The first 155 lines.
!چی؟! امکان نداره !حاضرم قسم بخورم روی هفت ایستاد
.مثل اینکه ایسکا کون هم شانسی نداره
.فکر کنم این دستگاهه خراب شده
.قمار همینه دیگه
!نه! بازم میرم از دستگاه سکه بگیرم
!حسم بهم میگه دست بعدی میبرم
!کاپیتان، صبر کن !قماربازهای بد همچین چیزی میگن
مشکلی پیش نمیاد؟
.احتمالاً میاد
بههرحال، اصلاً اینجا چیکار میکنیم؟
آخرین جنگ من و تو
یا شاید هم ظهور دنای نو
دو هفتهی پیش
!آخرین تعطیلاتمون؟
رویارویی: سلاحهای نهایی دو کشور
.آره. یگان شما برای ماموریت بعدی تحت فرمان منه
.تمرینات از هفتهی بعد شروع میشه
.پس برین از زمانتون لذت ببرین
!مـ منظورت چیه؟
!بههرحال، خوش بگذره
!وایسا، ریسا چان! صبر کن
یعنی این ماموریت واقعاً خطرناکه؟
برای اینه که بدون افسوس بریم؟
دقیقاً ماموریتمون چیه؟
.گفت هفتهی بعد غافلگیرمون میکنه
.از دست تو، زیادی جدیش گرفتی
.بهش فکر کن، رئیس .چیزی برای نگرانی وجود نداره
...جین کون
.مهم نیست ماموریت چی باشه، وقتی بمیری دیگه مردی
!اصلاً هم خیالم راحت نشد
.بـ بیخیال
راستی، چرا اومدیم اینجا؟
.جکپات
جکپات؟
مثل وقتی یه چیز بزرگ برنده میشی. ولی برای چی؟
.تانک مرکاوا مدل امآی 62، ساخته شده بهدست فرانچسکو
وایسا، همون آخرین مدل تانک جنگیه؟
.میخواستم یه چیز بزرگ توی کازینو برنده بشم تا اون تانک رو بخرم
.اونجوری حتی اگه اتفاقی بیفته هم میتونیم جون سالم به در ببریم
.که اینطور
.کاپیتان، توی فکر کردن به چیزهای غیرقابل پیشبینی، نابغهای
.خب، اگه فقط برای خوشگذرونی نباشه پس عیب نداره
!و-واقعاً؟! پس بیشتر تلاش میکنم
!همگی، بریم برای جکپات
!تا رئیس خودمون باشیم !تا صاحبخونهی خودمون باشیم
!هدفت کلاً عوض شد
.آلیس ساما، رسیدیم
.اینجا سرزمین لذتها، جوراکه
.از زمان باستان اشرافزادهها در این مکان جمع میشدن
.اینجا مقصدی درخور حضور آلیس ساماست
.به قمار علاقهای ندارم
.بهت که گفتم شهر بیطرف اِین رو ترجیح میدم
.امکان نداره
!میخواین دوباره با اون سرباز امپراتوری ملاقات کنین؟
!ا-اگه بخوام چی؟
،نیت من پاکه. به عنوان پرنسس نبولیس ...دفعهی بعد با ایسکا میجنگم
.میتونین اون کار رو توی میدان جنگ بکنین .نیازی نیست توی شهر بیطرف ببینینش
.بیاین برین
.نظرتون چیه؟ دستگاه سلوت برای تازهکارهایی مثل شما مناسبه
واقعاً؟
.رین، فکر کنم بیخیال بشم
نگران نباشین. الههی پیروزی حتی برای قمار هم .به شما لبخند میزنه
!پیروزی... یادم اومد
.اول باید بهترین تاریخ برای جنگ با ایسکا رو انتخاب کنم
تاریخ انتخاب کنین؟
یعنی چه روزی برای ایکا مناسبه؟
...من چهارشنبهی هفتهی بعد بیکارم
.اوه، ولی ستارهها برای اون روز بدشانسی رو نشون دادن .برای روز به این مهمی مناسب نیست
.باید تعطیلات بعدیرو انتخاب کنم ...باید تالار هم اجاره کنم
.آلیس ساما، اینکه برنامهریزی برای مراسم عروسی نیست
!عـ عـ عـ عـ عـ عـ عروسی؟! من و ایسکا؟
چرا سرخ شدین؟
!چون چیز عجیبی گفتی
