Exorcist II: The Heretic

Exorcist II: The Heretic

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Exorcist II The Heretic 1977 1080p BluRay x264 YIFY
A Commentary by hamed-hk
هماهنگ با نسخه بلوری ترجمه:داش سُهيل

Tags

BluRay
x264
1080
Published on: 2015-08-02
Downloads: 70
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

. اوه ، پدر

. . . پدر مرين ، در وادي مرگ

. در کنار من باش . . .

چرا من ؟

. من مريض رو شفا ميبخشم

چرا من ؟

. باشه ؛ فردا ، ساعت 8

. دبي

دبي ، ميتوني بشنويش ؟

نه ؟

. صداشو زياد ميکنم

. دبي ، دبي

ميتوني بشنوي ؟

. مامان دير کرده ، هيچوقت سر وقت نمياد

. سلام - . سلام ريگان ، درست سروقت اومدي -

. استثنائا - . بله -

چه خبرا ؟

. خبر زيادي نيست

رويايي چيزي جديد ديدي ؟ - . کابوس نداشتم -

. باشه

. ببينين ، من فقط وقتتون رو تلف ميکنم - چرا همچين چيزي ميگي ؟ -

. ميدونين چرا اينجا اومدم - . خودت بگو -

. تا مادرم حس بهتري داشته باشه - ميشه توضيح بيشتري بدي ؟ -

. اون احساس گناه ميکنه - چرا ؟ -

. . . طلاق گرفتنش ، شغلش

. کلي از اون موقعها گذشته ...

ريگان ، چرا واقعيتو بهم نميگي ؟ بهم اعتماد نداري ؟

. البته که دارم ، دارم

هميشه ميگي که اون موقع رو که . توي واشنگتن زندگي ميکردي رو به خاطر نمياري

. نميدونم بايد حرفتو باورکنم يا نه

يادمه که خيلي مريض بودم . و هميشه کابوس ميديدم ، همين

. اون کابوسها هنوز درونت به سر ميبرن

. هيچ مشکلي در مورد من وجود نداره

ريگان ؟ ريگان ؟ . ميخوام يه چيزي رو بهت نشون بدم

اينو ميبيني ، يه ماشينه که ميتونيم . به کمک همديگه ازش استفاده کنيم

. اين ماشين مارو در مرحله اي خاص از هيپنوتيزم قرارميده . در طول آزمايش خيلي آروم و راحتي

و اونوقته که ميتونيم با همديگه اون کابوسهاي . . . بد رو مرور کنيم و بفهميم که چي بودن

. و معماشونو حل کنيم . . . . در اينجا تنها نخواهي موند ، ريگان

نظرت در موردش چيه ؟ - ! فکر نميکنم شما آمادگي اين کارو داشته باشين -

يعني چي ؟

. شما دکترين ، توضيحش بدين

. لطفا دنبال من بيايين

کاردينال جاروس ، پدر فيليپ لامونت . از جامعه کليساي رُم رو بهتون معرفي ميکنم

ميتونين توضيح بدين به چه دليل اين ماموريتو رد کردين ؟

. من بايد به اعترافات روستائيها گوش بدم . براي اينکار شايستگي ندارم

پدر ، ازتون نميخوام که برين ! و يه مراسم جنگيري ديگه رو اجرا کنين

خيلي ساده ازتون ميخوام که برين اونجا . و در مورد مرگ پدر مرين تحقيق کنين

. شما قبلا جنگيري انجام دادين . شما پدر مرين رو ميشناختين

علاوه بر همه اينها ، شما تحت . تعليمات اون بودين

فکر نميکنم کس ديگه اي غير از شما . براي اين ماموريت شايسته باشه

. فيليپ ، ديدنت باعث مسرّتم شد

. شهرت مرين در معرض خطره . نوشته هاشو ممنوع کردن

چندان تعجب نميکنم . هيچکس در کليسا . دوست نداره چيزي در مورد شيطان بشنوه

شيطان در برابر ديدگاههاي مترقي ما . خجالت زده خواهد شد

. مرين در مسئله شيطان خيلي جلورفته بود . من ترسيدم

اون استدلال کرده بود که قدرت شيطان ! داره حتي قدرت خداوند رو تهديد ميکنه

. پس براش دليل ارتداد هم دست و پا کردن

. . . بسياري از انجمنهاي الهي اعتقاد دارن که

. . . اون به دست شيطان کُشته شده . . .

. درخلال اون جنگيري در آمريکا . . .

. . . بعضيهاي ديگه که به پاپ هم نزديکن معتقدن . . .

