The first 200 lines.
هي جيک، مياي اينجا يه چيزي نشونت بدم؟
.حتماَ، رفيق
.ميخوام واسه جنويو يه عکس سکسي بفرستم
بنظرت تو اين عکس کونِ تپلم قمبل شده؟
.نچ .ما نيستيم
کيه؟ - .نميدونم -
.ام، معذرت ميخوام رفيق .به گمونم سر جاي من نشستي
!وهو وهو وهو
!بندازش !اسلحه رو بنداز
.ابله بازي درنيار
.جوخه، با کارآگاه "آدريان پيمنتو" آشنا بشيد
دوازده سال گذشته رو تو يه ماموريت ،نفوذي گذرونده
ولي الان برگشته و دوباره به بخش .ناين-ناين ملحق شده
...اين... ديگه
!محشره
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
:تــــــرجــــــمـــــــه از Milad eMJey ميـــــلاد
،بعضيهاتون تازه با کارآگاه پيمنتو آشنا شديد
و البته، بعضيهاي ديگه قبل از شروعِ ماموريت نفوذيش .ميشناختينش
.هيچکاک و اسکالي. ها هنوز اينجا کار ميکنيد؟
تنها روشي که ميتونيد از دست ما خلاص شيد اينه .که بندازيدمون تو کيسه حمل جسد
،البته يه بار اتفاق افتادش .ولي معلوم شد الکي بوده
.کاراگاه پيمنتو به ميز قبليش برميگرده
.پرالتا هم موقتاَ ميره تو اتاق استراحت
سوال؟
ماموريت نفوذيت چي بود؟
.واسه جيمي "قصاب" فيگيس کار ميکردم
.طرف يه خلافکار معروفه .رسماَ همه چي رو واسم تعريف کن
!همگي خفه شيد
.يجورايي نقش ماموز فروشُ واسش داشتم
.منظورم اينه، يه سري کارهاي ديگه هم انجام دادم
ام، معمولاَ اينجا سعي ميکنيم داستانهاي .بامزه تري تعريف کنيم
،خب، درمورد کارهايي که من واسه قصاب کردم
.هيچ نکته بامزهاي وجود نداره
،مجبور بودم ياد بگيرم که پلک نزدم
،چون هردفعه که چشمهام رو ميبندم .يه وحشت تازه رو ميبينم
.اوه، چه خفن
ولي چطوري چشمات رو مرطوب نگه ميداري؟
راستش، يه داستان
.خيلي بامزه درباره مرطوب نگهداشتنِ چشمام دارم
...بيخيال
.نچ
.هنوزم متوجه جوِ اينجا نشدي
جداَ؟ - .آره -
.ميفهمم بالاخره .تقصير از من بود دوستان
.مرخصيد
قربان، ميتونم سر پروندهي ورود غيرقانونيم با پيمنتو همکاري کنم؟
.طرف حرف نداره
.مثه يه "دني براسکو"ـيِ واقعي ميمونه
دني براسکو يه فيلم غمانگيز نيست که خيلي هم بد تموم ميشه؟
،آره، ولي به کت باحال تنشه
.و هميشه هم تو لنگرگاهها ميپلکه
.مطمئن نيستم بخوام بذارم با پيمنتو کار کني
.يه مقدار شخصيت بي ثباتي داره
!ماشين
اين ماموريت از نظر رواني ممکنه يه .تغيير خيلي سخت واسش باشه
.آره، ميدونم، من هم ماموريت نفوذي داشتم
.اونم شصت و سه روز، چيز خاصي نيست .احتمالاَ يادتون رفته
.نه، چون گذاشتيش رو پيغامگير تلفنت
.سلام، جيک هستم
.الان به تلفن دسترسي ندارم
،ممکنه دوباره يه ماموريت نفوذي داشته باشم .مثه همون دفعهاي که شصت و سه روز بودم
!خدافظ
.ببينيد، ميدونم الان تو چه وضعيته
