The first 200 lines.
آنچه در "ماموران شیلد" گذشت
منتظرت بودم
میخواستم باهات بیام و خواهرمو ببینم
سیبیل همه چیزو درباره اش بهم گفت
جان گرت با ناتانیل اینجاست
و قدرت های گوردون رو دارند
عقب وایسا
اگه دنبال جائینگ نیست، پس دنبال چیه؟
سوزا، بهش شلیک کن
- سیمونز رو گرفتند - می، داریم کجا میریم؟
ما جایی نمیریم، تو میری
زفر دزدیده شده
- چرا من اینجام؟ - رفیقم سیبیل یه محاسباتی انجام داد
و هر نتیجه ای که ما به موفقیت نمیرسیم
یه چیز مشترک داره
- فیتز - و حالا تو قراره ما رو ببری پیش اون
سریال ماموران شیلد | قسمت 11 فصل 7 مترجم : یه آدم | @The_Agents_Of_Shield
چی شد یهو؟
ناپدید شدند از دید ماهواره ها خارج شدند
پرش کردند؟ فکر کردم هسته زمانی دیگه کار نمیکنه
- پرش نکردند - از کجا میدونی؟
پرش نکردند
باشه، پس چطوری از دید ماهواره ها خارج میشی؟
مگه اطراف سیاره نیستند؟
بالاتر از اونا میری
دیزی، میتونم عذاب وجدانتو حس کنم این تقصیر تو نیست
باید وقتی میتونستم، استخون های
اون روانی رو خرد میکردم
واحد 616 اجازه فرود میخوایم
میتونی بشینی، 616
کورا پیش اوناست
شاید جواب هایی داشته باشه
نباید بهش درباره مرگ جائینگ بگیم
باید بدونه دوست پسرش چیکار کرده
کورا وضعیت ثابتی نداره
شنیدن اینکه مادرش مرده شاید از کنترل خارجش کنه
اگه اون مثل یه بمبه، پس نقشه چیه اگه یهو از کنترل خارج بشه؟
اونو به من بسپار
اشتباهی که با ناتانیل مرتکب شدم رو دوباره نمیکنم
ناانسان های احتمالی جاشون امنه
اونا رو رسوندیم بیمارستان
مطمئن شدیم بهشون رسیدگی بشه
تو باید دیزی باشی
سیمونز رو کجا بردند؟
- دیزی، کافیه - نه تا وقتی حرف نزده
بزارش زمین، مامور جانسون این یه دستوره
ببین، هیچ دلیلی نیست که بخوایم به همدیگه آسیب برسونیم
اومدم کمک کنم
دقیقا چطوری؟
نجات دادن جون بقیه
میخوام یه مامور شیلد باشم
پنجاه هزار مایل بالاتر از زمینیم و بازم بالاتر میریم، قربان
باید منظره خوبی باشه
و بیخیال قربان شو
میخوایم کاری کنیم که دیگه کسی به کسی دیگه نگه قربان
سیگنال رو بفرست
شیلد نمیتونه ما رو دنبال کنه؟
نه توی این محدوده
این بالا تنهاییم
درست مثل بازی ناکاتومی پلازا
یایپی کای یای؟
همینجا شیفت میمونم
کی میدونه دیگه چه قدرتهایی دارند
و گرت هم که میتونه تلپورت کنه
وقتی با گوردون مسن تر روبرو شدیم
فیتز یه دستگاهی طراحی کرد تا اونو توی اتاق گیر بندازه
حالا اگه بتونیم از طریق این هارد درایو بفهمیم فیتز چیکار کرده
شاید بتونیم یه چیزی سر هم کنیم
تا اون موقع
من پرستار جدید شما هستم
میدونیم یه استراتژی خاصی اینجا جریان داره
چون سیبیل تا حالا همه حرکات ما رو پیشبینی کرده
دقیقا، این آدما مقاومت کردند اما کورا
خیلی آسون بود، میدونم
اما حالا داره دم از همکاری میزنه
شاید قابل پیشبینی باشیم
اما دشمنم همینطوره
چون همیشه قصد دارند گند بزنند به اعصاب ما
شیلد؟
من یه کاندیدای عالی هستم
با بهترین ابزار برای نجات جون بقیه
به نظر نمیاد نجات جون بقیه وقتی
به لی حمله کردی، اولویتت بوده باشه
کشتمش... محض اطلاع
در طی آخرین تلاشش برای انجام همچین کاری با من
از کجا بدونیم این نقشه مالیک برای سیمونز نیست؟
اونا کجان؟
خارج از دسترسی
اما هدف ما کاهش رنج و درده بهم اعتماد کنید
من که به مراتب به دست اون رنج کشیدم
منظورت از ابزار چیه؟
دانش تاریخی که هنوز نوشته نشده
زندگی خیلی ها باهاش نجات داده شده
زندگی خودم، مامور دنیل سوزا
اون دوتا سربازی که زندانی کردید
هر جونی رو نجات ندادید
