The first 200 lines.
تو هم بودی وقتی دنیای قدیم به پایان رسید؟
وای، دسامبر سیاه رو میگی
آره، البته که بودم
به خاطر حملات سایبری ابرقدرتهای جهان بود؟
یا یه ویروس ساخت ارتش بوده؟
،با اینکه یه پسر جوون اهل جنگلی اطلاعات خوبی داری
...مادرم
وسواس فکریش بود. اون فاجعه
مقالات روزنامهها رو جمع میکرد
حالا برگردیم به سوالت
،در ماه دسامبر سال 2029 تمام چیزای مربوط به تکنولوژی حسابی مشکل پیدا کردن
!و در روز سی و یکم دسامبر، بوم خاموشی جهانی
!تمام وسایل نقلیه آبی، زمینی، هوایی از کار افتادن
!اینترنت، تلفن همراه
...تبلت، کامپیوتر
چراغها خاموش شدن و تاریکی شد
و همون شد دیگه. مثل قرون وسطی
ولی حتماً تقصیر یکی بوده
...یعنی لابد یکی پشتِ - هر کسی یه تئوری داشت -
،اگه از من بپرسی
کار اون آتلانتسیهای دمدمی مزاج بوده
چرا تکنولوژیشون از خاموشی گسترده در امان موند؟
دلیلش رو بهت بگم؟ چون اون کلهخرها آمادگیش رو داشتن
بیشرفا میدونستن اینطور میشه و آمادگی داشتن
این مکعب رو نگاه کن، پسر جون
اگه کسی قادر به چنین شرارتی باشه، اونا هستن
اونا چند سال نوری از همهی قبایل جلوترن
از هر جایی که اومدن - نمیدونیم اهل کجان؟ -
پسر جون، این بزرگترین راز عالم ـه
همه میخوان بدونن اونا کجا زندگی میکنن و از کجا میتونن
آرک رو پیدا کنن
آرک؟
آرک گمشدهی آتلانتیس
Filmgrambot
Filmgrambot
فکر خوبی نیست تنهایی بیای بیرون
من تمام عمرم رو تو جنگل گذروندم، یادت نره
راه رو بلدم
،تا همین چند روز قبل چیزی در مورد قبیلهات نمیدونستیم
با لیتل پراها داد و ستد میکردیم و چیزای مورد نیازمون رو تامین میکردیم
با هم یه توافقی داشتیم
که به کسی نگن ما وجود خارجی داریم
ده سال قبل از تولدم، مادرم قبیلهمون رو تاسیس کرد
اون موقع از 12 نفر کمتر بودن
تا همین چند روز پیش که تقریباً 50 نفر شدیم
نمیدونم چند نفرمون باقی موندن
.خانوادهات رو از اونجا نجات میدیم این رو بهت قول میدم
ممنون
و تو هم از کلاغِ اسیر برامون اطلاعات میگیری
قبوله
.سلام، من لینوس هستم تو یه «اسوبودنیک» هستی
بیا
آلمانی هستی؟
آره
خب من سرکارگرت هستم. اینجا کار میکنی
شانس آوردی تو قسمت بستهبندی هستی تا تولید
برو خدا رو شکر کن - چرا؟ -
ببین
اسمت چیه؟ - هان؟ -
به خاطر شعلههای ولک همچین شده
میبینی؟ به کل مغزش از کار افتاده
شعلهها مغزشون رو از بین میبرن
در عرض چند هفته، نمیتونن حرف بزنن
خیلی زود میمیرن
،و اینجا
احتمالاً چند سال اینجا دووم بیاریم
...خب
نقشهات چیه، لیو از قبیلهی اصیلها؟
اجازه دادن اینجا به عنوان نگهبان زندان کار کنم
چقدر راحت
در نهایت، بهم یه پاسخگر خودکار میدن
.از اونایی که این قفلها رو باز میکنن به نظرت نقشهی خوبی نیست؟
خیلی پیشرفت کردی
تو این مدتِ کمی که اینجا بودی
آره، همینطوره
،و بعدش
،برای روز بزرگمون
هنوز ایدهای نداری؟
دارم
خب میخوای چطور فرار کنی؟
خودت میخوای چطور فرار کنی؟
چی؟
براتوک. خانوادهام. چطور میخوای منو ببری پیش اونا؟
خودت میفهمی. به موقعش
باید تضمین کنی که میتونم زنده با خانوادهام از قلعهی براتوک بریم بیرون
قول بدم برات کافیه؟
بیشتر میخوام
،خب
فقط میتونم قول بدم
پس باید برات کفایت کنه
،به گمونم آره
گریتا
گولمون رو نمیخوره
باید نشونش بدم یه راه فرار مطمئن داریم
و بعدش مشکوک میشه که تو نمیتونی واقعاً فراریش بدی
اگه بتونم چی؟
میبرمش بیرون
تو با سربازهات تعقیبمون کن
،وقتی ازش اطلاعات گرفتم ...بهتون علامت میدم و تو ما رو میگیری
