Gun Crazy (Deadly Is the Female)

Gun Crazy (Deadly Is the Female) (Gun Crazy)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Gun Crazy 1950 720p BluRay x264 YIFY
A Commentary by Sinistral
من فقط با نسخه 720 هماهنگ کردم

Tags

BluRay
x264
720p
720
Published on: 2014-09-29
Downloads: 74
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قاضي, فکر مي کنم حالا ميدونيد که شرايط از چه قرار هست

من نه فقط خواهر بزرگترش بلکه جاي پدر و مادرش هم هستم

هميشه تلاش خودم رو کردم که ازش مراقبت کنم

اما فکر مي کنم هيچ وقت پول کافي گيرم نيومده تا چيزايي که بقيه بچه ها داشتند رو براش بخرم

اما اون خوب بود. هميشه خوب بود هيچ وقت جار و جنجالي راه نمي انداخت

منم مطمئنم که خوب بوده, روبي

اما اين شعف و علاقه اي که به نظر مياد نسبت به تفنگ ها داره

خب, اون اوايل, وقتي که خيلي کوچيک بود به تيرکمون علاقه داشت

خودش هم درستشون مي کرد

بعد يه تفنگ بادي قديمي گرفت که اون رو با يه سنجاب که خودش گرفته و تربيت کرده بود عوض کرد

و هميشه هم باهاش تيراندازي مي کرد

از همه بچه هاي ديگه بهتر تيراندازي مي کرد

خب, فکر کردم شايد يه پسربچه دوست داره احساس بکنه که در يه چيزي بهترينه

به همين خاطر پولي جمع کردم و يک کريسمس براش يه تفنگ بادي جديد گرفتم

به اون تفنگ بيشتر از هر چيز ديگه اي تو زندگيش مي باليد

بهم گفت که چه کاري کرده,قاضي ويلابي

و از اون وقت تا حالا هيچ چيزي نکشته و در آينده هم نمي کشه

يه چيز ديگه اي در تفنگ هست که براش جذابيت داره, نه کشتن

- مي فهمم - قاضي ويلابي,قربان

من ديو آليستر هستم, قربان و اين کلايد بوستونه

- فکر مي کنم ميشناسيدش, پسر کلانتر هست - بله ديو, ادامه بده

خب, کلايد و بارت و من بهترين دوستان همديگه بوديم, از وقتي که بارت به اين شهر اومده

و چيزي که روبي... منظورم خانم تير, راجبه عدم علاقه بارت براي کشتن ميگه

خب, درسته قربان من و کلايد ميدونيم که درسته

چرا که چند سال پيش هنگام تعطيلات تابستوني

به يه سفر اردوگاهي در کوه هاي سن لورنزو رفتيم

نزديک يه جايي که بهش مي گفتيم نچرال بريج کلايد چاقوي ضامن دارش رو گم کرده بود

... و ما داشتيم دنبالش مي گشتيم. که ناگهان

- يه شير کوهستاني اونجاست - کجا؟

اوناهاش

- مي بينمش, من ميبينمش - ميخواي يه تيري شليک کني؟

نه, تيرم خطا ميره. بارت تنها کسي هست که مي تونه از اين فاصله بزنتش

- بيا بارت - اونقدر ها هم دور نيست. ميتوني بزنيش کلايد

ميتونيم پاداش بگيريم.بزنش بارت

- خورشيد يکم تو چشمم ميزنه - وايساد, شليک فوق العاده ايه

- بزنش بارت - باشه

اون تا ابد اونجا واي نميسته,عجله کن بارت

يالا بارت. بزنش, بزنش

- !نه - بده اينجا

- !عجب تير انداز ماهري هستي تو - خورشيد يکمي تو چشمش ميزد

فکر مي کنين نميتونم خوب بزنم وقتي که بخوام؟

هي بارت, صبر کن ما هم بيايم

خب, مي بينيد قاضي ويلابي, دقيقا همونطوريه که خانم تير گفتن

اون تمايلي به کشتن نداره. حتي يه شير کوهستاني پير که براش جايزه گذاشتن

همين بود؟

بله قربان. همين بود. بله, قربان

اين موضوع مربوط به حمل يه هفت تير که همين بهار پيش رخ داده

- خانم وين رسيدن؟ - بله, قربان

ميشه درباره اين شايعه پيرامون حمل اسلحه برامون بگين؟

بله. خب, بارت و يه سري ديگه از اين پسرها رو سر کلاس هشتم داشتم و اون روز

يک لحظه لطفا ميشه لطفا کمي آهسته تر بگيد؟

متاسفم. هول شدم

خب, تو اون روز مخصوص اتاق رو به خاطر پيغامي که بهم رسيد ترک کردم

... و وقتي به اتاق برگشتم

- اين واقعيه؟ - معلومه که واقعيه

- ميتونم باهاش شليک کنم؟ - !نه

چجوري تهيه اش کردي؟

- از يه نفر مسافر جاده اي خريدمش - هميشه با خودت تفنگ حمل مي کني؟

معلومه. هيچ کس نميتونه پيش بيني کنه چه اتفاقي ممکنه بيفته.هيچ وقت نميتوني بگي که کي بهش نياز داري