بعضیاشونو گرفتید
بابت والدینت متاسفم
حقشون نبود بمیرند
اما بازم مدرکی هست که نیاز دارید
مدرک؟
تا حالا باید متوجهش شده باشید
مدرک که این یه خط زمانی جدیده
اون متوجه شد
اون خط قدیمی که داشتید براش مبارزه می کردید تا نجاتش بدید
مدتهاست از بین رفته
رئیس، تو هنوز بزرگ شدن با والدینت رو یادته
دیزی هم بدون خواهر بزرگ شد چون من هفته ها پیش مردم
اما من الان اینجام
مدرک محکم تری از این هم داریم
این یه روز کاملا جدید و متفاوته
چرا نزاریم شیلد این دنیا رو
به بهترین جای ممکن تبدیل کنه؟
و چطوری میخوای اینکارو بکنی؟
با کشتن
فکر نکنم شعار شیلد
رو درک کرده باشی، خانم
این شعار شما نیست راه و روش شماست
میخوای اسم کسایی را که کشتی تا از بقیه محافظت کنی
رو برات بگم؟
نیازی نیست
همه ما انتخاب های سختی گرفتیم
پس یه لیست دیگه، از انتخاب های آسون
30تا اسم که میتونیم همین حالا بکشیم
تا هزاران آدم بیگناه رو نجات بدیم
انگار پروژه بینش با یه ظاهر خوشگل و جدیدتره
این اسامی هست که شما میشناسید... تاریخ میدونه که
مرتکب اعمال توصیف ناپذیری شدند
ما که جوخه مرگ نیستیم
خب، سیبیل پیشبینی کرد که همچین چیزی میگی
و اینکه دیزی قراره بگه
بزارید با خواهرم به تنهایی صحبت کنم
من که از خدامه
واقعاً برای چی اینجایی؟
- فکر کردم الان توضیح دادم - ما احمق نیستیم
برخلاف چیزی که ناتانیل بهت گفته
ناتانیل فکر میکنه شیلد
یه سازمان دیگه هست که میخواد دنیا رو کنترل کنه
و شاید توی خط زمانی سابق اینطوری بود اما
معتقدم احتمالش هست که بتونیم با هم کار کنیم
رو چه حساب فکر میکنی که ما
تو
همیشه یه خواهر میخواستم
و هر دوتامون از یه خون هستیم
تو به شیلد باور داری
باید دلیلی داشته باشه
توی افترلایف بزرگ شدی
خودم نمیدونستم که حبس شدم
فکر میکردم بچگی شادی داشتم
نداشتی؟
هر بچه ای مادرشو دوست داره
اما هر مادری بچه خودشو دوست نداره
متاسفم که تو همچین چیزی نداشتی
متاسفم که همشو دور انداختی
فقط میخوام با هم وقت بگذرونیم و حرف بزنیم
اگه من و تو با هم متحد بشیم
هر کاری میتونیم بکنیم
چی، مثل... مثل یه جوخه ابرقهرمانی خواهری؟
سیبیل گفت هیچ آینده ای نیست
که دیزی جانسون بزاره خواهرش تنهایی بجنگه
حق با اون بود
دوست دارم به اولین قانون ترمودینامیک فکر کنم
که هیچ انرژی ای توی جهان به وجود نمیاد
و از بین نمیره
پس یعنی ذره ذره انرژی درون ما
هر ذره اش
به راه خودش ادامه میده تا بخشی از یه چیز دیگه بشه
با اینکه دوست دارم ببینم فیتز رو توی این موقعیت کاتاتونی رها میکنی
میخوام نشونم بدی که الان کجاست
دلم برات تنگ شده
من که اینجام
با همدیگه، ما
حرفه ای، و راستش
و یه فاصله ای توی این اتاق وجود داره
پر از همه این چیزا
باید بتونم هر خاطره ای که بخوام رو بببینم
داری جلوی منو میگیری
چطوری؟
من که کاری نمیکنم
شاید مشکل از خودته
شاید اونقدری مجهز نیستی
بهم بگو چجوری
جان، نوه رو بیار
دیک؟ اینجاست؟
میخواست قهرمان بازی دربیاره
هیچی نمیدونه لطفا نباید
سلام نانا حالت چطوره؟
هی، تازه داشتم میومدم تا
این... متفاوته
جایی میری؟
ببین، میدونم میخوای کمک کنی باور کن میدونم
اما فقط یه بار، نکن باشه؟
اگه سرنخی رو داری دنبال میکنی و پشتیبانی میخوای
باید خودم انجامش بدم
میدونی، مدتها پیش فهمیدم که
نزارم کسی تنهایی دست به کاری احمقانه بزنه
اونو توی ارتش یاد گرفتی؟
دسته 87 دیده بانی بروکلین
بچه های دیده بانی
ما یه جورایی پسرهای بد گروه خودمون بودیم
No comments yet. Be the first to leave one.