. اون يه شيطان پرست بوده . . . . البته آخرکار رو ميگم

شايد پدر مرين از مسيري رفته . که کس ديگه اي نميتونه بره

! پس چطور به ما الهام بده ؟ فيليپ

بيا ، يادت باشه . دنباله روي مسيح هم سخته

اونروزا جوون بوديم ؛ امروز ! به هرجا که نگاه ميکنم ، شيطان رو ميبينم

. خدا به سکوت رفته

. . . نميتونم از وصيت نامه مرين دفاع کنم

تا زمانيکه تمام حقايق مربوط به . . . . آخرين جنگيري که انجام داده روشن بشه

. تو ، تحقيقاتو هدايت ميکني

با احتياط و اعتماد به نفس کامل ميري جلو . و گزارشات رو هم فقط به من ميدي

! ولي من شايستگي اين عمل رو ندارم

. تو يه سرباز مسيحي . خودتو شايسته کن

ازت ميخوام که خيلي دقيق روي اسم اين رنگ تمرکز کني ، باشه ؟

. جين تاشکين ، پدر - . لامونت ، دکتر -

. بفرمايين تو

ليز ، اون چي ميخواست ؟ - از کجا بدونم ريگان ؟ -

اون بخاطر من اينجاست ، درسته ؟

چرا همچين چيزي ميگي ؟

پس گزارش پزشک قانوني چي ؛ . شهادتها ؟ پرونده قطوريه

. بله ، ميدونم

بدبختانه ، مجموعه اينا قسمت بسيار . کوچکي از مرگ پدر مرين رو روشن ميکنن

. اميدوار بودم از دخترتون سئوال کنم

چرا نميشينين ؟ - . متشکرم -

به خاطر اون تجربه ، ريگان از يه . آسيب روحي بسيار سخت رنج ميبره

فکر کنم مراسم جنگيري ! مشکلشو سخت تر کرده باشه

. بايد بدونين که در اون ماجرا سه نفر کُشته شدن

احساس گناه ريگان خيلي زياد بود ؛ . اون همه چيز رو توي خودش ريخت

متاسفم پدر . نميتونم اجازه بدم . ازش در اين مورد سئوال کنين

شوک ناشي از يادآوري اون مسائل . ممکنه سبب فرآيند خودتنبيهي در اون بشه

. نميتونم جلوي خودکُشيشو بگيرم

: شما يه مسئوليت مهم دارين . حفاظت از روحش

حمايت از فکر و مغز و بدنش . مسئوليت منه ، پدر

خودتون ميدونين که دربرابر چه موجودي قراردارين ؟ درسته ؟

در برابر چه چيزي قراردارم ، پدر ؟ - . شيطان -

. بيماري رواني . اون ، چيزيه که اينجا در برابرش قرارداريم

! قربانيان يک جامعه بيمار . . . شيطاني وجود نداره

شيطان يک موجود غير ماديه ؛ . زنده و در قيد حيات

منحرفه و ديگران رو هم منحرف ميکنه ؛ . راهشو به پيکره زندگي باز ميکنه

. ببخشين که مزاحمتون شدم - موضوع چيه ؟ -

. نظرم رو عوض کردم . ميخوام بالاخره اون ماشينو امتحان کنم

. خوبه - ميتونين الان آزمايشش کنين ؟ -

. ببخشين . بعداز اين ديگه سرزده سراغتون نميام

. ايرادي نداره ، پدر . اگه بخواين ميتونين وايستين

. ريگان ، ايشون پدر لامونت هستن - . ريگن مک نيل -

. سلام - حالتون چطوره ؟ -

خوب ، ميتونينم فردا آزمايشو انجامش بديم ريگان ؛ باشه ؟

. پدر ، شايد شما بتونين بهم کمک کنين

باشه ريگان ؟ - . باشه -

اين آزمايشات تاييد ميکنن که نيروي فکر . ميتونه از فواصل دور منتقل بشه

. ايناهاش ، داره يه قاشق رو خم ميکنه - . شارون -

. . . نه در يک مرحله خاص - . ببين ، ميتونم انجامش بدم -

بلکه در شرايط آزمايشگاهي و تحت . . . . نظر دانشمنداني که به موضوع ترديد داشتن

. آسونه - . اي خدا ؛ ريگان -

. به نظر ميرسه که اونا قوانين طبيعت رو به چالش ميکشن - چطور همچين چيزي ممکنه ؟ -

. نگاه کن ، احمق ! تو هرچيزي باورت ميشه

. وايسا ، وايسا

ولي اين فقط يه توهمه . يک تجسم ذهني

. اينا الکترودهاي کنترل امواج مغزين . هر موجي که از جانب مغز بياد دريافت ميکنن

اينا به وسيله برق به اون . . . چراغ متصلن

تا بتونه دو مرحله مختلفي که ايجاد . . . . ميشه رو باهمديگه هماهنگ کنه

