The Kissing Booth

The Kissing Booth

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Kissing Booth 2018 720p WEBRip x264-STRiFE
The Kissing Booth 2018 iNTERNAL 1080p WEB x264-STRiFE
The Kissing Booth 2018 720p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
The Kissing Booth 2018 720p NF WEB-DL x264-MkvCage
The Kissing Booth 2018 WEBRip x264-FGT
The Kissing Booth 2018 HDRip XviD AC3-EVO
The Kissing Booth 2018 1080p WEB-DL H264-iKA
A Commentary by hitm@n
💚 و سیروس فخری spring7 💚 LiLMeDiA.TV 💚

Tags

web
x264
1080
hdrip
HDRip
XviD
AC3
HD
webrip
720p
720
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
mkv
MkvCage
x265
HEVC
Published on: 2018-05-12
Downloads: 71
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫دکتر ویسلر به پذیرش.

‫این کوچولو رو ببین! ‫این منم، ال اوانس!

‫و این بچه بوگندو، کمتر بانمک ‫کنار من چی؟ این بهترین دوستم لی هست.

‫من و لی تو یه روز و ‫یک زمان به دنیا اومدیم،

‫در لس آنجلس، کالیفرنیا!

‫مامانامون قبل از اینکه کلمه رفیق جینگ ‫پیدا بشه، رفیق جینگ هم بودن.

‫خب ما هم مثل دوقلوها باهم بزرگ شدیم،

‫و بیشتر از هر زمانی جدانشدنی بودیمف

‫چیز زیادی از دوران قبل از دبیرستانم یادم نمیاد،

‫اما از وقتی که یادم میاد،

‫من و لی به طور کامل

‫عاشق رقص بودیم.

‫به هر حال، چیزای زیادی از الان و بعدا اتفاق افتاد.

‫بذارین یکم بزنم جلو. ‫اولین کریسمس که یادم میاد، 6 سالم بود.

‫من یه پارتی رقص باربی هدیه گرفتم، ‫لی هم یه اسکوتر گرفت.

‫روندن اسکوتر لی باعث شد پام بشکنه.

‫لی صورتحساب منو امضا کرد و به خاطر ‫شکستن پام برام بستنی خرید،

‫برای هالوین من لباس کابوی رو پوشیدم، ‫و لی مثل یه دکتر لباس پوشید.

‫یاد گرفتن دوچرخه سواری، ‫یادگرفتن شنا

‫محافظت شدن توسط برادربزرگه لی،

‫قلدرایی که ما رو اذیت کرده بودن ‫حالشون رو میگرفت،

‫به هرحال، بادیگارد بودن خرج داره،

‫کشف جاهایی که ما عاشق رقصیدن بیشتر اونجاها بودیم.

‫گرفتن اولین ماهیگیری لی،

‫تماشا کردن اولین مبارزه نوآ، اون برنده شد.

‫پوشیدن لباس آتشنشانی برای هالوین.

‫لی میخواست انگری برد باشه.

‫فهمیدیم که مامانم مریض شده.

‫برای ملاقاتش اولین بار رفتیم بیمارستان.

‫تلاش برای دیدنش اونجا.

‫با لی سر این که کی رقاص ‫بهتریه رقابت کردم.

‫که باعث شد بستنیشو بگیرم!

‫و با نوآ سر کتک زدن لی بحث کردم.

‫و باعث شد بهش اجازه بدم ‫دوچرخه مو تعمیر کنه.

‫خیلی فرزه!

‫اولین سوتینم رو گرفتم. واقعا نمیخوامش!

‫کشف کردم که عاشق فوتبالم.

‫کشف کردن راهی که منو به محل مورد علاقه ‫رقصم برسونه.

‫فهمیدم که من یه مجسمه فشن نیستم.

‫فهمیدم که توی ورزش خیلی خوبم.

‫با پدرم صحبت کردم.

‫بستری شدن مامان تو بیمارستان.

