The first 200 lines.
هیچی یادم نیست.
اومدم شرح وقایع رو ثبت کنم.
- سلام هلن. - اسمم رو به خاطر داری؟
ولی شرط میبندم تو اسم من رو به خاطر نداری، مگه نه؟
مدام با خودم میگم یکی کسی هست که دلش برام تنگ شده باشه،
یعنی والدینی دارم که منتظر تماسم باشن یا...؟
هلن داره بدجوری واسه این بابا که فراموشی گرفته...
فلورانس نایتینگل بازی در میاره.
دفعه بعدی که ناراحت بودی، به یاد همین باش.
خودم ایموجی بوریتو برات میفرستم...
و با دیدنش میفهمی همهچی درست میشه.
من آدم بدیام هلن. واسه همین ملت میخوان سر به تنم نباشه.
لینا تویی؟ ای خدا! کل دنبالت میگشتم!
بذار نشونت بدم کی هستی.
خیلی شرمندهام.
نمیدونیم چرا واسه کوستاس کار میکردم.
نمیدونیم واسه چی با لینا آشنا شدم...
اگه چنین کاری بکنی،
هیچ دلیلی توجیهش نمیکنه.
تو تنها دوستم تو کل دنیایی، مگه نه؟
اصلا نمیفهمم چطور ممکنه همون آدمی...
که چنین کار وحشتناکی ازش بر میاد، بتونه جونم رو هم نجات بده.
تو من رو نمیشناسی.
من اصلا عین خود سابقم پیش از آشنایی با الیوت استنلی نیستم.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید FilmKio@
کانال زیرنویسهای فیلمکیو: SubKio@
زود باشین در رو باز کنین.
- سلام. - سلام.
ایشون کیه؟
اِم، آها. ایشون... اِم... ایشون دوستدخترمه.
اسمش هلنه. سلام کن هلن.
سلام.
ماریجوآنا کشیدین، مگه نه؟
حتی نمیدونیم چی هست... اِم...
یا خدا، نه. چی...؟ چی هست؟
- پس این چیه؟ - اِم، این...
- فندکه، آره دیگه. -
«ویتنامی و همجنسگرا.»
میدونین چقدر توهینآمیزه؟
- میدونیم. - من نه ویتنامیام. نه همجنسگرام.
این... خیلی توهینآمیزه.
شاید منظورش...
منظورش اینه که مشکلی نداره. متوجهین؟ یعنی...
شاید فندکه خیلی خوشحاله...
که ویتنامی و همجنسگراست.
- مرسی. - دود گرفتن ممنوعه.
- خب؟ - نه، به هیچ وجه.
نه، اصلا دود نمیگیریم.
چرا ریشت... اینقدر بلنده؟
من دیگه میرم.
- کجا بودیم؟ - کجا بودیم؟
چیه؟
خب... اگه برگرده چی؟
باشه.
اِم...
باشه.
اصلا با ریشم حال نکرد. ولی تو حال میکنی، مگه نه؟
- اوهوم. - خیلیخب.
- اوهوم. - خیلیخب.
به کامبوج که رسیدیم، میتراشمش، خوبه؟
وای.
خیلی خوشحالم.
از همین که الان اینجاییم، خوشحالم.
متوجهی؟ انگار...
انگار دست کسی بهمون نمیرسه.
واقعا... خودت...
کاملا از این بابت مطمئنی؟
چرا رفتارت عجیبه؟
چند وقته منتظر لحظه مناسبی بودم، ولی نمیدونم،
به نظرم احتمالا الان مناسب باشه.
منتظر لحظه مناسب چه کاری بودی؟
چند وقته منتظر بودم که این رو بهت بدم.
[استرالیا، کوپر اسپرینگز، کلانتری کوپر اسپرینگز]
وقتی هنوز تو بیمارستان بستری بودی...
و داشتی بعد از اون جریان بهبود مییافتی، واسه کلانتری پستش کرده بودن.
واسه همین این همه مدت نگه داشته بودمش.
- شرایط بدی داشتی و... - عکس منه.
آره.
یعنی این... این تامی من رو میشناسه؟
آره، اهل ایرلنده.
شاید وقتش باشه بفهمی واقعا کی هستی.
مترجم: «کیارش نعمت گرگانی» در تلگرام: realKiarashNg@
عه!
هوم.
خوبی عزیز دلم؟
- شاید بهتر باشه بریم. - نمیشه.
یه ساعت شدهها.
- چیه؟ - یکی داره میاد.
سلام.
- صبح به خیر. - عه، خیلیخب.
- وای خدا! - چیه؟
- خیال میکردی خودشه؟ - تامی رو میگی؟
آره، خب، ممکن بود خودش باشه.
ببین.
نمیدونم چی میشه...
