The first 200 lines.
...آنچه گذشت
.هیچکس به حرفایی که میخوای بزنی، علاقهمند نیست
هیچکس هم نمیخواد چیزی در مورد
اینکه اندرو فینی شوهر دخترش رو فریب داده، بشنوه؟
.لعنت به تو ای ادم ریاکار
!من همجنسباز نیستم
...اون اومد سراغم، من فقط
.تو فقط با این سیخونک زدیش
.میخوام که ماست مالیش کنی
.خیلی ریسکش بالاست
.من جون برادرت رو نجات دادم
.لطفم رو جبران کن
.لینا یه ماشین با نام وریک اجاره کرده
،میخوام که تا "روزاریتو" باهاش رانندگی کنی ((شهری مرزی
،لب مرز هم از گذرنامهـش استفاده کن
.و فردا هم به "مکزیکو سیتی" پرواز کن ((پایتخت مکزیک
وریک 8میلیون از پولی که برای تو و اون
.پسانداز کرده بودم رو دزدید
- چطوری؟ .پول ناپدید شده -
،و اون هم ناپدید شده .پس مطمئنیم که کار خودش بوده
بریجت چه مرگشه؟
- مواد زده؟ .- تو دانشآموزمی
.باید روابطمون تو مدرسه باشه
اما تو میخوای که باهام مواد بزنی و به بولینگ بری؟
من بخاطر تصادف .داروی مسکن میخورم
.اعتراف کن که بهم علاقه داری
.علاقه دارم
لینا، میخوام که تو و آوی تمام اطلاعاتِ مربوط
.به اِد کاکِران رو برام پیدا کنین
رئیسِ مقر اِف.بی.آی در "لوسآنجلس"ـه؟
،اومدی سراغ من یا اون دختر .این مثل ویروس پخش میشه
.دارم به "واشنگتن" میرم
.نه، نمیری
.محکمتر بکنش، اِدی
.لعنتی
.اوه نه !لعنتی، نه
متوجه شدم که یه تاریخچهای در کمک کردن
.برای اجرای قانون، داری
همکاری با ما تنها راهیه که
تو و بچههات از این قضیه با دست و پایِ سالم
.خارج بشین
کی رو فروخته؟
.خانوادهء میناسیان .مافیایِ ارمنی
.یه مدته که میکی ازشون پول میگیره
.یا عیسی مسیح
.به فنا رفتم .مجبورم کردند دستگاه شنود به خودم ببندم
.آقای داناوان
در عرض سه روز باید شش تا بردهء جنسی
از یه محمولهء کانتینر .در شهر "سان پیدرو" بخرم
.منو میکشن
.به کمک نیاز دارم
.خواهش میکنم
تـــــــــقـديم مــي کـــــنــد TVcenter گروه ترجمه forum. tvcenter .tv
!هَزمیگ! هَزمیگ! هَزمیگ
.عجله کنین
.- خیلی خُب ...- خانمها و آقایون
.خوبه. بزن بریم
.هَزمیگِ بیهمتا
.وای خدا، خیلی ممنون
میخواین بدونین که
وقتی هَزمیگ برای دوستتدارانش میرقصه چه اتفاقی میفته، مگه نه؟
اره؟
می خواین بدونین که ...چطوری هَزمیگ
!پاهاشو تکون میده
صبرکن ببینم، هَزمیگ رو از کجا میشناسی؟
.- یه آدم سیریش دنبالش بود .- اوه
خُب، اگه اینقدر با ،قدرتمندایِ ارمنی صمیمیـه
چرا فقط یه زنگ بهشون نمیزنه؟
.احتمالا نمیخواسته یارو کشته بشه
.- اومدش .- ری داناوان
هَزمیگ، چطوری؟
دوطرف رو میبوسی، اره؟
.هوم. صورتِ تو تنها صورتیـه که میخوام ببینم
.ایشون لیناست ،پشت تلفن در مورد مسئلهء میناسیان
.با همدیگه حرف زدین
... بله، و
.مجبورم جواب نه بدم
.پدرم درشرایطِ بدیه، هَزمیگ
و چی باعث شد فکر کنی که من خانواده رو درک میکنم؟
...همچین فکری نکردم. فقط فکر کردم
هوم، فکر کردی که همهء اِرمنیها، مجرمـند؟
معلومه که نه. فقط فکر کردم شاید .ارزشش رپرسیدن رو داشته باشه
تاحالا به آهنگم "یک شب در یِرِوان" گوش دادی؟
.خیلی رادیو گوش نمیدم
،خُب، در موردِ نسل کشیـیه .برا همین هیچکس پخشش نمیکنه
،وقتی اهنگ "تکان دادنِ پاها" به فروش میلیونی رسید
"رون اِستون" من رو مانند کسی که .کت و شلوارِ تاکسیتو پوشیده، نقاشی کرد
اما صد سال بعد از اینکه ترکها
،اجدادم رو از تیرچراغبرق آویزون کردند
،سعی کردم به زبانِ خودمون در موردش آهنگ بخونم
.حتی نمیتونم در برنامهء "صبح بخیر لوسآنجلس" پخشش کنم ((برنامهای از ساعت 7 تا 10
.هَزمینگ، داریم در موردِ پدرش صحبت میکنیم
کشورت، قتلِعامِ مردمِ من رو به عنوان یه نسلکشی
.به رسمیت نمیشناسه
