The first 200 lines.
.این مسیر، سریعتر ما رو میرسونه
.عه؟ ولی مهمان خونه از اینوره
.هرسه تاتون، آروم باشید و گوش کنید
تلپاتی؟
چیزی شده؟
.تحت تعقیبیم
تحت تعقیب؟
برای همین یه دفعه مسیرو عوض کردی؟
.به احتمال زیاد، آدمای فرمانروان
.فکر نکنم برای خوش آمد گویی گرم اومده باشن
فعلا بیاین از طلسم پوشش استفاده کنیم .تا ببینیم واکنششون چیه
.اگه فهمیدیم دشمنن، بهشون رو دست میزنیم
!ناپدید شدن
!لعنتی، کجا رفتن؟
.ببخشید .ما گم شدیم
میشه مسیر مهمون خونه رو بهمون نشون بدید؟
...ب-باشه
.مهمون خونه ی شما باید پایین این مسیر باشه
پس میدونید کجا زندگی میکنیم؟
!لعنتی
!تکون نخورید
.اگه میخواید اینو نکشم هر کاری میگم بکنید
!وای، ی-یکی به دادم برسه
...ماتی کون
...بازیگری هم بلد نیست
قسمت هشتم
قویترین فرزانه شهر را نجات میدهد
!کمکم کنید
!هوی، صداتو ببر
ازمون میخواید چیکار کنیم؟
.میدونم شما ها کی هستید
.و میدونم این پسره از همهتون ضعیف تره
چطور به این نتیجه رسیدی؟
!چون اون درمانگر گروهه
آه، گمونم خبر قتل عام هیولاها توسط اون سه تا .به گوش فرمانروا رسیده
!حالا دیگه شما به فرمانروای ما خدمت میکنید
!حرف گوش کن باشید وگرنه میمیرید
.ایریس، بدون سلاح
.زخمیشون نکنیا
!باشه
ها؟ شوخیت گرفته؟
!عمرا بتونی از پس ما بر بیای
!این بابا یه هیولاس
!حالا نوبت منه
!آهای! نمی بینی گروگان داریم؟
!آخری
.خب، همهشون از هوش رفتن
...فقط می مونه
داری از طلسم ردیابی استفاده میکنی؟
.آره، و یکی دیگه. شناسایی شیطان
.گمونم احتمالش زیاده که با شیاطین در ارتباط باشن
!ماتی کون، صبح بخیر
اون چیه؟
.نامه ی پیغام رسان پادشاه
.همهمون قراره بزنیم بیرون
.کسی اینجا نیست
مطمئنی محل قرار اینجاست؟
.میدونم اونجایی
میشه بیای بیرون؟
. با اجازه .اسم من ایکه
به من گفتند پنهان شم، تا ببینم که میتونید .به راحتی پیدام کنید یا خیر
و این محل رو برای ملاقاتمون انتخاب کردی تا فرمانروا بویی نبره؟
.بله
من پاسخ اعلی حضرت به گزارش شما درباره ی
.بهره برداری فرمانروا از هزارتوهای شهر ملکیا رو آوردم
.سر پا گوشم
بدینوسیله، دستور میدهم که فرمانروا دوکیل ملیکا .بازداشت شود
حال، اگر تمایل دارید تا خود بازداشتش کنید
این اجازه، تحت نظارت نماینده ی سلطنتی ایک .به شما داده خواهد شد
.اینطوری زمان ذخیره کردیم. ممنون
مایلید خودتون دستگیرش کنید؟
آره، شما سه تا مشکلی ندارید؟
.نه! شهر هزارتو در وضعیت وحشتناکیه
!نمیتونیم همینطوری ولش کنیم
!منم موافقم
.من روی زیردستای فرمانروا، طلسم ردیابی اجرا کردم
.همین الانم میدونم کجان
.عمارت حاشیه ی شهر
.اما اون عمارت به شدت محافظت میشه
شوالیه ها رو برای پشتیبانی خبر کنم؟
.لازم نیست
.خودمون کافیایم
واقعا؟
.خب، بریم فرمانروا رو بگیریم
!آره
.یه چیزی درست نیست
.همینطوره
.وسط روز دروازه بستهاس
.علائمی از نگهبانم نیست
.کلی علائم اون داخل می بینم
.حتما روی دفاعش تمرکز کرده
نکنه متوجه ی نقشه ما شدن؟
.ظاهرا
.خیلی خطرناکه
.امروز بهتره برگردیم
.نه، ما درست جلوی دروازهایم
...حالا که اینهمه به زحمت افتادن
!با پای خودشون اومدن
!فقطم پنج تان
عقل ندارن؟
!پاداشو از الان حس میکنم
!نگران نباشید
!همهشونو خنثی کرد
!جادوی حصار؟
.آفرین لوری