.بههرحال، میتونیم بعداً بهش برسیم
.درست میگی
.بههرحال احتمالاً اینجا نمیبینمش
.من نمیتونم بیام طرف نبولیس
ها؟ دستگاه خراب شد؟
!آلیس ساما، شما برنده شدین
!باید بیشتر از این هیجانزده باشین
!لطفاً اینجا منتظر باشین تا من کارکنان رو خبر کنم
همم؟
!واو، برنده شدی؟ فوقالعاده است
...واقعاً؟ درست متوجهش نمیم
.اگه انقدر سکه داشتیم میتونستیم بری کاپیتان تانک بخریم
.بگیرشون. متاسفانه به اینها نیاز ندارم
!چی؟! مطمئنی؟
.حتماً قسمت بوده
!ممنونم
!ایسکا نی
!اون طرف یکی برنده شد !و جایزهش رو با من قسمت کرد
.دیدی، جین کون؟ بهت که گفته بودم
.جکپات وجود داره
.هروقت خودت بردی بیا بهم بگو
.حتماً آدم سخاوتمندی بوده
حتماً یه سرمایدار خرپول بوده؟
!فکر نکنم! خیلی خوشگل بود
...موهای بلوند و برازندهای داشت .شبیه پرنسسها بود
.امکان نداره
هی، رین. اونجا چی نوشته؟
.نوشته فالگیر
.خوش اومدی، عزیزم میخوای چی رو برات بگم؟
...ا-امم، یه پسری هست که یه سال از من کوچیکتره
اوه؟ دوستپسرته؟
!د-دوستپسر؟! نـ نه، نیست
اوه، نیست؟
.نه نیست
.میخوام بدونم کی و کجا دوباره میبینمش، خودمون دو تا
...بذار ببینم
.همم... قطعاً سرنوشت جالبیه
.این کارتها جفت هستن
.کسی که منتظرشی نزدیکه
چی؟
.همیشه بهت نزدیکه
.شما دو تا با رابطهای به هم متصلین که هیچ چیز نمیتونه بشکنه
.اگه دنبال کسی میگردی الان بهترین فرصته
آلیس ساما، چطور پیش رفت؟
.چیزهای احتمالی رو گفت
.ولی هیچ کدومش دقیق نبود
.خب فالگیری همینه دیگه
بریم؟
خب، چی میخوای بدونی؟
.دنبال کسی میگردم
اوه؟ شاید دوستدخترت؟
دوستدختر؟
چه رابطهای باهاش داری؟
...اه... اولش توی خط مقدم .منظورم موقع ماموریت دیدمش
.اه، پس با هم همکارین
.آره و دوباره توی تئاتر هم رو دیدیم
.بعدش با هم پاستا خوردیم
...و بعد به موزهی هنر رفتیم
.اوه، لازم نیست وارد جزئیات بشی
بیا یه نگاهی بندازیم، باشه؟
.همم... قطعاً سرنوشت جالبیه
.این کارتها جفت هستن
.کسی که منتظرشی نزدیکه
.ممنون که اومدی، ریسیا
.بذار برم سر اصل مطلب چیزی دربارهی ورتکس میدونی؟
بله، 47مین مرکز مشاهدات یکیش رو .جنوب درهی میودول گزارش کردن
فکر میکردم بینام داره روش کار میکنه؟
.به نظر میاد به نیروی بیشتری نیاز داریم
منظورتون اونیه که توی دستهی سومه؟
.بله، وارث فولاد سیاه گلادیاتور، کروسویل، عالی میشه
میخواین من واحد ان07 رو به ورتکس بفرستم؟
.قضاوتش رو به خودت میسپاریم
چون با میسمیس دوست هستم ازم میخواین فط درخواست کنم؟
.ظاهراً الکی نقش شرور رو بازی میکنم
،اینجوری راهت رو به بالا باز کردی .همرزمها و مافوقهات رو کنار زدی
.فقط همین یکبار انجامش میدم
!N07 سلام، بر و بچههای تیم !صبحتون بخیر
.ببخشید اول صبحی کشوندمتون اینجا
...آه... ریسا چان
،اول از همه جزئیات آموزش ماه آینده رو خوندید؟
.ها؟ اینو میگی؟ آره
.پس همش رو فراموش کنید
No comments yet. Be the first to leave one.