The first 183 lines.
نه، خوشم اومد
گمونم اولین انسان هایی هستین که وارد اینجا میشین
.اولین در طول هزاران سال
...چی؟ اون
انسانه؟
.قطعا نه. اوضاع خیته
کجا میری؟
.لازم نیس فرار کنی
.نمیخوام بکشمت... البته فعلا
خیلی قویه
کِی رفت اونجا؟
.فهمیدم چرا فرار کرد
.اون آدم مشخصا از تمام هیولاهایی که باهاشون برخورد داشتیم قوی تره
.و...ولش کن بره
...ساگیرین
.بهم چشم غره نرو. فقط میخوام صحبت کنیم
تو کی هستی؟
.یکی از تنسن ساماها
.روحِ گل پیونی، فوکو جوکون
این یکی از اون...؟
هوکو سان، شما زنده این؟
چتر و جوهر
با اون حرکت که نمیمیره
.اون کار فقط باعث میشه با سرعت بیشتری به درخت تبدیل بشه
...ولی
.خجالت آوره، اما سرنوشت من اینه
.دعا میکنم که حداقل روحم به هورای وارد بشه
.آها راستی، تمام اون مزخرفات راجب ارواح و دعوت شدن به هورای الکیه
چی؟
این یه دروغ کاربردی بود که توسط اربابمون ساخته شده .تا بتونه بر جزیره حکمرانی کنه
.این جزیره، مکانی برای انجام آزمایشات روی زندگی موجوداته
شما و بقیه ی موجودات فقط نمونه های اولیه ای هستین که .در نتیجه ی این آزمایشات بوجود اومدین
...اما
و انسان هایی که به جزیره میان .به عنوان مواد اولیه ی تحقیقاتی استفاده میشن
.اینا کیوشی هستن .برای ساختنشون از انسان ها استفاده کردم
برای ساختنشون... از انسان ها استفاده کردی؟
بله
در اصل اینا انسان هایی بودن که قبلا به جزیره اومدن
،من عاشق بازی کردن با انسان هام
.خلاصه آخرش به این موجودات تبدیلشون میکنم
باحاله، نه؟
.ولی فقط به این روش از انسان ها استفاده نمیکنیم
انسان های با کیفیت به تان تبدیل میشن
تان... منظورت اکسیر زندگیه؟
اکسیر زندگی!؟
همه ی انسان هایی که میان اینجا همینو میگن
،اکسیر جوانی و جاودانگی
...اوچیمیزو، توکیجیکو-نو-کاگو-نو-می
.شرمنده، ولی همچین چیزی اینجا وجود نداره
،تان برای ما ضروریه
.اما اگه یه انسان عادی ازش مصرف کنه، تبدیل به درخت میشه
،هوکو و بقیه ی آدمایی که به گل تبدیل شدن درواقع جاودانه شدن .اما جوانی ابدی بدست نمیارن
،همکارانم درحال تحقیق روی این مسئله هستن .اما هنوز تحقیقاتشون تکمیل نشده
.درهرصورت، چیزی که دارین دنبالش میگردین توی این جزیره وجود نداره
اکسیری وجود نداره؟
پس چه بلایی سرش میاد؟
...بدون اکسیر که نمیتونه تبرئه بشه
.به هرحال، ماجراجویی شما داره به پایان میرسه
.حالا بچه های خوبی باشین و دنبالم بیاین
.کلی کار هست که میخوام روی شماها انجام بدم
نینپو: جابهجایی
.این حرکت هر هیولایی رو میکشه
عه، زیردستاشو ول کرد؟ .انگار هنگ کردن
.بیاین تا وقت هست از اینجا دور شیم
ساگیرین
چی؟ آها، باشه
.مرسی که کمکم کردی، با اینکه میخواستم فرار کنم
راجب قضیه ی اکسیر شوکه شدی؟
طبیعیه
.ولی مهم ترین چیز واسه ما، زنده موندنه
.تا وقتی زنده بمونیم، یه کاریش میکنیم
.اول از همه، باید مطمئن بشیم که زنده میمونیم
.به خودت بیا، وقت رفتنه
باشه
سنتا، با توام. زودباش
چشم
.چه خانوم با کمالاتی... پتانسیل بالایی داری
البته راجب یه چیز اشتباه میکردی
کیوشی ها زیردستای من نیستن
اونا اسباب بازی هامن. باحاله، نه؟
.جاخالی دادی. چشمای تیزی داری
احتمالا، بتونی تائو رو هم ببینی، مگه نه؟
.اولین باره که کلمه ی تائو به گوشم میخوره
"توی روستامون، بهش میگیم "کی
.ولی توی استفاده ازش استاد نشدی
...اجازه بده که من بهـ
.صبر کنین
،اگه مرگ و زندگیش به این قضیه مربوطه .پس اول باید با من بجنگین
.این کار، وظیفه ی منه
m 88.67 138.33 l -36.55 138.33 -36.55 -41.89 88.67 -41.89 88.67 138.33
تامهشی-ایتو-ریو رتبه 5
یامادا آسائهمون
سنتا
،به نظر میاد این دو نفر هم استعدادشو داشته باشن
