون بهتر عمل کنیم.

‫اگه از من بپرسین، باید یه بولدوزر خبر کنیم ‫و همشون رو جمع کنیم.

‫خب، این واقعاً یه راه حل نیست.

‫ما نمیتونیم فقر رو جرم‌ انگاری کنیم.

‫من واقعاً راه دیگه‌ ای برای حل این مشکل نمی‌بینم.

‫اوه، راه‌ هایی برای کمک هست. تغییر ساختاری.

‫تلاش زیادی داره انجام میشه برای...

‫آره، همه‌ اون مزخرفات رو شنیدم. ‫اون مزخرفات واقعاً جواب نمیده.

‫من فکر میکنم این آدما باید از جاشون بلند بشن ‫و یه کار پیدا کنن.

‫- باشه. اوم... نگه دار. ‫- چی؟

‫من یه سیاست همیشگی دارم ‫که اگه کسی بگه "اون آدما،"

‫من به مکالمه خاتمه میدم. خب، ممنون.

‫روز خوبی داشته باشی.

‫تو... تو فقط میخوای اینجا پیاده بشی، وسطِ...

‫اوه...

‫همگی به کورسیکا خوش اومدید!

‫اوه، دلم براتون تنگ شده بود.

‫اینجا فوق العاده نیست؟

‫اونا اسب سواری، غواصی، زیباترین سواحل رو دارن.

‫اگرچه، من چک کردم، متاسفانه، ‫روندا، ساحل برهنه وجود نداره.

‫مایو آوردی، مگه نه؟

‫اوه، آره، البته عزیزم. به رنگ پوسته.

‫- داره دروغ میگه. هیچکدوم رو نیاورده. ‫- نیاوردم.

‫خیلی خب. همگی، لطفاً مراقب روندا باشید.

‫حالا، از میرتو لذت ببرید

‫این یه لیکور کورسیکاییه که از توت‌ ها درست شده.

‫- میشه یه لحظه باهات صحبت کنم؟ ‫- اوه، آره.

‫فقط میخواستم دوباره بگم که ‫چقدر متاسفم که نمایشت رو از دست دادم.

‫اوه، نگرانش نباش. مزخرف بود.

‫خیلی بد بود.

‫حتی نمیدونم چرا سه بار برای تشویق به صحنه اومدم.

‫ناراحت نیستی، مگه نه؟ قول میدی؟

‫چطور میتونم ازت ناراحت باشم؟

‫تو خودتی، میدونی.

‫تو رئیس منی، مادرمی، ‫عروسک دختر آمریکایی منی،

‫همه توی یه جا جمع شده.

‫ما یه رابطه خیلی سالم داریم.

‫آخی.

‫خیلی خوشحالم. به سلامتی.

‫آره. ام...

‫من میرم اتاقم رو تحویل بگیرم، ‫فقط یکم اندرسون کوپر رو روشن کنم،

‫همونجا توی تاریکی بشینم و ۴۵ دقیقه تماشا کنم.

‫میدونی، فقط میخوام از شر جت لگ خلاص بشم.

‫- اینجا خیلی باحاله، نه؟ ‫- یه جورایی هست.

‫اوه، تمرین ارائه آب کی هست؟

‫- من فقط چند تا نگرانی در مورد... ‫- سوفیا. بیخیال دیگه!

‫باید ریلکس کنی.

‫الان توی حال و هوای جزیره ای، مرد.

‫اون جامائیکایی بود، نه؟ کشور اشتباه.

‫آره. اگه قراره مشکل‌ ساز باشیم، ‫بهتره جغرافیت رو درست کنی.

‫- آره، متاسفم بابت اون. ‫- باشه، اشکالی نداره. به سلامتی.

‫اوم. این فوق العاده‌ست.

‫فضای عالی، شرکت عالی، ‫غذا و نوشیدنی های عالی.

‫اوم-هوم.

‫میدونید طعم این "پروشوتیو" چطوریه؟

‫آزادی.

‫به سلامتی هاوارد که بالاخره از دست تانیا آزاد شد.

‫میدونم لاستیک های کورولای تو رو برداشت،

‫ولی جدایی ها میتونن آشفته باشن.

‫همه چی خوبه. بیشتر پیاده روی میکنم، ‫برای سلامتی قلبم بهتره.

