The first 200 lines.
راجـــــاجــــــي
اي خدا
چرا من اسم پسرم رو گذاشتم راجا؟ *راجا: پادشاه*
براي اينکه واقعا مثل پادشاهها زندگي کنه
اما اون يه آدم به درد نخوره درجه يک شده
لطفا کاري کن حرام خوري رو کنار بذاره
و سخت کار کردن رو بهش ياد بده
اگه اينطور بشه، 101 روپيه ميدم به معبد...آره
پسر من هميشه از زير کار در ميره
تمام روز مثل آدمهاي آواره توي کوچهها و خيابونها پرسه ميزنه
و کوزهي آب دخترها رو ميشکونه
خواهش ميکنم کاري کنيد از اين کارهاش دست برداره
و مثل رام آدم اصول مندي بشه *خداي هندوئيسم*
صد و يک روپيهي ديگه هم ميدم
اي اقيانوس دانايي
پسر من به جاي عقل و شعور حماقت و ناداني داره
سه ساله که توي امتحان ليسانس مشروط ميشه
لطفا امسال توي درسش کمکش کنيد
کاري کنيد قبول بشه
ديگه هيچوقت مزاحمتون نميشم
و 101 روپيهي ديگه هم ميدم
درود بر کريشناموراري
سلام آقاي شيوانات سلام-
کجا ميرين با اين عجله؟
حداقل پول خدا رو بدين و بعد برين
هنوز که کارم انجام نشده؟ چرا بايد پول بدم؟
بذاريد انجام بشه چرا اينطور نگاه ميکنيد؟
خيلي خب، 100 روپيه پيش پرداخت ميدم
بقيهش رو بعد از انجام کار ميدم خيلي خب، بدين -
کيفم کو؟ پول ندارم پيشم
اين چيه آقاي شيوانات؟ در محضر خدا بهونه مياري؟
نه آقاي عابد، به جون شما قسم
ديروز توي بازار گندم فروختم و هزار روپيه گرفتم
اما الان پيشم پول نيست
اوه، فهميدم
من اينجا براي اون دعا ميکردم و اون جيب من رو خالي کرده؟
راجا
هي، راجا
راجا
چي شده؟ چرا هي داد ميزني راجا، راجا؟
وقتي من اسم بچهمون رو راجاجي گذاشتم
و همهي روستا اون رو راجاجي صدا ميکنن
پس تو کي هستي که بخواي راجا صداش کني؟
بايد راجاجي صداش کنم؟ بله-
اگه يک بار بهش بگم"جي"زندگيم رو جهنم ميکنه *کلمهاي براي اداي احترام*
اگه برهنهش نکنم و يه کتک مفصل بهش نزنم
اسمم شيوانات نيست
چرا؟ مگه پسر عزيزم چيکار کرده؟
پسر عزيزت من رو رو سياه کرده
حرومخور کيف من رو دزديده توش 1000 روپيه پول بود
چي ميگي؟ پسر من دزده؟ دزد؟-
وقتي دزدها پسر تو رو ميبينن ...دستشون رو ميذارن روي جيب
و از روستا فرار ميکنن
ببين، داري به پسر من تهمت ميزني
چه مدرکي داري که پسر من دزده؟ مدرک؟-
شوهر خواهرجون
اين هم مدرک داداش-
برادر به درد نخور تو و برادرزن بيمصرف من
همون که پسر من رو به بيراهه کشونده چيه شاديلال؟
شوهرخواهر جون، اول صبح چرا انقدر عصباني هستي؟
يه کم شيريني بخور بابا
تا زبون تلخت شيرين بشه
خواهر عزيزم، اين جعبه شيريني مال توئه
چي شده داداش؟ شيريني پخش ميکني؟
دختر پيدا کردي؟ ميخواي ازدواج کني؟
خواهر عزيزم، اين بخت خوب هنوز به سراغ برادرت نيومده