- واقعا زيباست - باهاش شليک هم مي کني؟

من يجورايي بهترين تير انداز در کشويل هستم

- بارت تير - !خانم وين

تفنگ رو بده به من

براي خودمه, خريدمش

- همين حالا بدش به من - اين تفنگه منه. پول لازم رو براش به دست اوردم

و به هيچ کس هم نميدمش

خيلي خب. مجبوري با من به دفتر مديريت بياي

جوري بود که انگار حتما بايستي اون تفنگ رو ميداشت

درست مثل بقيه پسربچه هايي که چاقوي ضامن دار و هارمونيکا و يا چوب بيسبال دارن

تفنگ رو به شما يا مديريت تحويل نداد؟

نه, قربان. نه تا زماني که آقاي بوستون رو خبر کرديم

- ممنونم, خانم وين - متشکرم, قاضي

- براي گرفتن تفنگ مشکلي هم داشتيد کلانتر؟ - به هيچ وجه

و البته من اون رو از زماني که کودکي نو پا بود ميشناسم. همون لحظه اسلحه رو داد بهم

بعد با خودش و خواهرش حرف زدم و قراري گذاشتيم

که ديگه تفنگي نداشته باشه, تا زماني که به سن قانوني ميرسه

- ميشه حرف بزنم, قاضي؟ - بله, روبي

قاضي, بارت نياز به يه آقا بالاسر اطراف خونه داشت

خب, اين آيرا فلگلر هست. من و آيرا هفته ديگه ازدواج مي کنيم

و راجبه اين موضوع صحبت کرديم و آيرا ميخواد که بارت پيش ما زندگي بکنه

وفق گرفتن خودت با اين ازدواج روبي,بحثي جدا براي خودش محسوب ميشه

بدون در نظر گرفتن موانع و نواقص جانبي در ابتداي کار

بيا اينجا, پسر

با وجود قولي که به همه اين آدمها دادي

وارد مغازه مايزنر شدي و اين تفنگ رو دزديدي

بله قربان, دزديدم

- اما چرا؟چه چيزي باعث شد اينکار رو بکني؟ - من نميدونم

اونها تفنگم رو ازم گرفتن و من بايد تفنگي داشته باشم

اما چرا؟

چون, همونطوري که خواهرم ميگه تير اندازي اون چيزيه که من درش وارد هستم

اين تنها چيزيه که دوست دارم واين کاريه که ميخوام بکنم وقتي بزرگ شدم

نميخواي هيچ کار ديگه اي در زندگيت بکني غير از شليک با تفنگ ها؟

.. دوست دارم باهاشون شليک کنم قاضي, نميدونم چرا

احساس خوبي مي کنم وقتي باهاشون شليک مي کنم درونم احساس شديدا خوبي مي کنم.گويي که براي خودم کسي هستم

