The first 191 lines.
فکر کنم شما نظرتون راجع به
خوراک کلم شرابپز ما که کمي طعم وانيل و کارامل هم داره
اين خواهد بود که بسيار نرم و دلپذيره
تو حالت خوبه؟
بعضي روزها بهتر از روزهاي ديگه است
ممنون که پرسيدين
چه خوشمزهست
آره، 2004 سال خيلي خوبي براي اين شراب بود
ولي نه براي من
لذت ببريد
خب،من براتون از خوراک سوفلهمون گفتم؟
آره،دو تا ميخوايم - انتخاب خوبي کرديد -
دلتون نميخواد تقسيمش کنيد
وااي خدا
"تــولــدت مـــبـــارک"
"تــولــدت مـــبـــارک"
"... تــولــدت مـــبـــارک"
"اتِـل عزيز"
"تــولــدت مـــبـــارک"
"ايشالا هزار ساله شي"
... امم يکم ديگه نمک و کره بريز
همينقدر که تا وقتي حساب کنن زنده بمونن، بسه
اين سفيدههاي تخممرغ رو آروم تر هم بزن
انگار که بچههاي کوچولوي مزاحم هستن
پل"،دوباره آتيش گرفتي"
کريستي"،يک لحظه وقت داري؟"
"الان نميتونم باهات حرف بزنم "گابريل دارم کار ميکنم
آره ميدونم،ولي موضوع اينکه
خيليها به من شکايت کردند
واقعا؟ درباره چي؟
خوب ظاهرا يکي از پيشخدمتها
دچار بحران احساسي شده جنيفر"؟"
نـه کارول"؟"
تـويي
گابريل"،اين بنظرت چه مزهايي ميده؟"
امم،قارچ؟ جواب درست مزهي "کون" بود
گوش کن،شايد بهتر باشه بقيه شب رو مرخصي بگيري
نميتونم اينکار رو بکنم بايد شيکم بچه سير کنم
مشکلي نيست، چندتا استيک از اينجا کش برو ببر خونه و بهشون غذا بده
تو متوجه نيستي
اون مرده که سر ميز 4 يک حرف خيلي بد به من زد
وقتي که داشتم از ماهي قزل آلا براش تعريف ميکردم
مگه ماهي چه مشکلي داشت؟ هيچ مشکلي،ماهي خيلي هم عالي بود
اون به من توهين کرد اووه،پس مشکلي نيست
چي بهت گفت؟ ...گفت من
من يک "پيشخدمت خوب"ام
اينکه بد نيست و حقيقت هم نداره
من وقتي بزرگ ميشدم نميخواستم يک "پيشخدمت خوب" بشم
قرار نبود اينطوري بشه
قرار بود يک روانشناس بشم
خيلي خوب تو يک زن جووني
هنوزم ميتوني اينکار بکني - آره شايد -
ولي احتمالا اول بايد از دبيرستان فارغ التحصيل بشم
الان همهي چيزي که ميتونم براي آيندم تصور کنم،سرو کردن ريستاتوي 60 دلاري
براي يک مشت نازيسمه از خود راضيه
منظورم اينکه،کي رو داريم گول ميزنيم؟
اين يک کپه گنده از برنجهاي کته شدهست
تو چي گفتي؟ "اووه بس کن بابا "رودي
توي مکدونالد ديدمت که داشتي بيگمک ميلمبوندي
فقط بگم که "فليت اوه فيش" بود
و براي شما؟ ... امم،من يک
من يک...
خروس زده شده همراه با ليمونگرس و آويشن ميخوام
انتخاب فوقالعادهايي کرديد ميدونيد...
اين يک خروسه اخته شده است که با چکش زدنش
:مترجمين Aroosepaeiz & Shimaaa "قسمت اول از فصل اول-رهبري کردن"
"مـــامـــان"
"تمرينات تاکيديه روزانه"
"من قلبم رو باز ميکنم و اجازه ميدم چيزهاي"
"فوقالعاده خوبي در زندگيم جريان پيدا کنند"
من قلبم رو باز ميکنم و اجازه ميدم چيزهاي
فوقالعاده خوبي در زندگيم جريان پيدا کنند
"اشتباهاتي که داشتم رو ميبخشم"
"اين هديهاي که من به خودم ميدم"
دخترم به همه پا ميده و اين تقصير من نيست
سلام - ببخشيد، بيدارت کردم؟ -
اشکالي نداره کار چطور بود؟
خوب بود بخاطر گرفتن پول احساس گناه کردم
تو امشب چيکار کردي؟
کار خاصي نکردم تکاليفم رو انجام دادم، تلوزيون تماشا کردم
آهاا تلوزيون تو به سقف وصله؟
چي؟
بگير بشين بايد حرف بزنيم
چه خبره؟
وايولت"، من نميتونم بهت بگم"
که تو اين سن سکس نداشته باشي چون خودم هم سن تو سکس داشتم
مامان، من با کسي سکس نداشتم
به زني که ملافههات رو ميشوره دروغ نگو
و شايد تو اين موضوع رو يادت رفته باشه که
من وقتي نوجوون بودم تو رو حامله شدم
... و لطفا اشتباه برداشت نکن
ولي اين موضوع زندگي من رو نابود کرد - منم دوستت دارم مامان...؟ -
و نميتونم بهت بگم که مشروب نخور يا ماري جونا نکش
چون شعارم توي کتاب :دانش آموزان سال آخري اين بود که
"بيايد مست کنيم و مواد بکشيم"
ميشه تمومش کني لطفا؟ - تو نميدوني چقدر خوش شانسي -
مامانِ من هيچوقت به خودش زحمت نميداد که راجع به اين چيزا با من حرف بزنه
