The first 200 lines.
.حوصلهام خیلی سر رفته موب
یکشنبه اورا
ولی به این معنی نیست که ارواح کسی رو اذیت نکردن؟
.از این وضعیت متنفرم
.واقعا آرامش بخشه
!ولی باید یه لقمه نون در بیاریم
.باید یه حرکتی بزنیم
نمیدونی ترس واقعی چیه
افسانههای شهری
ورود
hossein 2 & devilhunter
:کاری از
موب سایکو
افسانههای شهری مواجهه با شایعات
افسانههای شهری؟
.آره. حتما با رفقات درموردشون صحبت کردی
.راستش نه
.واقعا؟ وقتی بچه بودم که خیلی محبوب بودن
...مثل هاناکو سان در دستشویی یا سگ انسان نما
.یا اگه دنبال چیز جدیدتری هستی، کِشنده
دنبال گزارشهای آنلاین میگردیم و .این افسانههای شهری رو دنبال میکنیم
پس مثل وقتیه که رفتیم سراغ سوچینوکو؟
.نه دقیقا
.کِشنده کاملا ساختگیه .وجود نداره
...پس چرا
جایی که در اون افسانههای شهری رواج دارن
.کلی آدم داره که به راحتی به چیزهایی ماورایی باور دارن
.که یعنی برای جنگیرها مثل معدن طلان
.درمورد این جستجوی الکی خیلی هیجان زدهاید
!کلید موفقیت در بازار کار لبخنده
مشاورهی روحانی
مشاورهی روحانی
.میزه واقعا کوچیکه
.به اینش فکر نکرده بودم
...چه نگاههای سردی
.شاید عابرین پیاده رو اذیت میکنیم
.هی، شما دو تا
کی گفته که حق دارید اینجا کاسبی کنید؟
چطور جرئت میکنید اینجا بساط پهن کنید، اونم با دونستن این که من
اتحادیهی روحانی خورشید تابان شینرا بانشومارو
شینرا بانشومارو، بزرگترین واسطهی قرن، اینجا هستم؟
اونم بزرگترین قرنه؟
چی میگی واسه خودت؟
شما از اعضای اتحادیهی روحانی خورشید تابان نیستید، درسته؟
.من یه مشاور آزادم .اسمم ریگن آراکاتاست
اگه تو هم تو کار ارواح هستی
میشه من رو به چند تا مشتری معرفی کنی؟
.این اواخر خیلی مشتری نداشتم
.به یه رقیب تجاری کمک نمیکنم
!همین الان گم شید
.با کمال احترام قبول نمیکنم
مگه تو چیکارهای؟
طالع بینی رایگان
.این به وضوح زیر پا گذاشتن قوانین ترافیکیه
.تو یکی حق نداری از قانون حرف بزنی
منظورت چیه؟
...اومم
شما واسطه هستید؟
بله؟
.میخواستم درمورد یه چیزی باهاتون صحبت کنم
!با کمال میل کمکتون میکنم خانم
!حتما
خب، میخواستید درمورد چی صحبت کنید؟
.من همیشه نسبت به ارواح آسیب پذیر بودم
.معمولا ارواح و پدیدههای عجیب دیگه رو به خودم جذب میکنم
...حتی جالا که داریم صحبت میکنیم یه چیزی کنارمه
کنارتون؟ من که چیزی
.قطعا هست. میبینمش
.هی، از خودت در نیار
چی گفتی مرتیکه؟
بیخیال. کلاهبردارهایی مثل تو هستن .که کار من رو اینقدر سخت میکنن
درسته موب؟
.اون روح یه مرد میانساله
.برگردیم به صحبتمون
.خدا رو شکر. شما واسطههای واقعی هستید
وقتی تو اینترنت درموردش سوال پرسیدم .فقط مشاورههای الکی بهم دادن
داری چی مینویسی؟
.باورم نمیشه که تا حالا به وبسایت فکر نکردم