چندين ساله آمادهي دامادي ام و هي ميچرخم
کلاه دامادي گذاشتم سرم
لباس دامادي پوشيدم به تَنَم
توي جيبم...اين رو ببين، نقاب درخشان دامادي به اون بگو، به اون بگو-
چندين ساله عابد رو هم آماده کردم و نشوندم اونجا
چهار پنج بار هم تنهايي دور آتيش چرخيدم
اما عروس پيدا نميکنم بالاخره پيدا ميکني-
پيدا ميکني پدرم اسم من رو گذاشته شاديلال- *شادي=عروسي*
اما پسرش نميتونه ازدواج کنه ميکني داداش، ميکني-
خفه
چرا انقدر مسئله رو کش ميدي؟
چرا نميگي که اين شيريني به چه مناسبته؟ آره-
شوهرخواهر، من شيريني پخش نميکنم پس چي؟-
...اين رو عزيز دل شما دوباره شروع شد-
...چراغ خاندان شما
جيگرگوشهي شما
نور چشم شما پسرتون راجاجي شيريني پخش ميکنه
آره؟ آره؟ آره؟ تو چرا آره، آره، آره ميکني؟-
اون حرومخور 1000 روپيه از جيب من دزديده بعدش دايي جونش شيريني آورده بخوريم؟
شوهرخواهر جون، فقط ما دوتا شيريني نميخوريم که اون به تمام روستا شيريني داده
به تمام روستا؟
داره کجا ميره؟
چرا وقتي شوهرخواهر اسم روستا رو شنيد داره ميره؟
...پدربزرگ، دربزرگ چيه؟-
چوب آره، اين خيلي لازمه-
داره ميره، داره ميره
مبارکه آقاي شيوانات
پسرتون عجب شيريني خوشمزهاي پخش ميکنه
خفهشو
آقاي شيوانات، آقاي شيوانات مبارکه
پسرتون عجب دل بزرگي داره دقيقا مثل خودتون
اون به همهي روستا شيريني داده
بياييد بچهها، بياييد
سلام آقاي شيوانات، سلام
چي شده؟ پسرم به تو هم شيريني داده؟
به کل بازار شيريني داده من که انسانم
...اون به تمام گاوها و گربهها و
تمام حيوانات هم شيريني داده
بالاخره توي کلاس نفر اول شده ديگه
چي؟ پسر من اول شده؟
توي درس؟ من هيچوقت دروغ نميگم-
هيچکس توي کلاس به اندازهي پسر شما نمره نگرفته
پسر من اول شده
و من چماق آوردم کتکش بزنم؟
بايد به جاي اين چماق شيريني توي دستم ميبود
واو، شيريني رسيد
باز کن، باز کن، باز کن
نميتوني دهنت رو باز کني؟ باز کن، باز کن
باز کن، باز کن
آره، دارم ميدم بابا، ميدم به همه ميرسه
بگير، بگير
بگير داداش
يک دقيقه صبر کنيد دارم ميدم
استاد، استاد
شما؟ بفرماييد شيريني بخوريد-
اما مناسبتش چيه؟
عجبا، اين شما بودين که به پسر من عزت و معرفت ياد دادين
من بهش عزت و معرفت ياد دادم؟
بله، به خاطر شماست که پسر من رتبهي اول آورده
شيريني بخوريد لطفا
چرا شيريني پخش ميکنيد و پولتون رو هدر ميدين؟
دزدها و قاتلها و راهزنها ميتونن قبول بشن
اما پسر شما نميتونه قبول بشه
چرا شوخي ميکنيد؟
من با شما شوخي نميکنم بلکه پسرتون سرتون کلاه گذاشته
توي تمام کلاس فقط يک نفر مشروط شده
و اون هم پسر شما، راجاجي هستش
راست ميگيد؟ من راست ميگم؟-
