The first 200 lines.
...آنچه گذشت
من شما رو دیدم که داشتی تو خیابون دکتر سندرس .رو بوس میکردی
من وقتی وکالتتون رو به لوسیندا دادین .حمایتتون کردم
چون فکر میکردن شما به اون .علاقه دارید
.پدرم بخاطر تو منو از این خونه انداخت بیرون
.من نمیخوام که اون بره
.دیدیه دیگه
.دلم میخواست اون بود که از اینجا میرفت
.فرصت شاید در خونتو بزنه
چی شده؟
.کلیه هام مشکل پیدا کرده
.مثل اینکه کوچولوهای کثیف دارن از کار میوفتن
مثل اینکه از یه رییس .برات بیشتره
.خیلی بیشتر
.من دارم امشب میرم
من خیلی متاسفم که نتونستیم .دوست باشیم
.میدونه- .مشکوکه-
فکر میکنی که اونا رابطه دارن؟- .مطمـانم که دارن-
.من باید اونو تو عمل نامقدسش بگیرم
.که له شه و من پیروز شم
.کارتر ،آلخاندرو رو کشت
ممکنه این چیزی نباشه که بقیه ما .یادمونه
،رقت انگیزه مگه نه؟
.گور بابای کمک
.هی داری گلیمتو دراز میکنی
.داره سعی میکنه که تو رو ازم بگیره
اون به اندازه ی من تو رو .دوست نداره
.من نمی خوام برگردم خونه
،خب، واسه دلایل روشن
.نمتونم بذارم اینجا بمونی
خب، تو یه چیزی لازم داری که
تورو از این وضعیت ناراحت کننده با .تای در بیاره
.و پارتی کاری عالیی که دکتر نسخه میکنه
تو خوبی؟
.من فقط خوشحالم که اون رفته
مرسی زویلا ولی .جمعه نمیتونم
.اسپنس واسه بازیگرا و کارکنان نمایشش یه پارتی داره
.آره
میشه فردا با هم دیگه بگیریمش؟
.باشه
.نگه دار .بعدا بهت زنگ میزنم
.کارمن ، چه دنیای کوچیکی
داری تعقیبم میکنی؟ چرا همچین فکری باید بکنی؟
.چون امروز توی سوپر مارکت هم دیدمت
.اوه- .و دیشب توی سینما-
فکر میکنی داری چیکار میکنی؟- .باش-
آره من منتظر یه وقت مناسب بودم که .باهات حرف بزنم
فقط میخوام بدونی که .چه حسی دارم
.مهم نیست تو چه حسی داری .من هیج حسی ندارم
.کارمن- .من با مردا قرار میزارم-
و من خیلی متاسفم تای ولی تنها چیزی که من میبینم
.به بچه ی کوچیک گیجه
.حالا ، دیگه دنبالم نیا
ما اینجا چیکار میکنیم تای؟
فکر میکردم که واسه مدتی .با هم بیرون نریم
.یه جورای اضطراریه
روزنامه میخونی تو؟
پلیس از اف بی ای خواسته که
.کمکشون که پیدا کنن کی به خونه ها رو تاراج میکنه
اف بی ای!باشه؟ .ما نباید با هم دیگه پیدا شیم
.واضحه که هنوز از اتفاقی که افتاد ترسیدیم
.باشه .من میرم اصل مطلب
.من ازتون میخوام که یه خونه ی دیگرو بزنیم
نـشه ای؟
،بار قبلی که رفتیم بیرون .کارتر یکیو کشت
هی، مگه من اون آدم احمقی بودم که تیرو گذاشته بود تو تفنگ؟
....هیچ کس نگفت که نشونه بگیری به !خفه شید، با هردوتونم
.روزای رابین هود بازیمون تموم شده
.نه نشده .واسه اینکه
من میرم پیش پلیس .وهممونو لو میدم
.اگه کمکم نکنید
.دیوونه ای
.دکترا هم همینو بهم میگن
.همه ی پلیسای شهر آماده باشن
.یه خونه ی دیگه
،اگه کمکمون کنید که این کارو کنیم .عالی میشه
.فکر کن یه بار دیگه هم ماسکامونو زدیم
از کی دزدی کنیم؟
.دایی اسپنسم
دکترا چی گفتن؟
.بهت نمیخورم .خیلی متاسفم
.اشکالی نداره عزیزم
.از یکی دیگه کلیه میگیرم
.شاید من باید آزمایش بدم
.از خوبیته که پیشنهاد میدی
ولی اینو میدونم که چقدر تکیلا رو آخر .هفته ها قایم میکنی
ترجیح میدادم کلیه هایی داشتم .که ضایع نبودن
.محض اطلاع، من تکیلارو آخر هفته ها میخورم
.چون آخر هفته هارو با تو میگذرونم
چرا به یکی از داییام تو اکلاهوما زنگ نزنیم؟
.شاید جور بشه
.من از اون فامیلا بدم میاد
اگه بزارم اونا عضو به این مهمی .رو بهم بدن
اونا فکر میکنن که این حقو دارن
.که منو ببینن و از استخرم استفاده کنن
.مامان ، داریم درباره سلامتیت صحبت میکنیم
من فقط فکر میکنم که بهتره از یه .غریبه بخریم
.زویلا