‫سعی کردم با ارایش کمکش کنم.

‫خیلی کمک کننده نبود!

‫هی...

‫دستشو مدت زمان زیادی نگه داشته بودم.

‫وقتی خواب بود فقط گریه کردم.

‫تلاش برای اولین بوسه با ‫فوتبالیست رندی ملروز.

‫دقیقا یه رابطه عاشقانه نبود.

‫دید زدن نوآ خیلی خیلی جذاب!

‫تماشای یکی دیگه از دعواهای نوآ. ‫اون برد.

‫پریود شدم. بالاخره!

‫دزد دریایی شدن واسه هالوین.

‫لی قوی سیاه بود.

‫با مادرم خداحافظی کردم.

‫خیلی چیزا بهش گفتم.

‫بهش در مورد نوآ گفتم.

‫تماشای کردن اولین موتور سواری ‫نوآ.

‫تماشا کردن تلاش لی برای روندن موتورسیکلت نوآ.

‫تماشا کردن تدریس نوآ به لی برای ‫نشستن روی موتورش.

‫جشن گرفتن با لی وقتی اون ‫اولین ماشین رویاییشو گرفت.

یاد گرفتم دخترا میتونن بدجنس باشن

‫بازی کردن هفت دقیقه در عرش. باختم.

‫بستن سوتین یهو احساس کردم بهش نیاز دارم.

‫تعجب کردن از اینکه چرا تا ‫قرار نذاشتم یا کسی رو نبوسیدم.

‫مهم نیست، فکر کنم.

‫فهمیدم که روی نوآ کراش دارم.

‫هر چی هست خیلی بیشتر از کراش...

‫خیلی بیشتر.

‫خب...

‫فکر کنم این همونه.

‫و این منم، امروز.

‫گذروندن آخرین لحظات تابستان ‫توی خونه به شدت لاکچری لی.

‫لحظاتی که آرزو میکنم کاش این چیزا ‫میتونستن همیشگی باشن.

‫پرو!

‫لی، حدس بزن وارن ‫به تمام مدرسه چی پیام داده.

‫لی؟

‫- لی؟ ‫- جرونیمو! ‫

‫وای نه!

‫خدایا! این یکی خیلی خوب بود!

‫این یکی خوب بود.

‫بیا، بیا اینور. بشین.

‫خب، فردا، اولین روز مدرسه.

‫انجمن مدرسه، ‫چشم انتظار ایده کلوب رقص ماهستن.

‫این هفته برای خیریه پاییز.

‫اگه ما با یه چیز سفت وسخت ‫حرکت نکنیم، به فنا میریم.

‫آره.

‫میدونم چه فکری میکنین.

‫نوآ فلین به شدت سکسیه!

‫اما لی و من یه لیست ‫از فوانین دوستی ایجاد کرده بودیم.

‫لی مسئول قانون شماره نه بود.

‫این که حالت ویژه، ‫" نسبت های بهترین دوستت

‫کاملا خط قرمز هستند"

‫این یکی برای لی خیلی مهم بود.

‫حدس میزنم از زندگی در سایه ‫یه دبیرستان افسانه ای میاد.

‫لی، کاپ قهرمانی منو ندیدی؟

‫آره. روانی.

‫من اونو برای تمام ورزشای دانشگاه نیاز داشتم. ‫من پایه ثابت بازی هستم.

‫هی، صدفی.

‫اون میدونست متنفرم ازاینکه صدفی صدام کنه.

‫بله.نوآ؟

‫منم میدونستم که اون از نوآ صدا کردن متنفره.

‫که سینه هات انقدر شدن؟

‫وقتی تو توی کمپ فوتبال داشتی ‫یاد میگرفتی چطور سرنگ دوش بهتری باشی.

‫بیشتر مثل اینه که اون ‫روی هورمون های رشدش یا همچین چیزی کار کرده.

‫لی، قانون شماره دو، لطفا!

