The first 200 lines.
!يالا پسرا
. رقت انگيز بود
. مي خوام عرقتون در بياد
هي! داري بازي مي کني؟
. تيموتي يه توپ لازم داره
. الان يکي از تو شلوارم در ميارم بهش مي دم
. تو که از خداته
پسرا آماده اين؟
. بله آقا
پا بلوري تو هم آماده اي؟
!ها
«اگر دنيا مال من بود»
!عالي بود آقايون
!دوش
. هي، اون شر و وراي شکسکوئيريت رو بگو
،هي، اون کاتوليک مال چهارصد سال پيشه اصلاً معني نميده
. براي هر کي که مخ داشته باشه معني ميده
!مغز داشته باشه ولي آلت نه
. ااااا، من فقط راگبي مي فهمم
!هي، راگبي خيلي هم توپه، بي خيال
. هي، تلاشت خوب بود
. واقعاً بهت افتخار مي کنم تيمي
. اسم من تيموتيه
. اسم منم تيموتيه
يک کم يخ مي خواي؟
. خودم يه کاريش مي کنم
!چه سايه قشنگي زدي
. آقايون
. اينجا به هيچ انساني نبايد بي احترامي بشه
،امروز
. ازتون مي خوام نوشته اي به نظم بنويسيد
ويليام شکسپير رو به ياد بياريد؟
. افکار و درونياتتون رو جسورانه روي کاغذ بياريد
«کدامين فرشته من را از بستر گلزارم بيدار نموده است؟»
«کدامين فرشته من را از بستر گلزارم بيدار نموده است؟»
«تمنايت مي کنم، اي انسان نجيب، باز بخوان»
«تمنايت مي کنم، اي انسان نجيب، باز بخوان»
«عشق با ديده ي جسم نمي نگرد،بلکه با ديده ي جان»
«عشق با ديده ي جسم نمي نگرد،بلکه با ديده ي جان»
«از اين روست که فرشته ي بالدار عشق را کور رسم مي کنند»
«از اين روست که فرشته ي بالدار عشق را کور رسم مي کنند»
. آه، تيموتي
. تيموتي
. آه، تيموتي
. تيموتي. آه، تيموتي
. روياي شب نيمه تابستان
. نمايش بهاره ي سال آخري ها
. آزمايش هنرپيشگي جمعه هست
. من بازيگر نيستم
. دنيا صحنه بازيگري ماست
. آنچه در درون است بيدار کن و قدرت بده
!ترجيح مي دم نکنم
!بيا، بگير
. اون که لاغره
. بانمکه
. داره مياد
... دوست پسر تو... هممم
از تماشا کردن خوشت مياد؟
. از تماشاي بازي تو آره خوشم مياد
. معلومه
!اه
. يکي مثل اينکه امروز اعصاب نداره
چيت شده؟- . آخ-
توپ گلف بود؟
. نخير
. آره، چون خونريزي نکرده
همجنسگراي خنگ بيچاره !در مدرسه مي کنن اونو پاره
... خب ديگه چي
مزاحماش تصورات کليشه اي دارن و سطحي نظرن
،يکي پسرمون رو از اين خراب شده و اين درگيري ها
. نجاتش بده
تو بسکتبال اين طوري شد؟
. بي خيال
واي دلم پرپر شد واسه رفيقم تيمي
. آدم اشکش در مياد، واسه رفيقم تيمي
،بيچاره، بيچاره
. بيچاره، بيچاره،بيچاره، بيچاره تيموتي
بيسبال؟
توپ هاي گرد بي وقفه سمتش پرت ميشن
!باز اگه تخماشون رو سمتش پرت مي کردن زياد بد نبود
استعاره اي که اينجا بود همون قدر غم انگيزه که اين خر حشري
. که جلو چشمامه
. وسطي بود بابا
. چه کسل کننده- پس مدرسه چه کاره ست؟-
. به طور دقيق
،گي ها يک ساعت در هفته ورزش دارن
. که تو همونم کتک مي خورن
محافظ شخصي مي خواي؟
. آره حتما
. چيزي که تو لازم داري اينه که وايسي و واسه حقت مبارزه کني
،آه
از کي تا حالا از اين نصيحتا مي کني؟
!از وقتي انقلاب درونم را آغاز نمودم
اوه، قراره تو نمايش خانم تي بازي کني؟
. چاره اي ندارم
. بياين
. شنيدم زنه همجنسگراست