ولی احتمالا بهتره ریشت رو بزنی،
آخه معلوم نیست کی میاد، اما به نفعته تو رو به جا بیاره،
مگه نه؟
- چی؟ الان بزنم؟ - همین الان بزن بابا.
- خیلیخب. میزنمش. - واقعا؟
- اوهوم. - وای، بالاخره قبول کردی! ممنون.
عه. سلام.
چه توپ و چوب قشنگی داری.
والـ...؟ والدینت همین اطرافن؟
ای بابا!
کی هستی؟ چیکار داری؟
«گردشگر»
آهای! بیا اینجا ببینم کثافت!
باز به زنان بدبخت زل زدی، مگه نه؟
الیوت؟
خیلیخب، دارم میام تو.
این دیگه چه...؟
ای بابا! خاک بر سرم شد!
ریدم تو این زندگی!
ریدم تو این زندگی! پشمهام!
پشمهام! پشمهام!
ریدم توش!
پشمهام!
پشمهام!
ای خدا!
کارآگاه اسلیتر؟
بله؟
خودمم. خودم هستم.
خانمی استرالیایی به اینجا اومده...
و میگه احتمالا کسی رو دم کافه اسکلاتا ربودن.
خیلیخب، باشه. الان میام بیرون.
باشه پس.
چی؟ ای بابا.
اصلا باورم نمیشه.
پشمهام!
کی هستی؟ واسه کوستا کار میکردی؟
چرا باید واسه کوستا کار کنیم؟
کسی جز اون رو نمیشناسم که بخواد سر به تنم نباشه.
چرا یه کافه باید بخواد سر به تنت نباشه؟
بگو چه بلایی سرت آوردم.
اصلا نترسین، پلیس ایرلند در خدمت شماست!
- سلام خانم. - روزتون به خیر.
آها، درسته. تازه از جنوب تشریف آوردین.
ما پلیس ایرلندیم.
نام اصلی سازمانمون «صلحبانی»ـه،
ولی گمون کنم تو استرالیا پلیس خطابمون میکنن.
گروهبان کارآگاه رویری اسلیتر هستم.
هلن چمبرز هستم.
خب، دنبال کی هستیم؟
شنیدم کسی گم شده، درسته؟
آره.
- الیوت، دوستپسرم، گم شده. - دوستپسرتونه. که اینطور.
آره، اِم...
با یکی قرار داشتیم.
که اینطور. با کی قرار داشتین؟
راسـ... راستش زیاد نمیشناسیمش.
الیوت، دوستپسرم، حافظهاش رو از دست داده.
ولی چند وقت پیش،
نامهای از فردی به نام تامی دریافت کردیم...
که گفته بود قبلا بهترین دوستش بوده.
- شانسمون رو امتحان کردیم، متوجهین؟ - که اینطور.
به نظرم این تامی جعل هویت کرده بود.
براتون تله گذاشته بود، یعنی اون نامه اصلا از طرف تامی نبوده.
نه، خودم میدونم. واسه... واسه همین دارم بهتون میگم.
ای بابا! ببینین، عدهای آدم بد...
تو استرالیا دنبالش بودن.
نمیدونم کجاست، ولی گمون کنم تو دردسر افتاده باشه.
ببینین، درک میکنم...
واقعا بهتره بیاین نگاهی به صحنه ربایش بندازین، خب؟ هـ...
همینجاست.
خب، اومد اینجا که صورتش رو اصلاح کنه.
یا خدا! حتما ریشش خیلی بلند بوده، مگه نه؟
ولی کیفش هنوز اینجاست و آینه شکسته.
ربایندگانش هم حتما...
از این در پشتی رفتن.
پس حتما ماشینشون رو اینجا پارک کرده بودن.
اگه جای لاستیکش رو ببینین، میفهمین احتمالا ون بوده.
ضمنا، حتما از این طرف رفتن.
بیاین دیگه!
هر چی بیشتر طولش بدیم، از احتمال پیدا کردنش میکاهیم.
باشه.
بذارین بیام بیرون!
نمیدونم چیکارتون کردم، اِم...
احتمالا حقم همین باشه.
کارهای خیلی بدی از من سر زده، اینه که...
بهم بگین چیکار دارین دیگه!
ایش.
بهت خوش میگذره یا نه؟
داری سر به سرم می...؟ کیه؟
کی هستی؟
آخرین کسیام که صداش رو میشنوی.
خب، یعنی افرادی تو استرالیا دنبال دوستپسرتون بودن.
چطور مگه؟ چیکار کرده بود؟
همونطور که گفتم، داستانش مفصله.
داشتیم واسه خودمون دور دنیا سفر میکردیم و مشکلی نداشتیم،
ولی نهخیر، حتما باید فضولی میکردم.
تو که فضول نیستی هلن. اصلا بهت نمیاد فضول باشی.
No comments yet. Be the first to leave one.