The first 200 lines.
روح خبیث 3
صبحبخیر - صبحبخیر -
میتونی طوطی کوچک دراز دم رو هجی کنی؟
طوطی کوچک دراز دم
پَ
رَ
ن
ده
اشتباهـه، دوباره
اشتباهـه
اشتباهـه، عمه تریش، دوباره سعی کن
برای صبحونه چی داریم؟
نوبت منـه؟
آره
عزیزم، دانا خودش رو توی توالت ما زندانی کرده
میشه لطفا بری تو
و از اونجا بیاریش بیرون؟
نقش موردعلاقه من، نامادری شرور
دقیقا
از امروز صبح اینجا هوا سرده مگه نه؟
آره، بررسیش میکنم
صبحونه درست میکنی؟
عمه تریش گفت که نوبت منـه
دیگه نگو عمه تریش
از وقتی اومدیم اینجا بهت التماس کردم که
بهش نگی عمه تریش
یه ماه شده
بروس، عادتهای قدیمی به سختی از یاد میرن، میدونی که
درستـه، همینطورـه
مامانم همیشه بهش میگه تریش
مامانبزرگم همیشه میگفت تریش
ولی عمه پَت از این اسم متنفرـه
فکر میکنه اسم بیکلاسیـه
بیکلاس؟
بهش بگو پت باشه؟
سعیم رو میکنم
میخوای کمکم کنی صبحونه درست کنم؟
آره، دوست دارم، بیا
بیکلاس یعنی چی؟
بیا
شنیدم دیشب مامان و پاپ تماس گرفتند
بله، تماس گرفتند
دانا؟ ما داریم میریم
یه لحظه، پت
دوباره دیرمون میشه
و تو هنوز باید از ریمل من استفاده کنی
که من دارم
بیا
ممنون
عالی شدی
یادت باشه، سادگی بهتره
ما تخممرغ، سس، نون و خیارشور داریم
چی میشه؟
توستشون کن
اوه، نه
دوباره نه
من میپزم، تو میز رو بچین
تموم شد
یه شاهکار
یه پیکاسو واقعی
نه، اون دماغت رو میذاشت اینجا
میتونم این رو قرض بگیرم؟
شبیه اسکیمو شدی
خب، من اهل کالیفرنام
من عادت ندارم چنین لباسهایی بپوشم
گوش کن، دختر موجسوار، یه هفته قبل اینکه بیای اینجا
دما برای 6 دقیقه رفت بالای صفر درجه
اگه این تو اینقدر سرده
وقتی بری بیرون از اینکه اینهمه لباس پوشیدی بسیار ممنون میشی
توی شیکاگو هوا گرم نمیشه؟
حسرت ماه آگوست رو خواهی خورد، خانم جوان
آگوست؟
من قرارِ قبل از ماه آگوست برگردم
اگه تصمیم با من بود، تو رو اینجا نگهت میداشتم
پت؟
امشب میخوای چی بپوشی؟
...اوه
حقوق سال پیش
زیاد هم گرون نبود
اوه جدا؟
تو میخوای چی بپوشی، بابا؟
کتشلوارم رو
همونی که برای عروسیت پوشیده بودی
آره، همونی که برای عروسی پوشیده بودم
پدر اصلا هل فَشِن نیست
یه سال گذشته، عزیزم
بنظرم توی لباسهای عروسیش خوشتیپ بنظر میومد
بفرما، به حرف منطقی
موافقم
خوشتیپ ولی دِمُده
موافقم
صبر کن ببینم، تو طرف من بودی، یادته؟
یه زن حق داره نظرش رو عوض کنه
نه، ممنون، با آساسنسور بعدی میریم
باشه
کی من رو میبره سرِکار؟
من
بیا بریم
همه سوار شن
ممنون، بانوی من
کمربندها رو ببندید
بهتره، مراقب باشی عسلم
یادت باشه چی سرِ نرکس اومد
نَر کی؟
افسانه یونانیـه، یه پسری بود
که عاشق نگاه کردن به انعکاس خودش در تالاب بود
افتاد توی آب و غرق شد
فقط یه پسر میتونه اینقدر بیدستوپا باشه
خوب گفتی
هی
مشکل چیه؟
خب، هر ساختمون تازه تاسیسی مشکلات خودش رو داره
خب، تا اینکه این مشکلات کار دستمون بدن باید درستشون کنیم
درست نمیگم؟
درستـه؟
درستـه
نگهش دار، لطفا
خداحافظ عزیزم
روز خوبی داشته باشی
ممنون که اومدی
خداحافظ بابا
صبحبخیر آقا، چه خبرا؟
صبحبخیر، بروس
صبحبخیر
صبحبخیر، آقای گاردنر
صبحبخیر، بیل مشکل گرمایی از چیـه؟
دارم بررسیش میکنم
شاید یه حرارت روی دستگاه باعث از کار افتادن شده
خب اون رو درست کن و به یه نفر بسپر آسانسور 15 رو بررسی کنه
یکم لرزش داره
15؟ باشه
صبحبخیر
هِلِن
صبر کن
هلن
هلن
هلن
هلن
عالیـه
دیگه لازم نیست به اون مدرسه ترسناک برم
اوه، نه
یالا، بهشون میابر میزنیم
همه 50 آسانسور ما روزانه
تقریبا 12هزار مسافر رو جابهجا میکنه
سریع و در آرامش
به سمت مغازهها و ادارات
آپارتمانها و رستورانها
یالا
یالا
خوشآمدید، خانمها و آقایون
به نگاهی به سمت آینده
سلام، چطوری؟
خوبم
خیلی خوشحالم
اینجا از جهنم گرمتره
اوناهاش
هلن
هلن
ببین اون دانای چلمنگ
و اون دختر عموی حالبهم زنش
بازم دیر کردند
آروم بگیر، مارسی
سلام دانا
اسکات
ببخشید، هلن
مشکلی نیست، نوبت تو دوشنبه است
دو هفته پرنشاط وقت داری که ببریشون
دو هفته؟
2تا بچه، دوتا هفته، درست مثل من
یالا مامان
داره دیرمون میشه
باشه
خداحافظ
درحقیقت ما دوست داریم فکر کنیم که یک شهر هستیم
یه کلانشهر امن و باکیفیت
که ما رو به سمت قرن 21 پیش میبره
خانمها و آقایون خوشآمدید
اوه، یه لحظه
صبحبخیر
بهش بگو، من کارم اینجا تمومـه
سلام ماری
سلام
سلام
سلام
یادت رفته پول قبض گاز رو بدی؟
اینجا خیلی سرده
میدونم، خیلی عجیبـه
بیرون گرمترـه
چرا اینها رو دارن جابهجا میکنند؟
تاکامیتسو نمیخواد اینها
با کارهای اون قاطی بشن، عزیزم
نکنه اون مسئول فروش
نقاشیهای پستمدرن به ارزش 26000دلارـه؟
خب تو همون کسی هستی که بهش چک سفید امضا دادی
همهچی آماده است؟ غذاها؟ بروشورها؟ موسیقی؟
همهچی آماده است، آروم باش
برو بشین واستراحت کن
اوضاع به خوبی پیش خواهد رفت
باشه
باشه
No comments yet. Be the first to leave one.