پس برایِ چی باید به پدرِ تو اهمیت بدم؟
.منصفانه بود
.بابتِ اجدادت هم متاسفم
.این دَم و دستگاه رو ببین
.ابتکار و خلاقیتِ انسان، چیزِ شگفت انگیزیه
دخترهای بیلاکاف ،با کشتیِای که زغالسنگ بار زده
.حوالی ساعتِ 9 شب میرسند
حواست به منه، داناوان؟
.اره
.گفتی زغال سنگ، شنیدم
،وقتی دخترا رو تحویل گرفتی
.سرفرصت ببرشون تو ماشینت و درها رو ببند
.باشه
،وقتی که جاشون امن بود .تو هم مثل بقیه دستگیر میشی
.اره. کاملا مثل کسایی که غافلگیر شدند، رفتار میکنم ""من خبر نداشتم
بیا در موردِ برنامهء حفاظت از شاهدین .صحبت کنیم
،یه جا در شهر "رِدینگ" همراه با
.یه شغل در فروشگاه "سِیف وِی" برات اماده کردم
شهر "رِدینگِ" لعنتی؟
.یه خونه با منظرهء عالی در مرکزِ شهره
دیگه چی ازم میخوای؟
بگو که فکر رفتن به مکزیک
.به سرت نزده
.عمرا
.درس عبرت گرفتم
،فقط برای اطمینان بگم که
.رومان تمام روز حواسش به توئه
،لعنت بهت عمو تری وقتی مدرسه بودم
داشتی تمرین میکردی؟
.یه دارویِ جدید مصرف کردم، بچه
.که خون رو از اآلتم به دستام منتقل میکنه
.چندشآوره
.صبح بخیر
.سلام
چی بازی میکنین؟
.عقیدهٔ یک آدمکش ((Assassin's Creed
.خُب، اون رو که کشتین
.خیلی خُب، خاموشش کنین
.بیاین صبحونه بخورین
میخوای برسونمت مدرسه؟
.نه. عمو تری و مامان، میبرسونن
با تخمِ مرغت نونِ توست میخوای، تری؟
.اره
،ساعت 3صبح اومدی .باید حسابی خسته باشی
.اره
.من و لینا داشتیم یه کاری برایِ میک میکردیم
یه کاری برایِ میک؟
.این دیگه جدید بود
Untranslated Line -
Untranslated Line -
Untranslated Line -
Untranslated Line -
Untranslated Line -
Untranslated Line -
.صبح بخیر، اِد در پیدا کردن آقایِ اِستراوس، شانسی داشتی؟
.اره، دارم یه تستی روشون انجام میدم
تست؟ .مصاحبه 2ساعت دیگهست، اِد
،آیرس، به تعطیلات رفتنـهِ یک رئیس امور مالی
گندی نیست که .فینی از پسش بر بیاد، باور کن
ری داناوان؟
.اون فاسدترین حرومزاده در "لُسآنجلس"ـه
.اون یکی از سهامدارانِ این گروهه
لیگ فوتبال بخاطرِ
،یه سهامدارِ جزئی .صلاحیت فینی رو رد نمیکنه
،نه، شاید این کارو نکنه، اما آیریس، میدونی
...وقتی که رئیس اِف.بی.آی بودم
.دیگه رئیس اِف.بی.آی نیستی
.اِد، وِریک اِستراوس رو پیدا کن
،میخوام تا 60دقیقه دیگه .به طور شفاف مکانش رو بدونم
،یا مجبور میشم که در ارزیابیـت .علامت منفی بزنم
.پس علامت منفی بزن، عوضیِ آشغال
.همتون برین بیرون
چه خبره؟
،اگه ری میگه که باید برین
.پس باید برین
.باشه
...یه دقیقه صبر کن ببینم میکی، چی
چه خبره؟
این چه وضعشه؟
.شاید خیلی خطرناک باشه
.نه، اون نمیتونه همچین کاری بکنه .یه چیزی بهش بگو
.نه. نه. نه، نه، نه
.نه، نه، نه، نه
فکر کنم داریم کار و کاسبی رو تعطیل میکنیم، اره ری؟
به طور موقته، مگه نه؟
.برای همیشه
.نه، مضخرف نگو
،بابا، تو منو تو این کار کشوندی ،تو باعث شدی ماشینم بسوزه
.و حالا این کار تنها منبعِ درآمدِ منه
اگه هنوز نفهمیدی که میکی همیشه کارهاش
،به گند ختم میشه .دیگه تقصیرِ خودته
چی؟ چی داری میگی؟
حالا یه دفعه برا من معلم اخلاق شدی؟
،من به خونهـت نمیام و در موردت قضاوت کنم میکنم، ری؟
.تو حتی اجازه ندادی بیام تو خونهـت
.- هی .- باید بریم
،هی، حالا چی برای طراحیِ سایت به شرکت "آی.تی.تی تِک" برم؟
.تو پسر باهوشی هستی، دِریل
.خودت یه راهی پیدا میکنی
!مضخرف نگو
.گُلدمن-درکسلر، لطفا منتظر بمانید
چندوقته که این کلهگندهها دنبالتـند؟
.از همین امروز
،میخوان منو در شهر "رِدینگِ" لعنتی .در برنامهء محفاظت از شاهدین قرار بدن
میدونی کجاست؟
."اره، نزدیکیِ دریاچهء "شاستا
No comments yet. Be the first to leave one.