Passing

Passing

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Passing 2021 720p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos x264-NPMS
Passing 2021 1080p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos x264-NPMS
Passing 2021 720p WEB H264-PECULATE
Passing 2021 1080p WEB H264-PECULATE
Passing 2021 WEBRip x264-ION10
Passing 2021 WEBRip XviD MP3-XVID
Passing 2021 1080p WEBRip x264-RARBG
Passing 2021 720p NF WEBRip 800MB x264-GalaxyRG
Passing 2021 720p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Passing 2021 720p/1080p WEBRip x264 AAC-[YTS MX]
A Commentary by Stef@n
🅱️2️⃣ تورج پاکاری و سیروس فخری | Bia2Movies.bid ◄Ⓜ️

Tags

webrip
web
x264
BRip
720p
720
1080
TS
YTS
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
HEVC
XviD
Published on: 2021-11-10
Downloads: 46
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫«تظاهر نژادی»

:تـــرجـــمـــه « تورج پاکاری و سیروس فخری » :.:.: HITM@N & Stef@n :.:.:

‫- به اندازه کافی گرم هست؟ ‫- اون همه‏چی رو امتحان کرد

‫چهره‎ای که به خودش می‏گرفت چی...

‫راستش، همه ما خوشمون میاد از...

‫نه، واسه یه دختر درست نیست

‫بازم بهت پول بدم که...

‫- اینطوری بهش نگاه کن... ‫- خیلی برام ساده‏ست

‫باید فاصله بگیرم از...

‫- قراره... ‫- ببخشید

‫انگار کل مردم شهر بیرون اومدن

‫فروش‌های تابستونی شروع شده

‫- نمیشه یه نیویورکی رو از تخفیف دور کرد ‫- خدایی هم همینطوره، نه؟

‫بیا بریم تو اسباب‎بازی فروشی ‫و از زیر این گرما خارج بشیم

‫اگه واسه تولد برادرزاده‎ام یه عروسک نگیرم ‫ولم نمیکنه

‫یه‌جور عروسک خاصی خواسته؟

‫از اون عروسک‏های مو قشنگ دارن ‫که میتونی ببافی‎‏شون

‫- بله، شاید خوشش بیاد، نمیدونم ‫ تاکسی! -

‫- اوه ‫- رسیدیم، اینجا بهتره

‫این نی‌نی سیاه‏‎پوستِ ناز رو ببین

‫- از این خوشش میاد ‫- نه

‫البته، خدا رو شکر تا حالا رنگین‎پوستی ندیده ‫که برامون کار نمی‏کرده

‫اوه

‫نه نیازی نیست، خانم‏ها. ‫حادثه پیش میاد

‫- اوه، خدا ‫- بفرما

‫- بیا ‫- اوه! ممنون

‫- چه خانوم مهربونی ‫- اوهوم

‫بفرما، خانوم. ‫خیلی ممنون

‫- ممنون ‫- مامان، اون یکی رو میخوام

‫کتاب نقاشی و رنگ‌‌کردنی ‫مادر غاز رو دارین؟

‫تموم شده

‫فکر میکردم تموم شده باشه. کل شهر رو گشتم. ‫پسرم جزء اون چیزی نمیخواد

‫دو هفته دیگه دوباره یه سر بیاین. ‫ممکنه شانس بیارین

‫- فردا تولدشه ‫- خب، ایشالا دفعه بعدی خوش‌ شانس‏تر باشین

‫ممنون

‫آقا؟ ‫هی، حالتون خوبه، آقا؟

‫لطفا یکی کمک کنه. ‫من کمک میکنم

‫افتاده روی زمین. ‫آقا، صدامو می‎شنوین؟

‫آقا. ‫آقا، حالتون خوبه؟

‫- چه اتفاقی افتاده؟ ‫- نمیدونم

‫حالش خوبه؟

‫با این گرما. ‫خودمم حس میکنم الانه که غش کنم

‫آره. به گمونم چای نیاز دارم. ‫سرم داره گیج میره

‫درایتون، خانوم؟ ‫میگن اونجا همیشه نسیم خنکی می‎وزه

‫درایتون خیلی خوب میشه

‫اوه! تاکسی!

‫ببرینش بیمارستان

‫ممنونم

‫- عصر بخیر ‫- عصرتون بخیر

‫پیشخدمت میاد خدمتتون

‫بس کن

‫- الان؟ ‫- بله، الان

‫راضی شدی؟

‫بیا اینجا

‫بعداً می‎بینمت

‫طولش نده. ‫یکی دیگه می‏گیرم

‫طولش نمیدم. ‫امیدوارم

‫- مشکلی نداری؟ ‫- مشکلی پیش نمیاد

‫اینجا می‏شنیم ‫و از این اتاق خنک لذت می‏برم

‫- خیلی‏‎خب ‫- خیلی‏‎خب

‫- به گمونم من باید... ‫- به گمونم همینطوره

‫اوه!