فراموشش کن. اون اولین اسیرمون از قبیلهی کلاغهاس و انتظار داری آزادش کنیم؟
ریسکش زیاده
با حرف زدن خالی نمیشه اعتمادش رو جلب کرد
.همین حرف کافیه ،همونطور که گفتم، کارتو به عنوان نگهبان شروع میکنی
،هر روز براش غذا میبری و آهسته آهسته اعتمادش رو جلب میکنی
،سر همین توافق کردیم و همین کارم میکنیم. فهمیدی؟
تو، برگرد سر کارت! فوراً
.هی، یه نصیحتی بهشون نگاه نکن وگرنه بهمون شک میکنن
به چی شک میکنن؟ - دزدیدن ولک -
تو سراسر قاره میفروشنش
آخرش با سیم اعدام میشی
چی هست؟
واقعاً دلت نمیخواد بدونی چیه
به خودت بستگی داره
میشه از اینجا بیرون رفت؟ - آره -
،مستقیم از تونل میری بعدش از در سمت چپ
شوخی ندارم
نه، مرد. حتی نباید وقتت رو سرش هدر بدی
زود باش
!بعدی! راه بیفت
اهل کجایی؟ - اتحادیه فلاندر -
اسمش به گوشت نخورده. دیگه وجود نداره
پادشاهمون رو اسیر کردن و سرش رو قطع کردن
و بعدش، آواره شدیم
،من و خانوادهام
تاجر بودیم
کشور باسک، مناطق جنوبی، تا سپاه سرخ
و تو؟
قبیلهات؟
اصیلها
تا حالا اسمشون رو نشنیدم
چه اتفاقی افتاد؟
یه راه فرار هست و تو میدونی
من تا ابد اینجا نمیپوسم
به محض اینکه بتونم از اینجا میزنم بیرون
یه راهی هست
دوئل
مبارزه برای آزادی
برده بر علیه برده
.برنده یه کلاغ آزاد میشه و فاتحهی بازنده خوندهس
و چطور میشه دوئل کرد، هان؟
!راه بیفتید
اون تصمیم میگیره. لرد
لرد واروارا
زود باش. بیا
،باورش سخته اما قدیما غذا اینطور بستهبندی میشد
«نوشته، «بهتره قبل از 2031 مصرف بشه - ...بهتره قبل از -
«بهترین تاریخ مصرف قبل از سال 2031»
بهترین تاریخ مصرف یه چیز ابداعی
از طرف صنایع تولید مواد غذایی بوده
بگذریم، میخوام امتحانش کنم، بدش بیاد
...خب
هان؟
!فوقالعادهس
!ایولا - قوطی باز شد -
نوش جان از طرف صنایع غذایی تاندو
زیاد خوب نیست، نه؟
مخالفم
دیگه زیاد خوب نیست
بدک نیست، جوون
بعد از اینکه مکعب رو فروختی میخوای چی کار کنی؟
نمیدونم
خب، شاید چند تا ایده بهت بگم
هان؟
مشروب کریمزونی، بهترین چیزی که گیرت میاد
خب پس. گوش کن، جوونک
ائتلاف شمالی، آره؟ بیشترین تالارهای قمار رو دارن
،پولآورترین کازینوها باحالترین بارهایی که میتونی پیدا کنی
کلوبهای مد روز، سینما، و تالارهای کنسرت
بزرگترین فاحشهخونهها، جوونک
فاحشهخونههایی که تو خیسترین و غیرعادیترین خوابات میبینی، هان؟
یا میتونی یه موتور بگیری، اگه دوست داری
یا یه ماشین، مثل این. مثل من
،وقتی مکعب رو فروختیم
میتونیم بیشتر از نیازمون سوخت بخریم
به این آسونیا هیجانزده نمیشی، نه، رفیق؟
نه
به نظر خوب میاد
میشه یه سوال خصوصی ازت بپرسم؟
پسر به این جوونی تک و تنها ...تو این طبیعت وحشی چی کار میکنه
دست خالی؟
دست خالی جز یه مکعب آتلانتیسی خراب
هان؟
امیدوارم زودی به جواب سوالات برسم
از کجا؟ مکعب؟
!باشه! ممنون، بچهها
!گزارش بده
.تو روستا پیداش کردیم کلاغها اونجا ولش کرده بودن
.هیچی تو محل لاشه نیست همهی قطعات سفینه رو بردن
هیچ اثری از مکعب نیست
خودشه؟ خلبان آتلانتیسی؟
آره
،تونستیم گلوله رو در بیاریم اما خونریزی داخلی داشت
در عجبم کلاغها چطور با تیر زدنش؟
و اثری از جت نیست؟
دیدهورها در شمال گزارش دادن که بردنش به براتوک
معلوم نیست از لاشهاش میتونن به چه تکنولوژیای دست پیدا کنن
اما من بیشتر نگران اینم که نکنه مکعب دست کلاغها افتاده باشه
اونوقت گاومون زاییده
باید فوراً به پدر کامرون اطلاع بدیم
زود باش، دیوید باید سریع این کار رو بکنیم
No comments yet. Be the first to leave one.