‫میدونید، حالا که بحثش پیش اومده،

‫منم رابطه‌م رو با چلسی تموم کردم.

‫- چی؟ چرا؟ ‫- چرا این کارو کردی؟

‫نمیدونم. دلایل مشابه.

‫برای... برای آزادی.

‫نه، این در مورد تو صدق نمیکنه.

‫آره، ما اینجا داریم در مورد چلسی صحبت میکنیم.

‫اون باهوش و باحاله،

‫و تو تجسم زنده‌ یه نون سیر باغ زیتونی.

‫- چی شد؟ ‫- خب، هیچی، واقعاً.

‫فقط، میدونید، هیچ ارتباط عاشقانه‌ ای نبود.

‫میدونید، ما، ام، با هم جور نبودیم.

‫تیکه‌ های پازل درست نبودن. میدونید؟

‫هیچ "یاهتزی" ای نبود.

‫تو به طور نامحسوسی عجیب‌ ترین ‫آدمی هستی که تا حالا دیدم.

‫آره، تو الان خیلی مبهم و پنهون‌ کاری.

‫من، مثلاً، ۵ درصد جذب تو شدم.

‫میدونید چی فکر میکنم؟

‫فکر میکنم داریم وقتمون رو تلف میکنیم ‫که همینجا نشستیم و حرف میزنیم.

‫یه جزیره قشنگ و کامل اون بیرون هست ‫که منتظره کشف بشه.

‫دم را غنیمت شمار! مگه نه رفقا؟

‫ولی... ما این همه گوشت داریم.

‫خب، احتمالاً باید دنبالش بریم.

‫آدم های سفید پوست خیلی جذب آبشارها میشن،

‫و نمیخوام بیفته.

‫وای.

‫این دستگاه در واقع از نزدیک خیلی قشنگه.

‫باید حسودی کنم که اینقدر وقتت رو باهاش میگذرونی؟

‫نه. چیزی برای نگرانی نیست.

!هی رفقا

‫چراغ ها رو روی مالی برای معرفیش امتحان نکنیم؟

‫اوه، وای، ببین. این برای منه؟

‫وای، حس میکنم یه ستاره‌م.

خیلی خب، ‫راستش داشتم فکر میکردم اگه از این طرف بیام چی؟

‫میتونم تستش کنم؟

‫خب، دارم راه میرم. "سلام، سلام، حالتون چطوره؟"

‫و بعد میگم، "همگی خوش اومدید، به آینده آب."

‫راستش حس خیلی خوبی داره.

‫نظرت چیه، سوفیا؟

‫بهتره از سمت چپ صحنه بیام یا راست؟

‫- به نظر من هر دو خوبه. مهم نیست. ‫- آره؟

‫و من قراره یه تزئین طلایی توی لباسم داشته باشم.

‫اون روی نورپردازی من تاثیر میذاره؟

‫خدای من، این نور واقعاً سرگرم کننده‌ست. ‫هر جا میری دنبالت میاد.

‫من عاشق اینم.

‫باید یکی از این نورها رو توی خونه‌م داشته باشم.

‫اوه، برای اتاق کارائوکه! ‫این سرگرم کننده نیست، سوفیا؟

‫اون کجا رفت؟

‫وای.

.اینجا رو ببینید

‫- شگفت انگیز نیست؟ ‫- آره، نمیدونم.

‫یه جورایی حس میکنم الان ‫توی حیاط پشتی یکی هستم.

‫ما رو به یه چیز جالب هدایت میکنه؟

‫مثل یه معبد باستانی که بتونیم ‫با زیپ لاین واردش بشیم؟

‫بچه ها، این یکی از منحصر به فردترین ‫باغ های گیاه شناسی روی زمینه.

‫۴۷ گونه گیاهی وجود داره که ‫فقط بومی کورسیکا هستن.

‫فقط به گل ها نگاه کنید. به پرنده ها نگاه کنید.

‫وای خدای من. بچه ها، به اون یکی نگاه کنید.

‫منظورت اون پرنده قهوه ای کوچولوئه...

‫که شبیه هر پرنده دیگه ایه ‫که تا حالا توی زندگیم دیدم؟

‫آره.

‫به نظر من، خسته کننده نیست.

‫اصلاً.

‫به نظر من، عالیه.

