The first 200 lines.
Dark Passenger Memento
آیوفیلم تقدیم میکند
.شرمنده، جون
به میسوزو و کارول قول دادم .امروز با اونا پیاده برگردم
.خیلیم عالیه. نگرانش نباش
.خیلی خوب باهاش کنار اومدی جون-کون
قرار نیست بابتش ناراحت بشی که؟
.دیگه به خاطر اینکه باهم برنگشتیم خونه ناراحت نمیشم
نمیخوام مردی باشم که باعث .گوشهگیر شدن تومو میشه
...جون
!چه... بسه دیگه
...اخیراً... ینی درواقع این اواخر
فکر کنم از وقتی شروع شد که منو ...به چشم دختر دید، صادقانه بگم
،جون خیلی آرومه .و این خیلی رو مخمه
.میفهمم
.منم فهمیدم
،انگار فقط منم که یه مشکلی دارم
.و این یه حسی بهم میده که انگار باختم
فکر نمیکنم مربوط به برد و باخت باشه
.بلکه دوست داری اونو دستپاچه ببینیش
خب... چرا بوسش نمیکنی؟
...ها؟ ب-بوس؟ تو
!اگه انقد راحت بود که من الان اینجا نبودم
.میتونید باهم دیگه یه صحنه بوسبازی ببینید
.شرط میبندم باعث میشه به بوس کردن فکر کنه
این حرکت جوابه؟
.به زودی کریسمس میشه
چرا باهمدیگه نمیرید اینو ببینید؟
:مترجمان
Dark Passenger Memento
آیوفیلم تقدیم میکند
موقع مشت زدن ضربههام بهت میخوره
،ولی وقتی قلبتو هدف میگیرم همیشه خطا میره
موازی، زیگزاگی، ناهنجار، نامنسجم
وقتی بهم نگاه میکنی و میای نزدیکم
میدونم معناش واسه تو فرق داره
ولی کاش برای همیشه همینطوری میموندیم
احساسات در حال تغییر من مرا دیوانه میکند
وقتی چشم تو چشم میشیم خودت تلپاتی احساستم رو بفهم
اگه جفتمون میتونستیم یه احساس داشته باشیم
میخوام این ظرافت بازی مزاحم رو کنار بزارم
،من میخوام همه چیز رو بدونم من میخوام همه چیز رو بدونم
نمیتونم تا ابد گولت بزنم
نمیتونم پنهانش کنم
میخوام رازمو فریاد بزنم، آههه
بفهمش! تلپاتی
ت-ت-ت-ت-تلپاتی
تلپاتی
...برای در کنارت ماندن
...برای در کنارت ماندن
!جون
خیلی منتظر موندی؟
.امروز یکم بزرگتر به نظر میای
اینطوریاست؟
من چی؟ ها؟ خب؟ من؟ بگو؟
!!هی منو ببین! ایناهاشم
...تومو
.تو امروز... بامزهای. در واقع میشه گفت خوشگلی
.امروز یه جورایی متفاوتی .دوستش دارم
شرمنده... من خیلی از این حرفا ...نمیزنم واسه همین زیاد توش خوب نیستم
...آ-آره
!خدا نکشتش
!امروز اینو میبینیم
!چی؟
خالص عشق عشق اصل جنسه!! داستان یک
الان جدی هستی دیگه؟
خالص عشق عشق اصل جنسه!! داستان یک
.بیخیال دیگه بابا جون دیگه بچه نیستی که
.سر یه بوس کوچیک که آدم نمیترسه
!خودت از کی تا حالا انقد بزرگ شدی؟
!هه
خالص عشق عشق اصل جنسه!! داستان یک
!یه هفته خیره شدن بهش نتیجه داد
!هاکورو صبر کن
.ما دیگه نباید قرار بزاریم
!چرا؟
!تو کسی هستی که نباید هیچوقت دوستش داشته باشم
.منو ببخش کیتا-کون
،وقتی به صحنه بوس رسید .دستتو بزار رو دستش
.اثرش قطعی فوری انقلابیه
!خیلیم عالی! صحنه لبو بیارید واسم
!صبر کن ببینم، یا خدا
!نه ما نمیتونیم! اینجا نه
!دیگه نمیتونم خودمو نگه دارم
.عاشقتم هاکورو
.باشه. بیا پیشم کیتا کون
!هاکورو... هاکورو
!میسوزو خودش این فیلمه رو دیده اصن؟
!این خیلی بیشتر از یه بوسه
،اگه الان دستمو بزارم رو دستش !غیر مستقیم دارم میگم که منم میخوام
!تف! قشنگ رفته تو بحرش
...کیتا-کون
...هاروکو
