The first 200 lines.
این برنامه از ابتدا دارای الفاظ رکیک مکرر است
نمیتونی زمان رو به عقب برگردونی تا جلوی اتفاقی که برای سارا افتاد رو بگیری
و حاضری همهچیز رو نابود کنی تا دوباره شروع کنی؟ - آره -
یک کلاهک هستهای با اسم مستعار «پسر بزگ» ربوده شده
کلید چاشنیـه
فهمیدی که پسر بزرگ کجاست
جنتـه. شیو داشته براش پول میفرستاده
شیو هیچوقت به لازاروس خیانت نمیکنه - من قبلا این رو در مورد ربروف میگفتم -
حملات موشکی متعدد - !نیروها از مرز عبور کردن -
زمان رو به عقب برمیگردونیم
حالا دو مسئله هست. ربروف رو از دست میدیم. مسئله دوم شیوه
قراره سارا رو برگردونم، شیو
تو رو هم برمیگردونم
اولین کاری که قراره انجام بدم اینـه که بیام سراغـت
میدونم
حرومزاده
«A_R_Z_110» ترجمه از @ARZ_110_SUB
،آه، من... ببخشید باید... باید برم
الان باید بری؟ همینالان؟
آره، میدونم که زمان بندی عالی نیست - منم نظرم همینـه -
داری واقعا عجیب رفتار میکنی
فقط خیلی میخوام همین الان، همینجا با تو باشم
.خیلی اون رو میخوام و برمیگردم
و میبوسمت و هیچوقت ولت نمیکنم
قول میدم - احتمالاً قراره خودارضایی کنم و بخوابم -
آره، نه، اون قابل درکـه
گفتم تو رو برمیگردونم
و منم گفتم که به سراغـت میام
خب، حالا برنامه چیـه جورج؟
قراره دوباره بهم شلیک کنی؟ - نه، مرد، من اونطور آدمی نیستم -
هر کسی رو که تا حالا کُشتم الان دوباره زنده شدن
دوست دارم همون شکلی نگهش دارم - فکر میکنی چطور قراره از زیرش در بری؟ -
شیو، قبلا در رفتم. همه فکر میکنن تو کسی هستی که پسر بزرگ رو منفجر کردی
ها! خب، خوشحال میشم که بهشون اطلاع بدم که کار تو بوده
چی، کار پسر جدیده؟ توسعه دهنده نرمافزار؟ نه. هیچکس اون رو باور نمیکنه
زنی که دوستـش داری الان دوباره زنده شده
این یه انگیزه خیلی زیاده - آره، زنی که تو دوستـش داری چطور؟ -
من جنت رو دیدم
تو براش پول میفرستی
مراقب اون و بچه هستی - اون دوست من بود -
.و تو زندگیـش رو نابود کردی حالا مدیونـش هستی
و چرا ما بخواییم یه بمب هستهای رو منفجر کنیم؟
شاید برای دخترش اتفاقی افتاده بوده
،شاید درست بعد از نقطه بازگشت درست مثل سارا. ای وای من، رفیق
اون قبلاً یه بچه به خاطر تو از دست داده
،میخواستی چیکار کنی اجازه بدی این یکی هم بمیره؟
این مزخرفـه - نه. این انگیزه است -
گاییدمت، جورج - من فقط میخواستم زندگی - دوست دخترم رو نجات بدم
ولی تو باید درموردش مثل یه عوضی رفتار میکردی
بزرگ شو، پفیوز احمق - اوه، گم شو - ،نه، خودت گمشو -
کله کیری احمق - کله کیری منم؟ کله خودت کیریه -
ببین، ببخشید - نه. از من عذرخواهی نکن -
شیو، اینجا برای چی میجنگی؟ تو که حتی این رو نمیخوایی
ببین لازاروس باهات چیکار کرده
جنت خوشحال بود. اون یه زندگی کوچیک برای خودش درست کرده بود و جواب داد
تو هم میتونی چنون چیزی داشته باشی - میتونم بهت شلیک کنم -
این به سختی باعث میشه که کمتر گناهکار به نظر برسی
همه توی راه اینجا هستن، شیو
میدونی که این چطور به پایان میرسه
چطور بود؟
اینکه همه چیزهایی که میخواستی رو دوباره به دست آوردی؟
ارزشـش رو داشت
...آره. آره، خب
خواهیم دید...