جوري مشروط شده که ديگه آبروي براي دانشگاهمون نمونده
..مسئولين دانشگاه بهمون گفتن که
اگه دوباره کسي به اين بَدي مشروط بشه
در دانشکده رو تخته ميکنن
اونوقت شما دارين شيريني پخش ميکنين؟ خجالت نميکشيد؟ بريد کنار
شيريني پخش ميکنه، هه
خيانتي به اين بزرگي؟
و من دارم به خاطر اون شيريني پخش ميکنم
بايد به جاي اين يه چماق توي دستم ميبود
راجـــا
"راجاجي، راجاجي"
"راجاجي، راجاجي"
"راجاجي، راجاجي"
"اسم من راجاجيـه"
"عشق کردن، عشق کردن، کار من عشق کردنه" *خوش گذروني*
از هر جايي رد ميشم" "همه بهم سلام ميکنن
"راجاجي، راجاجي"
"راجاجي، راجاجي"
"درس خوندن به چه دردي ميخوره رفقا؟"
"درس خوندن چه فايدهاي داره رفقا؟"
"شما برام توضيح بدين"
"شما برام توضيح بدين"
"بخوريد، بنوشيد و خوش بگذرونيد"
بخوريد، بنوشيد و خوش بگذرونيد" "و پول پدرتون رو ريخت و پاش کنيد
"بريزيد و بپاشيد" "پول پدرتون رو خرج کنيد"-
اگه الان خوش نگذرونيد" "پس کي ميخوايد استراحت کنيد؟
"راجاجي" "راجاجي"-
"راجاجي" "راجاجي"-
"راجاجي" "راجاجي"-
"راجاجي" "راجاجي"-
"راجاجي" "راجاجي"-
"راجاجي" "راجاجي"-
"راجاجي" "راجاجي"-
"راجاجي"
اوه نه دايي، دارم چي ميبينم؟
اين رو بگير و فرار کن دايي چيکار ميکني بابا؟-
بدو، بدو، بدو
دايي، دايي چطور سرعت بابا توي اين سن زياد شده؟
بدو، بدو، بدو، بدو خيلي سريع داريم ميدوويم، ديگه بيشتر نميتونم-
دايي، دايي بدو، بابا داره با چماق مياد بدو، بدو-
بدو دايي، بدو، بدو اي واي، يادم رفته بود اينجا ديواره دايي جون
دايي، دايي، بيا از اينطرف فرار کنيم
کمکم کن دايي کمک کن برم بالا
کمک کن دايي، کمک کن
فرار کن، تا کجا ميخواي فرار کني؟ بدو گولمون زدن بابا-
اين وسط ديوار گذاشتن وگرنه فرار ميکردم
من تو رو زنده زنده ميذارم وسط اين ديوار
مگه من انارکليـم که لاي ديوار بذاريم خفه-
به مردم دروغ ميگي که اول شدي؟
چي؟ من اول شدم ديگه، مگه نه دايي؟
کجا اول شدي؟ !!!از آخر اول شدم ديگه-
از آخر اول شدي و داري شيريني پخش ميکني؟
شوهرخواهر جون، حالا از اول يا از آخر
بالاخره اول شده ديگه، نه؟ خفه شو-
از فردا تنبلي و تنپروري تو تموم ميشه
و درس خوندن اين هم ديگه کافيه
از فردا شما دو نفر سر زمين کشاورزي ميکنيد
صبح ميريم سر زمين يا بعدش؟-
تمام روز ميريد اونجا
به جاي گاو نر همه جا رو خودتون شخم ميزنيد
بايد به جاي گاو کار کنيم؟ ...خواهرزاده-
من از کدوم زاويه شبيه گاو نر هستم
که اون مجبورم ميکنه مثل گاو کار کنم؟
باز تو شبيه گاو هستي
من که اصلا شبيهش نيستم کجا بايد برم؟
دايي، دايي...اون چيه دارم ميبينم؟
No comments yet. Be the first to leave one.