The first 200 lines.
...آنچه در لوسیفر گذشت کانتینر گم شده -
دوربین های امنیتی غیرفعال شدن
کدوم کانتینر؟
همون کانتینر
بازگشت تو به عالم اموات
درخواست شده
به بابایی یادآوری کن که
من جهنم رو ترک کردم چون از
کار کردن برای اون مریض و خسته شدم
یه پروندهای بود، در خیابان پالمتو تیراندازی کردم
مالکولم در دیدار با
گروه های خلافکار تیر خورد
و پائولوچی فکر می کنه که همکارش مثل قهرمان تیر خورده
ولی اون رشوه گرفته بود
...حالا
هیچ کس دوست نداره باهام کار کنه
!چیزی که مال منه رو بهم بده
وای خدا
کی اونا رو دزدید؟
اونا مال تو بودن
!نه، این کارو نکن
یکی اونا رو دزدیده
میزکین
یه نفر بالهام رو دزدیده
...در ابتدا
لوسیفر فرشته از بهشت بیرون رانده شد و برای همیشه محکوم به اداره جهنم شد
...تا اینکه تصمیم گرفت به تعطیلات برود
ReSync To BluRay BY : AMiR SPB AMiR SalehiPoor
تنظیم دقیـــــــق با نــــــسخه بــــــــــلــــــوری تــــــوســــط " امــــیر صالحـــــی پـــــور "
منتظر چی هستی؟
بپر داخل
سلام، سرگی
آب یکم نامرده، مگه نه؟
دارین چه غلطی میکنین؟
مگه معلوم نیست؟
قراره بیرحمانه شکنجهت کنیم
تااینکه چیزی رو که میخوام بهم بگی
بالهام... اونا کجان؟
کدوم بالها من حتی نمیدونم !راجعبه چی حرف میزنی
...چرا اونا همیشه
اصرار دارن که موضوع رو اینقدر سخت کنن؟
خیلی خب
همونطور که میبینی
بازی نمیکنم
پس بیا دوباره امتحان کنیم؟
باشه؟
بالهام کجان، لطفاً
ببین مَرد، آخه چرا باید بالهات رو بدزدم؟
!من حتی نمیدونم تو کی هستی
من لوسیفر مورنینگ استار
و تو بچه مامانی احمق
سرگی بوک هستی، یه قاچاقچی مشهور
تقریباً هر چیزی که به اون
دستهای اروپاییت برسه، قاچاق میکنی
!خواهش میکنم، مرد
!اونا پیش من نیست
قسم میخورم
...باشه؟ آخه نمیدونم با یه جفت بال چیکار کـ
میشه چند بار هم بزنمش؟
...با این وجود که از گفتنش متنفرم
ولی مطمئن نیستم که الان خشونت کارساز باشه
...کم کم داره برام سوال پیش میاد
که این ننگ بشریت داره حقیقت رو میگه یا نه
نه! اون آدم آشغالیه
همهچی رو میگه
شاید مشکل اون نباشه، ما باشیم
ما؟
اون پنجمین نفریه که این هفته باهاش مواجه شدیم
...شاید ما... به گمونم
در این باره اشتباه پیش میریم؟
شاید وقتش باشه که از یه آدم کاردان کمک بگیرم
!میز
سلام
نمیدونم که به صلاحت باشه که اینجا باشی یا نه
ایناهاش اومد
"آره. مگه از علامتِ "ازم متنفر باشین روی صورتم متنفرم؟
کاش به این سادگی بود
قضیه مربوط به مالکومـه
مگه چی شده
این بابا چند ماه توی کما بود
زنش تصمیم گرفت که دستگاهها رو قطع کنن
مالکوم امروز میمیره
و تو هنوز روی فساد اون تحقیق میکنی
خب که چی، الان که تاج نذاشتم رو سرش
حتی بیشتر از قبل ازم متنفرن؟
شاید بهتر باشه امشب
از اداره دور باشی
پلیسها امشب رو به خاطرش شب زندهداری میکنن
دیگه چی؟
...این زندگی همه رو راحتتر میکنه
اگه تحقیقت رو مختومه کنی
میدونی دن، خیال میکردم راستی راستی
داریم یکم اوضواعمون رو بهتر میکنیم
ولی بازم، میبینی که هوای بقیه رو داری
میخوام ازت محافظت کنم
از چی؟
گرفتن یه خلافکار یا خراب کردن اعتبار؟
مسئله هیچکدوم از اونا نیستن
مسئله، خانوادهی مالکومه
اگه یه پروندهی باز که باعث ...اخراجش میشه وجود داشته باشه