سلام. این یه بغل معذرت خواهیـه برای دیشب که ولم کردی و رفتی؟
نه، بیشتر از اون - خب، من میبخشمت. کجا رفتی؟ -
یه تماس کاری داشتم که کاملا فراموشـش کرده بودم
نصف شبِ روز مرخصیـت باهات تماس گرفتن؟
آره
گندش بزنن، یادم رفته بود که روز مرخصیـمه - رئیسـت باهات مثل گه رفتار میکنه -
من خودم رئیس خودمم - میدونم -
سلام، خانم - سلام، خانم - !صبحبخیر -
آه، گندش بزنن، عزیزم
باید با کارل صحبت کنم - در مورد چی؟ -
.یه مسئله سرمایه گذاری فقط یک ثانیه اینجا صبر کن
اوه! و مواظب جاده باش. اینجا - کامیونها همش میان و میرن باشه، بابا -
اوه، کارل، ببین، قبل از اینکه چیزی بگی، گوش کن
دیشب به سبد سهامهام نگاه کردم و دیدم که ارزش دیویت و وستون پایین اومده
.و نیازی نیست که وحشت کنی ،من چندتا سهم رو جابجا کردم
.سرمایهات رو ایمن کردم لازم نیست نگران چیزی باشی
مطمئنی؟ - آره، مرد، صد در صد مطمئنام
،ببین، توی دستانی امنی هستی مرد، هوات رو دارم
اوه وای. باشه
...ممنون مرد. من خیلی نگران بودم
،نه، نگاه کن، بعضی وقتها باید ریسک کنی
اما همیشه یه پشتوانه امن وجود داره - ایول -
خیلیخب. بعدا میبینمت، رفیق - میبینمت، رفیق -
حالـش خوبـه؟ - آره -
اووووو
تا شیش ماه آینده درموردش میشنوم - ببخشید -
اشکالی نداره. بیا بکنیمش یک سال
اووو
اوه! بجنبین، برین داخل
اوه، مثل یک احمق دهنـت گشاده، لطفاً بس کن
ببخشید - حال به هم زنـه -
شاید تو هم یکم ازش نیاز داری - مجبورم نکن به منابع انسانی گزارشـت کنم -
ما بخش منابع انسانی داریم؟ - داشتیم، اما من همه رو گاییدم -
سارا چطوره؟
آره، مدام ازم میپرسه که چرا همش اون رو بغل میکنم
اون زن بیچاره - ...اون خوبـه، اون -
زیر یه کامیون له نشده؟ - زیر یه کامیون له نشده، آره -
همینـه، اون دقیقاً همینطوره - امیدوارم همینطور ادامه داشته باشه -
اوم، موفق شدی با رایان صحبت کنی؟
رایانِ مُرده، پسر فناوری اطلاعات؟ - آره -
و؟ - و حرفاش با داستانـت یکی بود -
همش کار شیو بوده
یه داستان نبود - آره، نه، منظورم اون نبود -
خب، فکر میکنی ما اون رو پیدا میکنیم یا...؟
شیو؟ - آره -
اگه نخواد پیدا بشه، پیدا نمیشه - ربروف نمیخواست پیدا بشه و ما پیداش کردیم -
مطمئن نیستم که ربروف اون رو نمیخواست
فکر میکنی اون از عمد بهمون اجازه داد بگیریمـش؟ چرا اون کار رو بکنه؟
.تا یه نگاهی بهمون بندازه تا نقاط ضعفـمون رو بفهمه
راستش رو بخوایی، نمیدونم الان چی میدونه که قبلاً نمیدونسته
اما میدونم که الان خطرناکتر از همیشه است - صحیح -
...من تا حالا در واقع به این فکر نکرده بودم
آره، این فقط یه نظریه است
!سلام
کار چطور بود؟
خوب. یکی از چهارسالههای من سعی کرد یه مداد شمعی رو روی باسنـش بذاره
پس اون بیشتر بعد از ظهر رو به خودش اختصاص داد
اوه، جدی، یعنی نباید اون کار رو بکنیم؟
تو یه مرد بالغی، جورج، میتونی هر چیزی که میخوایی رو اونجا بذاری
باشه
قراره تاش و سوزی رو توی رستوران ببینم - اوه، خوبـه. منم میام -
آره؟ اگه میخوایی
ما فقط بیشتر قراره در مورد کار صحبت کنیم
