The first 200 lines.
~Enjoy!
،اخبار آیویتنس
،اخبار اصلی منطقه شیکاگو
."با "جان بروری
تاجر برجسته شیکاگو
و توسعهدهنده مستغلات "ایزاک پاولسن"
،امروز باید در دادگاه حاضر شود جایی که انتظار میرود وی
برای نقشش در یک طرح
کلاهبرداری مالیاتی و پولشویی
که بودجهی تقریباً ۷۵ میلیوندلاری
بازنشستگان و حقوق بازنشستگی را ربود محکوم شود
«خیابان «دیربورن شمالی
ترجمه و زیرنویس از مرتضی ریواز و محمد ریواز
||ورود به زور||
پنج اتاقخواب، محوطه تنیس
.نزدیک ۲۵ هکتار جنگله
یک هکتار چیه؟
مامان؟
.یه واحد اندازهگیری برای زمینه
آه، مثلاً اندازهی ملک یهنفره
من فکر میکردم .پدربزرگ توی شهر زندگی میکرد
.چرا میکرد آه، اون اینجا رو نگه میداشت
...بهعنوان، مثلا، یه .مثلا، یه خونه تعطیلاتی
خب پس تو چرا داری میفروشیش؟
چون بخشی از داراییه
و وقتی یهنفر فوت میکنه همینکار رو میکنی
ولی چرا تو داری میفروشیش؟
چون اون رو یاد تمام چیزهایی که راجع به پدرش
.متنفر بود میندازه
واقعاً؟
چیه؟ خودت این رو گفتی
فقط چون پدربزرگتون و من با هم کنار نمیاومدیم
.دلیل نمیشه من از اون متنفر بودم - اگه تو میمردی -
.من خونهمون رو نمیفروختم
.هوم. من میفروختم
اون فقط بدخلقه چون قرار بود این آخر هفته
.دوستپسرش رو ببینه - .حالا هر چی -
.اون دوستپسر من نیست
پس چرا برات یه لیست آهنگ درست کرد؟
.پر از...آهنگ سکسی
.وای، خدای من .خفهشو، اسکل. مامان
...خیلیخب - !مامان -
جدی میگم، من تو رو میکشم - ،خیلیخب، کافیه -
.هر دوتون
میدونم این طوری نیست شما میخواستین
،آخر هفتهتون رو بگذرونین ولی حدس بزنین چی
.من هم همینطور
پس، یه لیست آهنگ کامل؟
به دریاچه «کنستانس» ویسکانسین خوش آمدید جمعیت 7303
.خیلیخب، رسیدیم
پدربزرگ اسب داشت؟
اوهوم
.بعد از اینکه من رفتم فروختشون
تو اینجا بزرگ شدی؟
اوهوم چی فکر میکنی؟
.بهنظر تنها میاد
:تنظیم مجدد سیستم لطفاً ارتباط خود را بررسی کنید
مشکل چیه؟
.نمیدونم. اینجا بمون
.حتماً برق قطع شده
هی، "جاس"، میشه ببینی اگه میتونی اون آژیر رو خاموش کنی؟
.من نفر اول اتاقخواب انتخاب میکنم
.حالا هر چی. هیچکس اهمیت نمیده
."سلام، "مگی
شما بدون مشکل وارد شدین؟ - آره، همین چند دقیقه پیش -
.امیدوارم ترافیک زیاد بد نبوده باشه
.نه، از بیشترش جا موندیم - .اوه، خوبه. خوبه -
،گوشکن، اگه از نظر تو اشکال نداره
کارهای اداری رو امشب تحویل میدم
ما باید بتونیم خونه رو
بهزودی هفته بعد توی بازار بذاریم
شان"، تو اونجایی؟"
.آره، بهنظر خوب میرسه
خیلیخب. خب، من فقط میخوام دوباره بگم
چقدر از شنیدن خبر پدرت متاسف شدم
،خیلیخب، خب .امشب میبینیمت
.خدا رو شکر یهخرده آنتن برای تلفن هست
دختر، تو همینالان مزایای گوشیت رو پس گرفتی
.ازشون سوءاستفاده نکن
گوشکن، من این آخر هفته به کمک تو و "گلاور" نیاز پیدا میکنم
تا خونه رو آماده کنم
چی؟ شنیدم چی گفتی
خوبه. میتونی با خالی کردن ماشین شروع کنی
این یک درخواسته یا دستور، خانم؟
.من مادرت هستم مگه فرقی هم داره؟
.حالا، خواهش میکنم
.ممنونم
...مامان
بله، "جاس"؟
.بیخیال
.هی، هی
ببین، این وظیفه تو نیست تا نگران من باشی
.وظیفه منه تا نگران تو باشم
خیلیخب؟
.خیلیخب
من اون کار رو کردم؟
