The first 200 lines.
دنياي رزمي
قسمت اول
در دوران باستان، دروازهي "وِيميان" که دنياي "يي" ها و انسانها را به هم مرتبط ميکرد، باز شد
شياطين "يي" از اين فرصت براي ورود استفاده کردند و فاجعه و هرج و مرج را به اين دنياي فاني آوردند
مبارزي قدرتمند و بيهمتا در ميان انسان ظهور پيدا کرد نام او "فو زو" بود
فو زو انرژي آسمان و زمين را به طلسمهاي اجدادي براي مسدود کردنِ
دنياي شياطينِ يي تبديل کرد
بعد از اين اقدام، فو زو جان خودش را از دست داد
دروازهي وِيميان هم بسته شد
بعد از سال ها، شياطين يي توانستند از دروازهي مسدود شده فرار کنند
جهت تلاش براي بازگشايي مجدد دروازهي ويميان، آنها شروع به جستجوي طلسمهاي اجدادي کردند، طلسمي که در بخشهاي مختلف جهان پخش شده بود
،براي بازگشت صلح و آرامش به دنيا انسان ها بايد طلسمهاي اجدادي
و وارث مقدّر آنها را که قادر به کنترل طلسمها باشد، پيدا ميکردند
ولي هيچ کس از مکان اين طلسمها و وارث مقدّر خبري ندارد
،گوش کنيد! هر کسي که وارد ميدون مسابقه بشه !صد سنگ "يوآن" دريافت ميکنه
!سريعا وارد ميدون مسابقه بشين !وگرنه ديگه جاي خالي پيدا نميکنين
اگرچه قبيلهي "لِي" ثروتمندترين خاندان ،در شهر "چينگيانگ" هستن
ما اينجا فقط صاحب تجارتي بدون منفعت هستيم
شما ها ميتونين تمام پول ما رو صاحب بشين
اين پول ميتونه شکم افراد شجاع رو پر کنه و در عين حال باعث گرسنگي کشيدن و مرگِ بزدلان ميشه
معاون ارباب، آدم خوب و سخاوتمنديه بنابراين اون قطعا کمکتون ميکنه سود کنين
!بياين شرط بندي کنين
!داداش بزرگه! زود بلند شو! زود بلند شو
!مبارزه کن! خوبه
!داداش بزرگه
!خوبه! مبارزه کن
!عاليه! بزنش
!بلند شو! بلند شو
!بيا! بيا
!خوبه
!داداش، فرار کن
!سريع، فرار کن
!بيا جلو ببينم
!بيا سراغم
!مراقب باش! مراقب باش
!داداش، مراقب باش
!داداش
!بزنش
!بزنش
!بزنش! خوبه
!بيا
!بيا! بيا جلو
!پاشو! خوبه! بزنش
!بيا! بيا ديگه! بلند شو
!بيا
!داداش
!بزنش، داداش! بزنش
!بزنش
!بيا
!بيا- شونههات رو ميدي بالا چون کمرت آسيب ديده-
داري ميلرزي چون پاهات ضعيف هستن
الان متوجه نقاط ضعفت شدم
!خوبه! خوبه
!خوب زديش، داداش! خوب زديش
!خيلي عالي بود
پاشو! پاشو! بلند شو! ميبينين؟
!تموم شد، ديگه تمومه. اون گنده بک باخت
اون برد! اون برد! ميبينين؟
!داداش
داداش، خيلي کارت درسته
داداشت خيلي قويه
لطفا ديگه مبارزه نکن
اينا آدمايي هستن که براي بقا مبارزه ميکنن بيا ديگه دست از مبارزه بکش
با وجود من در اينجا، کسي جرئت نداره به ما توهين کنه
اگه يه مبارزهي ديگه رو هم ببرم سه برابر پول ميگيريم
!بعدش ميتونيم براي پدرمون دارو بخريم
معاون ارباب، دارم ميام! چي شده؟
اين پسر چه سوابقي داره؟
سابقهاي نداره. جديده
يه بچه سوسول تازه کار تونسته پنج دور مبارزه رو پشت سر هم پيروز بشه؟
منو خر فرض ميکني؟- نه، نه، نه-
هنوز فرصت نکردم سوابقش رو بررسي کنم
مشغول شمردن پول هايي بودم که اون برامون بدست آورده
به بچه ها سپردم سنگ هاي يوآن با کيفيت رو انتخاب کنن