.اجرای جادوت داره سریعتر میشه
!ممنونم
!بقیهاش دیگه با من
.نابودی تکمیل شد
اینهمه آدمو، فقط با یه ضربه؟
!منم میخواستم یه ضربه نسیبشون کنم
الان حرفای اعلی حضرت ...دارن از جلوی چشمم رد میشن
.جملهاش که میگفت ماتیاس ساما رو عصبانی نکن
.ظاهرا اتاق فرمانروا توی طبقه ی دومه
.شناسایی منفعل میگه کسی توی طبقه ی دوم نیست
.علائم از زیرزمین میان
.اما توی نقشه ها، چیزی مثله زیرزمین نیست
.اینجاست
.بریم
.چقدر ساکته
کار متجاوزا رو ساختن؟
.اگه ساخته بودن که بهمون خبر میدادن
.هنوزم ساکته شاید اتفاقی افتاده؟
.امکان نداره اونهمه آدم رو به این سرعت شکست بدن
ولی محض احتیاطم که شده
.بیا از مسیر مخفی بریم تا ببینیم اوضاع در چه وضعه
پس مسیر مخفی هم دارید؟
.چه آماده
تو دیگه کی هستی؟
همچین بچهای اینجا داشتیم؟
...نه
بدون اینکه بدونی چه شکلیام برام آدم فرستادی تا بکشنم؟
...نکه تو ماتیاس هیلدسهایمری؟
پس فکر کردی کی میتونه باشه؟
چطوری اومدی اینجا؟ !افرادم چی شدن؟
!هوی، رفقا بیاید تو
!نادون
.بی احتیاطی کردی و از نگهبانای زنت جدا شدی
نگهبانا؟
!زود بگیرینش
...چ-چطوری
!مگه درمانگر گروه نبودی؟
.گمونم واقعا باورشون شده
.دیگه الان که دید باید میفهمید
دوکی ملکیا، من از اعلی حضرت دستور دارم تا !تو رو دستگیر کنم
!چی؟
،من ناظر سلطنتیم
.ماتیاس ساما این قدرتو داره تا تو رو دستگیر کنه
!عمرا اگه بذارم، اونم به دست همچین بچهای
.ببخش بچهام
!خواهی دید
اگه برای من اتفاقی بیفته، باید منتظر .بلاهایی که بر سر این شهر میاد باشی
.فقط بی هوش شده
،بازجویی ممکنه اطلاعات مفیدی بهتون بده
.حتی از احمقی مثه این
من وظیفه ی بردنش به خدمت اعلی حضرت رو .انجام میدم
.ممنون
.ما یکم کار داریم
کار دارید؟
.میخوام بدونم از کجا فهمیدن داریم میایم
.راست میگه
از کجا میدونستند پادشاه همچین دستوری داده؟
.اینو ببینید
یه نامه؟
تصمیم دستگیری فرمانروا توش نوشته شده
و گفته یه مامور دارای قدرت به زودی وارد شهر میشه
این از کجا اومد؟
.روی نامه، اثراتی از جادو وجود داره
.واضحه که شیاطین توش دست داشتن
!شیاطین؟
یعنی از فرمانروا استفاده کردن تا به چیزی برسن؟
.میشه گفت، یه ربطی به این شهر هزارتو داره
نکنه منظورت اینه که دنبال سنگ جادو هستن؟
.نه، اینطور نیست
به نظرم شیاطین، توی این هزارتو .دنبال رگه اژدهان
.رگه اژدها اینجا، خیلی بزرگتر از مال پایتخته
اگه با طلسم ترکیب بشه
ممکنه باعث یه فاجعه ی جهانی بشه
فاجعه ی...جهانی؟
!باید خیلی زود به پایتخت گزارش بدم
!ممنون میشم. بهتره عجله کنید
!یه لحظه صبر کنید
چیزی نمیشنوید؟
حمله؟
!نه، زمین لرزهاس
.شیاطین، دستکاری توی رگه اژدها رو شروع کردن
...ماتی کون
...این علامت جادویی
.آره، یه گروه هیولا درست کردن
!دارن به این سمت میان
،دستکاری رگه اژدها توسط شیاطین .داره هیولاها رو به اینجا فرا میخونه
!پس فرمانروا داشت در مورد این حرف میزد
!باید همین الان، شیاطین رو از رگه اژدها دور کنیم
ولی هیولاها چی؟
!اینطوری کل ملکیا توی دردسر بزرگی میفته
.دوساعت مونده تا هیولاها به ملکیا برسن
.بیاین عجله کنیم
!باید توی دوساعت تمومش کنیم
.من شیطانی نمی بینم
.حتما پایین تر رفتن
No comments yet. Be the first to leave one.