The first 200 lines.
بـمـنـاسـبـت تـولـد زنـدهيـاد ريـشـي کـاپـور
بفرماييد، بفرماييد آقاي دِوار
سلام خاله زنده باشي پسرم-
بفرماييد
بدينش به من
سلام آقا
اين رو بذار اينجا سلام-
بذارش اينجا
پروژهي کريشنا نگر چطور پيش ميره؟ خيلي خوبه خاله-
اما شما گفتين که داداش کيشان براي ديدن محوطه مياد، اما نيومد آره-
اگه قبل از ظهر بتونه از خواب بيدار بشه ميتونه کار کار کنه ديگه
آقاي دِوار، وقتي بهانو رو ميبينم
سخت کوشي و درت کاري و ايمانداريش رو نسبت به کار ميبينم، خيلي خوشحال ميشم
اينطور نيست زنداداش، کيشانمون هم يک در هزاره
اما يه کم مثل لرد کريشنا، شيطونه
راستش شما يه کم لوسش کردين
بعد از مرگ خان داداشت جز اون هيچکس رو نداشتم
اگه اون رو لوس نميکردم کي رو لوس ميکردم؟
سلام خانم سوميترا
آقاي کِسِري، شما؟ کيشن نيومد خونه، تمام روز منتظرش بودم-
گفتم خودم بيام پول رو بدم
و چند تا سند مهم رو هم امضا کنيم
صبر کن سواکرام
امروز تو نه، خودم بيدارش ميکنم
نه رادها، نه نميتوني همينطور ولم کني و بري
نه رادها نه، اگه اينطور بري چه بلايي سر من مياد؟
من رو ترک نکن رادها کيشان-
نه رادها نه، من بدون تو نميتونم زندگي کنم کيشان-
مامان؟ صبح بخير مامان
کيه؟ اين کيه؟ هي شِرو
تو با من بودي؟ اي شِرو، عجب خوابهاي خوبي ميديدم
دربارهي رادها؟ شما از کجا ميدونيد؟-
...من همه چي رو ميدنم...خوابهات
واقعيتهات و رفتار بدون تفکرت
يه چيزي رو بگو ببينم ها؟-
...چه اتفاقي براي اسناد مهمي که
قرار بود آقاي کِسِري امضا کنه افتاده؟
...مامان من رفتم اونجا، و با وجود اينکه
اين همه راه رفته بدم هم کار انجام نشد، بگو چرا چرا؟-
چون وقتي رسيدم اونجا فهميدم که آقاي کِسِري حملهي قلبي کرده
آره راست ميگم، خوب شد من رسيدم اونجا و با دکتر خانوادگيشون تماس گرفتم
وگرنه آقاي کِسِري خداي نکرده فوت ميکردن
آقاي کِسِري آقاي کِسِري اون برگهها رو امضا کردين؟
من امضا کردم خانم سوميترا حالا ديگه از خدمتتون مرخص ميشم
ميرم يه کم به فقرا غذا بدم ...وگرنه اون حملهي قلبي
بايد از خودت خجالت بکشي کيشان تا کي ميخواي دنبال دخترها بري؟
کي ميخواي يه کم مسئوليتپذير باشي؟
ديگه کافيه زنداداش نه، نه آقاي دِوار هر چيزي يه حدي داره-
از امروز با من به اداره مياي فهميدي؟
مامان، امروز يه قرار دارم اين يه دستوره-
چشم
تو رو که ديدم فکر کردم دقيقا همون دختري هستي که هميشه روياش رو ميبينم
من ديگه زياد نميتونم مجرد بمونم
مادرم عروس ميخواد و من هم زن ميخوام
بگو
دوست داري رادهاي اين کيشان باشي؟
از کي اينجا کار ميکني؟ از زمان جدايي هند و پاکستان-
هنوز ياد نگرفتي وقتي وارد اتاق ميشي بايد در بزني؟
از حالا ديگه در ميزنم قربان
اسمت چيه؟ ناراد-
ناراد
چقدر شکر به قهوهتون اضافه کنم قربان؟ لازم نيست-
اول شکر ميخورم و بعد قهوه رو ميخورم
بعد از ظهر بخير قربان
بعد از ظهر بخير بعد از ظهر بخير
من ديگه ميرم قربان
بله؟ قربان، اومدم برنامهي امروزتون رو بهتون بگم-
