The first 200 lines.
.شکست ناپذير بودم
...منظورم اينکه... من .رو دور افتاده بودم
انگار که ذهن و جسم باهمديگه ،کاملا متصل بودند
فکر کنم ورزشکارها هم وقتي .تو جَو هستند همچين حسي دارند
.دوباره ميگم، گلف مينياتوري بود
اعتراف کن ديگه، دلت ميخواد .باهام بخوابي
نميتوني اينقدر به خودت .افتخار کني
چرا آخه؟
.چون من بردمت
.هي - .سلام -
.اوه، خوبه. برگشتيد
.خبر هيجان انگيزي داريم
.باشه
همون طور که ميدونيد، "امي" و من ،مدت بلنديه که با هم ديگه هستيم
و اتفاق هاي زيادي
،که فکر ميکردم غيرممکن باشه .ممکن شد
...خيلي خب
،بعد از ارزيابي دقيقِ رابطه مون
تصميم گرفتيم وقتشه که قدمي .به جلو برداريم
.خيلي خب
ميخواي تو بگي؟
.بيا باهمديگه بگيم
.ميخوايم يه لاکپشت بگيريم
به خاطر همينکه هميشه ميگم بايد .شامپاين تو سطل يخ داشته باشيم
طعنه زد؟
.آره - .باشه -
،تشخيصش سخت بود ،چون وقتي که صحبت مشروبات الکلي ميشه
.معمولا جديه
.خب، ما خيلي براتون خوشحاليم
.بله
.مرسي
گرفتن يه حيوون خونگي قدم .بزرگي براي ماست
.نه. راست ميگه
يعني به قدري از همديگه خوشمون مياد که
بازم جا براي يه خزنده ي نيم .کيلويي هست
چرا لاکپشت؟
،بعد از بررسي هاي زياد مطمئن شديم که لاکپشت
.حيوون ايدهآل ـه
،ريزش خز ندارند ...صدا درنميارن
براي هالووين، ميتونيم مثل سنگ فرش .درستش کنيم
.آره
،و اگه يه وقت ديوانه شد .ميدونم که ميتونم از دستش فرار کنم
تصادفا، دليل انتخاب تو به عنوان .هم اتاقيم هم همين بود
.خب، تبريک ميگم
کي فکرش رو ميکرد تو گروه مون شما اولين کسي باشيد
که خانواده تشکيل ميديد؟
!منم همين گفتم
.: جهان ما اول بسيار داغ و چگال بود :.
.: و در حدود چهارده ميليارد سال پيش شروع به انبساط کرد، اما :.
.: زمين شروع به سرد شدن کرد :.
.: گياهان شکل گرفتند، انسان هاي اوليه ابزار ساختند :.
.: ديوارها را ساختيم، هرم ها را :.
.: رياضي، علوم، تاريخ، کشف ناشناخته ها :.
.: همه با بيگ بنگ شروع شد :.
!بنگ
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد»
تــرجــمــه از: اشــکــان Chandler Bing
خب، هم اتاقيت امشب کجاست؟
خب، فکر کردم که نامرديه که
هميشه اينجاست و تو هيچوقت
،نميتوني شب اينجا بموني .به خاطر همين... کشتمش
اما توافقي که کرديم رو يادته؟
،ميتوني درباره کشتن شوخي کني
،اما بايد بعدش بگي ".شوخي کردم"
و مهم تر از اون اينکه من
.هيچوقت به تو صدمه اي نميزنم
.اوه، لعنتي
بايد برم بيمارستان تا يکي از .مريض هام رو چک کنم
.اشکال نداره. ميتونم بعدا برگردم - .نه -
.نه، مسخره بازي درنيار
.زياد طول نميکشه .همينجا بمون
.باشه، ايول
اوه، و مطمئني که هم اتاقيت
وقتي که من تنها ام برنميگرده، آره؟
.به خاطر اينکه بد ميشه
.اوه، نگران نباش .تو "پام اسپرينگز"ـه
.اوه، خوبه
.خب، تنه ـش اونجاست
.شوخي ميکنم
.تو چوب خردکن انداختمش
.اوه، خداي من .اوه، خداي من
.چيزي نيست
.رسيدي .مشکلي نيست
.چقدر توله سگ بود
...بيا اونا رو فراموش کنيم، و
يه لاکپشت خوب .براي خودمون پيدا کنيم
.آره - اوه، اينکي روي چوبه چطوره؟ -
.اوه، نميدونم
.به نظر عوضي مياد
اين يکي چي؟
.خب، به زور تکون ميخوره .انگار مرده
.ميدونم. منم دوستش دارم
.سلام کوچولو
دوست داري با ما به خونه بياي؟
با من زندگي ميکني، به خاطر اينکه .ما باهمديگه زندگي نميکنيم
.اما اين تقصير تو نيست
مثل تو، ما هم به طرز احمقانه اي .آروم داريم پيش ميريم
وقتي که ميره "کاميک کان" و يا سفر کاري .ميتوني پيش من بموني
