The first 200 lines.
... آنچه در "گروگانها" گذشت
من مامور "هافمن" هستم
از سرويس مخفي
فکر ميکنم يکي داره خانوادتون رو تهديد ميکنه
ايشون "ونسا مور" هستن ، خواهرم
ونسا" ، با کلنل "بلير" آشنا هستين ؟"
شخصاً خير اما در مورد انتصابتون مطلب خوندهام NSA در
من برادرت رو خيلي دوست داشتم
يه روزي ميتونست رئيسجمهور بشه
الان ميتونست رئيسجمهور باشه
دوست مشترکمون اينجاست
خواستم اونم در جريان اوضاع باشه
"سلام "کوئنتين
اين دسيسه فراتر از "دانکن"ـه
چي باعث شده حرفاش رو باور کني ؟
سرويس مخفي ، FBI ، "چشماتو باز کن "برايان
اين جريان بزرگتر از فقط يک نفره
بايد بدونيم دقيقاً چه موقع نقشه "کينکيد" عمومي ميشه و اين به تو مربوط ميشه
و اگه قبل از موعد عمل جراحي باشه چطور ؟
خب اونوقت شرايطمون رو دوباره بررسي ميکنيم
من ميگم از خانوادش شروع کنيم
بهت هشدار داد که نزديک دخترش نشو
واسه همينه که ميرم سراغ زنش
زنت خيلي بيماره
من سوپاپ اطمينان رو برداشتم
قبل از اينکه يه قدم ديگه برداري ميتونم 20 سيسي مورفين بهش تزريق کنم
اون بيگناهه - خانواده من هم بي گناهن -
... الن" ميدونم ناراحتي"
ميدونم که جواب ميخواي
چرا اين کارا رو ميکني ؟
دليلش مهم نيست
واسه من مهمه - مورفين رو بزار کنار -
خواهش ميکنم
تو که نميخواي يه زن بيگناه رو بُکُشي
مثل "انجلا" ؟
مثل رئيسجمهور ؟
اون بيگناه نيست
تو تصميم ميگيري کي بيگناهه و کي نيست
کي زنده بمونه
تو کي هستي؟ خدا؟
عذر ميخوام؟ چي کار ميکنين؟
چرا دست به سرمش ميزني ؟
... چيزي نيست "هنري" ، من
من دکتر "ساندرز" رو توي راهرو ديدم
و ازش خواستم سرم رو يه چک کنه
نينا" امروز عصر از درد گلايه ميکرد"
سرمش ايرادي داره ؟
نه
الان ديگه خوب کار ميکنه
تو گفتي رئيسجمهور بيگناه نيست منظورت چي بود؟
ميتونيم بعداً دربارش صحبت کنيم
الان بايد بري خونه پيش دخترت
چرا؟
دوستپسر "مرگن" اومده بود خونه
اسلحه همراش داشت
خداي من
درباره چي صحبت ميکني؟
چرا فکر ميکني خانواده من داره تهديد ميشه ؟
... در اين حد بگم که زنت يه عامل مشترک در
سلسه اتفاقاتيه که به رئيسجمهور مربوطه
منظورت چيه ؟
زنت يه دکتر محترمه
يه شهروند نمونه
... و اون هيچ دليلي براي قتل رئيسجمهور نداره
مگه اينکه به اينکار وادار بشه
هيچکس نميدونه تو اينجايي
پس فرصت داري که آزادانه صحبت کني
... من
نميدونم درباره چي صحبت ميکنيد
همه چيز مرتبه
هيچکس ما رو تهديد نميکنه
باشه "عذرميخوام که وقتتون رو گرفتم آقاي "ساندرز
ميتونيد بريد
ممنون
بويد" عاشق من بود"
ميدونم
ميدونم عزيزم واقعاً متاسفم
تو اينکار رو کردي
نه
اون ازم محافظت کرد
حالت خوبه ؟
آره
جليقه جلوي گلوله رو گرفت
اما هنوزم بدجور درد ميکنه
اما بدتر از ايناشم ديدم
ممکن بود کُشته بشي
بهتره شروع کني به جمعآوري تمبر يا يه همچين چيزي
فکر کردم مصاحبه ديشب با شوهره به جايي نرسيد
الان توجه من به دکتر "ساندرز" نيست
اما حواسم به بيمارستان هست
... بايد از خودت بپرسي چرا کاخ سفيد
بيمارستان "مريلند کالج" رو اتخاب کرد
يه پروسه سخت گزينشي بود
همه جوانب رو درنظر گرفتيم
ديشب از نو شروع کردم
فکر ميکنم يکي اين روند رو دستکاري کرده
درباره چي صحبت ميکني ؟
"گزارش حوادث بيمارستان "مريلند کالج
پُر شده در 4 سپتامبر توسط اعضاي هيئت مديره
بيمارستان اين چيزا رو سالانه مکتوب ميکنه
