The first 200 lines.
" عجایب "
هماهنگی با نسخه DVDRip TASTE سید امیر حسینی
فرانس ، به چی نگاه می کنی؟
.یه خونه اونجاست
!هی
کجا داری میری؟
...اینجا
میری پیش مامان؟
...نمیشنوم چی میگی
...باید برم دستشویی ...خب برو-
تموم شد؟
!هنوز نه
...معلوم میشه
...تو برو بخواب، نمیتونم تمرکز کنم
چی شده؟
...برو بخواب مامان مارینلا هنوز کارش تموم نشده ، مگه نه؟
...من چی؟-
...بذار رد شم
میخای بیای پیش من بخوابی عزیزم؟
پس چرا گفتی باید برم دستشویی؟
اروم باش...هردو تون میتونید بیاید
...مامان! گرسنه ام !میدونستم-
می بینی؟ ...گشنمه-
...انجلیکا فکر کنم باید یه در اینجا نصب کنیم
!مامان! مامان
.مامان بیا کرپس( نوعی غذا) درست کنیم !منم میخوام-
مگه تو واسه دستشویی نیومدی؟
...ساکت
همش همین بود؟
.خب...برو بخواب حالا
،همه مون همین الان باید بریم بخوابیم چون صبح باید زود بیدار شیم
چه خبره اونجا؟
چی شده؟
.هیچی، بابا
.خاموشش کن
شکارچیا شلیک کردن دوباره؟ .نه، ...زود باش ، پا شو-
.سطل ها رو باید عوض کنیم
.اره، میدونم
!شکارچیای لعنتی
!کیرتون رو هدف بگیرید
!بسه
!کافیه
!لعنت
کجایید شما پس؟
...جلسومینا ، زود باش
...مارینلا
!مارینلا
...جلسومینا...نه
.دو ساعته منتظر تو ایم
.زود باش بریم
...نمی شنیدم صداتو
...اره ، تو راست میگی
.کوچولو ها رو هم با خودت ببر
نه، خودت مراقب شون باش من سرم خیلی شلوغه
!من باید به گوجه فرنگی ها برسم
!کوکو کمکت میکنه...تو تعطیلات که نیست .اگه میخواد اینجا بمونه باس کار کنه
!کوکو
!کونت رو تکون بده ...اگه میخای اینجا با ما بمونی
...با خودت ببرشون لطفا
.بالاخره که یه روز باید شروع کنی با خودت همراه شون کنی
!سر جات بشین
!جای سطل ها رو عوض کن
.دود ، جلوسمینا
!بابا
...چیه
...ماسک م سوراخه ...زنبورا نیشم میزنن
خب برو تو ماشین مارینلا...انقدر هم اذیتم نکن
...اخی!...نیشش میزنن
...هیچ سوراخی تو ماسک نبود
چه بهتر که تنها شدیم، نه؟
!دود بزن
!تعداد شون کم شده...فرار کردن...لعنتی
...کدوم سمت رفتن؟... اون ور؟
اماده ای؟
!اره
.جعبه رو به این سمت حرکت بده
.یه ذره بالاتر
...مراقب باش
...بالاتر بگیرش بابا !همین طوری
...مارینلا
چیکار میکنی؟
!نگاه کن ، شاه توت ...خب باشه-
...شاه توت .بیا بریم-
...نمیذارن بریم تو
چی؟ ...نمیذارن بریم داخل-
!باز کنید
...بازش کن
!نه
...اره ...!!نه خیرم
!بازش کن لعنتی ...نه-
!باز کن
.جلسومینا ، بیا اینجا
!نیشا رو درشون بیار
بیا جلسومینا ، ...بپر تو آب
!جلسومینا
!بیا اینجا
ببخشید؟
میشه بهشون بگی اروم تر باشن؟
چی؟
ممکنه کمتر سروصدا کنید؟
!نمیشنوم چی میگید
عذر میخوام...ممکنه یواش تر؟
میتونی برید اون طرف تر لطفا ؟
...خودت برو!...دخترای من آزاد ن
...جدی میگم
چطور؟
...حالا ساکت باشید و همون جا بمونید
.دیگه مشکلی نیس...فقط همینا بودن
...اماده اید؟...سکوت لطفا
...از اون سنگ بیا جلو
میلی...اروم از اون سنگ دور شو
...خیلی اروم
همین طوری بیا جلو
من چرا اینجام؟
من چرا اینجام؟