‫قانون شماره دو: ‫هرگز برای کس دیگه ای رازهامون رو برملا نکنیم.

‫حالا هرچی، گوش کن. شب جمعه M و ‫D بیرون شهره. مهمونی ساعت 8 شروع میشه.

‫هیچ کله خری رو دعوت نمیکنی!

‫شامل خودتم میشه؟

‫چه کونی!

‫میدونم!

‫هی، هی، هی! ‫قانون شماره 9، خانم جوان.

‫بیخیال!

‫مثل اینکه!

‫آره، خب، یه ذره آب دهنت ریخته ‫کنار لبت!

‫- اینجا؟ اوه، میخوای؟ ‫- آره

‫- واقعا بندازم؟ ‫- زدی.

‫اوه. نه، شوخیت گرقته؟

‫اوه خدای من

‫بابا، بقیه شلوارای مدرسه م کجاست؟

‫تو لباسشویی.

‫بیخیال.

‫دامن شماره 9 توی بدن شماره 11!

‫عالیه!

‫خیله خب.

‫صبح بخیر.

‫- صبح بخیر ‫- صبح بخیر

‫ال...

‫بابا، شلوارم جر خورد. ‫این تنها چیزی بود که داشتم.

‫قسم میخورم. قول میدم.

‫باشه، فرض میکنم بتونم ‫با خشک کننده ها تاب بخورم.

‫تو راه مدرسه بندازشون.

‫واقعا؟

‫اوه خدای من، خیلی خوب میشه.

‫مرسی.

‫خداحافظ، دوستون دارم.

‫- بیشتر دوست دارم! ‫- خداحافظ! دوست دارم.

‫هیچی نگو.

‫باشه، شلوارم جر خورده.

‫- باید شلوارای دیگه تو میپوشیدی. ‫- شلوارای دیگه م توی خشک شوییه.

‫- بقیه شلوارات چی؟ ‫- آره همه شلوارام دیگه.

‫- باشه. باشه ‫- بیخیال. بزن بریم.

‫باشه. دارم سعیمو میکنم ‫جدا فکر میکنم، بهتره خودتو بپوشونی.

‫- دارم سعی میکنم رانندگی کنم. ‫- بس کن، خیلی احمقی.

‫فرود خوبی بود، آس بود!

‫خب، اگه توام گواهینامه رانندگیتو بگیری.

‫دیگه نیازی نیست با ‫رانندگی من کنار بیای.

‫خب، چرا اینکارو بکنم ‫وقتی راننده شخصی دارم؟

‫صحیح.

‫و امروز!

‫ایده جمع آوری کمک های مالی.

‫- باشه. ‫-ممنون.

‫هی، مرد، اون دختره جدیده؟

‫یا مسیح! بچه ها! اونو نگاه کنین.

‫واویلا!

‫فکر کنم اون ال اوانسه!

‫همه دارن ما رو نگاه میکنن.

‫بذار اصلاح کنم. ‫همه دارن به تو نگاه میکنن.

‫- لعنت! ‫- چی؟ نه، نمیکنن.

‫ال، تو باید بدونی که شکل ‫اندامت در طول تابستون تغییر کرده. درسته؟

‫درست بود.

‫اون لحظه ایه که برای ‫تمام ما اتفاق میفته.

‫وقتی یهو برای هر کسی که ‫اطراف شماست ظاهر میشین.

‫- چه غلطی کردی، تاپن؟ ‫- مشکلی نیست لی، همه چی روبراهه.

‫آروم باش، فلین کوچولو.

‫چطوره صورتت و آروم کنم؟

‫لی، اشکالی نداره. لی!

‫فکر نکنم که راهش باشه.

‫نه، نه، نه

‫نوآ.

‫نوآ، بسه.

‫کافیه، نوآ. بس کن. دیوونه ای؟

‫برو عقب.

‫برو عقب.

‫هر سه تاتون. دفتر من.

More Farsi Persian subtitles for The Kissing Booth

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left