The first 200 lines.
از 1970، برنامهی حفاظت از شاهدین فدرال
،هزاران شاهد رو جا به جا کرده
،بعضی مجرم، بعضی نه
به محلههایی در سراسر کشور
تک تکِ اون اشخاص یه صفتِ منحصر به فردی دارن
که باعث میشه با بقیهی جمعیتِ عمومی تفاوت داشته باشن
،و اون اینه که یه نفر میخواد مُرده باشن
."بیخیال، "لارنس عجله کن
من نباید اینجا باشم
اوه، نباید اینجا باشی؟
،خب، حالا که میدونم یه وضعیتِ "نبایدی"ـه
!خدایا کمکمون کن !کمکمون کن
!ما تو یه وضیعت "نباید"ـی هستیم
خیال میکنی خنده داری
.آره، میکنم و خودتم میدونی
آره، خب، میبینیم پدرم به نظرش چقدر بامزه میایی
وقتی بفهمه منو کشوندی این پایین
هی. تو منو کشوندی آها -
و مطمئن میشم که اینم بهش میگم
دختر، اینجوری باهام بازی میکنی؟
.خیله خب. خیله خب میبینم چطوریای
آره؟ چطور میبینی لارنس پارکر؟
!لعنت، کوتوله چطور اون کیکها رو تو این لی جا دادی؟
.عصبی نشو، لارنس بیا فقط بریم
بیا، جیگر. حداقل برگرد که بتونم بقیهش رو ببینم
.برنمیگرده از ما بهترونه
.و پسره زیادی جوجهست تو محلهی اشتباهی اومدی، رفیق
حداقل تو کشور درستیام
،لارنس ولش کن! لطفاً
آره، لارنس !بس کن، لارنس! فقط بس کن -
لطفاً - !نه -
!کمک
!لارنس، بیدار شو
!لطفاً کمک کنید
،یه نفر !کمکم کنه، لطفاً
فکر کنم عبارتی که کمتر از همه در
زبان انسانی موردعلاقمه "متأسفم" باشه
،از هر 10 بار 9 بارش وقتی یکی میگه شرمندهست
،واقعاً واسه اینکه گیر افتادن شرمندهن
،و حالا میخوان من ببخشمشون
برای چیزی که هنوز بهخاطرش عصبانیم
که منو تو موقعیت ،"ناخوشایندی میذاره که یا بگم، "بیاخ
و به نظر یه جندهی ،"تمام عیار بیام یا بگم "میبخشمت
و حس یه احمقِ کامل رو داشته باشم
و واسه اینه که از عبارتش متنفرم
ببخشید، ولی اون مهماندار رفتار بدی داشت
.صاف و ساده نمیدونم چطور از اون رفتار دفاع میکنی
هیچوقت به ذهنت رسید که شاید سرپرست پروازمون
خوشش نیومده "مهماندار" صدا بشه؟
آره، خب، منم دقیقاً خوشم نیومد
مهماندارمون مُخ همراهِ سفرم رو بزنه
فقط با فرض اینکه یه زوج نیستیم
لعنت
لعنت بهش
باید بهترین دوستدختر باشی
هی. الان داری چی کار میکنی؟
آه، آشپزخونه رو تمیز میکنم
میخوام کف هم بشورم
میدونی، برای یه دروغگوی .مادر زادی، ریدی توش
زیادی داشتم کف زمین رو میشستم؟
تو همون قسمت تمیز کردن باور نکردم دیگه
گوش کن، ازت میخوام راف رو ببری واسه فیزیوتراپیش
.نمیدونم، مری عذابیـه
یعنی، باید این همه راه از یه طرف شهر برش دارم
..میدونم، ولی من ...بعدش، باید -
بیارمش این همه راه این سمت شهر
.باشه. میدونم ...ولی واقعاً لازم دارم که
...و بعدش، مجبورم
!برندی - خیلهخب، میبرمش -
ولی بهم مدیونی
ممنون