.همین که رسیدم خونه یکی درست میکنم
.و این اواخر یه هالهی واقعا بد رو حس میکنم
فقط به لطف بشقاب نمکی که تو آپارتمانمه .تونستم تا الان دووم بیارم
.که اینطور. در متون تاثیر یه کپه نمک تایید شده
درسته. حتی الان که داریم صحبت میکنیم .سدیم موجود در این سیب زمینی سرخ کردهها
.داره آثار منفی رو پس میزنه
.موب، خیلی ازشون نخور
ولی بعد فهمیدم دلیل این که این اواخر این حس بد تقویت شده اینه که
.افسانههای شهری یهو دارن تو این شهر پخش میشن
افسانههای شهری شهر کوتیکول
سگ انسان نما
میگن روح انتقامجوی مردی میانسال .که خودکشی کرده یه سگ رو تسخیر کرده اون بین آشغالهای مرکز شهر میگرده ".و اگه صداش کنی میگه "ولم کن به حال خودم
پیرزن دونده
وقتی نصف شب برای رانندگی .به آزادراه بری، ممکنه صدای تقتقی روی پنجره بشنوی بعد یه پیرزن رو میبینی که داره .با همون سرعت کنار ماشینت میدوه .ظاهرا اگه ازت سبقت بگیره تصادف میکنی
بارانی قرمز
موقع بارون همینطور در شهر پرسه میزنه در حالی که کاملا قرمز پوشیده. اگه کسی .بارانی قرمز رو ببینه میمیره هرچند، اگه خودتم چیز قرمزی .تنت باشه اون وقت در امانی
کِشنده
اون که لباس سفید پاره پورهای پوشیده .مردم رو اونقدر میکِشه تا فقط یه تیکه گوشت ازشون مونده باشه وقتی انسان بود از قلدری کلی زجر کشید .و بهخاطر همون نفرت بچهها رو میگیره و میکِشه
سگ انسان نما، پیرزن دونده، بارانی قرمز
.و البته... کِشنده
.لطفا تمام این افسانههای شهری رو از بین ببرید
بیخیال... آخه کی همچین ماموریت غیرممکنی رو قبول میکنه؟
!لطفا بسپاریدش به من، ریگن آراتاکا
!کاری میکنم از چهرهی روزگار محو بشن
خب، مایلید کدوم مسیر رو انتخاب کنید؟
مسیر؟
...من این قرارداد ترکیبی آخر هفته رو پیشنهاد میکنم
.باید بگم غافلگیر شدم که همچین درخواستی رو قبول کردی
و 20000 ین اگه موفق بشی؟
خودتم بودی همینقدر میگرفتی، مگه نه؟
.من معمولا با 200000 ین شروع میکنم
اگه واقعا میخواستم این درخواست رو قبول کنم -بیشتر از 500000 ین میگرفتم
.خب، بازم تو این قضیه کمکم میکنی
وایسا بینم! اون الان چی گفت؟
راه بیفت دیگه. اگه همینطور منتظر بمونیم .خورشید زود غروب میکنه
اومم... شینرین مائورو بودی؟
!شینرا بانشومارو، و قرار نیست کمکت کنم
شینرا بانشومارو
.تو با من به حرفهاش گوش دادی پس حالا در نرو
.این حرفت اصلا منطقی نیست
.سهمت رو میدم
.بیا تقسیم بشیم و تحقیق کنیم
ستارهی نوظهور دنیای واسطهها
این سه نکته رو خوب به خاطر بسپار .تماس، ارتباط و مشورت
.باشه بابا
.این کار خیریه رو در نظر میگیرم و کمکت میکنم
.باشه، روت حساب میکنم
.حالا نه که کار بهتری داری
موب، شنگول همین دور و بره؟
.شنگول، احظار شدی
چی میخوای؟