گلاور"، تو اونکار رو کردی؟"
گلاو"؟ "گلاو"؟"
گلاو"؟"
گلاور"، تویی؟" - !این تو -
.این خونه یه قلعهست
تو داری اینجا چیکار میکنی؟ - پنجرههای طبقهپایین -
.حفاظهای پلیکربنات جمعشدنی دارن
این یه سیستم امنیتی کاملاً خودکاره
.یه نگاه بهش بنداز
،توی هر اتاقی دوربین هست، حیاط، جاده
،حرکتیابهای داخلی
،چراغهای خارجی قابل فعالسازی با حرکت قفلهای الکترونیکی
اون صدای موسیقی از کجا میاد؟
.این همهچی رو کنترل میکنه
،موسیقی، چراغها .کل خونه
،خیلی آسونه .حتی تو هم میتونی انجامش بدی
.هوم
محشره، درسته؟
.بهگمانم بعضی مردم توی سن پیریشون بدگمان میشن
خب پس این از تو چی میسازه؟
تقریباً بدگمان؟ - ،خیلیخب، عقلکل -
.یهجای دیگه برای بازی کردن پیدا کن
.بجنب - .من گرسنمه -
.یه پیتزا سفارش میدم - .اون تاابد طول میکشه -
.فکر کنم تو زنده بمونی
.هی. من هنوز دفتر هستم
.آره, حدس میزدم
اوه، مثل اینکه بیشتر آخرهفته رو
رانندگی چطور بود؟
آه، بچهها هنوز زنده هستن؟
.فعلاً
چطوره؟
.عجیبه - .شرط میبندم -
تو حالت خوبه؟
.آره. فقط خستهام
،خب، گوشکن ...عزیزم
.بازپرس بخش امروز صبح زنگ زد
جاستین"، من نمیخوام اینکار رو بکنم. لطفا؟"
..."شان" - .نه، نکن -
.من همینطوریشم بهزور دارم ادامه میدم
. "مجرم اون بود، "شان تو از کجا میتونستی بدونی؟
،از لحظهای که مامانت مرد .تو روی پای خودت بودی
پدرت یهنفر رو لازم داشت تا سرزنش کنه، و اون تو رو انتخاب کرد
.تو زنده موندی. زدی بیرون
.تو یه خانواده، یه زندگی ساختی
پس چرا حس میکنم انگار هیچوقت نرفتم؟
،کاری که اون کرد، کاری که اون کرده .تقصیر تو نیست
تو مجبور نیستی برای اشتباهات اون تقاص پس بدی
عزیزم، من فقط میخوام این آخرهفته رو پشت سر بذارم
.و بیام خونه
میدونی اگه میتونستم اونجا بودم
.میدونم
.من باید برم
عزیزم؟ - آره؟ -
.تو این رو پشت سر میذاری
.فردا باهام تماس بگیر
.دوستت دارم
.منم دوستت دارم
.دلم برات تنگ شده - .هاه. فقط چهار ساعت گذشته -
.گلاور"، برو"
.پیتزایی جی. گوشی دستتون، لطفاً
.حتماً
.اوه! لعنتی
گلاور"؟"
مامان؟
گلاور"؟"
مامان؟
."گلاور"
،بخدا قسم ...اگه قایم شدی یه
!بذار برم
!هیس! هی، هی، هی، هی، هی
،آرومباش و من مجبور نشم بهت آسیب برسونم
!آروم بگیر لعنتی
.پیتزایی جی
چی میتونم برای شما بیارم؟
الو؟ میتونم بهتون کمک کنم؟
الو؟ اونجایید؟ - !کمکم کن -
!"جاسمین"! "گلاور"
!جنده لعنتی
!"جاسمین"
!"جاسمین"! "گلاور"
!"گلاور"
"جاسمین"
!"گلاور"
!میتونین صدای من رو بشنوین؟
.اوه، اوه
.من میارمتون بیرون .من میارمتون بیرون
.خیلیخب؟ برید عقب. برید عقب
!مامان
!مامان
من میارمتون بیرون، خیلیخب؟
خیلیخب؟
!جاس"! "گلاور"، دوستتون دارم" !دوستتون دارم
!مامان - !دوستت دارم، عزیزم! دوستت دارم -
خیلیخب؟ خیلیخب؟
!همونجا وایسا
!جنده
.اون دختر پیرمردهست
.اینبدشانسی لعنتیه
.مال مامانست. توی گاراژ پیداش کردم .دوتا تماس گرفته
،یکی به پدره بوده .اون یکی محلی بوده
و "پیت"؟ - .نمیدونم. تا حالا باید برمیگشت -
تو باهاش تماس گرفتی؟ - .نه. اون گوشی نداره -
فکر میکنه امنیت ملی داره شنودش میکنه یا یههمچین مزخرفی
No comments yet. Be the first to leave one.