نمیخواست ببرتش؟
نمیخواست بدونم که میخواد ببرتش
،خدا داری چی کار میکنی؟
به چاک زنگ بزن
الو؟
سلام، تو کی هستی؟
تو کی هستی؟ جواب نده اونو -
چرا؟ به دوستم گفتم اینجا بهم زنگ بزنه
،و محض اطلاع هیچ مُخ زنیای درحال انجام نبود
فقط یه خورده خوشگوییِ معمولیِ مُدل قدیمی بود
جدی؟
پس، فکر میکنی دعوتنامه واسه عضو شدن تو گروهِ ترک سکس روی وسایل نقلیه مُدل قدیمیه؟
خیله خب. شاید این روزا واسه خوشگویی بشه قبولش کرد
فقط اینه که من به جُفتک زنی
تو آسمونِ دوستی مُدل قدیمی نمیگم
،و راستی
اگه مهمانداره به نظرش ،عنوان شغلیش اینقدر ناعادلانهست
شاید باید یه خط کاریِ دیگه رو انتخاب میکرد
.سلام عرض شد، بازپرسها پرواز چطور بود؟
افتضاح - فوقالعاده -
دوست داشتنی - حالتون چطوره؟ -
چقدر پیشرفت داشتیم؟
نه زیاد
تازه الان تونستیم تمام اعضای خانواده رو جمع کنیم
خدایا. تیراندازی نزدیک، 5 ساعت پیش رُخ داده
چی اینقدر طول کشید؟
بیشتر از 3 ساعت طول کشید ردِ همه رو بزنیم
،آه، دختره ،آیریس"، بهمون گفت"
مادره و پدره کُل روز در "اوهای" هستن
.ولی مامان چشمه آب گرم بود بابا گلف بازی میکرد
یکی از اون جاهاست که اجازه تلفن همراه نمیده
و دختر کوچیکتره فقط خیلی راحت پیداش نبود
گفت رفته فروشگاه
.خیلهخب، خیلهخب گرفتیم
هرچی، به معنی واقعی کلمه همه رو نزدیک 15 دقیقه پیش جمع کردیم
همه؟
به جز شاهده
بعد از اینکه پلیس لسآنجلس و نیروی ،ویژهی ضد گروهی فدرال تصمیمشون رو گرفتن
در "کوینا"ـی غربی پنهانش کردیم
بقیه چطور؟
چیزی ازش در آوردین؟
برای رفتن به آلباکرکی روشنشون کردین؟
خنده داره. الان میخواستم همین اخبار خوشحالکننده رو بهشون بدیم
که شما دوتا رسیدین
،پس، با دیدن اینکه الان اینجاین ممکنه خودتون بهشون بگین
عجب پهلوانی
فقط وقتی واسه انتقال آماده شدین خبر بدین
یه خبر (یه کلمه) واسش دارم
.سلام. آقا و خانم مکبراید من بازرس شپردم
ایشون بازرس "مَنن" از مارشالهای ایالتی هستن
دکتر مکبراید هستم
.من دنیسم این لیلیـه
سلام، لیلی - سلام -
.قشنگ بود باخ".. قطعه شماره سه؟"
چیزی نیست که قبلاً روی پیانو شنیده باشم
.اوه، اون قطعه آهنگِ خواهرم بود من فقط داشتم همینجوری میزدم
،بازرس دوست داریم آیریس رو ببینیم
چقدر طول میکشه تا بیاد خونه؟
راستش، قراره همهتون رو ببریم تا اونو ببینید
،ولی الان ازتون میخوام برای
هر عضو خانواده دو کیف جمع کنید
کیف؟ - چرا کیف لازم داریم؟ -
آیریس رو کجا بُردین؟
.آیریس اینجاست با مارشالهای فدرالی اینجا در لسآنجلسه
.در امینت کامله ولی وضعیت اینجوریه
بچهای که به دوستپسر دخترتون شلیک کرده
عضو یکی از خشنترین گروههای خلافِ کشوره
