The first 200 lines.
.تصور میکردم یه عشق بچگانه باشه
مسبب چه دردی شدی .و چه آبروریزیای کردی
از کجا بدونم پشت سرم چی میگن؟
نه، از دستت عصبانیام که گذاشتی اتفاقی که بهت گفتم میفته، بیفته
.بذار بین خودت و خدای خودت بمونه
.خدا تنها کسیه که میتونی بهش اعتماد کنی
این به دستم رسیده، ،دعوتنامه عروسی ماری، ملکه اسکاتلند با دوفَن فرانسه
اون قرار بود زنِ من بشه و جنگ هنوز ادامه داره
.کاترین پار مُرده
کاترین؟ کاترین؟
برای کاترین پار مراسم گرفتین؟
میدونی که این کار .چه آتیشی توی دربار به پا میکنه
.اومدم تا اعترافی بکنم
پادشاه غیبتت رو میبخشه و از بازگشتت استقبال میکنه
.باهام ازدواج کن
«ضرورت مرا وادار میکند تا تو را به ستوه بیاورم»
.بانوی من، دیروقته
،بانوی من، اگه تا الان صبر کرده تا فرداصبح هم میتونه صبر کنه
اگه خوب نخوابین، نمیتونید آرامشتون رو حفظ کنید
.برو یه نگاهی تو باغ بنداز
.بله، بانوی من
کت، این حرفهای حکیمانه رو از خودت میگی؟
.هنوز همون جاست
.بیارینش تو
کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما @CinamaSub
مترجم: سـحـر
دارین یخ میزنین. باید .ببریمتون توی رختخواب قربان
.کاترین اشلی
.خودتون منظورم رو میدونین
من فقط چشمم دنبال یه نفره
.که اومدش
.نمیخواستم کل اهالی خونهتون رو بیدار کنم
واقعاً؟
چون سه شبه توی باغ منی و خیره شدی به پنجره اتاقِم
و مردم حتی توی تاریکی شب هم حرف در میارن
.روحمه که منو میاره اینجا
فکر کنم بقیه وجودم دوست داره جای دیگه باشه
.مثلا توی یه میخونه
ولی میبینی که
.روحم یه قطبنما داره
،که عقربهش به سمت شمال جنوب، شرق و غرب میچرخه
.ولی همیشه آخرش میاد سمت تو
به سمت خونهای که با کاترین توش زندگی میکردی، به یاد و خاطراتش
احتمالا این چیزیه که .تو رو به سمتش سوق میده
.نه
.و فقط به این دلیل اینجایی چون کاترین مُرده
اصلاً سراغی از من گرفت؟
...عزیزم
میدونی چه حس وحشتناکی داشتم؟
.به خاطر کارایی که کردیم .به خاطر آدمی که شدم
...بعدش منو فرستادی ردِ کارم و
و من کلی زحمت کشیدم
کلی زحمت کشیدم تا .به اون شایعات پایان بدم
اگه ازدواج میکردیم دیگه از شایعهای هم خبری نبود
.چه پیشنهاد وسوسهکنندهای قربان
.گویا به قدر کافی وسوسهکنندهست
.شروعش توی این خونه بود
من تو همون تختی که الان روش خوابیده بودی، میخوابیدم
و فکرت یه لحظه هم دست از سرم بیرون نمیرفت
پا میشدم و سعی میکردم از ذهنم بیرونت کنم
.ولی نمیشد
تقصیر من که نبود
نبود؟
هر نگاهت، هر بار که از کنارم رد میشدی
...هر زمزمهای
نشونه عشق بود،الیزابت
من همونطوری که غریزهم بهم میگفت، رفتار کردم
مثل یه آدمی که شدیداً عاشقه - نه قربان -
مثل آدمی که خیلی جوون و خامه
و من دیگه اون آدم رو نمیشناسم
منو آوردی این تو اینو بهم بگی؟
بله قربان، تا خوب شیرفهم بشی
فکر کردی یکی دیگه مثل من پیدا میکنی، نه؟
یه آدم مناسب؟
نه، نه، نه، نه، نه
نه، همچین چیزی فقط یه بار اتفاق میفته
و وقتی اینو فهمیدی، بدون که من منتظرتم
چون یه چیزی که دربارهت فهمیدم اینه که
.خیلی وقتا مثل دریا غیرقابل پیشبینی هستی
نه، اینطور نیست قربان
.ممنون کَت
«منزل دوک سامرست»
«لـندن»
یعنی تو خونه این مرد با وارد شدن از ورودیِ خدمتکاران
اونم ساعت سه صبح، ازم پذیرایی میشه؟
سفیر فرانسه، بفرمایید قربان
نایب لرد، استعدادتون تو نقش بازی کردن حرف نداره
.باید اینو گزارش کنم
.این خلاف شهرت و اعتباریه که به دست آوردین
البته اگه مصلحتاندیشی به نظرتون نقش بازی کردن باشه
آهان پس به پنهونکاری میگی مصلحتاندیشی
حالا شدی اون آدمی که تعریفش رو شنیدم
خب از بین انبوهی از بحرانهایی که باهاشون درگیرین
دوستتون بهم گفت که
یه فکری دربارۀ مشکل جنگتون با اسکاتلند دارین
اینکه چطور خودتون رو از شر این جنگی که بازنده مسلمش هستین، خلاص کنید