اگرچه ديگه تعدادشون مثل قديما زياد نيست ولي هنوز اونقدري هست که بشه چند صد تايي "يوآن پلت" درست کرد
به زودي قادر به ارتقا به مقام "يوآن زميني" خواهيد بود
منظورت چيه ارتقا؟ چند بار بهت گفتم؟
فقط با تمرين ممکنه، تمرين. فهميدي؟
!تمرين، تمرين. هيچ وقت يادم نميمونه
بيا. شرط دو به بيست ببند
!باشه
اگه مدافع ببازه، بايد دو برابر بده
اگه مدافع ببره، بيست برابر نصيبش ميشه
بيست برابر؟ يعني چي؟
بيست برابر مقدار شرط بسته شده
اگه بتوني يه دور ديگه برنده بشي اوتا بيست برابر مقدار تعيين شده سنگ يوآن بهمون ميدن
!دور ششم... آغاز ميشه
!خوبه
!خوبه
اول برو ببين چند تا سنگ تا حالا برديم
!برو! يالا، برو
!برو ديگه
...بيست برابر
!يعني من اينقدر ميارزم؟
اين ديگه چجور هيولاييه؟
اين ببرِ اژدهاگونهي آتشينه !دروغ گو
!بريد کنار! بريد کنار
!پولم رو پس بدين
!پولم رو پس بدين
!مال منه
!مبارزه کن! يالا
!مبارزه کن! بلند شو
!پاشو! زود باش
!اونا دارن ميدوئن
رفيق، ميدونم که گشنهاي
ميدونم هر روز بهت زور ميگن
ما دو تا نبايد بذاريم از جونمون !به عنوان ابزار سرگرمي استفاده کنن
ميتونيم با هم کنار بيايم! فقط تظاهر کن که باختي
...منم ميگردم واست غذاي خوشمزه پيدا ميکنم، مرغ
نه، مرغ لاي دندونات گير ميکنه گوشت گاو؟ گوشت گاو هم جويدنيه
اوه، درسته! يه هيولاي جنگلي چطوره؟ تو عاشق خوردن هيولاهاي جنگلي هستي
هيولا هاي جنگليِ تازه و خوشمزه
ميبينم که تو هم خسته شدي پس توافق کرديم ديگه
حالا، من خيلي آروم کتکت ميزنم يه چند دقيقه با من همکاري کن
تظاهر کن که داري شکست ميخوري. نظرت چيه؟
موافقي؟
يه درسي بهت ميدم
کتک زدن مردم يعني نفرت مشت زدن تو صورتشون يعني اونا دشمن قسم خوردهات هستن
شنيدي؟
!تف تو اين شانس! دوباره باختم
من از مامانم پول قرض کرده بودم
بهت که گفتم روي اون شرط ببند حالا نگاش کن، با هيبتِ يه ببر مبارزه ميکنه
اون کلي دور رو پشت سر هم برنده شد شانست افتصاحه
.بيست برابر .ارزش مردن در اينجا رو نداره
اوني که باارزشه من نيستم اونه
!مال منه! همش مال منه
!برين کنار
!اين مال منه
چي شد؟
واسم مهم نيست که چي شد
فقط ميخوام بدونم قضيهي اين خواهر و برادر چيه
پيداشون کن- باشه-
داداش، تو خيلي کارت درسته تو حتي ببرِ اژدهاگونهي آتشين رو هم بردي
دخترک ابله اون ببر فقط داشت با من نمايش بازي ميکرد
ميشه بعدا ديگه مبارزه نکنيم؟ خيلي خطرناکه
نه. بايد پول در بيارم و ميوهي شنگرف منعقد کنندهي خون بگيرم
فقط اين ميتونه جراحات بابا رو درمان کنه
امروز باد عجيبي ميوزه
!داداش بزرگه
داداش، کجا داري ميري؟
موضوع چيه، داداش؟ داروخانه که اون طرفي نيست
پري؟
وقتي شوهرم براي شکار رفت کوه حالش خوب بود
نميدونم با چجور هيولايي برخورد داشته
حتي استخونهاش هم نمونده فقط اين پارچهي خونيِ تيکه پاره مونده
!شوهر، تو خيلي مظلومانه مُردي
جادوي غير طبيعي، حرکات غير طبيعي بلاياي آسماني داره نازل ميشه
ارباب "شن"، لطفا بريد و اين موضوع رو با بخشِ "دائو" مطرح کنين
ارباب