،و چون آیریس میتونه شناسایش کنه نه اون نه بقیهتون تو این خونه جاتون امن نیست
باید برین. حالا
همین الان؟ ،واسه چه مدت؟ نمیتونم -
..نمیتونم همینجوری وقت بردارم مدرسه دخترها چی میشه؟
.از حرفهی پزشکیم بزنم لازم نیست مدرسه رو از دست بدن، هست؟
یعنی، چه مدت قراره اینجا نباشیم؟
!وا! وقت تمومه
بچهها، گوش بگیرین
،خوشتون بیاد یا نه، زندگیهاتون اونجور که میشناختین، 5 ساعت پیش تموم شد
باید لسآنجلس رو ترک کنید
برای همیشه
،بهخاطر گذشتهی خشونتآمیز این گروه
دادگستری بهتون پیشنهاد میده
فوراً وارد برنامه حفاظت از شاهدین فدرال بشین
این از دیوانگی هم فراتره
میدونم الان این شکلی به نظر میاد
اون شکلی "به نظر" نمیاد
این یه توهم از دیوانگی نیست
این خودِ خُل و چلیِ ذهن در هم شکنِ با چکش بکوب تو سریه
،انتظار دارین زندگیهامون رو بذاریم و بریم
،بیخیال همهچی بشیم ،که شامل کسی که هستیم هم میشه
فقط واسه اینکه دخترِ خود سرم واسه پیاده روی رفته تو یه محلهی اشتباه؟
یه چیزی تو همین مایهها
.خب، فراموشش کن ،خیلی سخت کار کردم
خیلی چیزا فدا کردم تا این زندگی رو واسه خودمون بسازم
و یه حرفهی پزشکی موفق
و نمیذارم یه آشغال تفنگ به دست بگیرهتش
ببین. هیچ قانونی نیست که بگه مجبوری وارد برنامه بشی
ولی تقریباً قطعیه که این گروه برای آیرس چراغ سبز روشن کرده
که یعنی تنها راه برای امن نگه داشتنش، دکتر مکبراید، با حفاظت از شاهدینه
ممکنه که آیریس بتونه تنها وارد برنامه بشه
ولی اینو بفهمید
وقتی که خداحافظی کردین، کاملاً هر نوع
ارتباطی باهاش رو قطع میکنید
تا ابد
.نه. اون قابل قبول نیست حالا، به اندازه کافی شنیدم
.بچهمون باید در امان باشه .و خانوادهمون باید پیش هم بمونه. تموم
بقیه رو میتونیم بعداً راست و ریست کنیم
چی باید جمع کنیم؟
.اکثراً لباس. بیا کمک میکنم پیدا کنی
تو هم همینطور، لیلی
وای. واقعاً از چیزای لاتین خوشت میاد، ها؟
،آره. هرچیزی اسپانیایی باشه منم هستم. مسخرهست، درسته؟
نمیدونم
.دوستپسر من دومینیکنیـه خفنه
آره؟ میشه ببینمش؟
چیه، فکر کردی احمقم؟ بذارم بدزدیش ازم؟
.آره میدونی همچین کاری هم میکنم
خیلهخب
وای! چقدر کفش
این تازه نصفش هم نیست
باشه، خب، 5 جُفت انتخاب کن
،دو تا معمولی، یه ورزشی یه لباس مجلسی و یه شغلی رسمی
باید این پرونده بیمارها رو به حرفهم برسونم
ما ترتیبش رو میدیم
خب، بقیه وسایل چطور؟ نمیتونم همینجوری برم
متأسفانه مجبوری چیزایی که
گذشتته و باعث شناساییت میشه جا بذاری
بقیه همه وقتی که ساکن شدین فرستاده میشن
،حرف از ساکن شدن شد بذار یه چیزی بپرسم ازت
...احتمالآً هیچ دوستی نداری، یا فامیلی
،یا هر رابطهای در کل تو هیچ جای کشور
No comments yet. Be the first to leave one.