دارم خودم رو بیشتر مخفی میکنم چون .از صحبت کردن با تو خسته شدم
.بیخیال، این جوری نباش .ما رفقای همکاریم
چطور!؟
تو فقط بهم دستور
.با استفاده از حالت مخفیت اون چاقالو رو تعقیب کن
چرا باید این کار رو بکنم؟
.اگه در رفته خب ولش کن
نه، اون یه احمق خیلی جدیه که .تمام کارهاش رو بر اساس کتاب انجام میده
که یعنی اگه قرار باشه اتفاقی براش بیفته
.تقصیر منه که آوردمش توی این راه
.لطفا شنگول .بهتره تا جای ممکن از هر حادثهای اجتناب کنیم
مراقب افراد مشکوک باشید
.باشه بابا
.این بده بستونه
!بعدا باید به یکی از درخواستهام گوش بدی شیگئو
چی شده موب؟
.خب، انگار همونطوره که مشتری گفت .یه چیزی درمورد این شهر عجیبه
.ممکنه واقعا یه چیزی اینجا باشه
چرا اومدیم به یه کافینت؟
اگه برم همین جوری از بچهها توی خیابون .سوال بپرسم، مردم فکر میکنن آدم مشکوکیم
صفحهی پیامهای تاریک راهنمایی کوتیکول
!حتما پست بذارید
یه روز آشغال دیگه
نام: دانش آموز الف تاریخ:9/28 (جمعه) 16:43
.معلمم خیلی رو مخه فکر کرده کیه که هر روز برام شاخ بازی در میاره؟ .کاملا نادیده میگیرمش
.فقط یه مشت غرغرن
.امروز یکی داشت خایه مالی معلم ریاضی رو میکرد .خیلی حال به هم زن بود مردم واقعا از این کار لذت میبرن؟
هی، دیدینش؟
نام: دانشآموز الف تاریخ:9/28 (جمعه) 16:16
اون پیرمرده که چشمهاش ضعیفه و تو خیابون .چهارم زندگی میکنه یه سگ انسان نما داره خخخخ
پاسخ: هی، دیدینش؟ نام: دانشاموز د تاریخ: 9/28 (جمعه) 16:23 واقعا؟ باید برم یه نگاهی بندازم، خخخ
...بین این غرغرها باید چیز به درد بخوری باشه
پاسخ: هی، دیدینش؟ نام: دانشآموز ج تاریخ:9/28 (جمعه) 16:26 منم میخوام برم خخخ
خیلی ترسناکه
نام: دانشآموز ب تاریخ:9/23 (یکشنبه) 17:12
شنیدید که پیرزن دونده در تونل اُاُ پیداش شده؟
پاسخ: خیلی ترسناکه درموردش شنیدم ولی کسی رو نمیشناسم که دیده باشتش
!هی، اینجا رو
پارک کوتیکول
!گزارش دیدهبانی
.یه یاروی قرمزپوشی رو دیدیم
.خواست باهامون حرف بزنه بهخاطر همین فرار کردیم
چی؟ کی!؟
ک-کجا؟ کجا بود!؟
!هی، دردم میاد! ولم کن
چرا این یارو اینقدر سنگین نفس میکشه؟
...ش-شرمنده. فقط هیجانزده شدم
...وایسا ببینم، منظورم هیجانزدهی اون جوری نبود
چرا دارید این جوری بهم نگاه میکنید؟
.ما دیگه میریم
!هی
!نباید تنهایی برید! شما دخترید
!ازمون دور شو
!این یارو یه منحرفه
!هی، بس کنید
من
هان؟ چی؟
نگاه
نگاه
!ن-نه! من منحرف نیستم
!من یه واسطهی خیلی معروفم
الان گفت واسطه؟
...این که شد عذر بدتر از گناه
!آی
!هی، بهم سنگ نزنید
!آی
.اون یارو خیلی چندش بود
!وایسید! به اون سرنخ نیاز دارم
!تف! دخترهایی که دنبالشون بودم
...وایسا ببینم، اون
!همونجا وایسا
No comments yet. Be the first to leave one.