The first 200 lines.
«ارائــه شده توسط فـیـلــم2مـدیـا»
>>>>>> مــتــرجــمــان امــیــر جـیـریـایـی و مــریـــم شـــراهـــی
|| سناریوی خواب ||
بابا، بابا
چیزی نیستش، عزیز دلم
بابا، بابا. بابا، کمکم کن
بابا، تو رو خدا کمکم کن
تو رو خدا کمکم کن، تو رو خدا
...و گمونم
آره دیگه، و بعدش بیدار میشم
چرا من هیچ کاری نکردم؟
نمیدونم
الان اینجوریه که، شده سومین بار
چرا همیشه اونجا خشکم زده؟
یه کار نکن بخاطر خوابهاش عذاب وجدان بگیره، پُل
به چشمت که من اینطور نمیام، درسته؟
فکر نمیکنی من تو زندگی واقعی واکنشم این وضعی باشه
اگه که رو هوا معلق بودم؟
اون دفعه رو یادته که نزدیک بود غرق بشی؟
که چقده سریع واکنش نشون دادم
چهار سالش بودها
یادمه که دربارهش بهم گفتی
خداحافظ - هانا -
یادت باشه امشب باید خونه پیش سوفی بمونی
نه، اون مال فردا شبه
نه، نمایش امشبه همیشه امشب بوده
حالا وجدانا، نمیتونه مثلا یه چند ساعتی تنها باشه؟
واسم فرقی ندارهها
تو از قبل سرش موافقت کردی
خیلیخب، باشه بابا، خدافظ
دانشگاه مِندونا] کالِج علم و هنر پُل مَتیوز [دکترای علوم
...میگما، کلا همونجا ببینمت یا
آره، احتمالا
آخه مطمئن نیستم چقده پیش شیلا ...طول میکشه، واسه همینم
مضطربی؟ - نه، نه واقعنی -
فکر... فکر کنم خوب درمیادش
،فکر کنم درک میکنههو
و خدا بخواد معذرت میخواد و والسلام میشه
میتونی ضبطش کنی؟
جدیای؟ - آره -
فقط صداشو رو گوشیت بگیر
میخوام بشنوم چطور واکنش نشون میده
کینهجویی رو برم، جَنِت
باشه، بهش فکر میکنم
ولی باید بری دیرت میشهها
نه، چیزی پیش نمیاد
روزت به خوبی و خوشی - تو هم همینطور -
پس، وقتی روی صحبتمون ،استراتژیه تطبیقیـه
چرا ظاهر گورخر اینطوریه که هستش؟
،میتونی از کُلی کیلومتر اونورتر تشخیصش بدی
پس استراتژی خیلی کاربردی نمیادش، درست؟
هیچ نظریهای هست که چجوری راه راههای سیاه و سفید
میتونه مزیتی باشه؟
هیچکس؟
،از اونچه که میدونیم ،استتار کردنشون از حیث همرنگ شدن با محیط
کارگر نیستش
در عوض، به همرنگشدن با گله مربوطه
ببینین، شکارچیا، لازمشونه که طعمهشون رو شناسایی کنن
نمیتونن همینجور فقط به کل گروه حمله ببرن
،پس اگه خودتو انگشتنما کنی از خودت یه هدف درآوردی
آره - با عقل جور درمیاد؟ -
سلام. هی، حواسا باشه
همینجور گذشت؟ - نه، الان فرق داره -
دلتون میخواد این بحثتون رو با کلاس سهیم بشین؟
شرمنده. نه
باشه، چون الان با حرف زدنایی که بنا نبوده کنین
از خودتون یه هدف درآوردین
قیاس رو دستگیرت میشه؟
قیاس رو دستگیرم میشه
خیلیخب، خوبه ،پس حالا در مقام مقایسه
کسی میتونه مواردی رو ،برشمره که در اون انگشت نما شدن
میتونه یه مزیت تکاملی باشه؟
بله - جفتگیری؟ -
جفتگیری
به "مادره" خوش اومدین
سلام، من یه میز رزرو کرده بودم، برای پُل
چیه؟
ببخشید، من شما رو نمیشناسم؟
نمیدونم، میشناسین؟
...آره، من
...خب، شاید از دانشگاه آسلر. من من اونجا استادم
نه. نه، من اونجا نرفتم
تازگیا همراه رستوران ما نبودین؟ - نه -
باشه، خیلیخب، شرمنده ...کلا چیزه
...یه آشناپنداریه گنده و بزرگ داشتم یا
برایان، درسته؟ - پُل -
سلام پُل
آخ که چقده خوشحالم میبینمت
آره، یه عمر پیش بوده، شیلا
به زور به جا آوردمت
آره؟ شاید بابت ریشه؟
...نه، کُلُهم، چیزه
خب، چند وقته تو شهری؟
فقط یه چند روزیه واسه دیدن برادرمه
اوضاعو احوال تو چطوره؟
هنوزم تو آسلری، درسته؟ - آره، میباشم -
و به گوشم خورده مشغول چاپ کردن یه مقاله دیگهای
آره، الانم فقط داریم بازبینیهای نهاییش رو میریم
پس، خوب... خوب میزنه
از کجا سر در میاره؟ کدوم ناشر؟
...میخوای که نباید مِنو رو یه نگاهی بندازیم؟
آره حالا به هر جهت، کدوم ناشر؟
ذات
ذات؟
آره. راجع بهشم خوشحالیم