برنامه؟ بله قربان، بعد از ناهار با بانکدارها جلسه دارين-
ساعت 3:30 يه قرار ملاقات با پيمانکار پروژهي کريشنا نگر دارين
و ساعت پنج يه قرار ملاقات با آقاي کِسِري دربارهي امور مالي دارين
اَه، بازم آقاي کِسِري مشکلي هست قربان؟-
نه مشکلي نيست، اما برنامهي خيلي خسته کنندهاي برام ريختي رادهاي من
رادها؟ اسم من نيتاست قربان، نيتا لامبا اوه-
حالا لامبا باشه يا تامبا اما تو خيلي خوبي
ببين
يه کم برنامهها رو جذابتر بچين
ميدوني...جذاب
قربان، اين چيزها که توي دست شماست
هر طور شما بخوايد، همونطور ميشه واقعا؟-
چيکار ميکنيد قربان؟
ول کنيد ديگه، خواهش ميکنم
ممکنه يه نفر ببينه
شِرو، حالا فهميدم اونهايي که از ساعت 9 صبح تا پنج عصر کار ميکنن
کي از زندگي لذت ميبرن
رفيق
من ميخواستم بيرون رو بگردم
در صورتي که دفتر خودم بهشته و پر از رادهاهاي مختلف
پسرم، اولين روزت توي دفتر چطور پيش ميره؟ حوصلهات که سر نرفته؟
نه مامان، عالي بوده عالي
الان پشيمونم که چرا از اول نميومدم اينجا
...کار اينجا انقدر جالبه که
خانم، غذا سرو شده
بيا پسرم بله-
مامان ديگه نگران چيزي نباش و استراحت کن ديگه لازم نيست بياي اداره
پسرت به همهي کارها رسيدگي ميکنه واقعا؟-
البته که راست ميگم اول دستم رو گرفت
بعد با عشق به چشمهام نگاه کرد
و گفت که: تو رادهاي من هستي
ساندرا، حالا ديگه زندگي من تغيير کرده
کيشانم رو پيدا کردم *مرد روياهام رو پيدا کردم*
زرشک
کيشان تو رو نديده، من رو ديده و همهي اين حرفها رو به من زده
اين چه مزخرفاتيـه ميگي؟ من مزخرف نميگم، تو مزخرف ميگي-
از اول دارم ميبينم که وقتي يک نفر از من خوشش مياد، تو خودت رو ميندازي وسط
و علاوه بر اون وانمود ميکني که دوست مني
يک بار با دقت گوش کن، کيشان مال منه خفه شو، کيشان مال منه-
مال منه مال منه-
صبر کنيد
به شما دوتا قول داده که عروسش بشين؟
ميتونيد بريد بله-
خانم
مامان بدون اينکه داد بزنه رفت، شِرو
فکر کنم خيلي عصبانيه
همهش تقصير توئه سگِ احمق چرا دختره رو تحريک کردي؟
اين چه کاريه داداش کيشان؟ چرا رفتي زير ميز و اين بيزبون رو ميزني؟
گمشو ببينم
مامان درست ميگه بهانو
شِرو من رو لوس کرده
همه رو ميدونم...داداش کيشان لطفا اين دو تا چِک رو امضا کن
چِک؟
و گوش کن، آدمي که عاشقه ناراحت هم ميشه ديگه
منظورت چيه؟ منظورم اينه، کار بزرگترها اينه که از جوانهايي مثل ما ناراحت باشن-
اما اگه ما توي اين سن و سال از زندگي لذت نبريم پس کي ببريم؟
آره، حق با توئه نگران نباش، عشق و صفا کن-
حسابي خوش بگذرون
زندگي همينه ديگه البته-
بهانو -چيه؟ عزيزم، تا حالا بهم نگفتي-
که اين همه پول رو از کجا مياري؟ پول؟-
...يه معدن طلا دارم که از اونجا
کمکم پول استخراج ميکنم و استفاده ميکنم
اما خيلي زود مالک اون معدن ميشن
چطور؟
مغز من مغز نيست که، کامپيوتره
اونم يه کامپيوتر خائن و بيايمان
موضوع چيه؟
چرا انقدر ناراحت و پريشونيد؟ مشکلي هست؟
اون نيم ميليون روپيهاي که از بهانو خواستي، کجاست؟