ولي بذاريد من هموني باشم که .به وضعيت عادي برش ميگردونه
خيلي خب، ميتونه رو پرونده ورود غيرمجاز .باهات کار کنه
.فقط حواست باشه که سخت نگيري
اه، قربان، امروز من بيست دقيقه دير .اومدم سر کار
فکر نکنم بايد درباره سخت نگرفتن باهام .صحبت کنيد
داري سر اينکه کارمند بدي هستي لاف ميزني؟
.نه
مرخصم؟ من؟
بهترين راهُ واسه خوشآمدگويي
.به پيمنتو به بخش ناين-ناين پيدا کردم
،سر راهش نياي ،شايد واسش نوشيدني بخري
يا کار عجيبي ازت سر نزنه؟
.دارم واسش آبگوشت بزباش درست ميکنم
.ها... خيلي خب
آره، اين غذاي ترکمنستاني
بصورت سنتي از گوشت حيووني درست ميشه که اونقدر غذا خورده
.که ديگه نميتونه سرپا وايسته
.عجب روياييه
.همه چيش اصيله
حتي ديگ زودپز
.رو هم از ترکمنستان سفارش دادم
پس الان تو ليست تعقيبِ يه تروريستي؟
آره، بچههايِ وزارت امنيت داخلي .اومدن خونهم، آره
،حالا، فقط لازمه که يازده ساعت و سي و دو دقيقه
...و شش
!اين چه وضعشه بويل؟ !تو که من رو کُشتي
!من قرار نيست تو يه تصادف آبگوشت-پزي بميرم
،تري يا قراره موقع نجات رئيس جمهور بميره
!يا اصلاَ نميميره
.امکان نداره بتونيم تنهايي اينُ تميز کنيم
.به کمک نياز داريم
.نه نه نه نه نه نه
چي ميگي؟
.خودت ميدوني چي ميگه، مرد
.اوه، نه
.مارجِ" بدجنس"
يعني قراره هردفعه که جنابعالي با اون انگشتهاي
،نپل کوچولوت بشکن زدي ما با کله بيايم گندت رو تميز کنيم؟
،اوه، نه، نه، راستش من بشکن بلد نيستم
.آخه انگشتهام هميشه خيس هستن
...و با خودم گفتم حالا که کار شماها همينه
.اوه، فهميدم
شما پليسها فکر ميکنيد در حد و اندازتون نيست گندهايي که ميزنيدُ تميز کنيد؟
،اه... نه، خودم از پسش برميام ...فقط اينکه
!اين کارِ اتحاديهست
!جرئت داري شغل ما رو بدزد
پس کي از اينجا ميريم سر کار؟
.خب، اون ضربالمثل قديميه رو که شنيدي
تنها راهِ باز کردن لوله توالت اينه که" ".بذاري همونطوري بمونه
.تو ناسلامتي مستخدمي .بايد بدوني که همچين چيزي حقيقت نداره
.پسرا، آشغالُ ببريد بيرون
!اوه عاليه پس انجامش ميديد؟
!اوه .آشغال منم، گرفتم الان
اوکي، با تُن صداي تو بيشتر با عقل .جور درمياد
...اوپس! اوه .دوستت دارم، مارج
ميخواستيد منُ ببينيد، قربان؟
.آره، يه پروژهي ويژه واست دارم
اوکي، ولي از همين الان بگم که من فقط
.با پروازهاي درجه يک اينطرف اونطرف ميام
.قرار نيست جايي پرواز کنيم
يه تقاضانامه واسه بنياد ام.سي گافين فرستادم
.که بهمون اجازهي بروزرسانيِ وسايل اداره رو بدن
.متاسفانه، ازمون تقاضاي يه ارائه ويديويي کردن
من هم متوجه شدم که تو يه سري تجربهي .فيلمسازي داري
،شر کرد Vine خب يهسري "راب کارداشين" يکي از کليپهامُ تو
