The first 200 lines.
داستان پیش رو الهامگرفته از » « رخدادهای حقیقیست
کـاری از هـومـن صـمـدی و سـجـاد مـارول Raylan Givens & SajadMarvel
خانم؟
چطور بهنظر میرسم؟
خانم؟
« پزشکی قانونـی » « سردخانـه »
گیل
بهخاطر آتش... نیمهی بالایی بدن غیرقابلشناساییه
موزهی مادام توسو، تندیس مومی سیسرو رو داره؟
کی، قربان؟
سیسرو
فلیسوف، سیاستمدار، سخنور رومی
شاید در انبار
ورجیل؟
از سریال «تاندربردز»؟
«از «انیاد
فکر نکنم
اوه، پل مککارتنی. هنوز خیلی محبوبه
گرچه بین خودمون بمونه، لیندا دوبار توسط یه فندک... آسیب دیده
هنوزم کُلی کدورت راجع به یوکو اونو» وجود داره»
هادریان؟
نه تا جایی که خبر دارم
خب، باید خبر داشته باشی
یک امپراطور بسیار بد درکشده
من تناسخ اونم
بسیار عالی
قبل از اینکه اون نظر رو بهعنوان ،پرتوپلاهای احمقانهی یک پیرمرد، رد کنی
از خودت بپرس: میلیاردر توی اتاق کیه؟
اوه. متوجه منظورتون شدم
کسی جواب اون تلفن کوفتی رو نمیده؟
اه، چیس. بله، سلام
یا پیغمبر
مطمئنی؟
اوه، بله، گیل
خدا، گیل بیچاره
گفتم کسی مزاحمـم نشه
پل کوچولوئه
بهت گفته بودم که دلم نمیخواد در مورد پسره صحبت کنم
برام مهم نیست دلت چی میخواد
تو
این رو از روی سرم بردار و از اینجا برو بیرون
گزارشات تأییدنشده حاکی از آن است که اینها بقایای جان پل گتی سوم است که آدمربایی شده بود
باورها بر این است که خانوادهی وی، که ثروتمندترین ،خانواده در جهان است
از برآوردهکردن درخواست باج آدمرباها، سر باز زده است
پسرک بیچاره
اون پسرک دوستداشتنی
نه
این غیرممکنه
تو از مذاکرهکردن امتناع میکنی
بعدش یه مبلغ ناچیز پیشنهاد میکنی
اونوقت از نتیجهش غافلگیر شدی؟
ولی چرا باید اینکارو بکنن؟
اینطوری که مذاکره نمیکنن
محض رضای خدا، انقدر این رو نگو
،اینا آدمـن که باهاشون سروکار داری انسانـن، نه بشکههای نفت
البته که این رو درک میکنم
ولی یه مذاکرهی کاری بود
دقیقاً چنین چیزی بود
پول در ازای پسره
پول رو میدی، جنس رو میگیری - بله -
نه. پل بود
،پل کوچولو بود، نوهت گوشت و خونـت، محض رضای خدا
...همین تازگی یه نفر اون رو کُشت و
...بدنـش رو آتش زد
بهخاطر تو و معاملهی کاریـت
،این حقیقت که متوجه این نیستی، پل
از نظر من ناراحتکنندهست
اوه، خدای من
پل
اون این رو داد به پیرمرده
ایتالیاییه
،همهمون رفته بودیم به دیدن یه معبد ویلای هادریان
...تاتیتاتی اومد بیرون
خیلی با افتخار گرفت دستـش
اون تالیثا رو میپرستید
تالیثا هم اون رو میپرستید
گیل هیچوقت نمیتونست کنترلش کنه
روحـشم خبر نداشت چطوری یه مادر باشه. هیچ
سرش خیلی شلوغ مهمونیگرفتن بود
پل باید اینجا پیش من میبود
و تالیثا
حالا جفتشون رو از دست دادم
منظورم اینه، اون چی پیش خودش فکر میکرد؟
هان؟
ششصد دلار وامونده واسه جون یه پسربچه پیشنهاد میده؟
منظورم اینه، همهمون میدونستیم ،اون خسیسترین آدم روی زمینه
!ولی این... خدا
کجا میری؟
پل، لطفاً نرو
خواهرم... منظورم اینه، اگه زنده میموند خواهر من بود
تیفوئید
دو روز قبل از اینکه من متولد بشم
من با اون قابل مقایسه نبودم
منظورم اینه، نمیشه باشی، میشه؟