فیلمش... خیلی جالب بود، نه؟
.آره. به نظرم خوبه آدم اپن مایند باشه
.خیلی رفته بودی تو بحرش از این چیزا دوست داری اره؟
!ینی عاشق چیزای منحرفانهست؟
واقعیتش من قبلاً با فازهای .عشق و عاشقی میونه خوبی نداشتم
.فکر میکردم ادم رومانتیک و اینایی نیستم
...ولی الان... نمیدونم چرا
شاید چون عاشق تو شدمه؟
!عجب ذهن کثیفی دارم من
.اون راستی
.بفرما. این هدیه کریسمسته
...ممنون
.بازش کن
به نظرت چطوره؟
این چیزا واقعاً بهم نمیاد، نه؟
.خیلی خوشحالم که اونا رو خریدم
!یه چیزی بگو
.راستش منم یه چیزی واست دارم
.بفرمایید
!یا امام جعفر ابن محمد... این شالگردن دستسازه؟
،شنیدم یه هدیه کلاسیکه ،واسه همین یه امتحانی کردم
.ولی اونقدا خوب نشد که بیرون بپوشیش
.شرط میبندم حتی از گرفتنش هم بدت اومد
!حالا همین الان نپوشش
.واقعیتش از وضعیت فعلی جون هیچ شکایتی ندارم
.میدونم چون واسش مهمم اینطوری آرومه
.فقط اینکه... به دلایلی طماع شدم
!میخوام هیجانزدهش کنم
!میخوام بیشتر مثل خودم باشه
داره تاریک میشه. آمادهای برگردیم خونه؟
.من... میام خونه شما
!ها؟
...ولی الان دیگه شبه
پس مامانت امشب هم خونه نیست، نه؟
.هرچند فکر کنم شب برگرده دیگه
.اوه
!فهمیدم
میخوای یه چند دست بازی کنیم؟
.نه ممنون
.باشه
!آروم باش
!!هزار بار با تومو تو اتاقم تنها بودم
...هی
...میشه
کنارت بشینم؟
!واسه بازی نیومدم اینجاااا
!امروز اومدم که... بوست کنم
!بوسم کنی؟
...واسه بوس کردن من؟! از کی تو
تو نمیخوای؟
...نگفتم نمیخوام که
...فکر کنم
هیچ جذابیت زنانهای ندارم نه؟
!تومو
!ها؟! جون؟
!بالاخره قراره اتفاق بیوفته؟
...ینی ما
!قراره اون کارا رو انجام بدیم؟
!مشت میزنه؟
!اینم همونه ینی؟
!چی؟
!چه غلطی داری میکنی اخه؟! خوبی الان؟
...تومو
!!تو خیلی خیلی جذابی
...میل به بوسیدن... و لمس کردن تنت !همیشه تو ذهنمه
!ها؟
!اما به نظرم همینطوری انجام دادنشون درست نیست
.دوست دارم خاص باشه
...جون
.برا همین نمیتونم الان انجامش بدم
.حتی هنوز ازت نخواستم باهم رل بزنیم
.راست میگی. هنوز حتی باهم قرار نزاشتیم
!صبر کن ببینم، هنوز قرارم نرفتیم؟
راستش وقتی بهت گفتم ،چه حسی دارم نسبت بهت
.رفتم با پدر و مادرت هم صحبت کردم
،آکمی-سان واسمون دعای خیر کرد
...ولی پدرت
،اگه میخوای با تومو قرار بزاری
!اول باید منو شکست بدی
.این چیزیه که اون گفت
!!بابا، خدا لعنت کنه پدر نیامرزیدت رو
چطور تونستی بهش بگی تا شکستت نداده .نمیتونه با تومو قرار بزاره؟ جون-بو بیچاره
.اوهوم
خب؟ پس چرا الان دپرسی؟
...تومو
تومو واقعاً دخترمه نه؟
بعد همه اینا همچین سوالی داری میکنی؟
.دختر کیوتتر از اون پیدا نمیکنی
!!خدا بگم چیکارت نکنه پیر سگ
تومو؟
میدونی چرا الان عصبانیم دیگه نه؟
...اممم
چرا بهش گفتی تا شکستت نداده نمیتونه باهام قرار بزاره؟
!وقتی اینو به جون گفتی چه فکری تو کلهت بود؟
...اممم
!امم و اومم نکن واسه من و مثل ادم بنال کون ناشور
...اممم
اونوقت حتی جوابمم نمیدی؟
!ببخشید
تومو؟
...بابا
!ازت متنفرم
!ازم متنفره؟
.میسوزو-چان سال نوت مبارک
.سال نو مبارک
هنوز نتونستی با تومو ارتباط برقرار کنی؟
.نچ
No comments yet. Be the first to leave one.