‫به زودی ازدواج می‏کنیم

‫تا جایی که اونا میدونن، همینطوره

‫منو ببخشید. نمی‏خواستم زل بزنم، ‫ولی فکر کنم شما رو می‏شناسم

‫متاسفانه اشتباه می‏کنین

‫نه، معلومه که می‏شناسمت رینی

‫فرقی نکردی. ‫بگو ببینم، هنوزم رینی صدات می‏کنن؟

‫آره، ولی خیلی وقته ‫کسی اینطوری صدام نکرده بود

‫منو نمی‎‏شناسی؟

‫واقعا نمی‏شناسی، رینی؟

‫متاسفانه به جا نمیارم...

‫- کلیر؟ ‫- اوهوم

‫درسته

‫- کلیر کندری که نیستی؟ ‫- اوهوم

‫حالا، فرار نکن

‫باید بمونی و حرف بزنی

‫خوشحالم اینجا دیدمت. ‫درکل خوش شانسیِ محضه

‫واقعا تعجب‎آوره، بله

‫هوم

‫اگه نمی‏خندیدی ‫اصلا نمی‏شناختمت

‫خیلی عوض شدی

‫خب، حداقل 12 سال می‏گذره

‫میدونی، همین چند وقت پیش ‫چیزی نمونده بود یه سر برم در خونه پدرت

‫خیلی بهت فکر می‏کردم

‫- واقعا؟ ‫- معلومه

‫میدونی، از وقتی که اینجا بودم ‫امیدوارم بودم که با یه آشنا برخورد کنم

‫ولی ترجیح میدادم تو باشی. ‫و حالا تو اینجایی

‫شرط می‌بندم تو اصلا بهم فکر نکردی

‫خب...

‫تعریف کن

‫میخوام همه‏چی رو بدونم. ‫ازدواج کردی؟ بچه داری؟

‫- بله. دوتا پسر دارم. تو؟ ‫- اوهوم

‫یه دختر. مارجری. ‫اون فرشته منه

‫شوهرم جان بخاطر کار اومده اینجا

‫تو کار بانکه. تو این گرما! ‫میتونی تصورش رو بکنی؟

‫اون شوهر تو بود؟

‫یه هفته‌ست که از شیکاگو اومدیم اینجا

‫خونه‌مون اونجاست

‫ولی اومدم اینجا ‫و یادم اومد خونه واقعا چیه

‫خب، این روزها که من اینجا ‫خیلی میتونیم همدیگه رو ببینیم، مگه نه؟

‫نمیدونم... یعنی... ‫من فقط...

‫هنوزم تو هارلم زندگی میکنم

‫خیلی به این قسمت شهر نمیام

‫اوه، چه بد

‫شاید بتونم یه موقع دیگه به هارلم بیام ‫بهت سر بزنم؟

‫با پسرهات آشنا بشم؟

‫ما اغلب اینجاییم

‫و اگه این سفر خوب پیش بره، ‫خب، جان تا حدی مطمئنه که به اینجا نقل‏مکان می‎کنیم

‫رویای منه که برگردم، رینی

‫مطمئنم همینطوره

‫کلیر...

‫اون...

‫میدونه؟

‫بیا بریم نو سوئیت من، ‫تا بتونیم درست و حسابی حرف بزنیم

‫پیشخدمت!

‫آه. تحمل این گرما رو ندارم! ‫باید لباس عوض کنم

‫جان به زودی برمی‏گرده

‫و منم اینجا، همش دارم عرق میکنم

‫- چه خوبه ‫- اوه!

‫گرت جانسون رو تو دفتر تلفن پیدا کردم. ‫خب، الان اسمش گرترود مارتین‌ـه

‫اون با فرد ازدواج کرد. ‫یادته؟

‫بله. مدت زیادیه که فرد رو ندیدم

‫خب، اون دوقلو دارن. ‫این فوق‌العاده نیست؟

‫- هوم ‫- پسرن. اوه، من عاشق پسرم

‫ولی دیگه هرگز ریسک نمیکنم

‫اون نُه ماه چقدر ذهنم مشغول بود ‫که مبادا مارجری تیره‎پوست باشه

‫بچه‌‌های من تیره‎پوستن

‫اوه. و شوهرت، اون...

‫اون نمی‏‎تونست که "تظاهر نژادی" کنه ‫اگه منظورت اینه

‫اوه، فکر میکردم...