خب, ما اينجا نياورديمت چون که به تير اندازي علاقه داري,بارت

اورديمت اينجا, چرا که تفنگ ها برات تبديل به عادتي ديوانه وار و خطرناک شدند

امروز به اين خاطر اينجا هستي که مرتکب سرقتي بزرگ شدي

... دزدي,شکستن و ورود غير قانوني

همه ما دنبال چيزهايي هستيم, بارت

اما تملک ما نسبت به اين چيزها بايد توسط قانون تاييد شده باشه

و تو قانون رو شکستي

تو مرتکب گناهي جدي شدي

حالا, وظيفه من اينجا نه تنها انديشيدن به بهترين ها براي تو

بلکه بهترين ها براي جامعه اي که درش زندگي مي کني هست

و متاسفانه ما بايد برات محيطي جديد پيدا کنيم, بارت

جايي که ميتوني درش رشد کني بدون به خطر انداختن جان

... و مال ديگران

بارت. من تو رو به مدرسه اي که خارج از شهر هست ميفرستم

اين مجازات محسوب نميشه مدرسه اي است که بهت کمک ميکنه رشد کني

... اونجا مي موني تا به سن مورد نظر برسي

يا تا زماني که اين دادگاه دلايلي براي تغيير حکم پيدا بکنه

بچه ها, چرا صدام نکردين؟

الو؟الو؟

کي؟

کجا هستي؟

چرا خبرمون نکردي؟

ما خوبيم. ما خوبيم

- کيه مامان؟ - ساکت باش

... اوه,اونها عالين,صبر کن تا ببينيشون,تو فقط

چي؟

بله. عجله کن

- کي بود مامان؟ - دائيت بارته. مياد خونه

بخش اخبار محلي

کي؟

بارت تير! کي برگشتي شهر؟

نه,نه, يه نفر ديگه رو ميذارم پشت ميز. الان ميام

اوه,حتما.کلايد رو هم سر راه سوار مي کنم

باشه

جو, کارت رو تموم کن و بفرست براي چاپ يه جشن تو راهه که بايد بهش برسم

- هي بارت - بله؟

- اينا چين؟ - تپانچه هاي دوئلي انگليسي

- دست سازن - جدي جدي براي خودت کلکسيوني داري ها, نه؟

- آره. يه آبجو بده بياد, باشه؟ - حتما

- تو چيکار مي کني؟شنيدم ازدواج کردي - آره و يه پسر دارم

- شوخي مي کني - اونم در آينده کلانتر ميشه

تو چي, بارت؟

چهار سال تو دارالتاديب و بعدش هم ارتش

تو اون شرايط ازدواج نکردم

هميشه فکرش رو مي کردم که تو زندگيت تبديل به يه نظامي درست و حسابي ميشي

نه,نه.خسته کننده هست کاري غير از تعليم تير اندازي به بچه ها نيست

خواهرت رو ديدي؟

اوه, اين.. از آبجو گرم بدم مياد

- روبي رو ديدي؟ - آره,اولين کاري بود که کردم

دائي تعدادي بچه عالي بودن چه احساسي داره؟

خيلي خوبه. ميدوني, قبلا نديده بودمشون

- حالا برنامه ات چيه, بارت؟ - حقيقتش نميدونم

نميدونم دوست دارم سر و سامون بگيرم

شايد شغلي در رمينگتون بگيرم

اين اواخر کارناوالي در شهر به راه افتاده بيا بريم و کمي خوش بگذرونيم, مثل قديما

خب,مشکلي نيست. ميريم

ستاره بزرگ نمايش ما

... خانم ها و آقايان,به عنوان مدير و صاحب کارناوال پکت

خودم, شخصا به شما معرفي مي کنم,بانوي معروف,خطرناک

و زيبا,خانم اني لوري استار

مستقيم از لندن,انگلستان و پايتخت هاي قاره

قبل از تيراندازي فوق العاده اش

بزرگترين هفت تير کش و ششلول بند هميشه برنده در آمريکا

ايناهاش, خانم ها و آقايان

بسيار جذاب,بسيار خطرناک,بسيار دوست داشتني

محبوب لندن,انگلستان خانم اني لوري استار

... به دفعات,حين سفرهاي متنوعش

خانم استار با تيرانداز هاي ماهري از نقاط مختلف مسابقه داده

امشب,بانوي کوچک بهم ميگه که از تواناييهاي خودش مطمئن هست

و علاقه داره پيشنهاد 250 دلاري خودش رو براي کسي که بتونه اون رو شکست بده به دو برار تبديل کنه

فقط يک شرط وجود داره

داوطلب بايد قبول بکنه که به خانم استار

ده درصد از مبلغي که ايشون به عنوان مبلغ شرط بندي تعيين مي کنند رو بپردازه

! مبلغي معادل فقط 50 دلار در برابر 500 دلار

- صداي داوطلبي رو مي شنوم؟ - منتظر چي هستي؟20 تاش رو من ميدم

- آره, منم 10 تا بهت ميدم - خب,فکر کنم خودم 20 تارو دارم

مي شنوم؟

داوطلبي ميبينم. مردي جوان که فکر مي کنه ميتونه تيراندازي بکنه

شما رفقا واقعا به من اطمينان دارين

خب,خب,خيلي جالبه

خانم استار هميشه از پذيرفتن مبالغ پايين لذت ميبره

گمان مي کنم که 50 دلار رو داري؟

معلومه.فکر کنم شما هم 500 دلار رو داري

- راست ميگه, 500 تا کجاست؟ - کجاست؟

خانم ها و آقايان, خانم ها و آقايان خواهش مي کنم

صندوقدار با رضايت خاطر 500 دلار رو به اين آقا ميده

اما بايد به ياد داشته باشين که اول,بايد اين بانوي کوچک رو شکست بده

به هر حال پولت رو الان رو کن

- خانم ها و آقايان, خواهش مي کنم - پکي

بله؟

اين جاي پول قبوله؟

بله,جايگزين خوبيه

اينم از 20 دلار من

آره,و 10 تاي من

نظرت راجبه تاج چيه؟ ميخواي کبريت هارو روشن کني؟

تو مي کني؟

يه بار نزديک بود يه مرد رو بکشم يکمي پايين زدم

منم همينطور

لوري,بهتره بذاري که ميبل تاج رو سرش بذاره

موضوع چيه؟ ميترسي خيلي پايين شليک کنم؟

خب خانم ها و آقايان,اين پايان نمايش براي امروز عصر هست

خيلي از شما سپاسگزاريم.ممنون از توجه شما

برنامه در نيمه مسير ادامه پيدا مي کنه

پيشنهاد مي کنيم سرگرم بشين و پولتون رو خرج کنين

اين پول و اين هم انگشتر

- ازش خوب مراقبت کن,مي کني؟ - ... نه,نه,من

Gun Crazy (Deadly Is the Female) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Gun Crazy (Deadly Is the Female)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left