The first 120 lines.
!اما
چی شده؟
وقتی لباسا رو پهن کردی، میشه لطفا بیای برامون قصه بخونی؟
میشه؟
.وقتی تمام کارها رو انجام دادم، حتما میام
!اما
بله خانم؟
.خیلی زود تو اتاق نشیمن چای سرو کن
...ولی هنوز کار شستن لباسها تموم نشده
.خودم میبینم
.خانم خواستن که تو شخصا براشون چای ببری
.این کار رو میدم به یکی دیگه، پس زودباش
.همین الان
اما، تو دردسر افتادی؟
.نه، همه چی روبراهه
.راست میگه، اما تو دردسر نمیافته
.وییک همیشه عصبانیه
چرا همیشه عصبانیه؟
.مامان میگه آدمهای تنها گاهی اوقات عصبانی میشن
قسمت نهم تصمیم
.با اجازه
.خیلی وقته ندیدمت، اما
.بله، خیلی وقته
.اما
.بله
.یهدفعهای دلم هواتونو کرد
.خیلی مشکل سازم، نه؟ یه آدم دمدمی مزاج
.خانم ترولوپ، در خونه من همیشه به روی شما بازه
.خیلی ممنونم
.خیلی خوشحالم که تو هم حالت خوبه
.ممنونم. میتونی بری
...درباره نامزدی پسرتون
.شنیدم ممکنه به هم بخوره
.مثل اینکه همه دارن راجع بهش حرف میزنن
.متاسفم. بیاین موضوع رو عوض کنیم
.مشکلی نیست
.راستش رو بخواین، منم برای همین موضوع به اینجا اومدم
چی؟
.پسرم با عشق قدیمیـش روبرو شده، به صورت خیلی اتفاقی
.احتمالا همون موقع احساسات واقعیـش رو پیدا کرده
اون عشق قدیمی...؟
.من کار وحشتناکی انجام دادم
.من اما رو به جشن نامزدی پسرم بردم
.کی فکرش رو میکرد همچین اتفاقی بیافته
.میخوام بذارمش به حساب سرنوشت
.ولی مطمئنم قبول دارید که چیزایی هستن که از کنترل ما خارجه
.شرط میبندم اون هم خودش میدونه
.بله، منم همین حس رو ازش گرفتم
.حالتی تو چهرهـشه، انگار که با این موضوع کنار اومده
.خیلی قویه
.موندم چی باعث شده که اینطور بشه
چرا باید این کار رو کنیم؟
.فکر کنم یه پادو به اندازه یه پیغامرسان تو شهر خوب باشه
!فرار نکن، جونم
بین تو و اما چه خبره؟
.چیزی که شما خیال میکنین نیست
!انقدر خجالتی نباش
.دوتاتو شب بیرون موندین و تازه بعدشم حسابی طرفـشو گرفتی
.تا حالا خیلی دقت نکرده بودم، ولی از اون خوشگلا هم هستا .با اینکه دل بخواه من نیستش
.یه بار دیگه از این حرفا بزنین، دستـتونو میشکنم
چته تو؟
!درد گرفت
.هانس لعنتی. شوخی هم نداشتا
.چارهای نداره
خانم؟
...خستهام
.هر کسی باشه بعد از اینهمه گریه کردن خسته میشه
.و...گرسنمه
.خب، تو این مدت چیزی نخوردی
...میخوام یه چیزی بخورم
...یه چیز شیرین
النور، چه اتفاقی برات افتاده؟
شما هم چیزی میخورید، مادر؟
.این پودینگ کاناری خیلی خوشمزهـست
.خوب نیست خیلی بخوری
انگاری چه بخورم چه نخورم برام خوب نیست، نه؟
.خب، به این خاطره که داری زیاده روی میکنی
.بابت غذا ممنونم
.آنی، لطفا بگو اسبـم رو آماده کنن
.میخوام یکم هوا بخورم
!خانم
...النور
یعنی به خاطر شوکی که بهش وارد شده زده به سرش؟
،با اینکه خیلی رو نامزدی اصرار داره
.حس میکنم براش بهتره که هر چه زودتر تمومش کنیم
.نامزدی به هم میخوره
چی؟
.ولی از طرف خانواده کمبل به هم میخوره
.فکر نمیکردم همچین تصمیم پدرانهای بگیری
.خانواده جونز از لحاظ مالی خیلی بهدردبخور بودن
.برای همین با وصلت موافقت کردم
،ولی حالا که مشکلات مالیـمون حل شده
.هیچ دلیلی نداره خودمون رو قاطی این آشغالا بکنیم
.یک نامه از طرف جناب گیلمور
یعنی چی میتونه باشه؟
.فکر کنم بهشون پیغام دادم که در مهمونی شام شرکت میکنم
متواضعانه از شما درخواست میکنم" ".که در مهمانی شامی که ترتیب دادهام شرکت نکنید
خیلی سپاسگذار میشوم که وضعیت خانواده" ".خانواده ما را درا ین شرایط درک کنید
،میدونم که رابطه خوبی با کنت کمبل دارن
.ولی این دیگه زیادیه
حالتون خوبه؟
.آره، دیگه بهش عادت کردم
.همیشه دردناکه وقتی یکی از طرفین قرارداد رو لغو کنه
...درباره جشن امشب که کنت استافیلد برگذار کرده
تو هم نظرت اینه که از رفتن امتنا کنم؟
...نه قربان
.میرم
.اگر درخواست نرفتن من رو نداده بودن، زشت میشد که شرکت نکنم
!چطور روشون میشه خودشون رو اینجا نشون بدن
.واقعا که
.میگن اونا لطف و محبت کنت کمبل رو با ناسپاسی جواب دادن
با این نامزدی، خانواده جونز واقعا فکر .کرده بودن که عضوی از اشراف شدن
فکر کنم این نشون میده که نمیتونی شخصیت واقعی خودت رو پنهان کنی
.باید مراقب باشیم که مبادا درگیر اشخاصی مثل اونها بشیم
!نرو
.ایرادی نداره هر چی میخوان راجع به من حرف بزنن
.ولی اجازه نمیدم به خانوادهـم توهین کنن
میخوای چی کار کنی؟ بهشون بگی انقدر پشت سرمون حرف نزنن؟
،اگر همچین کاری کنی و باعث خراب شدن جشن بشی
.تو باعث و بانی نابود شدن جایگاه خانوادهـمونی
No comments yet. Be the first to leave one.