The first 37 lines.
افسانه های مارول قسمت هشتم
تسراکت
افسانه ها یه چیز بهمون میگن تاریخ یه چیز دیگه
اما هر از گاهی، چیزی پیدا میکنیم که به جفتشون تعلق داره
این چیه؟
تسراکت
قدرت، دکتر
شاید قدرتی بی حد و مرز
خب، حدس میزنم ارزش نگاه کردن داره
خب، حدس میزنم ارزش نگاه کردن داره
تسراکت
در آغاز خلقت جهان،
بیگ بنگ باعث شد عناصر اصلی به صورت شش سنگ کریستالی در جهان پخش بشن
این سنگ های بینهایت هر کدومشون حاوی جنبه مختلفی از خلقت هستند
تسراکت، جواهری در اتاق غنایم اودین بود
برای چشمان انسان عادی نیست
تو نمیتونی قدرتی که در اختیار داری رو کنترل کنی
این دنیا رو تغییر میده
تو میتونستی قدرت خدایان رو داشته باشی!
نه!
درباره بابات چی یادته؟
اون میخواست نسلی از انرژی رو راه بندازه که تجهیزات نظامی در برابرش هیچ بودند
اون در شرف طلوعی جدید بود
این درباره جنگیدن توی جنگ ها نیست
برای پایان دادن به اوناست
لاوسون داشت روی یه هسته انرژیِ منحصر به فرد کار میکرد
اون یه موتور با سرعت نور ساخت
اون قدرتاشو جذب کرد
برای یه مبارز، چیزی خطرناک تر از احساسات نیست
من میخوام که تو به کمال خودت برسی
اینه؟ هسته همینه؟
این تسراکته
چیزی که داده شده، میتونه پس گرفته بشه
تسراکت رو روی زمین نگه دار
به صورت مخفی
- بگو، دکتر - تسراکت از کنترل خارج شده
داره تداخل ایجاد میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.