من نيم ميليون خواستم؟
من نيم ميليون روپيه نگرفتم مامان
چي ميگي داداش کيشان؟
اولين بار که به اداره اومدي چکها رو امضا کردي يا نه؟
نگفتي که به شدت به نيم ميليون پول نياز داري؟
اين چه مزخرفيه ميگي بهانو؟ من مبلغ به اين بزرگي رو ميخوام چيکار؟
...مامان اون تو چکها رو امضا کردي؟-
بله اسم و مبلغ چک رو ديدي؟-
...به خاطر اينکه
بهانو، راستش رو بگو
من چکها رو امضا کردم و دادم به تو ...يا تو اومدي گفتي
داداش کيشان التماست ميکنم همچين چيزي نگو
اينها به من شک دارن و اين دروغهاي تو باعث ميشه همه چي رو باور کنن
تو داري دروغ ميگي زن عمو من هر چيزي هم که باشم دزد و دروغگو نيستم-
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي.ز - ويرايش: سانابينگ
تمومش کنيد، همهتون تمومش کنيد ديگه نميتونم تحمل کنم
آره زن عمو، من دزدي کردم و همهي کلاهبرداريها تقصير منه بهانو-
ديگه چي ميتونم بگم بابا چي ميتونم بگم؟
حتما داداش کيشان اون پول رو جايي خرج کرده که نميتونه به زن عمو بگه
و من نميخوام که زن عمو پيش اين همه آدم سرافکنده بشه
زن عمو من حاضرم همهي اتهامها رو قبول کنم
من مطمئنم مامان، نه تنها نيم ميليون
بلکه هر کمبودي که توي بودجههاي اينجا بوده، زير سر اينه
آره منم، چون هيچ مدرکي براي بيگناهيم ندارم
اما از شما ميپرسم آقاي کيشان شما هيچ مدرکي براي اثبات گناهکار بودن من دارين؟
اين چيه شِرو؟
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
اين کيف
مال توئه بهانو؟ بله بابا-
به من نگو بابا کافيه-
تو آبروي من رو بردي
زنداداش، پليس رو خبر کنيد
اين حقشه که تمام جوانيش رو پشت ميلههاي زندان باشه
نه آقاي دِوار
پليس تا حالا نه به اينجا قدم گذاشت و نه خواهد گذاشت
پس من خودم اين حرومزاده رو مجازات ميکنم
وقتي پدر فرزندش رو فراموش ميکنه "به اون بچه ميگن "حرومي
گوش کن...از امروز من تو رو پسر خودم نميدونم
اون رابطهي خوني که خدا بين ما بوجود آورده رو نابود ميکنم
تو ديگه هيچ حقي توي خونه و زندگي من نداري
از اينجا برو بيرون
اينجا واينستا برو بيرون
بسه آقاي دِوار، خودتون رو کنترل کنيد
ديگه صبرم تموم شده زنداداش
پسر خودم آبروم رو برده
غذا نخوردي مامان؟ گرسنهام نيست-
ميدونم که به خاطر اتفاق امروز خيلي دلتون شکسته
اما از اين اتفاقها مياُفته مامان
بچهها نبايد پيرو والدينشون باشن
به من نگاه کنيد کم اذيتتون کردم؟
تا امروز نتونستم انتظارات شما رو برآورده کنم
ببين مامان
من قول ميدم مامان
قول ميدم از امروز به بعد جوري تغيير کنم که حتي اگه بهم افتخار نکردي
حداقل هرگز به خاطر من سرافکنده نشي
آره مامان
اينها چي هستن مامان؟
روياهاي قديميم
که تا امروز نتونستم به حقيقت تبديلشون کنم
اينها نامههاي کارمندهاي معصوم روستاي چامبا هستن
که بعد از اين همه سال هنوز اميدوارن کارخونهي روستاشون به کار بياُفته
بعد از مرگ پدرت اون کارخونه تعطيل شده
تو کوچيک بودي و من هم کاملا تنها بودم
No comments yet. Be the first to leave one.