"روآر"
چينگ ژو" رو فرا بخون" و منو تا بخش دائو همراهي کن
چشم
مزخرفه چينگ ژو از کوه پايين رفته؟
بله. تو راه اونجا، شاگردان سعي داشتن با استاد ارتباط برقرار کنن ولي جوابي نگرفتن
بيا بعدا راجع بهش حرف بزنيم- چشم-
موضوع فوري و ضروريه شرمنده که ارباب شن رو به دردسر انداختيم
بخشدار "يينگ"، به محض اينکه نامهي مهر شده شما رو ديدم فورا اومدم. جرئت نکردم تعلل به خرج بدم
مگر دنياي شياطين يي صد ها سال قبل توسط ارباب فو زو مهر و موم نشده بود؟
چطور ممکنه شياطين مجدد ظهور پيدا کرده باشن؟
همونطور که ميگين چندين سال گذشته
،با گذشت زمان و تغيير دنيا مسدود کننده نيز ضعيف ميشه
شياطين يي، خويي خونخوار دارن
اگه فورا جلوي اين فاجعه رو نگيريم به فاجعهاي بزرگتر مبدل ميشه
به خاطر چنين ماموريتِ ضرورياي هست که من شما رو به زحمت انداختم، ارباب شن
ميخواستم که با سه آموزگار دروازهي يوآن مسئله رو مطرح کنم
چطور ممکنه که هر سه آموزگار دروازهي يوآن هر وقت شما احضارشون ميکنين، بيان؟
بعد از فو زو شخص ديگري نبايد باشه متوجه اين قانون ميشين؟
چي گفتي؟
مگه چه عيبي داره؟
!"وو دائو"
قلب و ذهنت رو آروم کن گرفتار اين حواس پرتي ها نشو
چنين ماموريت بزرگي براي نابودي يک شيطان داريم ولي با اين حال سه آموزگار دروازهي يوآن نميان
شِماسِ اعظم چه فکري خواهد کرد؟
مگه چقدر مسئله بزرگه؟ من به تنهايي ميتونم نمايندهي دروازهي يوآن باشم
وقتي شما اينجا داشتين جر و بحث ميکردين
سه آموزگار دروازهي يوآن، به سمت خاندان اعظم رفتن تا تدبيري براي مبارزهي پيش رو بيانديشن
خاندان اعظم؟
نابود کردن شياطين وظيفهي منه چرا پاي خاندان اعظم رو به اين قضيه باز ميکنين؟
!ببين چي داري ميگي
مکانِ شياطين يي، نامعلومه
اگه به خاطر تورِ غير قابل فراري که ،ما در سرتاسر قلمرو پهن کرديم نبود
،و فقط ميخواستيم به سربازان سردرگم شما اکتفا کنيم
حتي نميتونستيم راجع به دستگيري و نابودي شيطان حرفي بزنيم
!شما حتي نميتونستين پيداش کنين
اگه همه گوش به زنگ نباشن يقينا هرج و مرج همه جا رو فرا ميگيره
و اين آشفتگي ها از تمام جهات نهايتا و ناچارا به ترس و وحشت ختم ميشه
من به عنوان رئيس هر سه بخش ميگم که بخش دائو مسئوليت نابودي شياطين رو به عهده ميگيره
رئيس هر سه بخش؟ الان مگه وقتِ
صحبت دربارهي رياست و اينجور حرفاست؟
دخترت، "يينگ هوان هوان"، توسطِ
لينگ چينگ ژو" تو مسابقات رزمي سه بخش، شکست خورد"
مطمئنم که هنوز اون صحنه رو به خاطر داري
خانوادهي ما در مقابل چينگ ژو فقط داشتن هنر هاي رزميشون رو نمايش ميدادن
،قصر "تايچينگ" در بهشت هفتم مدت ها قبل به فو زو قول داد که
براي شهرت مبارزه نکنن. تنها وظيفهي ما اينه که با تمام وجود از وارث مقدر طلسم ها محافظت کنيم
فو زو جونش رو براي مسدود کردنِ دنياي شياطين يي از دست داد
کدوم وارث مقدر طلسم ها؟
اون کجاست؟
شما هميشه خيلي از فو زو تعريف ميکنين
ولي اون الان کجاست؟ اصلا کي تا حالا اونو ديده؟
No comments yet. Be the first to leave one.