.تو باید یکیو تو باریو بشناسی که به پول نیاز داشته باشه
خدای من
خیلی خوبه .بهش زنگ بزن
.مامان ، مردم اجازه ندارن که اعضاشونو بفروشن
چرا؟
.فقیرا عضو دارن .پول دارا اونا رو نیاز دارن
چرا همیشه حکومت باید
سدی باشه واسه تجارت های کوچک؟
چرا ما زنگ نزنیم دایی هنری؟- .نه-
نمی خوام کسی تو فامیل از .این ماجرا بویی ببره
.قول بده که چیزی نمیگی- .باشه-
.ولی باید اینا رو جدی بگیری ،مامان
منظورم اینه که اگه کلیه هات کاملا از کار افتادن چی کار میکنیم؟
.آروم باش
.من تو 80 سالگی میورو ترک میکنم
.دلیلی نمیبینم که نتونم مایعات رو ترک کنم
.شماره هنری رو بهم بده
همین الان به مامانم قول دادم .که بهش زنگ نمیزنم
.آره ولی من که ندادم
.من سریعا برای پرستار گرفتن تصمیم میگیرم
.شوهرم جمعه از بیمازستان میاد خونه
.باید خیلی خوشحال باشی- .هستم-
.ولی درمان سریعی نیست
...پس من به کسی نیاز دارم که بتونه
،توی موقعیت راحتی بزارتش .مشرویاشو واسش بلند کنه
.میتونم اینارو بکنم
.عالیه
خب، من یکی دیگه رو هم دارم که باید باهاش ...مصاحبه کنم ، پس
.یکی بهم به کت بده
.آخه اون زن یخه
.سلام .ببخشید که منتظرت گذاشتم
،ببخشید که گوش واسادم .ولی صدای سوتیاش خیلی بلند بود
اوه،خیلی پشت سرش حرف زدم؟
.اه!حالا فهمیدی که من دردسرم .اسمم مالیه
.ماریسول .لطفا بیشینید
.خوشحالم که میبینمتون- .اوو، امیدوارم-
،خانم قبلی که واسش کار میکردم .بهم گفت که خیلی پر روام
.من که فکر میکنم با نمکم
...ولی اون کسی بود که لوپوس داشت ،پس
.من که فکر میکنم آبادی
و منم میخوام یکی اینجا کار کنه .که بتونه منو بخندونه
.من تازه با یه خدمتکار بد رفتار راهمونو جدا کردیم
چندین دفعه در روز باهاش دعوا داشتمو آرزو .میکردم که بیرونش کنه
واقعا؟
.اوه! حالا تو میدونی که منم دردسرم
.متواضع .عاشق این کارم
.سوابق و مرجع ام هم اینجاست
،روراست بگم .من خیلی این کارو لازم دارم
،خیلی خوب به نظر میای .از نحوه لبای پوشیدنتم خوشم میاد
،و اگه چیزی درباره ام میخوای بدونی
.فقط بپرس
.خب، من یه سوال دارم
کی میتونی شروع کنی؟
!اووهه
آدریان، روزنامه رو دیدی؟
.نیکولاس دیرینگ رو ماشین زده
باید بعدا یه سری اونجا بریم
.و یه نمونه دسته گل ببریم
.ماریسول به رز آلرژی داره
.خب .... انتخاب منتطقی به نظر میرسه
چی شده؟
.میدونم که با تونی میخوابی
که؟
.که تو باید دیدنشو متوقف کنی
.اممم.... فکر نکنم
.اولین
.تونی منو خوشحال میکنه
و اینجور که معلومه .من دوست دارم خوشحال باشم
من باید چیکار کنم؟
من باید چی کار کنم همین جا بشینمو کاری نکنم؟
Isn't that where I stood while you screwed the help?
.اون فرق داشت- چجوری؟
.نمیدونم
.نگران نباش
.خیلی از آدما امروزا ازدواج آزاد دارن
مطمـانم که یه راهی پیدا میکنی .که بهش عادت کنی
،و اگه هم بخوام سرحالت بیارم
.میزارم ولنتینا رو اغوا کنی
.احتمالا استعفاع میده
،ولی نظافتش خوب نیست .پس واسم مهم نیست
تونی چرا بخواد با تو باشه؟
.اون منو جذاب دیده
کجات؟
زبون درازت؟
شخصیت اسیدیت؟
.یا جاهایی که دروغ میگی ولی دلت میخواد راست بگه
الان آسیب زدنت به من تموم شد؟
.تو اشتباه متوجه شدی
من دارم میگم فقط مردی مثل من
.میتونه جذب زنی مثل تو بشه
.فروش هر ساله ی جاروبرقی با نصف قیمت
.خیلی خوبه ، آقای کنت
چی شده؟- رزی داره از کپن هایی که به ایمیل اومده
.برای درمان سخن دایی کنت استفاده میکنه
.20درصد تخفیف کفش
.عالیه
.و من اینو میگیرم
رج، دیدم که کیفتو تو .اتاق لوسیندا گذاشتی
میخوای پیش ما بمونی؟
.فقط واسه چند روز .آپارتمانم دازه رنگ میشه
واقعا؟ ،چون من رفتم پیش آلتیا
.و گفت که تو دیگه اونجا زندگی نمیکنی
No comments yet. Be the first to leave one.