The first 200 lines.
× وعده ی چانگآن ×
= قسمت ۹ =
..اینبار
..سربازان زمان سختی را
در میدان جنگ داشتن
من تصمیمم را برای همه گرفته ام
..انها سخاوتمندانه
یا پاداش میگیرن یا ارتقا میابند
چنگ یائو
از اعلی حضرت تشکر کن
ممنونم اعلی حضرت
چنگ یائو
لطفا
منو درک کن
..گاهی اوقات
منصف بود
اعلی حضرت
من کمی تندخو هستم
..اگر باعث عصبانیت امپراطور شدم
لطفا شما مرا ببخشید
میفهمم
..ما برادران واقعی هستیم
..که در زمان های سخت
کنار همدیگر جنگیده ایم
..بیا بحث های کوچک قدیمی رو
به فراموشی بسپاریم
گِر
چیه؟
گِر عزیزم
تو باید به من کمک کنی
..من فکر میکنم شاهدخت مینگ یو
واقعا میخواد منو بیرون کنه
یه نگاه به خودت بنداز
..بجای اینکه بهش نزدیک تر بشی
همیشه برای بانو دردسر درست میکنی
..فکر کنم
واقعا باید پرتت کنه بیرون
میدونم اشتباه کردم
من خیلی پشیمانم
بیا
مشکلت چیه؟
چرا همیشه با بانو یویینگ بحث میکنی؟
..بخاطر اینکه اون همیشه
.بانو مینگ یو رو بخاطر
شاهزاده یان ، اذیت میکنه
..واقعا کنجکاوم بدونم
چه رابطه ای با شاهزاده یان داره
..فکر کنم
تو این کارو داری برای خودت انجام میدی
در مورد چی صحبت میکنی؟
نمیفهمم
فراموشش کن
نمیخوام در اینباره بحث کنم
بگو ببینم
!شاهزاده یان الان کجاست
..معنی
این حرف ها چیه؟
بانو منتظر چای هستن
گر
..لطفا بابت اتفاق امروز
به کسی چیزی نگو
نگران نباش
من شایعه پراکنی نمیکنم
..حتی بعد اینکه
بانو مینگ یو واقعا منو انداخت بیرون،چیزی نگو
بانو واقعا این حرف رو زدن؟
نه
ولی از نگاهش میتونم بفهمم
گر عزیزم
کمکم کن
از من تعریف کن
باشه؟
باشه ، فهمیدم
اگر بازم اینجا بایستم ، چای سرد میشه
سرورم
یکی بیاد این گوشتِ شکارو بگیره
..این گوشت مسابقه
در شکاره
..این گوشت رو
خوب ، برای پدر و مادرم بپزید
خیلی دقت کنید
چشم سرورم
برو
..عمو چنگ شو به دلیل اینکه ضعیف بود
در جنگ کشته شد
همیشه پسر های بیفایده از دست میرن
درسته؟
بیفایده؟
..ایشون از کسی که
حتی جرعت شرکت در جنگ نداشتن ، خیلی بهتر هستن
کی گفته من جرعت ندارم؟
هنوز زمان اینکه ، من در جنگ شرکت کنم ، نرسیده
..شاهزاده ای مثل من
فقط در جنگ های بزرگ شرکت میکنه
وقتش نرسیده؟
..ولی من فکر میکردم
شما دقیقا هم سن شاهزاده یان هستید
اگر توانایی جنگیدن داشتید ، حتما به جنگ میرفتید
چرا دارید با من بحث میکنید؟
..به نظر من
شما بسیار بیفایده تر از شاهزاده یان هستید
باشه
صبر کن و ببین
بهت نشان میدم چه مشارکت هایی میتونم داشته باشم
باشه
صبر میکنم
سرورم
..امیدوارم قبل از اینکه پیر بشید
موفق به اثبات باشید
بدرود
..ببینمت
هنوز ناراحتی؟
..سو یو یینگ به عمد
شما رو اذیتت کرد
..بانو حرف هایی زد
تا قلب شما به درد بیاد
اون از چی خبر داره؟
..اون هرگز نمیفهمه
شما چه رنج هایی تحمل میکنید
ژنر
..از اونجایی که خودم این راه رو انتخاب کردم
پس نباید حرف های بانو منو اذیت کنه، درسته؟
بله
تو بیشتر از همه به من اهمیت میدی
..و حالا
..فقط تو منو درک میکنی
و از من دفاع میکنی
مینگ یو
..حالا
سو یو یینگ بدون دردسر میتونه مشکل ایجاد کنه
ولی ما نمیتونیم الماس رو با الماس تراش بدیم
..اگر در جمع حرفی بزنه
..و ما به دامش بیوفتیم
..تمام تلاش های ما
هدر میره
ملکه
روز های زیاده گذشته
بهتر شدی؟
بهترم
..اینبار
اعلیحضرت برای بخشش تو استثنا قائل شده
ولی دیگه نباید دردسر ایجاد کنی
فهمیدی؟
..ولی
..برادر من
ناراحت نباش
..حداقل برای چنگ شو
..تو باید
بیشتر تلاش کنی و پیشرفت کنی
خیلی خوب
بنشین
ممنونم
بانو یو یینگ وارد میشوند
درود اسمانها بر بانو
از دیدن شما خوشحالم
اوه ، شاهزاده شما هم اینجا هستید
..شما نباید الان
در عمارت خودتون باشید؟
یو یینگ
اذیتش نکن
اعلیحضرت
به چنگ شوان اَمان دادن
واقعا؟
سرورم ، چقدر شما خوش شانس هستید
..با این دو اتفاق مبارک
اعلیحضرت حتما خیلی خوشحال هستن
..در غیر این صورت
شما به این راحتی ، در امان نخواهید بود
منظورت از دو اتفاق مبارک چیه؟
اوه ، هنوز خبر ندارید؟
اول
ملکه بار دار هستن
دوم
یو یینگ
چنگ شوان
میخواستم بهت خبر بدم
اعلیحضرت
قصد دارن با صیغه ای ازدواج کنند- تو هم میشناسیش-
کی؟
بانو یو
بانو یو؟
کدوم بانو منظورِ شماست؟
احمق
من که نیستم
پس مطمئنن هلان مینگ یو منظورشونه
بانو مینگ یو؟
بله
..اعلیحضرت مخصوصا اونو
به همسری لی انتخاب کردن
تو هم براش خوشحالی ، مگه نه؟
چنگ شوان
بانوی من
منم میرم
سرورم
خدمتکار اینجاست
چرا؟
سرورم
..شما باید به خوبی بدانید که
..بانوی من ، بی دلیل با این ازدواج
موافقت نکردن
No comments yet. Be the first to leave one.