.بگید ببینم
مگه اون بهتون نگفته؟ - چرا، گفته -
.ولی دوست دارم از زبون خودتون بشنوم
چرا؟ - .چون از شنیدنش لذت میبرم -
انگلیسیها بولونی رو فتح کردن
و ما داشتیم به این فکر میکردیم که فرانسه میخواد بولونی رو پس بگیره یا نه
.با بهایی منصفانه
میدونی، خیلی خوب داره سعی میکنه
قانعم کنه منم که تحقیر شدم
و نه اون
.ولی من زیربارش نمیرم
.من که برای فروش نیستم قربان
و به عنوان بخشی از معامله فرانسه باید از اسکاتلند خارج بشه
ملکه کوچولوی اسکاتلندیها رو که دارین
دعوتنامه عروسیشونم .به دست پادشاهمون رسیده
اِ! جواب که ندادن
نایب لرد، امیدواری چی رو پس بگیری؟
.آبرو و اعتبارت رو
که به نظرم همین الانشم از دستش دادی
.بعد اون وقت میگن فرانسویهای مغرورن
.راه خروج رو به سفیر نشون بدین
چیه؟
امیدوارم جرئتش رو داشته باشی که رک و پوست کنده حرفت رو بزنی
یا نکنه شبیه درباریها شدی؟
تو هم قراره لبخند بزنی و رودربایستی داشته باشی یا مثل یه مرد حرفت رو میزنی؟
فکر میکردم دنیا دستِ کارکشتههاست
آدمایی که میدونن دارن چی کار میکنن
با برنامهها و نقشههایی که در فهم من نمیگنجه، نقشههای پیچیده
ولی هر بار که پام رو توی دربار میذارم .به نظر اصلا در حد این حرفا نیست
و اصلا برام سواله که اصلا نقشه و برنامهای در کار باشه
و حالا نمیدونم شرایط تغییر کرده
یا شما
.یا من
.شاهدخت
نایب لرد نمیتونه بدون اجازه پادشاه بولونی رو بفروشه
.ولی با این حال فروخته
درباره مراسم هم چیزی پرسید؟
.ایشون... ناراحتن - .منم ناراحتم -
این کشور به خاطر اون مرد، نابود شده
،شورش، غارت کلیساها .جنگ با اسکاتلند. حالا هم که این
.دارم میبازم
در مقابل خودم، باورت میشه؟
به نظرت یه جور استعارهست؟
.لزومی نداره باشه
...الان چند وقته که به وعدۀ
پاداش در زندگی بعدیمون دل خوش کردیم؟ «نورفک، انگلستان»
ولی حالا باور و ایمان مردم این جزیره انکار شده
توسط همون آدمایی که بهمون گرسنگی دادن
و ما رو کشتن
.به امید اون پاداش
اونا به دستور پادشاه کلیساهای ما رو نیست و نابود کردن
اونا زمینهامون رو میدزدن و جونِ ما رو تهدید میکنن
.آره
یعنی باید زندگی کنیم و بدون انتقامگرفتن بمیریم؟
!نه - !حقمونه انتقام بگیریم -
زنگها رو به صدا در بیارین
و مردم واقعی و عادی رو بیدار کنید
!آره
،چون اگه ما آسایش نداشته باشیم هیچ اربابی نباید آسایش داشته باشه
نجیبزادگان دینمون رو ازمون دریغ کردن
.و مردم عادی یه شعار جدید دارن
!تمام نجیبزادگان رو بکشید
!بکشیدشون! بکشیدشون
!تمام نجیبزادگان رو بکشید
!بکشیدشون - !آره -
.توی تله نیفت
اگه توی تله افتادی هم نترس
یالا گیلفورد، دوباره امتحان کن
.راب، بیا
پدر، دارم پیشرفت میکنم، نه؟
دیگه بدتر نمیشی که جای شکرش باقیه
...ولی یرای ایشون
،نمیخوام پیشرفت کنه میخوام یه جورایی تربیت بشه
...تربیت
فکر کردین من همیشه هستم که ازتون محافظت کنم؟
هوم؟ همچین فکری میکنید؟
این دیگه چه حرکتی بود؟
.تو، بهتر شو .تو، کلهشق، باهوشتر باش
.خودت رو کنترل کن
پدر، چی میبینی؟
.همه چیز رو پسرم .همه چیز
.اون ماجرای هنری گری
چیه؟ فکر کردی هنری گری مردِ محترمیه؟
به نظر خودت چه فکری میکنم؟
.یه وقتایی حتی نمیدونم چه فکری میکنی
.حالا شد
پس مردها هیچوقت اون چیزی که تو فکرشونه رو به زبون نمیارن؟
مردهای باهوش، نه. نمیارن
.خیلی ممنون علیاحضرت
.الیزابت
بیا، دنبالم بیا
.حداقل یه کم به رنگ و رو اومدی
.گفتی دوستم داری
آخرین باری که صحبت کردیم گفتی عاشقمی
.اولین بار که نبود
.گمونم چندین بار بهت گفتم
تمام این مدت فکر میکردی عاشقت نیستم؟
...عشقِ من
.من بهت دروغ نگفتم
.هیچوقت بهت دروغ نمیگم
.گفتی کاترین رو هم دوست داری
.پس حتما به یکیمون دروغ گفتی
.من بدگویش رو نمیکنم
.منم همچین چیزی نخواستم
No comments yet. Be the first to leave one.