.ولی اگه قراره اینجوری پیش بره، پس ولش کن
.شینوبی، بهت آموزش میدم چطوری از تائو استفاده کنی
اگه استعدادشو داشته باشی، بوچو جوتسو رو هم بهت نشون میدم
.یا اینکه به یه تانِ با کیفیت تبدیلت میکنم
.مثل اینکه خیلی ازت خوشش اومده
.خفه شو
...باورم نمیشه که سنتا دونو شمشیر کشیده باشه
.اونم بخاطر یه مجرم
یعنی حس خاصی نسبت بهش داره؟
.بجز اون دختر شینوبیه از بقیهتون خوشم نمیاد
.برید کنار بذارین باد بیاد
!ساگیرین
اونو ولش کن
.یه ضربه ی پرتابی بود
.وقتی تائو رو یه جا جمع کنی و بعد رهاش کنی اینجوری میشه
،چون انسان های عادی نمیتونن ازش استفاده کنن
.پس این یکیو بیخیال شو
...باید با مفاهیم اولیه ی
ها؟
.جلو دست و پا نباش، چاقالو
.گفتم که، اول باید با من بجنگی
...تازه
.راست میگه. جلوی دست و پا نباش
،اگه هیچی نمیتونه اونو بکشه .پس میخوام همه چیو امتحان کنم
نینپو: ریسمان چسبناک
نینجوتسوی من بهم اجازه میده که داروها و سم ها رو متابولیزه (سمزدایی) و بعد ترشحش کنم
.و این یکی، محلول سم مار ـه
نینپو: زندان شهد
...بعدش
نینپو: شریانبندِ شوم
همه ی توانایی هات از کاربرد های تائو ـه، مگه نه؟
متابولیزه کردن سموم باعث میشه یه ابرانسان باشی
.ولی بطور خاص و دقیقی ازش استفاده نمیکنی
.باید یاد بگیری که با مهارت بیشتری انجامش بدی
،اگه یه موقعیت مناسب گیر بیاریم .میتونیم یه راهی واسه شکست دادنش پیدا کنیم
نه بابا؟
باشه
میخوای همین الان امتحانش کنیم؟
.سنتا، جلوی دست و پایی
شما هم همینطور، یوزوریها سان
.تائو یه احساسه
،اگه اونو مثل یه لباس تنت کنی .اون وقت میتونی از همه طرف احساسش کنی
.تا وقتی بهش تسلط پیدا نکنی، فقط یه انسان معمولی ای
.هنوز در حد ما نیستی
.به هورای خوش اومدین
چطوری باید این هیولا رو شکست بدیم؟
هوکو سان، تنسن ساما نقطه ضعفی هم داره؟
.اون یه خداست
.اگر این عذاب الهی ـه، پس با کمال میل می پذیرم
،درک میکنم که چه حسی دارید .ولی با این شرایط، همهمون کشته میشیم
.دیگه نمیتونید می سان رو ببینید
.هرچی که میدونید بگید، هرچیزی میتونه مفید باشه
.اون حرکت جابهجایی هم که انجام دادی از کاربردای تائو ـه
.تازه، شبیه کاری بود که من انجام میدم
خیلی جالبه
شماها با تمرینات خودتون میتونین .یه چیزی شبیه به هوجوتسوی ما رو یاد بگیرین
.خب، حالا وقتشه که اون چاقالو رو بکشم
اوه
چه سریع حالت خوب شد
.ولی کاری از دستت برنمیاد
.مقدار تائوی تو خیلی معمولیه
دشمنمون میتونه حرکات و ضربه های مارو پیشبینی کنه
.میدونم، ولی حرکات غیرقابل پیشبینی رو که نمیتونه
.حالا تاندنش رو ببُر
،افسانه ها میگن که تائو از تاندنِ ما سرچشمه میگیره
در سرتاسر بدن به گردش درمیاد و .دوباره به تاندن برمیگرده
...اگر تاندنش رو قطع کنی
.شرمنده، ولی کاری از دستت برنمیاد
اول از همه، به اندازه ی کافی تائو نداری
.مهم نیس کجامو ببُری، من دوباره بازسازیش میکنم
،در حقیقت، بجز اون دختر شینوبیه
هیچکدوم از شماها به اندازه ای تائو ندارین .که بتونین منو بکشین
بعد از اینکه بهت نزدیک شدم یه چیزی رو فهمیدم
.تو هم فرقی با بقیه نداری
هوم؟
میتونه حرکاتمو پیشبینی کنه
اون دیگه چی بود؟
مقدار تائوی هر شخص توسط ذهن شخص کنترل میشه
این زن از اوناس که نیروهاش رو بطور ناگهانی آشکار میکنه؟
...ولی مسئله ی اصلی این نیست
این زن... ممکنه که...؟
یوزوریها سان
...میدونم. اون زخم
.بازسازی نشد...
بهشت جهنمی
وقتی بهش نزدیک شدم یه هاله ی خاصی رو حس کردم
.اگه اون تائو باشه، میدونم چطور باید ببُرمش
گابیمارو هم گاهی اوقات همین هاله رو تولید میکرد
.همچنین روکوروتا، غول بیزن
No comments yet. Be the first to leave one.