اونا آمار مرگومير و جراحات رو گزارش ميکنن
اين يکي کُپي مال کاخ سفيده
245عدد حادثه منفي رو نشون ميده
کُپي بيمارستان "مريلند کالج" عدد 479 رو نشون ميده
چرا يکي بايد اين اعداد رو تغيير بده ؟
تا مطمئن بشن رئيسجمهور اين بيمارستان رو انتخاب ميکنه
بيل جونز" پُشت خطه"
ميگه ضروريه
الو - بايد همين الان صحبت کنيم -
بهت زنگ ميزنم
حتماً شوخيت گرفته
داره گزارشات بيمارستان رو مطابقت ميده ؟
گفتم که مو رو از ماست ميکشه
... فکر ميکنه يکي از داخل
در انتخاب دکتر "ساندرز" نقش داشته
اسم منو برد ؟
هنوز نه اما خيلي طول نميکشه
ارائه اي مشــتــرک از >
ترجمه و تنظيم : حـــســـين 'htk2006'
خب چي؟ هافمن" فقط آوردت به دفترش تا ازت سوال بپرسه؟"
ميخواست بدونه که کسي ما رو تهديد ميکنه
اون آدم باهوشيه تقريباً فهميده چه خبره
چي بهش گفتي ؟ - گفتم همه چيز عاليه -
حرفاتو باور کرد ؟
... آره فکر کنم اما
اون سمجه - شايد اين چيز خوبي باشه -
قبلاً دربارش صحبت کرديم
صحبت کردن با هر مرجع قانوني يه جور خودکُشيه
ببين ، ميدونم سر چي توافق کرديم اما شايد اشتباه ميکنيم
شايد اينکه بزاريم "هافمن" ما رو نجات بده هوشمندانه باشه
ترجيح ميدم به خودم متکي باشم
"الن"
بايد صحبت کنيم
بهم خبر رسيد که تو طبقه چهارم جراحي داري
چهارم؟ عملهام هميشه طبقه پنجمه
اين يکي نه
قوانين عوض شدن
بايد اينو تو اتاق آمادهسازي جاسازي کني
طبقه چهارم تو قفسه شماره715
تا ساعت 11ونيم
بعد از اون طبقه چهارم قرنطينه ميشه
جستوجوي کامل بدن
يه همکار مطمئن ميشه که پيداش نکنن
قفسه 715 طبقه چهارم
11ونيم
"هافمن"
بدجور کليد کرده
توي دفترش ميخوابه
مدارک و آمار رو بررسي ميکنه
چقدر نزديک شده ؟
اونقدري که لازم شده تا حذف بشه
حذف ؟
به من اينطور گفتن
به نظرت اين حرکت درستيه ؟
فکر من مهم نيست
کارلايل" ؟"
فکر کنم يه دوست مشترک داريم
آره؟ اونوقت کي باشه؟
اوني که تنيس بازي ميکنه
به محض اينکه رئيسجمهور مُرد بايد 5 دقيقه تنها باشيم
واسه چي ؟
به تو مربوط نيست
5دقيقه زمان زياديه
دوستمون گفت ميتوني رديفش کني
روش کار ميکنم
قراره برامون مشکل بشه ؟
آره يا نه ؟
نه
دخل يه مامور سرويسمخفي رو آوردن آسون نيست
کمکت رو لازم داريم
قراره برامون مشکل بشه ؟
نه
! هي - سلام ، حالت چطوره ؟ -
خوب
اما اوضاع خونه به خاطر درخواستهاي دانشگاه شلوغه
مرگن" به کجاها درخواست داده ؟"
... کلمبيا" و "دارتموث" مورد علاقهش هستن پس"
ببينيم چي ميشه - اون دختر باهوشيه -
اين روزا چي کارا ميکنه ؟
شرط ميبندم خيلي خوشگل شده
اون فوقالعادست
گوش کن ، من بايد برم ، باشه ؟
از ديدنت خوشحال شدم - منم از ديدنت خوشحال شدم عزيزم -
وضعيتت چطوره ؟
خوبه
ببين ، متاسفم که وارد اين ماجرا کردمت
نه ، تو نکردي خودم خواستم بخشي ازش باشم
فقط فکرش رو نميکردم کار به اينجاها بکشه
پرستار
راننده ليموزين
"حالا هم اون پسره "بويد
بهتره اميدوار باشيم ديگه تموم شده باشه
ميخوان دخل "هافمن" رو بيارن
... خب ، اگه همچين چيزي ميخوان
کاري از ما برنمياد
مگه اينکه قانعش کنم از پرونده بکشه کنار
ما مجرم نيستيم
چند تا سرنخ رو دنبال کردم اما به چيز قابل توجهي نرسيدم
هنوز نه اما بازم تحقيق ميکنم
خوبه ، چون جواب يه جايي اون بيرونه
No comments yet. Be the first to leave one.