این یه راز بود...اما الان میتونم بهتون بگم
...بازگشت بزرگ ما
،سرزمین عجایب، اینجا خواهد بود در میان ثروتمندان منطقه اتروسکان
...در میان خانواده هایی که هنوز یه شیوه "ماقبل تاریخ" زندگی میکنن !نه-
!ماقبل تاریخ" نیست" !اره ...خودم میدونم-
...در میان خانواده هایی که هنوز به همون شیوه قدیمی خودشون زندگی میکنن
و ما شبی طولانی و زیبا را در نکروپولیس مرموز ...در میان دریاچه سپری خواهیم کرد
...و در این برزخ میان مرگ و زندگی
در مورد سوسیس، همبرگر، پنیر و بقیه چیزای خوشمزه و لذیذ ...صحبت میکنیم
...این کلاه خیلی سنگینه
یه برداشت دیگه هم بگیریم؟
!همه اماده
.کوچولوها ...بیاین اینجا..باید بریم
!ولفگانگ...بالاخره کی میخوای یه پسر داشته باشی؟
خواهید دید...به زودی ...!خواهیم دید-
جلوسمینا خواهرات رو صدا کن
جلسو...زود باش
!لونا...کتی...بیاید بیرون
بیرون
اهای خوشگلا...بیاید اینجا
بیاید نزدیک تر
!چه قدر شیرین
اسماتون چیه؟ کاترینا...لونا...جلسومینا-
چی؟
کاترینا... جلسومینا... لونا
خانم شما خیلی زیبایید
...موهاتون شبیه کف های روی دریاست
ممنون
ایگور؟ کجایی؟
اینا رو بردارید
ممنون ممنون-
این واسه تو
خداحافظ
خداحافظ خداحافظ-
اونو بنداز دور... بیا اینجا
باورم نمیشه... همه ش مذخرفه
احمق شدی؟
کمک م کن... زود باش
چند تا کندو هستن؟ چهل و دو نا-
همین حالا باید عسل شون رو خارج کنیم باشه؟
باشه؟ خیلی خب-
!کوکو الان سرمون خیلی شلوغه ولفگانگ-
...داشتم فکر میکردم
...اگه خوب و سخت کار کنیم
،اگه تو خوب کار کنی
...یه هدیه واست میگیریم
چی؟
نمیدونم...مثلا میتونیم یه شتر بخریم
شتر؟
چی گفت؟ یه شتر؟
اره...یه زمانی دوست داشتی
اره...وقتی بچه بودم
تازه غیرقانونی هم هست
غیر قانونی؟ کی میخاد اینجا پیداش کنه؟
بیا ...بخور...خوبه برات
بخور
...بخور
لوئیزا داری تماشا میکنی؟ اره-
بله...دارم با شما صحبت میکنم
اگه مزرعه خانوداگی خودتون رو اداره می کنید و محصولات محلی تولید می کنید ...میتونید تو مسابقه ی
سرزمین شگفتی ها" شرکت کنید"
ما فقط هفت خانواده رو انتخاب خواهیم کرد و ...خانواده ای که بهترین نماینده برای ارزش های بومی موردنظر ما باشه
برنده یه کیسه پول و سفر یه دریای جنوب میشه هی! موضوع چیه؟-
هیچی
تماشا میکنی لوئیزا؟ اره، اره-
...اومدن تالار شهر من نکروپولیس رو نشونشون دادم تا بتونن فیلمبرداری کنن
شهردار هم اونجا بود از این که میدید یه عده از تلویزیون اومدن خیلی ذوق کرده بود
یه اسنک دیگه میخوای؟ نه ، مامان-
تو چی؟
نه، ممنون
خجالت میکشی؟ ...نه-
!اره خجالت میکشه
یه اسنک دیگه میخوای...به من نگاه کن
هی ، جلسومینا
!بیا
زود باش
!تو تعطیلات نیستی
بشین اینجا و کمک مون کن
!چیکار میکنی؟ برو
چرا عصبانی هستید؟
وقت خوبی نیس الان عزیزم...خبرای بد رسیده
جلسومینا یه چیزی برام میاری؟ پوستش خیلی سفته
...یه تیکه چوب بیار
مطمئنم میخوان از اینجا بیرونمون کنن
باید یه راه حلی وجود داشته باشه ولفگانگ
No comments yet. Be the first to leave one.