یعنی، یه مدتی میشه پس، آره دیگه
چرا باهام تماس نگرفتی؟
چی؟ - چرا اعتبارش به پای من زده نمیشه؟ -
منظورت چیه؟
دست بردار هوش دسته جمعی؟
الگوریتمهای کُلونی مورچهها؟
آره
وحشتناک به تحقیقات الان من شبیهه
خب، من، منظورت از دوران دبیرستانه؟
آره. تو اون زمان حتی به موضوع شبکههای ارتباطی
رغبتی نشون نمیدادی
به کل خلاصه شده بودی تو موضوع سالخوردگی بیولوژیکی
آره، من... من... من یعنی به رغبتهام تو این
سی سال گذشته شاخ و برگ دادم
از موضوع "هوش مورچهای" داری استفاده میکنی؟ میدونی که ابداعگرش من بودم، درسته؟
من از موضوع "هوش مورچهای" استفاده نمیکنم
نگاه، یه تفاوت گندهای بین حرف زدن راجب یه ایدهای
و در عمل همه زحمتهاش رو انجام دادن، درکاره
نه، نه، منم داشتم زحمتشو میکشیدم یه کتاب دارم
یه ناشر هم داری؟
والا، میـ... میخوام قبل اینکه بدمش بیرون، تمومش کنم
دلم نمیخواد اعمالِ نفوذ
هر نوع دستورکاری شرکتیای روم باشه
...میشه یه پیشنویسش رو بخونم یا - چرا؟ -
لنگ خمیرمایه بیشتری؟ - بیخیال بابا، پُل -
بیا اینجا آدم بالغش باشیم
چقد مونده ببندیش؟
والا، هنوز واقعنی نیومدم به راستی بشینم و
نوشتنه پارهای ازشو ...شروع کنم، ولی
پس، این کارت بگی نگی تیشه به ریشه همهچیم میزنه، شیلا
کلا این تمام و کمال ...تصاحب بیاجازه میمونه. منظورم اینه
نمیشه اقلا فقط اعتبارشو به من بدی؟
یه استاد خالی بودن که هیچ عار نیستش که، پُل
لازم نیست یه محقق هم باشی
خواهشا شیلا. من محتاجشم
پُل - جِن -
سلام - بلیطها رو گرفتی؟
آره. چطور پیش رفت؟
چی، منظورت با شیلائه؟
آره
آره. خب، آره میدونی، فهمش تخصصیه
اون، بُرهان من یه چشمش اومد
ولی هنوز کاملا، میدونی حل و فصلش نکردیم
واقعا؟ خب قدم بعدی چیه؟
یه چارهای میاندیشم
باشه. خب، جبهه گرفته بود؟
صداشو ضبط کردی؟ - نه، نه -
یجورای حسه، میدونی، غیراخلاقی یا هرچی میداد
میخوای بریم تو؟ - آره
پُل. پُل
با خودم گفتم توییها
کِلِر؟ - آره -
سلام، خدایا
چقده خوبه که میبینمت
تو هم همین الان نمایش رو دیدی؟
آره. معلومه
این همسرم جَنِتـه - سلام -
سلام - من کِلِرم -
سلام جَنِت - کِی ازدواج کردی تو؟ -
...حدودای، خب، بذار ببینیم
پونزده سال - آره، 15 سال پیش -
بدجور خوشحالم که به طولت خوردم
این اواخر خیلی زیاد تو ذهنم بودی
شرمنده. شما دو تا از کجا همو میشناسین؟
والا من و کِلر قبلا با هم قرار میذاشتیم
آره
کُپکنندهـهه، درسته؟
بگذریم، این اواخر تو ذهنم بودی تو
...آره؟ من که من که یه مدتی میشه بهت فکر نکردم
باشه. خوب شد فهمیدم، به گمونم
به هر حال، دلیل اینکه تو ذهنم بودی
سر اینه که مُدجد تو خوابهای من از غیب ظاهر میشی
واقعا؟ - آره -
مثلا، یه عالمه تو چند هفته گذشته
خیلی عجیبه
هیچ کاری هم نمیکنی ،فقط اونجایی
حتی اگه خوابه به کل بیربط به تو باشه
،مثلا اون شب
،یه دوست خوب من کف خیابون افتاده بود
ماشین زده بود قدش خونریزی میکرد و داشت تو آغوشم میمرد، باشه؟
و بعد... البته این فقط یه خوابهها
،و یهو از ناکجاآباد
،تشریففرما میشی فقط خیابون مترکُنی میکنی
من... خب، یعنی این خیلی عجیبه بابا
پس، من هیچ پایی پیش نمیذارم کمک... کمکی نمیرسونم؟
هنوزم که هنوزه مشغول این کاری؟
چی؟ - میگردی ببینی توهینی بهت شده -
نه، تو هیچ کاری نمیکنی ولی اینجوریم نیست که بهت تشر بزنم
فقط حرفم اینه که درمانگرم توصیهش بود که
باهات ارتباط بگیرم
که شاید من و تو باید ،تکلیف یه چیزی رو مشخص کنیم
میدونی، تو حالت ناخودآگاه
تو... تو میدونستی که اون اینجا بودش؟
،نه، نه، نه، فقط اتفاقی شماها رو دیدم
که شبیه نشونهای میمونه میدونی، نظریه همزمانیه
No comments yet. Be the first to leave one.