احتمالاً حوصلهات سر میره - مشکلی نیس - باشه -
پنج ماه... - باشه، باشه -
عزیزم، اوه، فکر میکنم من دیگه باید برم
چی؟ به این زودی؟ - آره، یه سردرد خیلی داغون دارم -
وای نه. میخوایی...؟ میخوای باهام بیای؟
.نه، من یکم دیگه میمونم خیلی دیر نمیام
خیلیخب
...من
بعدا میبینمت. خداحافظ
!خداحافظ - !خداحافظ -
حالـش خوبـه؟ - آره. فکر کنم -
میخوایی مست کنیم؟ - آره -
تیمها، توی موقعیت قرار بگیرید
سعی کنید ربروف رو زنده بگیرید
دریافت شد. نزدیک میشیم
اسکار ۳-۶، شرایط رو گزارش بدین
!اوه - !آخ -
نیازی نبود اونجا بمونه - منظورت چیـه؟ -
میدونست که یه تیم دنبالـش میفرستیم
اون اونجا منتظر موند تا بتونه اونا رو بکشه - چرا؟ -
تا بهمون بفهمونه که میتونه
شیو چی شد؟ - ردی ازش نیست... فعلا -
این پروندهها بسته نمیشن
ما هیچوقت از دنبالـشون گشتن دست نمیکشیم
این تابستون جایی میرین؟
میدونی فکر میکردم سالهاست کجا نرفتم؟ پاریس
اوه، رفتن به اونجا خیلی آسونـه
.شهر عشق و عاشقی، جورج یکی دنبال یه چیزیـه
.عجب، پاریس؟ نمیدونم ...خیلی وقتـه اونجا نرفتم، آخرین بار
مدتی پیش بود
قطار تندرو بهترین راه برای رسیدن به اونجاست
حقیقتاً با هواپیما نرین
کاش میتونستم یه سیگار بکشم
چی، قبلا سیگار میکشیدی؟
توی دانشگاه سیلک کات عرقنعنا میکشیدم
و فکر میکردم گرتا گاربو هستم
این رو در موردت نمیدونستم
نمیدونستی که من قبلا سیلک کات عرقنعنا میکشیدم
و فکر میکردم شبیه گرتا گاربو هستم؟ - نه -
چرا ترک کردی؟ - خب، معلوم شد که من در واقع اصلا -
.شبیه گرتا گاربو نبودم شبیه خالهام پت بودم
و بوی عمم رو هم میدادم
ولی الان یکی میخوام
!باید به خاطر پاریس باشه میتونم یه سیگار برگ بکشم
میخوایی اون کار رو بکنیم؟ میخوایی بریم یه پاکت سیگار بخریم
و کنار رودخانه بکشیمـش؟ میتونیم بدویم و از اینجا جیم بشیم
چی، بدون پرداخت کردن؟ - خب، اگه پرداخت کنیم دیگه دویدن و جیم شدن نیست -
فقط بیمعطلی اینجا رو ترک کردنـه
من یه جورایی مشتاقانه منتظر دسر بودم
آره، باشه - !اومم -
،سیگار برگ میکشی از رستورانها میدوی و جیم میشی
تو کی هستی و با دوست دختر من چیکار کردی؟
آقا، خانم، تموم کردین؟
آره - آره، خیلی تموم کردیم -
مرسی - مرسی -
لهجه عالی داری. یکم میخوای؟ - ممنون، میدونم. آره. آره -
فکر میکنی من باحال هستم؟ - آره -
فکر میکنم خیلی باحال هستی
نه، نیستم، درستـه؟ قبلا باحال بودم
یعنی شاید...شاید بزرگ شدی؟
یادتـه اولین بار کِی هم رو دیدیم؟
آره
انگار یک میلیون سال پیش بود
نمیدونم اگه خودم رو توی اون زمان ملاقات کنم اصلا خودم رو میشناسم یا نه
برام سوالـه نسخه قدیمیـم چه فکری در مورد الانم میکنه
هیچ مشکلی نداری - میدونم. من عالیام -
اوه! متشکرم
مطمئنی که یکم نمیخوای؟
.من سیرم هرچند به نظر خوشمزه میاد
آره
ببخشید، من فقط میخوام برم دستشویی
از شبی که با هم آشنا شدیم چه چیزی یادت میاد؟
یادم میاد که تو مثل یه آدم چندش منو تا ایستگاه اتوبوس دنبال میکردی
No comments yet. Be the first to leave one.