يا اگه درخواست بابايي براي .زندگي روي مريخ رو قبول کنند
درباره چي حرف ميزني؟
اوه، يه شرکتي هست
که ميخواد يه کلوني روي مريخ ،ايجاد کنه
و من درخواستم رو فرستادم .تا جز نفرات اول باشم
اسمش رو چي بذاريم؟
ميدوني، من وقتي امديم ...به "سث" فکر ميکردم، اما
.به نظر ايتاليايي مياد
براي ماموريتي که بايد
توش مهاجري روي سياره ي ،ديگه اي باشه درخواست فرستادي
و فکر نکردي بايد با من درميون بذاري؟
قبول ميکردي؟
.البته که نه
،خب، بر اساس واکنشت
.به نظر تصميم درستي گرفتم
مگه نه، "جزوپي"؟
.هي، هي
.گوش کن، يه اعترافي بايد کنم
اوه، دفعه اولته؟
نه، يه چيزي براي روز ولنتاين ،برات خريدم
.اما خجالت ميکشيدم که بهت بدم
خب، چرا؟
خب، به خاطر اينکه از .فروشگاه وسايل سکسي خريدمش
بدون من رفتي فروشگاه وسايل سکسي؟
با عينک آفتابي و کلاه، بعد از اينکه ماشينم رو .دو چهارراه اون طرف تر پارک کردم
.خب، بيارم! بيارش - آره؟ -
.آره - .باشه، ام، خب، اميدوارم که باحال باشه -
،منظورم اينکه، رنگ داره ...و... و
.خلاقانه و هنري ـه
خيلي خب، به فروشگاه وسايل سکسي رفتي يا فروشگاه "مايکل"؟
.نه، نه
،خودمون رو رنگي ميکنيم
و بعدش، بعدش روي اين بوم نقاشي .دراز ميکشيم و سکس ميکنيم
براي کسي که تازه قبول کرده
که جورابش رو دربياره، قدم .بزرگيه
.داري مسخره ام ميکني .فراموشش کن
.نه! نه، بيخيال، ميخوام انجامش بديم - واقعا؟ -
،آره، بيا تو، من
و اون پاهاي رنگ پريده ات .يه اثر هنري خلق کنيم
،هي، وقتي که خواستي برگردي .منم باهات ميام
.باشه، اما دور ـه... رفتم شعبه سن ديگو ـش
فرم هاي ماليات در چه حالن؟
.خوبه
.اما رسيدهاي زيادي از فروشگاه لگو داري
.اون خرج هاي مربوط به کارمه
.ميتوني خط بزني شون
يه "آر2-دي2" 200 دلاري مربوط به کارته؟
،اوه، برني
وقتي براي بازرسي امدن بايد
.خيلي مطمئن تر صحبت کني
سلام، چه خبر؟
ام، "اميلي" مجبور شد ،به بيمارستان بره
به خاطر همين تو خونه اش دارم .چرخ ميزنم
تو... تو چيکاري ميکني؟
دارم بازي ميکنم و "برني" هم .داره فرم هاي ماليات رو پر ميکنه
بچه اي مگه؟
قراره برات غذات هم تکه تکه کنه؟
...مجبور نيست .آبنبات خوردم سيرم
...پس، چه بازي اي
.اوه
.تو روحت
چي شده؟
نميتونم کشوي کنار تخت .اميلي" رو ببندم"
خب؟
.ميفهمه که داشتم فضولي ميکردم
چرا فضولي ميکردي؟
خب، اين جوابيه که
قبل از اينکه برگرده بهتر يه .جواب خوب براش پيدا کنم
.خيلي خب، آروم باش
احتمالا يه چيز پشتش .گير کرده
.در بيارش و ببين چي گير کرده
.صبر کن
.اوه... نه. اوه، نه
!اوه، خدا، نه
...ميدوني چيه، به نظرت سرت شلوغه .تنهات ميذارم
.رفيق، کل کشوش از جا درآمد
الان ديگه ميفهمه داشتم .فضولي ميکردم
چي شده؟
"راج" داشت تو کشوهاي "اميلي" .فضولي ميکرد که يکيش شکست
.اوه
.دلم براي "اميلي" تنگ شده
خب نظرت چيه؟
...فکر ميکردم يه ذره بيشتر .فقط بيشتر باشه
نميدونم چرا نفس مون .بالا نميومد
منظورم اينکه... اصن تکون خورديم؟
،شايد در جهت محور زد
.اما اکس و ايگرگ بد به نظر ميرسن
.خيلي خب، يالا
.من از اون پيرهاي کسل کننده نيستيم
.ميتونيم بهتر از اين باشيم
.اوه، درسته
ديشب تا ساعت چند بيدار بوديم؟
.تقريبا ساعت يک بود
.آره خوشگله، تقريبا 10 بود
.و تلويزيون هم نگاه نميکرديم
مثل جوون ها داشتيم نت فليکس .ميديديم
آره، کمديه؟
درامه؟
.هيچکس نميدونه
.خب، يالا
.اين کارو ميکنيم - .آره -
تو رنگ بيار، منم يه ،نيم ساعت، چهل دقيقه استراحت کنم
No comments yet. Be the first to leave one.