‫اوه

‫اوه، باشه پس

‫میشه؟

‫میشه؟

‫خب بگذریم، اون سفید پوسته

‫- پس هیچوقت بهش فکر نکردی؟ ‫- چی؟

‫دارم می‏پرسم تا حالا به تظاهر نژادی فکر کردی، رینی

‫نه، چرا باید تو فکرش باشم؟

‫یعنی، محض راحتی، ‫گهگاهی به گمونم کردم. ولی نه

‫فقط منظورم اینه که ‫من هرچی که همیشه می‌خواستم رو دارم

‫به جزء شاید یکم پول بیشتر

‫البته. ‫همه فقط همینو میخوان، یکم پول بیشتر

‫پول خیلی چیزه خوبیه که داشته باشی

‫درواقع، با در نظر گرفتن تمام شرایط، ‫به نظرم کاملا ارزشش رو داره

‫من باید برم، کلیر

‫مطمئن نیستم ایده خوبی باشه ‫اگه جان...

‫اوه نه، رینی، اشکال نداره

‫اوه، باید یکم دیگه بمونی. ‫اوه، لطفا بگو که می‏مونی

‫لعنتی! ‫ریخت و پاش کردم

‫یه لحظه بهم وقت بده، ‫منم غذا سفارش میدم که بیارن

‫خیلی‎‏خب

‫به چی فکر میکنی، رینی؟

‫کنجکاوی، آره؟

‫میتونی هر سوالی ازم بپرسی. ‫هرچی که میخوای

‫بهش چی گفتی... ‫از خانواده‌ات؟

‫میدونی، اونقدر که فکر میکنی ‫مجبور به نگرانی نشدم

‫اونا عمه‏هام هستن، میدونی

‫بعد از مرگ پدرم قبولم کردن ‫و منزلی بهم دادن

‫خیلی سفید پوستانه، خیلی محترم ‫و خیلی هم مذهبی‎‏ان

‫کمی بعدش با جان آشنا شدم،

‫و به محض اینکه 18 سالم شد و به سن قانونی رسیدم، ‫ازدواج کردیم و...

‫خب، واسه همیشه از اونجا رفتیم

‫و خوشبختی؟

‫البته، رینی

‫همونطور که گفتی، ‫هرچی که همیشه می‌خواستم رو دارم

‫متاسفم، کلیر ‫گستاخی کردم

‫معلومه که خوشبختی

‫خودت رو ببین

‫- و دخترت؟ ‫- مارجری؟ اوه، اون فرشته‏‎ست

‫جان میخواد پاییز اون به یکی از ‫اون مدارس شبانه روزی سوئیس بفرسته

‫به جرئت میتونم بگم خوب تحصیل میکنه. ‫زمین تا آسمون با مدارس ما فرق میکنه

‫خدمات اتاق، الو؟

‫ما کیک میخوایم. ‫قشنگ‏ترین کیکی که دارین

‫اوهوم

‫بگو ببینم، چه چای‌ای دارین که ‫در حد شامپاین فرانسویه؟

‫اوه، شوخی میکنم!

‫بله، یه پارچ یخ‌چای تو لیوان شامپاین میخوایم

‫اوهوم. ‫داریم جشن می‏گیریم

‫- بسه، ممنون ‫- اوه، یکم بیشتر بخور. اصلا نخوردی

‫- سیاه؟ ‫- جان، عزیزم!

‫با یکی از دوستان قدیمیِ ‫هم مدرسه‏‎ام برخورد کردم

‫آیرین وست‌اُور. ‫آیرین، این شوهرم جان بلیو هستش

‫خوشوقتم، خانوم وست‌اُور

‫- درواقع، خانوم ردفیلد هستم ‫- هوم

‫اوه البته، من... ‫حتی به فکرم نرسید که بپرسم

‫اگه مزاحم شدم عذر میخوام

‫- میشه یه نوشیدنی برام بیاری، عزیزم؟ ‫- بفرما

‫ممنون

‫هوم

‫خب چی می‏گین؟ ‫به سلامتی دوستان قدیمی؟

‫- به سلامتی دوستان قدیمی! ‫- به سلامتی دوستان قدیمی

‫- شنیدی جان منو چی صدا کرد، رینی؟ ‫- اوه کلیر، لطفا

‫نه، دلیلش رو بهش بگو

‫اوه، مسخره‎‏ست

‫اوایل که ازدواج کرده بودیم، ‫این زن مثل یه گل سوسن سفید بود

‫ولی با گذشت زمان، ‫به نظر تیره و تیره‏تر می‌شد

‫پس بهش گفتم، "اگه مراقب نباشی، ‫یه صبح بیدار میشی...

‫و می‌بینی که یه سیاه سوخته شدی"

‫آره. ‫از اون موقع سیاه صداش میکنم

More Farsi Persian subtitles for Passing

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left