خانم تيبيت؟
... شير سويا مي خوره
. خب منم شير سويا مي خورم
،گيتار ميزنه
،لباسهاش رو خودش مي دوزه
. وقتي شونزده سالش بوده خودش رو از زير سلطه والدينش آزاد کرده
. من لزبين نيستم. اين از اوهامته
. من دگرجنسگراي انعطاف پذيرم
مي دوني، چرا شما دو تا نميرين با هم بخوابين؟
. من سعي خودم رو کردم
کردي؟
دگرجنسگراي انعطاف پذير؟
يعني به جنس مخالف گرايش دارم اما خب !حادثه که خبر نمي کنه
. بياين بريم، پرنده هاي عاشق
... واي دلم پرپر شد واسه رفيقم تيمي
!تيمي
. تيموتي عزيزم، يه کم نيروي مردونه لازم دارم الان
. خيلي ممنون از کمکتون پسرا
. زود اومدي خونه
. نه زود نيومدم
چي شده؟
. يه حادثه بود
. اينم همين طور
چرا من مثل سگ از خودم کار مي کشم که تو رو بفرستم به اون مدرسه خراب شده؟
بالاخره کار پيدا کردي؟
. بابات راست مي گفت
. من بابا ندارم
. بايد انداختت تو اتاق و در رو هم قفل کرد
مي دوني من دارم چي ها رو فدا مي کنم؟
. بهش بگو من واقعاً کار پيدا کردم
. فقط داشتن وسطي بازي مي کردن بابا
عزيزم؟
خب نظرت درباره اينا چيه؟
. عالين واقعاً
. چه بهت مياد
سکسي شدم؟
. واقعاً قيافت خوب شده
. خيره کننده ست
. لبخند بزن، فاحشه خانوم
... حالا چون لباسام اين شکليه دليل نميشه فکر کنين
. هي، دختر
. داغ داغ داغ
خب حالا بگو ببينم اين پوتين ها رو از کدوم جهنم دره ي ماقبل تاريخي کش رفتي؟
. آه، چه بانمک. در واقع مال مامانم هستن
. آه، مامانت
کي فوت شد؟
اه، چي؟
. شب بخير، عسلم
. اين يکي رو ديگه خراب نکن
. آه، خدايا
. لعنتي
. سلام من دونا هستم
. علاقمند نيستم
چيه؟
. براي آموزش اومدم
. اوه، اه، دونا
. خب، آره، بيا تو
. اون بيرون حسابي قمر در عقربه
،من فکر کردم قرار بوده تو سه شنبه بياي
آه، امروز بعد از ظهر چطوري؟
. از نظر روحي
. خوبم
. خوب، نه. درس اول، تو هيچ وقت «خوب» نيستي
. در نورا في، هميشه «بي نظير» هستي
. آه، ناراحت نباش عزيزم، چيزي نيست فقط آبه
. بيا
بدون پيانو بهترم ها؟
. هر چي تو بگي
. واقعاً که غليظه
. خب زياد محکم نمالش، عزيز
. بيا
. بفرما، مي بيني؟ ملايم بزن
. حالا شد
. حالا، بريم سر وقت لب ها
اين درجه رنگ معمولته؟
. بفرما
... خب، با رنگ پوست خودت
. فکر کنم شايد ياسي شاد خوب باشه. آره
. خب، بفرما
. بيين، زن هاي قوي رژ لب مي زنن
. زيادي قوي شد
«من رذالت آن ها را مي بينم: مي خواهند از من ابلهي بسازند»
«... من... «در هراس
اين نقش يه دختره که دارم مي خونم؟
. مرخصي که بري
. فقط واسه اينکه بدونين ميگم، من دارم ريش بزي در ميارم
... آه
. خوشحال کننده ست
. وقت تمومه
. ما ده دقيقه ديگه وقت داريم
. چه تيمي. وقتتون تموم شده
. جنگجويان کوچيکت مي تونن بعد از ده دقيقه وارد بشن
. تا اون موقع، صحنه مال ماست
. صحنه اي که واسه دلايل بهتري ساخته شده
کجا بوديم؟
. همون جا که من از خودم يه احمق مي سازم
. عزيز دلم، خودت رو محدود نکن
نورا في مي تونه تو رو تا مرزهاي تصورت . و حتي فراتر از اون ببره
اين تويي؟
. بودم
خواننده بودي؟
. بودم
اين شوهرته؟
No comments yet. Be the first to leave one.