ممکنه به قیمت مزایاش، حقوق بازنشستگیش
و همهاش، تموم بشه
خب که چی، میخوای همینطوری بیخیالش بشم؟
میخوای به عقایدی که بهش پایبندم پشت کنم؟
نه
منظورم اینه که اگه میخوای کاریش بکنی
پس باید الان بکنی
24ساعت وقت داری
وگرنه بیخیالش شو و بزار این خانواده زندگیشون رو بکنن
واقعاً این کاریه که توی اوقات فراغتت انجام میدی؟
چه قیافهی عصبی خوشگلی
تا حالا به بافندگی فکر کردی؟
اینجا چیکار میکنی؟
من اومدم اینجا تا بتونم از تخصص تو استفاده کنم
تو که سرت شلوغ نیست، مگه نه؟
،راستش، آقای شوکه کننده
و راستش اصلاً روز خوبی
برای کارای لوسیفریت نیست
یه پیشنهاد دارم
دفعهی بعد زنگ بزن - نه، نه، نه -
وایسا ببینم
خب، معمولاً من از اون دست آدمایی نیستم ...که احساسات رو درک کنن، ولی
تو به نظر واقعاً مضطربی
حالت خوبه؟
...میخوای... چهمیدونم
درموردش گپی چیزی بزنیم؟
البته سکس رو همیشه میتونی در نظر داشته باشی
هیچوقت دست بردار نیستی، نه؟
نه
سنگ صبور خواستی در خدمتم
یالا
اون پروندهی پالمتو که اونروز بهت گفتم رو یادته؟
همون پرونده که داشت نابودت میکرد
داشت با اسم گذاشتن روی تو منجر به
تحقیرت میشد... حتی من هم یهویی
به خاطرش بزن بهادر شدم؟
نه، چیزی یادم نمیاد
خب، اونا دارن من رو تحت فشار میزارن که پرونده رو ببندم
راعایت قوانین و سیاست های کاری
و گفتنِ اینکه اون بابا شهید شده
حس عنکبوتیم بهم میگه که
بستن پرونده چیزی نیست که میخوای، نه؟
میخوام حقیقت رو بدونم
خب، پس پیداش کن
تو یه افسر پلیسی
تو که به اجازه کسی نیاز نداری
توصیهی عاقلانهایه
میدونم. من آدم خیلی شریفی هستم
،بگذریم، حالا که بهت کمک کردیم نوبت کمک به منه
میدونی، من دارم روی یه پروندهی مخصوص به خودم کار میکنم
...و به نظر میرسه که من
خب، به یه مانع گیر کردم
یه پرونده؟
چه جور پروندهایه؟
...خب، نوع تحقیقات
اهمیتی نداره
و صرفاً به خاطر توصیهی حرفهایت اومدم اینجا
وقتی توی پروندهت به یه دیوار برخورد کنی، چیکار میکنی؟
وقتی گیر کنم چیکار میکنم؟
بلی
...خب، از یه آدم دیگه کمک میگیرم
کسی که از صادق بودن با من، نترسه
حتی اگه حرفی باشه که دوست ندارم بشنوم
ایول
فکر محشریه
آره
یه جورایی آره
...خب
شاید اگه تو کمکم کنی
منم بتونم به تو کمک کنم
...میتونی
و بفرما
صحیح
اینجا چیکار میکنیم، لوسیفر؟
دوست دارم گهگاهی بیام اینجا
انگشتهای پام رو توی ماسه بزارم
هوای دریا رو تنفس کنم
خاطراتم رو مرور کنم
میدونی، 5 سال پیش
وقتی من و میز جهنم رو ترک کردیم
دقیقاً اینجا، روی ساحل فرود اومدم
اینجا بود که جای بزرگترین پرندهها رو
تصاحب کردم
و میز بالهام رو جدا کرد
چرا داری اینو بهم میگی؟
راستش رو بگو، چرا اصلاً اینجا احضارم کردی؟
مطمئناً فقط به خاطر یادآوری نیست
ازت خواستم بیای اینجا جون اون بالها
دزدیده شدن
من برای پس گرفتن اونا به تو نیاز دارم
بالهات گم شدن؟
شرمنده، این اکوی صدای خودم بود؟
مگه الان همین رو نگفتم؟
دقیقاً باید با این خبر چیکار کنم؟
از نیروهای فرشتهایت استفاده کن
و دور شهر پرواز کن و پیداش کن
آخه، جان من
...خوبی یه فرشته چیه
اگه برای یه مشکل نتونه کمک کنه؟
درست نمیگم؟
No comments yet. Be the first to leave one.