باشه،ديگه تموم شد - عزيزم، من فقط نميخوام تو هم -
يک روز از خواب بيدار بشي و احساسِ بدي بکني چون روانشناس نشدي
!باشه،گپ خوبي بود
بذار برگردونمت توي تختخواب خودت
سلام مامان - سلام عزيزکم -
منتظرت بودم ازت ممنونم
دوست پسر "وايولت" اينجا بود - ميدونم -
داشتند همديگر رو ميبوسيدند
مطمئنم که همينکار ميکردن
با همديگه دوش هم گرفتند
عاليه
فردا براي نمايش استعدادهاي من مياي مدرسه؟
فردا؟ چه ساعتي؟
ساعت 11
اووه عزيزم اونموقع بايد براي شيفت ناهار کار کنم
اشکالي نداره به هر حال من خوب نيستم
گوش کن، شايد بتونم يکي ديگه رو بجاي خودم بگذارم
نميخواد نگرانش باشي
نه من،من ميخوام تو بتوني توي تماشاگرا نگاه کني
و من رو ببيني،چون ...اينجوري ميفهمي که من
هييييس ماماني،ميخوام بخوابم
گپ خوبي بود
سلام
حالت بهتر شد؟
اووه،آره خونهي من يک مأمن واقعيه
خوب،بنظرت من با سرآشپز "رودي" مشکل پيدا ميکنم؟ - حالش خوب ميشه -
يک آب جوي 8 تايي خريد و آشپز شيرينيپزي رو هم با خودش برد خونه
همخوابه شدن با رئيس کي همچين کاري ميکنه؟
مامان...؟
بله عزيزم؟ - من کابوس ديدم -
وااي...نه،خوب... چرا برنميگردي توي تختت
و منم تا چند لحظه ديگه بيام پيشت بخوابم؟
ببخشيد يکي بهت بدهکارم
زياد اونجا دراز نکش آبپاشها تا ده دقيقه ديگه روشن ميشند
اين ديگه چه وضعشه؟ - ميتونم کمکتون کنم؟ -
نماش استعداديابي کي شروع ميشه؟ - کدوم نمايش استعداديابي؟ -
نمايش استعدادها امروز نيست؟ - فکر نکنم -
شوخيت گرفته؟
يعني من پول يکروز رو براي هيچي از دست دادم؟ - شايد هم کار سرنوشت بوده که ما با هم ملاقات کنيم -
اين حتما بهترين لحظه روزِ من ميشه
"پيييس! "راسکو
سلام مامان
اينجا چيکار ميکني؟
نمايش استعدادها؟ امروز نيست
ولي تو گفتي امروزه خوب فکر کنم اشتباه کردم
فکر کنم همينطوره
بچهها در اين مورد سرکارش نگذاريد
وااي خدا،من به مشروب احتياج دارم
سلام،من "کريستي"ـم و يک دائم الخمرام
"سلام "کريستي
الان 118 روز که پاکم
اووه واسه اين موضوع دست نزنيد
اين 118 روز بدترين روزهاي زندگي من بودند
....امم
... تنها دليلي که من اينجام اينه که
من نميخواستم راهي که مادر رفت رو برم
ولي همون کار رو کردم
آره،مثل اون مشروب خوردم
منم مثل اون اشتباهات بدي در روابطم با مردها داشتم
درست مثل اون نسبت به بچههام خيلي خودخواه بودم
و نميدونستم که چطور جور زندگي کنم
چون اون تنها الگويي بود که توي زندگيم داشتم
منظورم اينکه،بعضي از مادرها به دخترهاشون غذا پختن رو ياد ميدن
مامان منم يادم داده چجوري دنبال مواد بگردم
و بازم احساس يک خانم رو داشته باشم
به هر حال ممنونم از اينکه اجازه داديد افکارم رو باهاتون درميون بگذرام
و نميتونم بهتون بگم که چقدر احساس راحتي ميکنم از اينکه
در اين اتاق همراه با آدمايي هستم
...که به اندازه خود من به گا هستن، پس
اووه بس کنيد
سلام من "جيم"ـم و يک دائم الخمرام
"سلام "جيم
فکر نميکني يکم سنت زيادتر از اونيه که بخواي
براي همهي مشکلاتت مادرت رو سرزنش کني؟
سلام مامان
سلام من "گِرگ"ـم ميتونم سفارش هاتون رو بگيرم؟
"سلام "گرگ "من "بوني"ـم و اين هم دخترم "کريستي
سلام اون و من چند ساله که
با هم حرف نزديم واسه همين الان يک لحظه بزرگ براي ماست
وااي خدا
شما چه پيشنهادي براي يک مادر و دختري
که دارند دوباره بعد از يک سکوت طولاني ناشي از عصبانيت، به هم ملحق ميشند داري؟
امم...پاي؟
مامان لطفا،فقط سفارش بده امم،اين چايي بدون کافئينه؟
بله - قول ميدي؟ -
من اگه بعد از ساعت 2 کافئين بخورم بيخوابي ميگيرم
قول ميدم - باشه "گرک"، اما اگه من نصفه شب
بيدار شدم، بهت زنگ ميزنم
خوب پس شمارهام رو بهتون ميدم
و براي شما؟
ما مجموعهي خيلي خوبي از شرابهاي محلي داريم
از هر کدومشون يک بطري برام بيار همراه با يک قيف
. "داره شوخي ميکنه، ما هردومون جز "الکليهاي ناشناسيم
... مامان، "الکليهاي ناشناس"ـه
No comments yet. Be the first to leave one.