هرچقدرم که تلاش کنی
...پل
...اه
مادرم هیچوقت باهاش کنار نیومد
...من
...یه جایگزین نابسنده برای دختربچهی کوچولوش بودم
اون یه ویژگی خاص داشت، پل جوان
بیپروا بود
،منم وقتی همسنوسال اون بودم همینطوری بودم
بیپروا
اون من رو به خنده مینداخت
هیچکس نمیتونه اینکارو بکنه
مدارک
خیلی متأسفم، پل
خیلی متأسفم
خانم، در حال حاضر بچههاتون کجان؟
ببخشید؟
آیلین، مارک
ادرینی کوچولو
اونا کجان؟
اوه
لا فوسرنا
پیش دوستم
،خب، عذر میخوام
ولی بهنظرم بهترین حالت اینه که خبر رو از زبون شما بشنون
بله، مطمئنم حق با توئه
ولی امروز نه
البته. مطمئناً
الان نمیتونم
هیچوقت موردعلاقه نداشته باش
این مهمترین قانون پدرمادریه
ولی اون بچهی اولمون بود
و مثل یه فرشته میموند
تمام اون موهای قرمز فرفری
سعی کردم موردعلاقه نداشته باشم
در رابطه با اون خیلی سختگیر بودم ،تا اطمینان حاصل کنم بچهی موردعلاقهم نباشه
ولی تنها کاری که باید میکرد این بود که لبخند بزنه
اونطوری چطور میتونست بچهی موردعلاقهم نباشه؟
نه
...مهمترین قانون پدرمادری
اینه که بچهت رو زنده نگه داری
سرگردان بازمیگردد
سلام، غریبه
اوضاع بدیه، پولین، اوضاع وحشتناکیه
بهم کمک میکنی؟ خواهش میکنم
بیا تو، عزیزم
پولین بهت رسیدگی میکنه
یک دقیقه طول میکشه، عزیز دلم
چرا کامل واسه پولین تعریف نمیکنی؟
نمی... نمیتونم
نمیتونم
فقط... خواهش میکنم
یه کوچولو، باشه؟
دستور دکتره
خیلی وقته مصرف نکردی
مهم نیست. فقط، خواهشاً، انجامـش بده
مرد جوان گیراترین لبخند رو داشت
نظر من رو خواست
بقیهشون فقط وقتی من پیششون نیستم، متوجهام میشم
اوه، مطمئنم اینطور نیست
نه، همینطوره
من 22 سال رو صرف خدمت به خانوادهای کردم که حتی اسم من رو نمیدونه
همهشون رو «بولیمور» صدا میکنه
سرپیشخدمتهاش رو
صرفنظر از اینکه واقعاً کی هستن
و تو واقعاً کی هستی؟
اگه موردی نداشته باشه میپرسم؟
اسم من خانـه
و اسم کوچکـت چطور؟
جهانگیر
چی، مثل اون بازیکن کریکت؟ - میشناسیـش؟ -
البته که میشناسم
،1936
،«یک آسمون آفتابی در زمین کریکت «لرد ،تام پیرس، شروعکنندهی بازی برای انگلستان
در موقعیت قرار میگیره
جهانگیر خان از سمت ...زمین حریف وارد میشه
یه توپ پرت میکنه
یه گنجشک رو روی هوا میزنه
،گنجشکه، میوفته توی استادیوم کاملاً مُرده
،حالا، به اون میگن پرتاب، پسر عزیز اون یه پرتاب درستوحسابیه
تو کریکت بازی میکنی؟
«من پسری بودم که بهش میگن «پاروزن
اوه، تو اتونی هستی
برای یه مدت کوتاه
من تاحدودی مایهی سرخوردگی خانوادهام هستم
مایهی ننگ خانواده
اه، خب
منم همینطور، جهانگیر
منم همینطور
خیلیخب
وقت عشق و حاله
!بجنبید
پل؟
!ببینید چی پیدا کردم
!بجنبید! بجنبید، بجنبید، بجنبید
اوه - اوه، خدا. تو همیشه -
.زیباترین زن توی اتاق بودی خودت میدونی، مگه نه؟
باید از سنگ باشم که عاشقت نشم
وقتی چیزی مصرف میکنه، مهربونتر میشه
خندهدار نیست
حقیقت داره
اون یه قاتله
همچین آدمیه. یه قاتل واموندهست
خیلیخب. ببینید
اینم از یه خرده خانوادهشناسی برای شما
خب... اون یه بچهی کوچولو داشت
No comments yet. Be the first to leave one.