.پس آره، من يه کارگردانم
:نظرم واسه کليپ اينه
،من با يه برداشت "فليني"مانند وارد ميشم
...روزا مثه يه جوجه تيغي لباس پوشيده
.اوه، نه نه فقط قراره يه گشت ساده
و مستقيم تو بخش داشته باشيم
.که من و دياز هم داخلش هستيم
مطمئني؟
شماها همچين فعالترين شخصيتهاي .سينماييمون نيستيد
.من ميتونم فعال باشم
!علامت تعجب
خب، من و دياز يه رابطه متقابل ساده
...باهم داريم که توش تموم کنندهي - .جملههايِ همديگهايم -
.خواهشاَ وسط حرفم نيا
.جلوي دوربين خبري از اين مهملات نيست
.هي، هي، پيمنتو
!هي
اينجا ميز منه، اوکي؟
،اوکي، خب ،حالا که اينُ مشخص کردي
فقط يه سر اومدم که بگم قراره
رو يه پرونده باهم کار کنيم؛ .قراره همکار هم بشيم
.نچ .من تنها کار ميکنم
در ضمن، قضاب گفته تو پليس نيويورک ،جاسوس داره
.پس به هيچکدوم از اين ديلدوها اعتماد ندارم
.گوش کن، ميتوني به من اعتماد کني
.من يجورايي خرابِ توئم - .باشه -
.يه چيزي بهم بگو که تاحالا به احدي نگفتي
...ام
.او، اينُ داشته باش
راستش اونقدري زور ندارم که بتونم ،ظرف آبسردکنُ بلند کنم
واسه همين هميشه يه بهونه پيدا ميکنم .که بدم تري اينکارُ بکنه
.واسه منُ داشته باش
جيمي "قصاب" يه سري مجبورم کرد يه مفتول رو
.از چشم يه يارويي وارد مغزش کنم
جوري مغزش از چشمش زد بيرون که انگار داشت .ذهنش رو گريه ميکرد
.خداي من
،حالا که داستان تو رو شنيدم
حس ميکنم داستان آبسردکنِ خودم
...ميتونست يه ذره با آب و تابتر باشه، ولي
.نه. داستاني که گفتي مايهي خجالتت بود
.پس پيوند برقرار شد
.حس خوبيه که ميتونم دوباره اعتماد کنم، داداش
واو، تو يا آدمآهني هستي
.يا کُلي اسلحه و اينا زير لباست قايم کردي
.هي .آشپزخونه، الان
.اوکي
چي شده؟
.اين يارو يه مقدار عجيب ميزنه
چرا؟ فقط چون هي منُ وسط يه پاسگاه پليس
تهديد به کشتن ميکنه؟ .اه، بزرگ شو يخورده
.چون از نظر فيزيکي جذبش شدم
و اين بده؟
،من تاحالا فقط جذب لاشخور، اون يارو "شَمواو"ـيي
،و وقتي هم که بچه بودم
.بدجوري عاشق اون "گرملين" بدجنسـه بودم
استرايپ"؟ ديوونه شدي؟"
.آره، ولي قرار نيست با "گيزمو" بريزم رو هم
.من بودم، ميريختم - .مراقب پيمنتو باش -
.مشکلي پيش نمياد
.سلام، همکار
!اوه - .منتظرت بودم -
.شرمنده که سورپرايزت کردم
،قضيه اينه وقتي نفوذي بودم نصف شبها تنها وقتايي بود
.که ميتونستم کار پليسي بکنم
اه، چطوري وارد خونه شدي؟
.اوه، کاري نداشت
،پيرزنهي طبقه بالايي رو گول زدم
،از پلههاي اضطراري اومدم پايين .پنجره رو با ديلم باز کردم
.بنگ بنگ بوم، وسط اتاق نشيمنـتم
.کاملاَ
.البته، دفعه بعدي ميتوني يه زنگ بهم بزني
No comments yet. Be the first to leave one.