آماده اي ؟ - . بله -

حالا آزمايشو از همون راهي که . قبلا بهت نشون دادم انجام ميديم

. حالا ؛ ازت ميخوام که دستاتو شُل کني

. حالا ؛ ازت ميخوام که به سوسوي نور خيره بشي

. تا ميتوني آروم باش

. خودتو رها کن و به نور نگاه کن

حالا ، ازت ميخوام که آروم باشي و اجازه بدي . صدا به اعماقت نفوذ کنه

. به صدا گوش کن

. عميقتر

. عميقتر ؛ ريگان

صدامو ميشنوي ، ريگان ؟

. بله

وقتي صداي زنگ رو بشنوي ؛ . . . از خواب بلند ميشي و احساس خوب شدن ميکني

. ولي از چيزايي که اتفاق ميفته چيزي رو . . . به ياد نمياري . ميفهمي ؟

. بله

خيلي خوبه . حالا ؛ آيا اتاقت رو توي واشينگتن به ياد مياري ؟

. بله

ميتوني اتاقت رو ببيني ؟ - . بله -

. پس ازت ميخوام که عميقتر نگاه کني

اينقدر به اعماق حافظه ات برو تا اينکه . بتوني اتاقتو ببيني

بگذار صدات به اعماق بيشتري بره ؛ . تا بتوني اونجا رو ببيني

. عميقتر

. عميقتر ؛ ريگان ؛ عميقتر

حالا ميتوني ببينيش ؟

. بله

. حالا ميخوام بيام اونجا و با تو باشم يادته که چطور به من کمک کردي ؟

. بله

. خوبه . منو با خودت به اونجايي ببر که الان خودت هستي

من و تو از دستوراتي که ليز و پدر لامونت . بهمون ميدم اطاعت ميکنيم

ميفهمي ؟

. بله

. حالا ، ميخوام نور خودم رو روشن کنم

و تو به من کمک ميکني تا بتونم . خودم رو با تو هم آهنگ کنم

صدامو ميشنوي ؛ جين ؟

. بله

. . . پس ، آروم باش

. . . و خودتو رها کن تا عميقتر و عميقتر بري . . .

. تا با من هم آهنگ بشي . . .

. آروم باش

. عميقتر

. عميقتر

. خوبه

دکتر ؛ ميتونين اتاق ريگان رو ببينين ؟ - . بله -

ريگان ؛ اون وقتو يادت مياد که پدر مرين به ملاقاتت اومده بود ؟

. بله

. ريگان ؛ از حالا به پدر لامونت جواب ميدي

ريگان ؟ - بله ؟ -

. . . اون موقع رو توي اتاق

سعي کن که پدر مرين رو در زمان . . . . قبل از مرگش به ياد بياري

. ما با همديگه تنهاييم - آيا اون شجاعه ؟ مُصمّمه ؟ -

. داره دعا ميخونه

درد ميکشه ؟ - . بله -

آيا داره اون روح پليد رو بيرون ميکنه ؟ - . داره دعا ميخونه -

و تو ريگان ؛ داري چکار ميکني ؟

دکتر تاسکين ؟

جين ؟

! جين ؛ بلند شو

جين چش شده ؟ - ! قلبش ، داره ازجا درمياد -

اونو دوباره بزار ! بايد برگردي عقب و اونو . باخودت برگردوني اينجا

من ميدونم کجاست . بهم کمک کن که پيداش کنم و . بيارمش . ليز ، اونو بزار سرت

. ليز ، بهم کمک کن تا به دکتر تاسکين برسم - . باشه ؛ سعيمون رو ميکنيم -

. عميقا آروم باش ؛ نور رو نگاه کن

. خوبه . خودتو رها کن تا به اعماق بري

به آهنگ خودت گوش بده ؛ . و بگذار عميقتر بره

. عميقتر

. عميقتر . عميقتر

! بدن اونو ترک کن - . اون تا ابد مال منه -

. نه - . هميشه -

. هميشه - . پدر ؛ خواهش ميکنم برش گردونين -

پدر ؛ صدامو ميشنوين ؟

. پدر ؛ خواهش ميکنم ؛ برش گردونين

! به نام خدا

. به جين بگو ؛ اون چيزي رو به خاطر نخواهد آورد

. جين ؛ تو چيزي به ياد نمياري . جين ؛ تو چيزي به ياد نمياري

چي شد ؟ - حالت خوبه ؟ -

. قلبت داشت به شدت تکون ميخورد . نميدونم چي توي کارمون اشتباه بود

. نتونستم تو رو ازاونجا بيرون بيارم

پدر لامونت مجبور شد به داخل تقارن ما بيا . و باهات تماس بگيره . اون بود که برت گردوند

. اون بهت گفت که چيزي رو به ياد نيار - چيزي يادت مياد ؟ -

More Farsi Persian subtitles for Exorcist II: The Heretic

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left