‫داری گریه میکنی؟

‫نه.

‫نه، فقط دارم…

‫تحسین میکنم این… ‫زیبایی ساده این موجود کوچیک رو.

‫اوه... رفت. پرواز کرد رفت.

‫برای همیشه رفت.

‫من الان خیلی معذبم.

‫چیکار کنیم؟ فقط بریم خونه؟ برگردیم آمریکا؟

!هوو! خیلی خب

‫خیلی باحال بود. قبول دارید بچه ها؟

‫وای!

‫خیلی خب. بعدش چیکار کنیم، ها؟

‫بعدش توی برنامه چیه؟

‫اوه خدای من، بیاید دیگه. ‫این پشت ۲۷ هکتار دیگه هم هست.

‫باشه، من رسماً احساس امنیت نمیکنم.

‫هی! دنبالت میگشتم.

‫میخواستم یه بخش از سخنرانیم رو برات اجرا کنم.

‫مطمئنم هر چی میخوای بگی عالیه.

‫به نظر میاد که از پسش بر میای.

‫خب، حالا فهمیدم یه چیزی شده،

‫چون تو همیشه از حرفایی که میخوام بزنم میترسی.

‫چه خبره؟

‫واقعاً میخوای بدونی؟

‫- فکر نمیکنم باید این کار رو بکنی. ‫- چی؟

‫فردا این ارائه رو انجام نده.

‫یه بهونه جور کن، وسایلت رو جمع کن و برو خونه.

‫اونجا کار زیادی برای ما هست. ‫لس آنجلس هنوز به کمک ما نیاز داره.

‫ولی این به مردم کمک نمیکنه.

‫این فقط یه سخنرانی فروش عجیب و غریبه ‫برای خدا میدونه کی.

‫چرا داریم درباره نورپردازی ‫و رنگ لباست صحبت میکنیم؟

‫گوش کن، شاید این جور چیزها ‫توی محدوده آسایش تو نیست،

‫ولی اگه سعی کنی یکم دید داشته باشی...

‫ببخشید، دقیقاً درباره نظر کی صحبت میکنیم؟

‫فکر میکنی این نظر توئه؟

‫منظورت از این حرف چیه؟

‫وقتی برای اولین بار وارد دفتر من شدی،

‫به من گفتی ۲۰ سال رو تلف کردی،

‫و توی زندگی مردی که باهاش بودی غرق شدی.

‫خب، از جایی که من الان وایسادم،

‫خیلی شبیه اینه که دوباره داره اتفاق میفته.

‫خب، متاسفم که سعی کردم ‫با یه مرد یکم خوشبختی پیدا کنم.

‫تعجب نمیکنم که من رو قضاوت میکنی،

‫چون هر کاری که انجام بدم هیچ وقت ‫به اندازه کافی به نظر تو خوب نمیشه.

‫تو هیچ وقت از من خوشت نیومده،

‫و من همیشه یه مشکل برای تو میمونم.

‫بهتره دست از تظاهر برداریم ‫که این وضعیت قراره تغییر کنه.

‫میدونی چیه؟ شاید حق با تو باشه.

‫حق با منه. فردا همه چی عالی پیش میره،

‫و من برای انجام هیچ کاری به اجازه تو احتیاج ندارم،

‫چون این پول منه!

‫درسته. تو همیشه کسی هستی که پول داره.

‫پس در نهایت، چه اهمیتی داره ‫که من چی فکر میکنم، مگه نه؟

‫برو و ازش لذت ببر.

‫به ما سه تا نگاه کنید! سه تا کابوی در حال گشت زنی.

‫خب، ما هنوز حتی یه قدم هم برنداشتیم.

‫شماها احتمالاً حتی تا حالا سوار اسب هم نشدید، ها؟

‫حالا، چرا باید اینطور فکر کنی؟

‫هیچ دلیلی نداره.

‫نه، من میخواستم... من نه... نه، من... من...

‫میدونی من توی یه مزرعه بزرگ شدم، مگه نه؟

‫مدتیه که سوار اسب میشم.

‫اسب خانواده من در واقع تنها کسی بود ‫که تا حالا به من ابراز علاقه کرده.

‫خوانیتا.

‫ما تولد هشت سالگیم رو با هم جشن گرفتیم.

More Farsi Persian subtitles for Loot

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left